تحريف و مونتاژ گزارش هاي مردمي- به روایت ال یاسین

تحريف و مونتاژ گزارش هاي مردمي

در سال 1386 يكي از نهادهاي مرموز امنيتي براي تخريب ايليا «ميم» و بي اعتبار سازي او در سطح جامعه به روش قديمي و تجربه شدۀ تحريف و مونتاژ متوسل شد. اين نهاد مرموز امنيتي كه داراي شبكه اي عظيم از امكانات و اهرم هاي رسانه اي و داراي نفوذ در مراكز مختلف بود، بعد از دسترسي به برخي از اسناد مرتبط به ايليا «ميم» كه به قول يكي از مأموران آن از طريق «ربايش» به دست آمده بود، با واقعيتي بزرگ و تكان دهنده روبرو شد: صدها نفر از مردم، در بارۀ معلم بزرگ ايليا «ميم» گزارش هايي مي دادند كه همۀ اين گزارش ها به نوعي حكايت از قدرت خدادادي و عظمت روحي اين معلم بزرگ داشت. برخي از اين افراد تاكنون ايليا را نديده بودند و حتي چيزي در بارۀ او نشنيده بودند. اين گزارش ها كه به گزارش هاي مستند مردمي شهرت يافت شامل چند دسته مي شد : يك – تجربه هاي غيرحضوري مردم در ارتباط با استاد.  دو- تجربه هاي حضوري آنها از نيروي الهي و شعور نوراني استاد.  سه- كساني كه رؤياهاي عجيب و استثنايي در بارۀ استاد ديده بودند.  چهار- كساني كه پيش از اين استاد را نديده بودند و رؤياهايي خارق العاده و تكان دهنده در بارۀ او ديده بودند كه بعد از ملاقات، استاد را شناخته بودند .

وقتي كه اين نهاد امنيتي كه اختصاراً اِبا ناميده مي شود با اين اسناد تكان دهنده برخورد كرد تنها راه حل را در تحريف و مونتاژ اين فيلم ها ديد. به همين دليل، گزارش هاي مستند مردمي مورد تحريف قرار گرفت. بخش امنيتي اديان از طرق مختلفي به جعل و تحريف اين گزارش هاي مستند دست زد كه برخي از آنها عبارت بودند از:

به ابتداي بعضي از اين گزارش ها، مصاحبه هايي اضافه شد كه با برخي از افراد انجام شده بود با اين محتوا كه رؤياها حجت نيستند و اصالت ندارند.

همين افراد مي گفتند كه برخي ازاين خوابهاي خارق العاده و رؤياهاي بسيار عجيبي كه مردم در بارۀ معلم بزرگ ايليا «ميم» ديده اند نتيجۀ تسخير و تصرف روحي است كه از جانب اين فرد در افراد اعمال شده است. اما آنها فراموش كردند كه هزاران نفر چنين رؤياهايي را ديده بودند و بعضي از آنها هيچ آشنايي قبلي با استاد نداشتند. برخي از آنها از كشورهاي ديگر اين گزارش ها را ارسال كرده بودند و حتي بعضي از گزارش دهندگان زمان رؤياي خود را به سالها قبل و حتي زمان كودكي و نوجواني خود مربوط مي دانستند. (اين افراد ده تا بيست سال بعد با استاد آشنا شدند)

در ابتداي برخي از گزارش هاي مستند مردمي مربوط به رؤيا، با دو روانشناس صحبت مي شود و آنها مي گويند كه اين رؤياها و تجربه هاي حضوري (تجربۀ اعمال خارق العاده و نشانه هاي قدرت الهي) چيزي جز توهم و نشانۀ گرايش شخص به بيماري هاي رواني نيست؛ و البته بسياري از گزارش دهندگان و شاهدان كساني هستند كه در بالاترين مراتب علمي، فرهنگي و تحصيلات دانشگاهي قرار دارند و بعضي از آنها اساتيد دانشگاه مي باشند.

قبل از بعضي از گزارش هاي مستند تجربيات (حضوري و غيرحضوري)، يك كارشناس امنيتي كه تصوير او معلوم نيست توضيح مي دهد كه همۀ اين اعمال چشم بندي، تردستي و شعبده است. سپس برش هايي از متن داخلي خود فيلم ها پخش مي شود كه ابتدا و انتهاي آنها حذف شده است و ناجوانمردانه ترين و حقه بازانه ترين استفادۀ ممكن صورت گرفته است. بعنوان مثال گزارش دهنده در طول حرفهاي خود مي گويد  «ما قصد داشتيم استاد را بزرگ كنيم». بعد از اين جمله، گويندۀ مربوطه نتيجه مي گيرد همۀ اين كارها براي بزرگ سازي اين فرد (ايليا «ميم») و بت سازي بوده است. اما وقتي كه به اصل فيلم رجوع مي كنيم جملۀ كامل به اين شكل است: «همۀ ما استاد را دوست داشتيم و با توجه به تجربيات خارق العاده اي كه از او داشتيم و كارهاي بزرگي كه از او ديده بوديم مي خواستيم اينها را براي ديگران بازگو كنيم ولي چون استاد با اين كار موافق نبودند ما اخبار مكتوم را براي همه بيان نمي كرديم. با اين وجود دشمنان استاد  مي گفتند كه ما قصد داشتيم استاد را بزرگ كنيم». مشخص است كه با حذف جملات قبل از جملۀ مورد  نظر تحريف گران، كل معنا وارونه مي شود. در جاي ديگري از اين فيلم هاي تحريف شده، بعد از پخش چند گزارش مستند از تجربيات خارق العاده و مشاهدات حضوري مردم، قطعه اي از فيلم معلم بزرگ ايليا «ميم» پخش مي شود كه با همين روش ابتدايي، جعل و تحريف شده است. بعد از اين، تعدادی از گزارش هاي مستند كه در بارۀ استاد ايليا «ميم» مي باشد، قطعه كوتاهي فيلم با اين مضمون پخش مي شود: «اينها همه يا دروغ است يا توهم و گزارش دهندگان يا در اشتباه بوده اند يا دانسته و به قصدي دروغ گفته اند. من هيچ وقت اينها را تأييد نكردم و همه را هم غيرواقعي مي دانم و اين را هم چند بار تذكر دادم ». اين حرف كه مي تواند براي بيننده كاملاً فريبنده باشد و او را بطور كامل از حقيقت موضوع منحرف و دچار توهم كند، بريده اي است از يك فيلم مصاحبه و قسمتي از جواب استاد به اين سوال است كه «مي گويند شما از راه دور در آمريكا يك نفر را بعد از مرگ مغزي زنده كرده ايد و گفته ايد كه مي توانيد در هر نقطه از دنيا زلزله بوجود بياوريد.» سپس استاد ايليا «ميم» در پاسخ به اين موضوع مي گويند: «اينها همه يا دروغ است يا توهم و گزارش دهندگان يا در اشتباه بوده اند يا دانسته دروغ گفته اند. من هيچ وقت اينها را تأييد نكردم و همه را هم غيرواقعي مي دانم و اين را هم چند بار تذكر دادم».

فرومايگان سعى مى‏كنند با دروغ از موانع عبور كنند و همين به پليدى آنها منجر مى‏شود و موجب سقوط آنها مى‏گردد. هنر آنست كه تو بدون دروغ و براساس راستى به حل مسائل‏ات بپردازى. ایلیا «میم »

در قسمتي ديگر از فيلم، فردي كه خود را مطلع نشان مي دهد، در بارۀ اين گزارش هاي مستند اظهار نظر مي كند كه: «برخي افراد با استفاده از قدرتهاي شيطاني و با استمداد از روح شيطان قادرند كارهاي عجيب و غريب انجام دهند و با كمك شيطان و اجنه بسياري را شفا دهند يا آينده را پيش گويي كنند يا در چيزهاي مختلف تصرف و نفوذ كنند و حتي ارواح انساني را به تسخير خود در بياورند. حتي ما نبايد بعيد بدانيم كه يك انسان تجسم خود شيطان باشد». با توجه به محتواي كل فيلم، كاملاً مشخص است كه منظور اين شخص، استاد مي باشد. اما مونتاژ كاران و جعل كنندگان اين فيلم فراموش مي كنند كه دچار تناقض گويي هاي فاحش شده اند، اگر اتفاقي چشم بندي است (يعني همان اتهامي كه به گواهي آيات متعدد و مكرر قرآن متوجه همۀ بزرگان، همۀ انبياء و اولياء الهي بوده است) چطور اين اتفاقات اصلاً وجود نداشته است (با استناد به قطعۀ جدا شده از فيلم استاد) يا چطور اين اتفاقات با توجه به شيطان واقعي و تبديل به سحر و جادو مي شود. اما نكتۀ بسيار مهم اين است كه بعد از خروج استاد ايليا «ميم» از زندان، كارهايي خارق العاده و حيرت انگيز از بعضي از شاگردان استاد هم ديده شد. بعد از تخريب هاي پي درپي و ترور شخصيتي استاد، رؤياهاي عجيب و تكان دهنده، بسيار بيشتر از گذشته ديده شد و گزارش هاي شاهدان و تجربه كنندگان دچار رشد و سير صعودي شد…

همه اين تحريف ها، به طور طبيعي و با نشانه هايي كه تا آن زمان رخ داده بود و پس از آن نيز تكرار شد و ادامه يافت، بر ملا شده بود.

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به ایلیا رام الله ,بررسی و آشنایی ,آسیب شناسی عرفان های نوظهور ,اسیب شناسی معنویت های نوپدید ,اسیب شناسی عرفانهای کاذب ,آشنایی و نقد و بررسی جریان های نوپدید دینی ,آشنایی و نقد و بررسی جریان های شبه معنوی نوپدید دینی ,برچسب دروغین مدعیان دروغین به اساتید معنوی چون سای بابا ایلیا رام الله پیمان فتاحی اوشو ,برچسب دروغین مدعی دروغین به اساتید معنوی چون سای بابا ایلیا رام الله پیمان فتاحی اوشو ,اتهام دروغین ترویج عقاید انحرافی به شاگردان ایلیا رام الله پیمان فتاحی ,فرقه شناسی ,آشنایی و نقد و بررسی جریان های  نوپدیدشبه معنوی  ,برچسب دروغین جریان انحرافی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین جریان انحرافی به استاد فتاح ,برچسب دروغین جریان انحرافی به ایلیام پیمان فتاحی

بنيانگذار الاهيسم –استاد ایلیا میم رام الله-پیمان فتاحی

بنيانگذار الاهيسم

به روايت يكي از شاگردان استاد ایلیا رام الله

تعليمات الاهيسم در ايران و خاورميانه براي اولين بار توسط ايليا بيان مي‌شد اما بنيانگذار اين تعليمات تا آنجا که ما مي‌دانيم ايليا نيست بلکه ايليا يکي از راويان اصلي الاهيسم بود و آموزه‌هاي بنيادي الاهيسم را در قالبها و به شيوه‌هايي هماهنگ با شرايط اين عصر تفسير و تبيين کرده بود. پيش از ايليا، معلم الاهيسم استاد معظم يحيي روح الله بود و ايشان مستقيماً به بعضي ديگر از شاگردان خود، الاهيسم را آموزش داده بودند. بعضي از اين افراد عموماً با استاد در ارتباط بودند و تفسير و روايت ايشان را بعنوان تفسير کامل و روايت عالي قبول داشتند. عدۀ ديگري نيز آموزه‌هاي الاهيسم را از حضرت استاد روح الله، در نقاط مختلف دنيا دريافت کرده بودند که بعضي از آنها داراي معروفيتي جهاني هستند. در آنجا ايشان را به نام روح الله نمي شناختند بلکه استاد معظم يحيي روح الله در نقاط مختلف دنيا داراي اسامي متعددي بودند مانند ديويد هيوم و دهها اسم ديگر. گاهي نيز به ايشان ماها يا باباجي يا ماهاآواتار مي‌گفتند. کتابهاي زيادي طي دهه‌هاي گذشته و قرن اخير در بارۀ استاد معظم يحيي روح الله توسط اساتيد معنوي نوشته شده است با اين تفاوت که اسامي مورد اشاره در اين کتابها که همگي مشخصات و ويژگي‌هاي يک فرد واحد را بيان مي‌کنند، يکسان نيست. فيلم‌هايي نيز به روايت از بعضي از بزرگان در بارۀ ايشان وجود دارد… حتي اين معلوم نبود كه «ماها» اولين معلم و بنيانگذار اين تعليمات كامل و جامع باطني باشد. الاهيسم معلمان بزرگي در طول تاريخ داشته است و خود عبارت الاهيسم در قالب كلمات مختلفي عرضه شده است. اما در هيچيك از متون مادر الاهيسم بطور مشخص و دقيق از اولين بنيانگذار الاهيسم سخني به ميان نيامده است بلكه آدرس‌ها به گونه‌اي است كه حتي مثلاً وقتي كه در بارۀ بزرگان اين مكتب باطني يا حتي «ماها» صحبت مي‌شود به دليل ويژگي‌هايي مانند گمنام بودن و حفظ اسرار، گاهي اين افراد و معلمان بزرگ در هاله‌اي از ابهام حضور مي‌يابند و حتي يك ذهن بدبين ممكن است تصور كند كه بعضي از آنها فاقد وجود تاريخي هستند مانند همان نظريۀ تاريخي كه عيسي مسيح را نه يك شخص واقعي بلكه صرفاً يك رويا و اسطوره مي‌داند. نظريه‌اي كه در قرن اخير در ميان اكثر روشنفكران مسيحي شايع است.

ظاهراً الاهيسم جرياني بود به موازات جريانات ديگري مانند يوگا، فالون گنگ، شمنيزم، ساينتولژي، تي ام، تانترا، اکنکار و صدها جريان معنوي ديگري که بسياري از آنها امروز هم وجود دارند و گفته مي‌شود که تعداد همۀ آنها بيش از شش هزار جريان معنوي است اما به دلايل زيادي الاهيسم با اين جريانات قابل مقايسه نيست از جمله اينکه الاهيسم داراي هسته‌هاي بنيادي کاملاً متفاوتي و من جمله اصل توحيد (لااله الا الله) و ساير اصول آسماني است. بر حقانيت همۀ اديان هدايت کننده و خداگرا صحه مي‌گذارد و در عين حال خود را يک دين يا مذهب يا فرقه نمي داند بلکه در گرايش خداگرايي خلاصه مي‌شود. الاهيسم يك مكتب باطني است و ارتباطي با دين و مذهب ندارد بلكه دينداران را به پيروي كامل و هوشمندانه از دين خود توصيه مي‌كند…

ما مخالف جريانهاي وارداتي (اكنكار، يوگا، شمنيزم و غيره) نبوديم بلكه روش ما پيوند و جهت دهي توحيدي بود. پديده‌اي مانند يوگا يا موارد مشابه به پديده‌اي جهاني مبدل شده بود. اينها واقعياتي غيرقابل انكار و اجتناب ناپذير بودند. انكار كردن پديده‌هاي واقعي مخصوصاً جهاني عملاً امري امكان ناپذير است. بنابراين ما به جاي انكار اين جريانات از چند طريق عمل مي‌كرديم:

يك. آشكارسازي جذابيت و عظمت تعاليم الهي و كلام خدا.

دو. الهي سازي جريانات. يعني سعي مي‌كرديم اين جريانات را با توجه به كلام خدا هر چه بيشتر اصلاح كنيم و جهت آنها را در مسير خداگرايي تغيير دهيم.

هنرهاي ماورايي، روش‌هاي NX، فنون باطني و طرق روح زايي چيزي نبود جز تفسير معنوي و كاربردهاي باطني كلام خدا بويژه مفهوم تسليم الهي. هستۀ اصلي تعليمات اكنكار كه داراي گسترش جهاني است پرواز روح است. ما در هنرهاي ماورايي هم هنر پرواز روح داريم اما آنچه در الاهيسم و هنرهاي ماورايي گفته مي‌شود مو به مو و ذره به ذره بر اساس كلام خدا و كتاب خداست. از طرفي كارايي و توانمندي روش‌هاي بكار رفته در الاهيسم، با آنچه بعنوان مشابه در مكتبهاي ديگر است واقعاً و به شد غيرقابل مقايسه است. اين دو حيطه مثل تفاوت شخم زدن يك زمين با گاوآهن در مقايسه با شخم زدن آن با تراكتور است. مثل تفاوت هواپيماي فوق مدرن با هواپيماهاي ابتدايي در جنگ جهاني دوم است. بعنوان نمونه تفاوت بين آموزه‌هاي نشانه شناسي در الاهيسم با آنچه در شمنيزم ديده مي‌شود فرق بين مشعلي بزرگ و فروزان است با نور يك شمع. به اين دليل در بارۀ نشانه شناسي، شمنيزم را مثال مي‌زنم چون شمنيزم اوج و قلۀ تعليمات نشانه شناسي باطني است. يا آنچه بعنوان رويابيني در الاهيسم مطرح است با مثلاً مكتب رويابيني تبتي كه سبكي شاخص محسوب مي‌شود، قابل مقايسه نيست كه البته هر كدام از اين موضوعات در جاي خود و به صورت تخصصي و طي كتابهايي مورد بحث قرار گرفته است. مثلاً با مطالعۀ كتاب مكتبهاي رويابيني كه توسط محققي برجسته در زمينۀ علوم باطني تأليف شده است به سادگي به تفاوت فوق العاده‌اي كه بين مكتبهاي رويابيني و رويابيني الاهيسمي وجود دارد پي مي‌بريم.

الاهيسم تنها بر كليات و اصول اساسي كلام خدا تأكيد دارد. بر خداگرايي، تسليم الهي، توجه به خداوند و عشق الهي.

 

دوره‌هاي تعليمي الاهيسم

در آن سالهاي دورتر در کنار تعليمات اصلي و اساسي ايليا که همان تسليم الهي و تفکر متعالي بود، ما بعنوان تمرين و تجربه‌هاي عبوري، برخي از روش‌هاي باطني و فنون مربوط به آنها را هم تجربه مي‌کرديم. عنوان اين دوره از آموزش‌ها «دورۀ نجومي» بود که به صورت ناآشکار و تقريباً محرمانه آموزش داده مي‌شد. دورۀ نجومي اسمي بود که بعدها روي آن گذاشتيم. وقتي که به دوره‌هاي تعليمات عمومي استاد دورۀ خورشيدي گفته شد، اسم اين دوره هم نجومي شد. تنوع روش‌ها و فنوني که در دورۀ نجومي آموزش داده مي‌شد بسيار بالا و جذابيت و کششي که عليرغم سختي‌هاي فراوان، در آنها وجود داشت بسيار زياد بود. روش‌هايي که در دورۀ نجومي آموزش داده مي‌شد به هفت شاخۀ کلي تقسيم شده بود و هر طيف از کارورزان باطني يکي از اين شاخه‌ها را تمرين و تجربه مي‌کردند. ايليا عموماً به سرشاخه‌ها و مربيان اصلي آموزش مي‌داد و جز بنابر ضرورت، ارتباطي (از اين زاويه) با بقيه نداشت. حتي بعضي از کارورزان باطني ايليا را بعنوان معلم اصلي نمي شناختند و همين زمينه‌اي را فراهم مي‌کرد تا در مواقع خاصي ايليا خودش به آزمون آنها دست بزند. پايين بودن سن ايليا و ناشناس بودن او براي بعضي از کارورزان، شرايط را براي اين کار مناسب‌تر مي‌کرد…

منبع : کتاب آمین – جلد اول

www.masterelia.org

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

اولين بار در سال 1375 آموزش‏هاي علني و عمومي پیمان فتاحی در سن 23 سالگي در تهران آغاز شد , آموزش هاي ايليا «ميم» , الاهيسم خوانده مي شود ,. ایلیا رام الله براي تعليمات خود پولي دريافت نمي‏کند , بنيانگذار الاهيسم ماهاآواتار مي‌باشد , ماهاآواتار در ايران با اسم استاد روح الله شناخته مي‌شود , الاهيسم باطني را مي‌توان معادل علوم باطني با جهت گيري خداگرا دانست و ارتباطي با هيچ يک از اديان , مذاهب يا فرقه‌ها ندارد , يکي از محوري‏ترين آموزش‏هاي پیمان فتاحی- آموزش روش‏هاي سي و شش گانه تفکري است که با عنوان XYZ شناخته مي‌شود ,روشهایی مانند تفکر خلاق-تفکر مفهوم‏ياب- دورانديش- قرينه‏اي- فراانديش- روش‏هاي تصميم‏گيري- تصميم‏سازي و تصميم‏بيني از تعالیم ایلیا رام الله می باشد , آموزش‏هاي عمومي ايليا «ميم» درباره حضور الهي , تجربه عشق الهي , احياء روح , انقلاب دروني , نور زنده , هدايت الهي و زندگي متعالي مي‌باشد , هماهنگ عمل کردن با روح و حرکت کائنات يکي از مهمترين توصيه‌هاي ایلیا میم است , ایلیا بارها اشاره کرده است که «مسيح و مسح شدگان ديگر زنده‌اند و تعليم مي‌دهند» , تعداد شاگردان و پيروان استاد ايليا «ميم» به دهها هزار تن مي‌رسد , در بين پيروان و شاگردان ايليا از همه اقشار مردم ديده مي‏شود , از بعضي از شاگردان ايليا نيز توانايي‌هاي فوق العاده‌اي گزارش شده است , ايليا با هر دسته از مردم با روش متناسبي ارتباط برقرار مي‏کند , آموزش‌هاي ايليا «ميم» ابعاد متعددي دارد بطوري که در زمينه‌هاي مختلف زندگي انسان قابل تعميم است , موزش‌هاي ایلیا داراي سه جنبه ذهني , قلبي و روحي

هکا؛ روش معجزه-از تعلیمات پیمان فتاحی

به نام خداوند بخشنده مهربان

هكا؛ روش معجزه

 (قسمت اول)Heka-1

 به روايت ال ياسين

«كلمات انسان سرنوشت او را بوجود مي‌آورند. انديشه‌ها زندگي سازند. آنچه به خود مي‌گويي همان را از زندگي خواهي شنيد. از كلام تو بر تو حكم مي‌شود. تو هماني كه مي‌انديشي…»

پيامي كه در چنين عباراتي نهفته است بيان كنندۀ يكي از مهم ترين و اساسي ترين اصول باطني است. طي يك قرن اخير، صدها كتاب توسط دانشمندان و محققان علوم مختلف در بارۀ اين اصل بزرگ نوشته شده است و در عصر حاضر مهم ترين روش ايجاد تغييرات در زندگي فردي و اجتماعي بهره گيري از اصل كلام سازنده است. برپايۀ اين اصل دهها هزار صفحه متن محققانه نوشته شده و آزمايشهاي بسياري صورت گرفته است. اين اصل مي‌گويد زندگي انسان از انديشه‌هاي (كلمات) او ساخته شده است بنابراين با تغيير انديشه‌ها مي‌توان، هر نقطه از زندگي را تغيير داد. آشكاري و اكتشاف دوبارۀ اين اصل بزرگ در اواخر قرن نوزدهم و در غرب، سبب بوجود آمدن تكنيك‌هايي براي حصول موفقيت در زندگي شد و دهها تكنيك مختلف بر همين اساس بوجود آمد.

محتواي عموم تكنيك‌هاي موفقيت يك چيز است و آن قوانين معنوي و باطني تحقق خواسته‌ها و وقوع موفقيت هاست اما شكل اين تكنيك‌ها با يكديگر متفاوت است.

يكي از محورهاي اصلي تكنيك‌هاي موفقيت چگونگي استفاده از قدرت فكر و كلام براي ايجاد تغيير در زندگي است. ساده ترين و ابتدايي ترين تكنيك استفاده از اصل قدرت انديشه و كلام، بهره گيري از تلقين به نفس است. در اين روش، ما انديشه‌هاي خود را از طريق تلقين انديشه‌هاي جديد تغيير مي‌دهيم و به برنامه ريزي ناخودآگاه مي‌پردازيم. تلقين به نفس روشي قدرتمند محسوب نمي‌شود و بيشتر متكي به پشتكار، تمركز و باورپذيري فرد است. بعد از گسترش تكنيك تلقين به نفس در غرب و بويژه فرانسه و آلمان، روش ديگري به نام هيپنوتيزم بعنوان ابزار تغيير انديشه‌ها در برنامۀ كار متخصصين مربوطه قرار گرفت…

كوئه، دكتر داروسازي كه به دليل توانمندي گستردۀ اصل فكر خلاق به شدت تحت تأثير قرار گرفته بود، متد ديگري را پي ريزي كرد كه به نام خود او مشهور شد (متد كوئه). روش‌هاي جديد روزبروز توسط محققان علوم مختلف عرضه مي‌شد. همۀ اين روش‌ها مي‌خواستند به گونه‌اي قدرت فكر و كلام را در راستاي اهداف زندگي انساني، مورد بهره برداري قرار دهند. آخرين مدل تكنيكي كه براي استفاده از قدرت فكر و كلمات، در سطح جهاني عرضه شده است، ان ال پي مي‌باشد.

اما استفاده از توان فكر و كلام موضوعي است كه به هزاران سال قبل بازمي گردد و بايد گفت كه در عصر جديد بازسازي و شبيه سازي دوباره‌اي از روش‌هاي كهن صورت گرفته است. با اين حال توانايي و كارآمدي روش‌هاي كهن كلامي و انديشه‌اي در مقايسه با روش‌هاي جديد، بوضوح متفاوت است. روش‌هاي كهن كه عمدتاً با اتكاء به علوم اسراري، كتب مقدس و دانش شهودي طراحي شده اند، از قدرت و اثر گذاري بسيار بيشتري برخوردارند.

در اين ميان كاليما يكي از كهن ترين و قوي ترين روش‌هاي بكارگيري توانايي فكر و كلام در الاهيسم باطني مي‌باشد. هزاران سال قبل از ميلاد مسيح، كاليما توسط كاهنان بزرگ و كارورزان خبرۀ باطني بكار گرفته مي‌شد و ايشان با استفاده از روش كاليما به كارهاي حيرت انگيز و خارق العاده‌اي دست مي‌زدند. كاليما از كلمات و انديشه‌ها و تصاوير استفاده مي‌كند. روياهاي جهاني و روياي فردي را بكار مي‌برد. تأثير خاص زمانها و مكانها را در نظر مي‌گيرد. در فهم و ادراك فرد ريشه مي‌دواند و شهودات فردي را به ميدان مي‌كشاند…

كاليما به دليل ويژگي خاص خود شباهت عمده‌اي با روش‌هايي مانند تلقين به نفس، تلقين هوشيارانه، هيپنوتيزم يا عبارات تأكيدي و ان ال پي ندارد. حوزۀ اثر گذاري كاليما كه از اعماق كلام خدا و متون مقدس استخراج شده است بسيار گسترده‌تر از حوزۀ اثرگذاري تلقين به نفس يا روش‌هاي مشابه است. حيطه‌هايي كه كاليما داراي قدرت تغيير در آنهاست بسيار وسيع‌تر از حيطه‌هاي كارايي روش‌هاي جديد است. كاليما را مي‌توان مانند يك مشعل بزرگ دانست و روش‌هاي جديد را به شعله‌هاي شمع تشبيه كرد…

هوشمندي بكار رفته در كاليما همان شعور الاهيست زيرا كاليما از كلام خدا برآمده و داراي همان قدرت و شعور نهفته است. كاليما مانند مرواريد و جواهرات است كه بايد آن را با صرف تلاش بسيار بدست آورد، حفظ كرد و براي زندگي خوبتر و تحقق اهداف و قصدها بكار برد.

«حرفها وقايع اند. بفهم چه مي‌گويي و وقايع زندگي ات را به کنترل در آور.»

«كلام هماهنگ زندگي به بار مي‏آورد و كلام ناهماهنگ درخت زندگي‏ات را بي‏بار مي‏كند و بر بار سنگين رنج‏ات مي‏افزايد.»

« انسانها از نواحي مختلف روح خود و با تكيه بر قسمتهاي مختلف مغز و ذهن خود حرف مي‏زنند و همين محل صدورهاي مختلف، ويژگي‏هاي كلام آنها را تغيير مي‏دهد و آنرا شديد و ضعيف مي‏سازد.»

 «كلمات خود را مي‏سازند. هسته يك درخت در درون خود داراي آن چيزيست كه لازم است آنرا تبديل به درختي كامل كند و اين مثال كلام انسان است. كلام مي‏تواند همان چيزي را به تجسم درآورد كه در خود دارد، قصدهاي گوينده خود را.»

« انسان وارث خداوند است. همان خدايي كه روش او كن فيكون است… ارث خود را، ميراث فرمانروايي را، از خداي زنده اي كه هرگز نمي‏ميرد به تسليم دريافت كن و وعده او را بپذير كه فرمود تو را مانند خود كنم كه به هر چه بگويي باش بشود»

www.masterelia.org

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب

فساد مالی و اخلاقی کلیدواژه های استفاده شده برعلیه پیمان فتاحی توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ایران ,هكا؛ روش معجزه , ان ال پي , كاليما , بكارگيري توانايي فكر و كلام در الاهيسم باطني , روياهاي جهاني و روياي فردي , كاليما از كلام خدا برآمده , كلام هماهنگ ,پيوند تمدنها , ارتباط تمدن ها , ازدواج تمدن ها , نزدیکی ادیان , ارتباط ادیان , تلفیق دين مسيحيت و يهود با اسلام از اتهامات وارده به ایلیا میم رامش از چهار هزار صفحه متن مکتوب در زمينه روش‌هاي علوم باطني و نظريه‌هاي بنيادي و کاربردي از ایلیا میم در دست مي‌باشد , ايليا بطرز چشمگيري ساده و معمولي است , اسم شناسنامه اي ايليا «ميم» پيمان فتاحي مي باشد

پرتاب سنگریزه ها و ریزش کوهها -قسمت دوم

پرتاب سنگریزه ها و ریزش کوهها – قسمت دوم

 در قسمت پیشین اشاره شد که پیش از دستگیری استاد و شروع برخوردها توسط دایره مذاهب وزارت اطلاعات، ایشان چند جا این موضوع را طرح کرده بودند که هر کاری که حکومت با ایشان و پیروانشان انجام دهد، همان کار را جهان با آنها می کند. با این تفاوت که آنها با دروغ و حقه برخورد می کنند اما جهان با راستی و درستی این برخورد را با آنها خواهد کرد. یکی از کسانی هم که با ایشان در زندان بود، همین مطلب را در فیلم خود تعریف کرد و اشاره می کرد که استاد [ایلیا] در زندان [هم] این حرف را گفته است. در طی آن مدت [و تا پیش از دستگیری مجدد استاد] ردگیری برخی اتفاقات ما را به این سمت می برد که حتماً فلان اتفاق ربطی به موضوع دارد اما چون در صحبت های بعدی، ایشان این مسئله را تأیید نکرده بودند و نظری دربارة آن نداشتند تصمیم گرفتیم در اعلام موضع رسمي، فرض را بر اين بگيريم كه همۀ اين اتفاقات تصادفي يا انعكاس دعاي مردم ايران باشد، با اینکه همان زمان هم مطمئن بودیم که روند این وقایع یک اتفاق طبیعی و واکنش متقابل است و آن را واکنش دوستان خودمان نمی دانستیم اما این دو را در ارتباط با هم می دانستیم که بر طبق همان اصل واکنش جهانی رخ می دهد

بعد از اشاره به این موضوع و انتشار بخش اول این مطلب واکنش هایی از سوی دایره مذاهب داده شد که همگی حاوی تهدید و خط و نشان یا تمسخر و تحقیر بود. با این  حال نگاهی گذرا به وقایع چند ماهه اخیر و ردیابی امتداد وقایع که حتی نیاز به بررسی و گزینش اخبار هم نداشت به ما نشان داد که واکنش ها بسیار روشن تر، واضح تر و دقیق تر و در عین حال شدیدتر و گسترده تر شده اند. ما دوباره با این سوال مواجه شدیم که آیا این تعدد و تقارن های دقیق می تواند اتفاقی و تصادفی باشد؟ با اینکه این موضوع را به دلیل واکنش های استاد که همان عدم تایید و نظر ندادن بود، در حد یک مسئلة ذهنی و درونی محدود کرده بودیم اما این بار و به ویژه پس از دستگیری مجدد استاد آنقدر اتفاقات متعدد، دقیق و واضح بود که نمی توانستیم از ارتباط غیرقابل انکار آنها با هم به سادگی بگذریم. در هر مورد واکنش ها تعدد بالایی داشت و از چند زاویه رخ داده بود. شدت واکنش ها، موازی و تصاعدی بودن پاسخ ها، انعکاس در وسعت جهانی، دقیق، متقارن و منطبق بودن، چند وجهی، دامنه دار و عمیق بودن پیامدها، وقوع در بهترین زمان و مهیب بودن و برخورداری از کیفیت بالا، حیرت انگیز و مبهوت کننده بود. این بار یکی از بزرگترین مراجع تشیع و بزرگان دینی صاحب کرامت (آيت الله العظمي بهجت) فوت کرد و این ضایعه بزرگ و فقدان عظیم درست مصادف شد با تمدید مجدد بازداشت استاد برای ماندن در انفرادی که حبس ایشان را به شش ماه می رساند

اتهامات، انتسابها و تخریبهای گوناگونی به منظور ترور شخصیت استاد، به صور مختلف از جلسات احضار شاگردان گرفته تا رسانه ها طرح شد. بعضی از این انگها و برچسبها عمومی بود و معمولا به دگراندیشان و هر جریان های فکری متفاوت زده می شد اما برخی از آنها اختصاصی و ویژه بود و معمولا سابقه انتساب آن به افراد کمتر دیده می شد چه رسد به اینکه به مسئولان عالی رتبه نظام زده شود اما طی زمانی کوتاه اعضا و حامیان جناح های مختلف در نظام شروع به تخریب و توهین تبلیغاتی کرده و یکدیگر را متهم به استفاده از حربه های تخریبی کردند. انتساب “مدعی دروغین بودن” یکی از آن برچسب های ویژه است که کاملا راهبردی نیز مورد استفاده قرار می گیرد و بارها در مورد استاد تکرار شد. رسانه ها مطالبی را منتشر کردند که برخی چهره های شناخته شده نظام، یکی از مقامات عالی را به عنوان مدعی دروغین امام زمانی متهم و پیش بینی می کردند که بعيد نيست ایشان امر برايش مشتبه شود و خود را امام زمان بداند! برچسبهای ویژه بعدی هم یکی پس از دیگری شنیده شد. حامیان دو تن از نامزدها درباره «دجال» بودن دیگری مطالبی را منتشر کردند و جالب تر آنکه هر دو طرف با اتکا به روایات و نشانه ها این ادعا را طرح می کردند!  «شیطان» بودن استاد یکی دیگر از این برچسبهای عجیب و نامتعارف بود که در حالت معمول بعید به نظر می رسد حتی رقبا هم چنین اتهامی به یکدیگر وارد کنند اما اختلاف نظرهای گروههای مختلف به جایی رسید که حامیان یک جریان در رسانه ها اعلام کردند «هر پوشنده لباس دین» روحانی نیست، بلکه با «تشکیل صفوف، مشخص می‌شود که پیشگامان صف خدا و شیطان» چه کسانی هستند. آنها خود را جز حزب الله و طرف مقابل را حزب شیطان نامیدند که به فرموده خداوند در ظلمات به سر می‌برند! در اتهامات و بهتر بگوییم تهمتهای ریز و درشتی که برای تخریب استاد به کار گرفته می شد اتهام یهودی بودن ایشان هم مدام تکرار می شد. این اتهام مضحک بر پایه عنوان «رام الله»[2] یا نسبت مضحک تر ارتباط با صهیونیستها طرح شده بود. در کوران داغ افشاگری ها مستندات و اخباری در رسانه های داخلی منتشر شد که از یهودی زاده بودن یکی از رهبران یک حزب اصلی و قدیمی خبر می داد که فامیلی خود را تغییر داده است. مدت کوتاهی بعد نیز شنیده شد که یکی از بلندپایه ترین مقامات نظام از خانواده ای یهودی تبار بوده و این موضوع از طریق مدارک سازمان ثبت احوال قابل اثبات است. در حلقه بعدی و در مناظره هایی که میلیونها چشم شاهد آن بود طرفین یکدیگر را به دفاع از دیدگاههای هیتلر و نئونازی ها یا همسویی با اسرائیل و صهیونیسم متهم کردند. همین روال ادامه پیدا کرد و شدت یافت. قوه مجریه طی مدارک مستند و شاهدان موثق به ایجاد فساد سازمان یافته‌ و قوه قضائیه به کوتاهی در رسیدگی به پرونده های مربوطه متهم شد. در حالیکه خیانت و انتساب به ارتباط با خارج مدام توسط حامیان نامزدها مطرح می شد و اتهام براندازی و کودتا را به یکدیگر وارد می کردند، صدها سایت و رسانه خبری در کالبدشکافی این اتهامات مقالات، میزگردها و مصاحبه های متعددی انتشار دادند. وارد کردن اتهام دزدی و پرونده سازی سکه رایج شد و سران نظام از رقمهای هنگفت ناپدید شده، رشوه های دریافت شده و پرونده های فساد مالی علیه هم و در رسانه ملی داد سخن دادند. افشای پرونده های مالی و مشخصات حسابهای شخصی مقامات بلندپایه در اینترنت هم تکه دیگری از این پازل شد. همه مدعیان از چند هزار صفحه سند، از شاهدان معتبر و از فیلمهای مستند گفتند و برخی را منتشر کردند. انتشار هزاران پیامک و ایمیل و جک تخریبی هم که چاشنی این آش زهرآلود بود. فقط در یک خبر اعلام شد که بیش از 5 میلیون سی دی تخریبی علیه یکی از کاندیداها پخش شده است. مقایسه سران نظام با افراد منفور مثل عمروعاص، معاویه، ابوسفیان، هیتلر و حتی ابن‌ ملجم‌ها و قطام‌ها بر سر زبانهای مردم کوچه بازار و گویندگان رسانه ها افتاد. دامنه توهینها و تخریبها به بالاترین مقامات کشیده شد. شعارهای مخرب، آتش زدن عکس ها و انتشار کاریکاتورهای موهن، دادن لقب هایی همچون فاشیسم اسلامی، خونخوار، فتنه گر و گشتاپوی اسلامی و… باعث شد در بهت و حیرت افکار عمومی ایران و جهان، بزرگان نظام از هر جناحی يكي پس از ديگري مورد اتهام و بي احترامي قرار گيرند، آن هم نه از طرف بیگانگان که از طرف خودی ها و هم دوشان خودشان. نیتها و عقاید اصلی زیر سوال رفت و به جای سوابق خدمتگزاری و ارزش های انقلاب صحبت از مافیای هفت‌سرِ ثروت اندوخته از بیت‌المال، انحراف، قدرت طلبی و فساد رونق گرفت. دامنه این وضع به جامعه نیز کشیده شد؛ رئيس دولت اصلاحات تحقير ملت را بزرگترين بداخلاقی دانست و خس و خاشاک خواندن مردم سیلی از اعتراضات مردمی را در پی داشت که به دنبال آن اعتراض هنرمندان نیز در قالب ترانه و موسیقی و طومار و… به آن اضافه شد. وضعیت تا جایی بحرانی شد که یکی از مراجع بزرگ نسبت به فروپاشی اخلاقی هشدار جدی داد و دیگران از این شرایط به عنوان مرگ اخلاق یاد کردند و این اقدامات را غیردینی، غیراخلاقی و غیرقانونی شمردند. اتهام فساد، فرقه سازی، بدعت و براندازی همچون بارانهای اسیدی ویرانگر بر شخصیتهای عالی نظام بارید و سیلی ویرانگر جاری شد که برای ترمیم زخم هایش شاید سالها وقت و هزینه لازم باشد. انگ زدن ها تنها به بی اعتباری خود افراد نینجامید و طبق نظر تحلیلگران به فاش کردن اسرار حکومتی، بی اعتباری نظام و بی اعتمادی ملت منجر شد. کارشناسان امر هشدار دادند که بدون كنكاش در نيت آقایان و بدون قضاوت در مورد درستی یا نادرستی این ادعاها، براي همه زنگ خطري جدی به صدا درآمده است. طبق گفته تحلیل گران چنین القا و برداشت شد که قانون گريزي، مال اندوزي،  عافيت طلبي، خود تفسيري، و استفاده ابزاري از آرمان هاي انقلاب اسلامي شيوه متعارف چنان چهره ها و كارگزاراني بوده است. و دلسوزان هشدار دادند که اگر چنين باوري در ذهن مردم باقي بماند و رنگ حقيقت بدان ممزوج گردد، بناي اعتماد به كارگزاران نظام را فرو خواهد ريخت. این اتهامات و انتسابات درست یا غلط با سند یا بی مدرک تنها طرحشان کافی بود تا این تصویر را از  ایران و نظام حکومتی آن در اذهان ایجاد کند. حاکمان شبیه به چوپانان گله ای بودند که ناگهان رنگ عوض کرده  و یکدیگر را به گرگ و چپاولگر بودن متهم می کردند و میان درگیری ها اسنادی از صدمه های جبران ناپذیری که به گوسفندان وارد کرده بودند را افشا می نمودند… حقیقتی هولناک و تلخ که ناجیان و خدمتگزاران ملت را به شیاد، شیطان، مافیا و فساد مجسم بدل می کرد

در پروژه ترور شخصیت استاد قوای رسانه ای دولتی با بهرگیری از توان قابل توجه خود به حملات بی امان طی 3 سال ترور فرهنگی-اجتماعی استاد و جمعیت پرداختند. شب اول دستگیری استاد ایلیا مصادف شد با راه اندازی شبکه بی بی سی فارسی که بعد از چند ماه به یکی از اصلی ترین پوشش دهنده های وقایع ایران بدل شد. هم زمان تعداد زیادی از رسانه های خارجی به نقد و انعکاس های خبری جهت دار پرداختند و با صرف هزینه های بالا و افزایش ساعات و تعداد برنامه های مرتبط با ایران به جنگ رسانه ای پرحجمی علیه نظام ایران دست زدند. از نظر ما این وقایع به هم ارتباط مستقیمی داشت و پاسخی طبیعی اما متقابل محسوب می شد که ارتباطی هم با برنامه های حامیان و مدافعان استاد نداشت و از طرف هیچکدام از گروههای حمایتی نبود. این پاسخ متقابلِ خود به خودی از زاویه دیگری هم رخ داد. در پروژه تخریب شخصیت استاد رسانه های شاخصی بودند که نقش های اصلی را بازی کردند. تخریب بنیادی و کوبنده این رسانه ها که به بی اعتباری آنها می رسید آن هم در یک زمان کوتاه در مورد چند رسانه بزرگ دولتی تقریبا سابقه نداشت. افشاگری ها علیه روزنامه کیهان یکی از هدفگیری های دقیق بود. روزنامه ای که به دلیل حضور نماینده رهبری تا سالها قبل مورد حملات جدی قرار نگرفته نبود ناگهان به شکل بی سابقه ای به تحریف، توهین، هتك حرمت مراجع عظام تقليد و روشنفكران برجسته ديني و مديران خادم ملت و جعل و… متهم شد و بنگاه دروغ پراكني و پايگاه ترويج خشونت، تفرقه و فرقه‌گرايي نام گرفت. مدیر مسئول آن دوست سعيد امامي و دارای سوابق ضدانقلابی و شبیه به خوارج لقب گرفت که اقدام به پرونده سازی علیه افراد می کند. جریان مستقل دیگری از اقدامات تخريبي كيهان به شدت انتقاد کرد و با اشاره به روند نامناسب كيهان در وارونه کردن واقعيت‌ها تهديد نمود، چنانچه كيهان اين رويه را تغيير ندهد، ناچار  برخي اسناد را كه در دل صندوقچه تاريخ نگه داشته است، بيرون آورده و  منتشر مي‌نمايند. رسانه بعدی رسانه ملی یعنی صدا و سیما بود که مورد انتقادات متعدد قرار گرفت. حتی افراد بی طرف هم از عملکرد آن شدیدا انتقاد کردند و رفتار صدا و سیما را هیزم‏کشی آتش و یکسویه و گزینشی تعبیر کردند و به آن عنوان کیهان صوتی و تصویری دادند! خبرگزاری فارس هم از رسانه های پیشتاز در تخریب استاد بود. طی این مدت تعداد گافها و اخبار جعلی این خبرگزاری دولتی به جایی رسید که گزارش شد دروغهای خبرگزاری فارس صدای دفتر رهبری را هم در آورد. مطالب این خبرگزاری با اطلاعیه های پشت سر هم که تاکید داشتند این اخبار ضمن آن که منبع معتبر و مشخصی ندارد از اساس کذب است و اقدامی غیراخلاقی و مغرضانه می‌باشد، قویاً و صریحاً تکذیب و بی اعتبار می شد. مقامات عالی قضایی هم از جعل اخبار توسط این خبرگزاری ابراز شگفتی کردند و از این‌که افرادی به خود اجازه تشکیل پرونده و صدور حکم و جعل از طرف دستگاه قضایی را می‌دهند اظهار تعجب نمودند. این روند تا آنجا ادامه یافت که مجمع تشخيص مصلحت در واكنش به اخبار كذب رسانه هاي دولت، هشدار داد که موضوعات مهم و اساسی مانند مذاکرات هسته‌ای دستمایی بازی تبلیغاتی شده و برای دفاع از منافع ملی کشور مجبور به افشاگری و چاپ اسنادی است که حقایق را روشن خواهد کرد و مردم در خواهند یافت که چه هزینه‌ای را بابت بی‌کفایتی‌های برخی مسوولان در سال‌های اخیر پرداخته‌اند. بارها اعلام شد که طی روزهای بحرانی صدا و سیما، خبرگزاری های دولتی، برخی روزنامه های دولتی و سایت های اینترنتی وابسته به دولت و روزنامه کیهان، بخش عمده ای از فضای خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حین و پس از برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها متهم شدند که با اتکاء به امکاناتی که متعلق به عموم مردم است در راستای منافع گروهی خود بی پروا به دروغ گویی و پرونده سازی برای دیگران و پنهان کاری ادامه می دهند

اما همه پروژه تخریب استاد در رسانه های عمومی رخ نداد و بخشی از آن نیز توسط بولتنها طراحی و اجرا شد. اعتراض به اخبار خلاف واقع منتشره در این بولتنها بالا گرفت و این نوع بولتن سازی به شیوه سعید امامی منتسب شد. کار بولتن ها به رسانه ها و افکار عمومی رسید و سیل شب نامه های تخریبی در خیابانها به راه افتاد. بولتن سازان حضورشان در عرصه رسانه را آشکار کردند و بسیاری از خبرها و گزارش ها رنگ و بوی بولتنهای محرمانه را گرفت. برای یک اتفاق روشن و ساده تئوری های عجیب امنیتی  طرح شد و اتهامات مختلف وارد کردن و سناریوهای دور از ذهن ساختن هر روز از طرف یک رسانه اجرا شد و فضا را متشنج تر ساخت. این اقدامات برای جهان هم شوک آور بود

یکی دیگر از برنامه های پرفشار دایره مذهب علیه استاد سوءاستفاده از خانواده ها به شکل های مختلف و برای استفاده ابزاری بود. استفاده از آنها به عنوان شاکی خصوصی، فشار و اجبار برای اعتراف علیه استاد، گروگان گیری اعضا و تهدید به بازداشت آنها و توهین و دستگیری و تحت فشار قرار دادن و تخریب شخصیت و …. طی چند ماه و به شکلی حیرت انگیز به میان کشیده شدن پای خانواده های مقامات در زوایای گوناگون جلب توجه می کرد. پسر یکی از روحانیون ارشد و خویشاوند نزدیک رئیس جمهور نه تنها به ابراز عقیده مخالف دست زدند بلکه با اسناد و مدارک و شواهد به افشاگری علیه آنها و سایرین پرداختند. در واقعه ای دیگر فرزندان مقامات چند جناح با عنوان آقازاده ها به فساد مالی گسترده متهم شدند و این اتهامات در رسانه ملی طرح شد. در اقدامی بی سابقه همسر یکی از کاندیداها مورد هجوم تبلیغات سیاه به شکل گسترده قرار گرفت و علاوه بر زیر سوال رفتن مدرک تحصیلی و سوابق کاری، تصاویر خصوصی وی نیز منتشر شد. دختر و نوه یکی از مقامات عالی نظام طی تجمعات بازداشت شدند و فرزند عالی ترین مقام نظام به راهبرد پشت پرده خشونتها متهم شد. آیا این رخدادها هم بی ارتباط بودند یا از ارتباط معنایی عمیق و دقیقی خبر می دادند؟

یکی دیگر از مانع تراشی های جدی اداره ادیان در روند برنامه های حمایتی و دفاعی شاگردان استاد در شبکه اینترنت، مسدود کردن وبلاگها یا هک کردن سایتهای مربوطه بود. در مدت چندماهی که از بازداشت دوم استاد و شاگردانشان می گذشت حجم اخبار مربوط به فیلتر یا هک شدن تعداد بالایی از سایتهای خبری زیاد شد. حمله هکرها به سایت “گرداب” كه بيش از 500 بار مورد انواع حملات هک قرار گرفت یک نمونه بود. خبرگزاری ها گزارش کردند که یک ديتاسنتر آمریکایی، سرورهايي را که بیش از هشتاد سایت ایرانی با موضوعات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و خبری بر آنها قرار داشت، بدون هشدار پیشین از دسترس خارج کرد. ریاست  سازمان صدا و سیما صراحتا از جنگ سایبری خبر داد. فیلتر شدن بسیاری از سایتهای خبری یا پربیننده همچون فیس بوک و یوتیوب نیز خبرساز شد. علاوه بر این قطع تلفن و خطوط اینترنت و پیامک ها به شکل بی سابقه ای انجام شد تا جایی که به میلیادرها تومان خسارت و حتی مورد سوال قرار گرفتن مسئولان مربوطه رسید. فیلتراسیون شدید اینترنت با واکنش های مختلف روبرو شد. رئیس و مدیر اجرایی شرکت «گوگل» با انتقاد از محدودیت های رسانه ای پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران تهدید کرد: “اگر مقامات ایران از مسدود کردن کانال های ارتباطی از جمله پایگاه های اینترنتی دست نکشند مسوولیت و عواقب این کار با آنها خواهد بود!” و حتی سنای امریکا لایحه کمک به مردم ایران برای دریافت و ارسال اطلاعات و برای گریز از سانسور دولت و کنترل آن لاین و سایر محدودیتها را در دست بررسی قرار داد. شبکه های فارسی زبان منتقد را از حمایت مالی بیش تری برخوردار کرد و اعتبارات و امکانات بیشتری در اختیارشان گذاشت. از طرف دیگر اقدامات دستگاههای امنیتی برای استفاده از تکنولوژی سیاه به منظور رصد و کنترل تلفن، تلفن همراه، و اینترنت مردم افشا شد. تا آن زمان فقط حدس زده می شد که دستگاه امنیتی ایران قادر است تلفن ها و ایمیل های مردم را کنترل کند، اما افشای این خبر تصریح می کرد که با استفاده از تکنیک خریداری شده می توان به همه ی مکالمات تلفنی گوش کرده و ایمیل های مردم را کنترل کرد. افشای کنترل شدید و تجسس غیرقانونی در احوال افراد و حتی احتمال این خبر هم ارمغانی دیگر با خود داشت. نوعی از ناامنی روانی  و تهدید حریم شخصی که اعضای ال یاسین بیش از دو سال بود آن را تجربه می کردند. اما این ناامنی تنها به افراد و حوزه های شخصی ختم نشد. ناامنی ها با انفجار در حسینیه شیراز آغاز شد، دامنه آن به انتخابات کشید و بمب گذاریها ادامه یافت. ایجاد ارعاب با بحث ترور آقای خاتمی که از سوی روزنامه کیهان طرح شد، طرح تئوری هایی مبنی بر احتمال ترور رئیس جمهور و شایعه انتشار فتوای ترور دو تن از کاندیداها توسط یکی از مراجع قم با تصاویر کشتار مردم و جهانی شدن تصویر یکی از کشته شدگان همراه شد و جوی پرالتهاب و تنش را رقم زد. طی دو سال گذشته اخبار متعددی از شکنجه های استاد در زندان شنیده شد که دایره مذاهب همه را انکار می کرد. همزمان با دستگیری استاد ایلیا اعتراف فرمانده نیروی انتظامی به وجود رفتارهای نادرست در پلیس منتشر شد که به وجود اشکال اساسی در ساختارها اشاره داشت. چند ماه بعد رویدادهای پس از انتخابات چهره خیابانهای ایران را تغییر داد. رسانه های داخلی و خارجی از عمق برخوردهای غیرانسانی با بازداشت شدگان به روایت شاهدان گزارش دادند و مسئولان رده های مختلف هشدار دادند که خشونت می تواند بهانه ایجاد “فضای رعب آور و امنیتی کردن کشور” را بدهد. رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد از دیدن تصاویر خشونتها که از ایران به سراسر جهان مخابره می شود، عمیقا متاثر شده و طی بیانیه ای رسمی از دولت ايران خواست تا اقدامات «خشن و ناعادلانه» عليه معترضان به نتيجه انتخابات رياست جمهورى را متوقف كند و وزیر امور خارجه ایتالیا گفت بشدت از دیدن تصاویر کشته شدن جوانان در ایران تکان خورده است. سران سایر کشورها نیز هر کدام به نحوی در برابر این وضع واکنش نشان دادند. حمله به  مردم در خیابانها و جلوی چشم میلیونها نفر رخ می داد و لحظه به لحظه توسط رسانه های بین المللی گزارش می شد. نیروهای انتظامی و امنیتی به سواستفاده از موقعیت و سنگر گرفتن در پشت نام قانون متهم شدند و منتقدان اعلام کردند خود آن کسانی که مسئول حفظ امنیت هستند مردم را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند

پس از دستگیری های گسترده مجموعه ای از مسئولان و سران احزاب مختلف و درست در زمانی که احتمال تهیه و انتشار فیلمهای مونتاژ و اجباری اعترافات در مورد استاد ایلیا و شاگردان زندانی ایشان به بالاترین حد رسید، اعترافات تلویزیونی به موضوع محوری رسانه ها و گفتگوها بدل شد. ناگهان و طی یک زمان فشرده حجم بالایی از برنامه های شبکه ها و رسانه ها وکارشناسان به شکل متمرکز به فیلمهای اعتراف پرداخت تا جایی که حتی عفو بین الملل در مورد آن بیانیه صادر کرد، چند حزب سیاسی و رسانه معتبر به شکل رسمی نسبت به پیامدهای «پروژه اعتراف گیری» هشدار دادند و تصریح کردند هرگونه اعترافی که در زندان، تحت فشار از بازداشت شدگان گرفته شود قانونی و قابل استناد نبوده و اين شيوه نخ نما شده است. اندکی بعد خبر اعترافات تکان دهنده سران یکی از جناح های شاخص منتشر شد که عبارت «اعترافات اشک آلود» در آن قابل تامل بود. مشروح اعترافات نماینده چند رسانه بزرگ خارجی در ایران در مورد محرز بودن جاسوسي خبرنگاران خارجي نیز در حالی منتشر شد که رکسانا صابری که با همین اتهام دستگیر شده بود پس از خروج از ایران طی کنفرانس های خبری به افشای موضوع اعترافات اجباری می پرداخت. امام جمعه موقت تهران (آقای جنتی) از پخش احتمالي اعترافات بازداشت شدگان تحولات اخير خبر داد و همزمان یکی از مراجع بلندپایه قم (آیت الله صانعی) اعلام نمود که بر همه واضح است اين اعترافات حداقل به علت زنداني بودن متهمين و شرايط خاص آنها از نظر شرعي، قانوني و عقلائي هيچ گونه ارزشي نداشته و ندارد. طی این مدت انواعی از فیلمهای تخریبی مستند یا مونتاژی نیز علیه مقامات نظام منتشر شد. طی یکی از این مستندات صحنه هایی از پا بوسی مقام رهبری توسط یکی از فقهای قم منتشر شد. پس از این رخداد علاوه بر اینکه شخص مربوطه صحت فیلم را مورد تایید قرار داد با وجود انتقادات و اعتراضهای مختلف از طرف دیگران، اعلام نمود که این اقدام عین توحید است. یکی از مقامات در حالی که تصریح می کرد فيلم منتشر شده او مونتاژ است ياد‌آور شد نبايد فراموش کنيم که همواره کيد و توطئه‌ها به خود کساني که اين توطئه‌ها را ترتيب داده‌اند، باز مي‌گردد. طی مدت زندان استاد ایلیا علاوه بر مونتاژ فیلم، خبر جعل خط ایشان هم رسیده بود. پخش گسترده یک دستخط نسبت داده شده به یکی از فرماندهان سپاه و نماینده ولی فقیه در سپاه در شبکه اینترنت، به متشنج کردن فضا انجامید و جناح مقابل به استفاده از  تاكتيك جعل سند متهم شد. اخبار جعل و تقلب و شبهه دار بودن اقدامات و سوابق طی چند هفته به اوج خود رسید

جالب بود که یکی از اصلی ترین محورهای تخریبی دایره مذاهب علیه استاد اثبات دروغ بودن ادعاهای ایشان بود و با اینکه استاد بارها اعلام کردند اگر یک دروغ نشان دهید همه را می پذیرم اما خبری از اثبات این اتهام نشد. ناگهان و در اوج وقایع، محوری ترین اتهام جناح ها و گروهها به یکدیگر دروغگویی شد. دروغگویی نسبتی بود که به کرات و با صراحت از سوی برخی از کاندیداها به یکدیگر داده شد. حتی چنین رویه‌ای در مناظره‌های تلویزیونی و نطق‌های انتخاباتی در مقابل دیدگان ده‌ها میلیون بیننده تکرار شد تا به قول یک نویسنده تحلیلگر این واژه در کنار واژه‌هایی همچون دولت دیکتاتور، فرعونی، طاغوت، تروریست، متحجر، نکبت، قرون وسطایی، عصر قجری، رمال، عبوس، هتاک و… وارد ادبیات سیاسی ایران شود. یکی به تمسخر از مباح شدن دروغگویی در یکی از قوا می گفت و دیگری از عبارت دروغ گفتن جز واجبات دولت شده است، استفاده می کرد. هر جریانی سعی می کرد ثابت کند جریان مقابل دروغگوست و به مردم، رهبری و جهان دروغ گفته است. در این میان بازیچه کردن آمارها و بی اعتبار کردن مراکز آماردهی نیز قسمتی دیگر از ماجرا بود و اطلاعات و آمار رسمي را به دستمايه اي براي طنز و شوخي هاي مردمي بدل كرد. احساس خطر تا جایی رفت که دلسوزان نظام با تاکيد بر اينکه بايد اخلاق در ميان مسوولان کشور وجود داشته باشد اعلام کردند که دروغ يک مسوول بسيار بد است و آثار زيانباری دارد؛ زيرا حکومت ما دينی است و دروغ مسوولان به دين سرايت پيدا می‌کند. متاسفانه این هشدارها یا دیر داده شد یا جدی گرفته نشد چرا که هدف بعدی حملات، دین و مقدسات بود

انحراف و بدعت در دین و توهین به مقدسات از اتهامات جدی وارد به استاد بود که از طرف متولیان تفتیش عقاید وارد می شد. در وانفسای جریان انتخابات رقبا یکدیگر را متهم به سوءاستفاده از دین و توهین به مقدسات و قرآن بر سر نیزه کردن نمودند. جریانهای فکری مختلف و حتی متضاد از خطر نفوذ تحجر و مقدس‌مآبی در لایه‌های اجتماعی گفتند و بی محابا اعلام عمومی می کردند که یک جای دینداری و مسلمانی ما می‌لنگد و کار به جایی رسیده که امروز هر مسلمان هوشیاری از خود می‌پرسد که به راستی حق کجاست و نزد کدام گروه؟! یا سوالاتی از این دست که اگر در زمان حضرت امیر (ع) بودیم در کدام صف می‌ایستادیم؟ تحلیل گران و صاحبنظران از دو اسلام گفتند؛ اسلام خشونت طلب و اسلام حقیقی و اعلام کردند اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجی‌گری جداست. هشدار داده شد که اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی پوشیده‌اند. هر جناحی متهم شد به اینکه هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره میکند. عده ای از خطر استحاله انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد گفتند و برخی دردمندانه نالیدند که چرا  جمعی به بهانه حراست از اسلامیت نظام و به نام دین، دینداران را بی دین نامیدند و از تولد و حیاتِ التقاط و تحجر و قربانی شدن ملت و ارزش ها در پای آنها گفته شد و نوشته شد. اقدامات برخی متولیان دین و روحانیون نیز بسیار شوک کننده بود. یکی از مراجع همکاری با دولت را حرام اعلام کرد و آیت ا… برجرودی در اعتراض به شرایطش خود را خلع لباس نمود، یکی از کاندیداهای روحانی تهدید به این اقدام کرد و خبر رسید که یکی از مقامات روحانی در دولت پیشین که در زندان به خلع لباس تهدید شده از آن استقبال هم کرده است!!

از خارج از ایران هم تیرها و تبرهایی بر درخت ایدئولوژی اسلامی نظام پرتاب می شد. نخست وزير کانادا ايدئولوژي ايران را شيطاني دانست و یکی از مقامات سیاسی-روحانی مسلمان در عراق هم به اظهار نظر در رسانه ها پرداخته و با اشاره به شرایط ایران اعلام کرد که نباید با سوءاستفاده از دین به قدرت رسید زیرا در صورت اداره نادرست، ضربات به اسلام و روحانیت می‌خورد. این حرفها از صدها رسانه داخلی و خارجی پخش می شد. آنها می گفتند و میلیونها نفر در ایران و سایر جهان این حرفها را می شنیدند. این وقایع در طول عمر انقلاب بی سابقه و حتی می توان گفت غیرقابل پیش بینی بود. بهت آور، تامل برانگیز و شوک کننده بودن این وقایع برای کشوری که در طول سی سال گذشته فراز و نشیبهای زیادی را تجربه کرده نشان از شدت بالای این ضربات داشت

یکی دیگر از اهداف اصلی از اقدامات اداره از تهاجمات مختلف، انحلال جمعیت و لغو فعالیتها بود. با وجود قانونی بودن قالبها و فعالیتها هر کاری برای انحلال جمعیت صورت می گرفت. یکی از روش ها نیز ایجاد تفرقه بود. همان زمان صحبت از جریان نفاق در جامعه هم شدت گرفت. اخبار حاکی از اختلاف نظرهای شدید و جدی بین مسئولین بود، هر جریانی دیگری را متهم به نفاق نمود و همینها عواملی شد برای شکاف بین مردم و نظام. تا جایی که یکی از دولتمردان اعتراف کرد وقتی بحث آشتی ملی مطرح می‌شود حکایت از این می‌کند که در جامعه اتفاقی افتاده و اگر نگوییم خصومت ملی، قهر و شکاف ملی ایجاد شده است. عده ای دیگر اعلام نگرانی کردند که با وجود گرایشات مختلف سیاسی و مذهبی با نگرانی و اندوه، از دست رفتن وفاق ملی ملت‌مان را نظاره می‌کنند. از عواملی چون تفرقه و ناامیدی که کشور را تهدید می کرد گفتند و هشدار دادند که نتیجه‌ی ناخواسته‌ی اختلاف‌ها فروپاشی و ایجاد شکاف‌های عمیق اجتماعی است. در طی چند ماه گذشته تحلیل گران به بیانهای مختلف اعلام کردند آنچه در این روزها رخ داد اصل نظام جمهوری اسلامی را هدف قرار داده و این چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذاشت. برخی پیش بینی کردند که سرکوب مردم به سرنگونی نظام منجر می شود و بعضی از خدشه جدی وارد شدن به مفهوم جمهوریت دم زدند. بعضی درخواست داشتند که بدبینی و شک و شبهه مردم بر طرف شود چرا که در غیر این صورت موجب بی اعتمادی بیش از پیش مردم به حاکمیت شده و مشروعیت نظام و منتخب آن زیر سئوال رفته و اعتبار آن مخدوش خواهد شد .اکثریت مراجع عظام تقلید (به غیر از آیت‌الله نوری همدانی) نیز از ارسال پیام تبریک برای آقای احمدی‌نژاد خودداری کردند

و در زمان کوتاهی چهره نظام و وجهه آن در عرصه بین الملل نیز به شدت خدشه دار شد. رسانه های خارجی این سوال را طرح کردند که در صورت نادیده گرفته شدن اعتراض های مردمی در ایران به نتیجه انتخابات، دولت آینده نزد مجامع بین المللی از چه اعتباری برخوردار خواهد بود؟ سازمانهای حقوق بشری اعلام کردند دولت ایران بر اساس قوانین حقوق بین الملل، مسئولیت دارد کسانی را که دست به کشتار و شکنجه زدند محاکمه کند و اگر این کار را نکند امکان محاکمه آنان وجود دارد و مشروعیت دولت ایران نیز زیر سئوال خواهد رفت. رئیس جمهور امریکا اظهار کرد که «پرسش های بزرگی» درباره مشروعیت انتخابات در ایران وجود دارد. همین وقایع باعث تیره تر شدن روابط ایران با اتحادیه اروپا شد تا جایی که موضوع اخراج برخی سفرای اروپایی جدی تر شد. از آن طرف احتمال فراخواندن سفراى اروپايى از تهران قوت گرفت. تا هفته ها بعد از اعلام نتایج، سران و دولت‌های 181 کشور از ارسال پیام تبریک به رئیس دولت خودداری کردند. آمریکا دعوت از دیپلمات‌های ایرانی برای شرکت در مراسم سالروز استقلال‌ این کشور را پس گرفت و زیر سوال رفتن مشروعیت و اعتراضات بین المللی به جایی رسید که دبیرکل سازمان ملل اعلام کرد تهران باید فورا به سرکوب معترضان در ایران پایان دهد. بسیاری از فعالین حقوق بشر در ایران و جهان اعلام کردند زمان ارجاع پرونده جمهوری اسلامی در زمینه نقض حقوق بشر به شورای امنیت سازمان ملل متحد فرا رسیده است. وكيل مدافع گروه‌های اسلامی مصر، به دليل عدم مشروعيت محمود احمدی‌نژاد در اعلام پيروزی و اهانت به صحابه پيامبر در جريان مبارزات انتخاباتی‌اش به دادستانی كل مصر شكايت کرد. یک مقام قضایی سابق در دادگاه لاهه اعلام کرد که خواستار رسیدگی نهادهای بین المللی به سرکوب مردم ایران است و ادعا کرد که تعدادی از وکلای  دادگاههای مربوط به جنایت علیه بشریت، در این مورد اعلام آمادگی نموده و به زودی گزارش تهیه شده و تسلیم دادگاه بین المللی لاهه و شورای امنیت سازمان ملل متحد خواهد شد. درخواست صدور حکم بازداشت بین المللی برای مقامات ارشد نظام در گردهمایی های متعدد ایرانیان مقیم خارج از کشور اعلام شد و با تظاهرات جهانی در اعتراض به سرکوب مردم ایران همراه گشت. در سطح بین الملل اقدامات عملی دیگری نیز علیه ایران تشدید شد. خبرگزاریهای معتبر جهانی از توافق پشت پرده اسرائیل با عربستان برای استفاده از آسمان این کشور برای حمله به ایران خبر دادند و مقامات امریکا تلویحا به اسرائیل برای حمله به ایران چراغ سبز نشان دادند. رسانه های خارجی اعلام کردند شرایط ایران کشورهای غربی را بر آن داشته تا به فکر تحریم‌های جدیدی بیافتند و به عنوان نمونه تحریم صادرات بنزین به ایران را اجرا نمایند. اقدام دیگر توقیف يک ميليارد و ۶۰۰ ميليون دلار از اموال ايران در بریتانیا بود. این وضعیت در شرایطی رخ می داد که برگزاری دادگاه و احتمال دادن احکام سنگین برای استاد ایلیا و شاگردان نزدیک ایشان قوت گرفته بود و شاکی سازی دروغین و جهت دهی به دادگاه  و گرفتن حکم های سنگین با مدرک سازی از تهدیدات مکرر بازجویان بود

سوالات و درخواستها و مطالبات پس از این وقایع نیز جای تامل داشت. اینکه چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنیتی باز می‌کنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه،‌ هرکسی را از دایره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنیم؟ مخالفت با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت و بیزاری از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی، توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها، فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل، ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیام‌های کوتاه، و جلوگیری از  قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر و توقف برخوردهای یک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور، صدور مجوز برای تشکیل جمعیت‌های سیاسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و آزادی همه دستگیرشدگان سوالات و درخواستهایی بود که در طول چند سال گذشته مکررا از جانب ال یاسین طرح شده بود. به نظر می رسید حالا از حنجره مردم و جریانهای فکری مختلف به گوش می رسید. انگار آنچه ما تجربه کرده بودیم دامن همه را گرفته بود

کمی پس از این وقایع اعلام خطرها و ارائه راه های برون رفت از بحران و زلزله های بعدی آغاز شد. یک روزنامه خارجی نوشت دوران سختی با مشكلات و معضلات فراوان داخلى و خارجى پيش روى دولت قرار دارد. رييس موساد اعلام کرد شرایط فعلی موجب خواهد شد اسرائيل بتواند آسان‌تر تهديد اتمی ايران را برای جهانيان توجيه کند. کارشناسان مختلف از خطر عظیمی که در پیش است گفتند و هشدار دادند که اعتماد مردم لطمات جدی دیده است. به مرور هشدارها رنگ و بویی دیگر گرفتند و جریانهای ناهمسو از دیدگاهی مشترک دم زدند. یکی از مراجع وابسته به اصولگرایان گفت: مردودشدن صاحبان قدرت و عزت در امتحان الهي، سقوط آنها از فراز قله به ته دره را در پي دارد. او بااشاره به عوامفريبي برخي افراد در تبليغات انتخابات گفت: اگر هفتادميليون نفر را فريب دهيد، خدا را نمي‌توانيد فريب دهيد و بايد توجه داشته باشيد كه با خدا يك رو باشيد. خداي متعال انسانها را رها نكرده، پاداش و كيفر فقط براي عالم آخرت نيست و بخشي از آن در اين عالم ظهور پيدا مي‌كند. و همزمان جناح مقابل نیز راه حل های مشابهی ارائه می داد که باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است…به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟…به خرد بازگردیم… .به قانون بازگردیم؛ به قوانینی که خود وضع کرده‌ایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند. بی طرفان نیز اذعان داشتند بدون شك اگر روال قبلی ادامه یابد ناكجا آباد ديگري در انتظار نظام خواهد بود و دیگری در اقدامی نمادین خداوند را برای داوری و ختم این وضعیت به زمین دعوت می کرد. یکی از روحانیون همسو با جناح اصولگرا نیز خاطرنشان كرد اين آشوب‌ها نشان از قدرت خداست كه مي‌خواهد بگويد من مي‌خواهم ماهيت انسان‌ها را به شما نشان دهم و روحانی دیگری با بيان اينكه در هفته‌هاي اخير غيبت، دروغ، تهمت، فحاشي و بدزباني در كنار خسارات مالي و جاني فراوان، رخ داد اظهار داشت كساني كه در اين موارد مقصر بوده‌اند و مرتكب آنها شده‌اند در ماه رجب و رمضان توبه كنند و واي به حال آنها اگر با اين گناهان وارد قيامت شوند. دیگری اعلام می کرد که یکی از بزرگترین برکات انتخابات این دوره آزمون و محک خوردن دینداری است و اینکه کدام گونه مسلمانی پذیرفته است؟ و آيت‌الله جوادی آملی بهترين راه نجات از شرايط فعلی را تقوا توصيف کردند و بخشی از اختلافات در جامعه را مصداق عذاب الهی دانستند که در صورت بيراهه رفتن، جامعه دچار آن می‌شود و تنها راه‌حل آن، انابه است، نه قانون و گاه همين قانون منشأ اختلاف است. اگر اين اختلاف باشد، جز با ناله شب و روز و دعا حل نمی‌شود. گروهی از نخبگان نیز تنها راه حل براي خروج از بحران فعلي، بازگشت به صداقت و عدالت، پرهيز از دروغ، آزادي فوري بازداشت شدگان اخير و احقاق حقوق قانوني ملت دانستند که جز اين راه به گواه تاريخ و وعده هاي حق الهي، به مقصود نرسيده و پايان خوشي را براي رهپويان آن به همراه ندارد. این دیدگاهها به شدت جای تامل داشت

کمی بعد، غبار غلیظ و سنگینی طی بیش از 7 روز سراسر ایران را پوشاند به نحوی که آلودگی تا 21 برابر حد بحرانی در شهرهای مختلف گزارش شد، باعث لغو پروازها گردید و تقریبا 5 روز ایران را به حالت نیمه تعطیل در آورد. این شرایط در حدی بحرانی بود که نیروهای هلال احمر اقدام به توزیع ماسک و وسائل کمک تنفسی کردند و از مردم خواسته شد تا حد امکان از رفت و آمد در سطح شهر خودداری کنند. آیا این اتفاق که برخی از آن به عنوان پدیده ای غیرطبیعی و عذاب گونه یاد کردند ارتباطی با مشکلات حاد تنفسی که به دلیل شرایط نگهداری در زندان برای استاد ایجاد شده است دارد؟

….

چند بار طی این مدت استاد اشاره کردند که به دلیل حملات و تهاجمات گسترده مجبور شدم همه چيز را ماندگار و جاودانه كنم. حالا براي زندان، دادگاه، اعدام و هر چيز ديگري آماده ام چون مطمئنم خداوند، همة جهان، همة تاريخ، صدها شبكة ماهواره اي و صدها رسانة قدرتمند، همة رهبران و مردم جهان امروز و فردا از اين خدمتگزار خداوند دفاع خواهند كرد… شگفت انگیز بود که صدای این دفاعیات را به این سرعت و با کیفیتی چند صد برابر و گستردگی جهانی از زبان دیگران می شنیدیم. ما مطمئن بودیم که این اقدامات طی تلاش ها و برنامه های حامیان استاد رخ نمی داد و بسیاری از مجریان این برنامه های همسو حتی ما را نمی شناختند و از مسائل ما هم بی اطلاع بودند اما به شکلی بسیار راهبردی، در بهترین زمان ها و به مستقیم ترین وجهی این برنامه ها را اجرا می کردند. هم صدایی و همسویی جریانهای مختلف و بی ارتباط به هم که همگی بی ارتباط به جمعیت و استاد هم بودند  نشان می داد که انگار هر صدا و هشدار و اقدامی به پژواکی در کوه ها بدل شده بود و به همراه خود نه انعکاس صدا که بهمن ها و زلزله هایی به همراه آورده بود

اما در کنار و یا بهتر است بگوییم در امتداد این موضوع مسئله دیگری هم ذهن ما را به خود مشغول می کند. هرازگاهی که اخبار و گزارشاتی از شکنجه ها، نحوه رفتارهای تحقیرآمیز بازجویان و فشارهای روانی و تهدیدات شدید ایشان و اعضای خانواده یا شاگردان را می شنویم، از فشار برای انکار، شرایط زندان و همراه بودن ایشان با موشها و گذراندن بیش از یکسال (دو دوره 6 ماهه) در زندان انفرادی که هر یک روز ان معادل ده روز زندان عمومی محسوب می شود، وضعیت وخیم جسمی و…. از خود می پرسیم جهان چگونه به این رفتارها پاسخ خواهد داد؟

استاد چند بار در مورد پیامد اقدامات و تهاجمات به نکته خاصی اشاره کردند و در مورد تهاجمات مختلف دایره مذاهب می گفتند که این اقدامات یعنی «تا قرنها زلزله» مثلا در موضوع ضبط و سواستفاده از فیلم اعتراف که بازجویان به آن عنوان “چک سفید به نظام” می دادند، گفته بودند چک سفيد به نظام يعني « قرنها زلزله »؛ اگر بخواهيد با اين چک سفيد کار خاصي بکنيد… یا می گفتند من مکرراً به آنها تاکيد کردم که به اين بچه ها نگوييد فرقه. فرقه تا قبل از دستگيري من وجود نداشته. اما اگر شما به اينها تاکيد کنيد اينها مي شوند فرقه و بعد شما عمرها تلاش خواهيد کرد که اين مفهوم و ماهيت را از آنها بگيريد. پيامد برچسب را مي دانم… آنها اين حرفها را حمل بر تهديد مي کردند اما تهديد نمي کردم… مي گفتم قصد من تحقق قرآن است. قصد من خداست. شما داريد چيزي را بزرگ مي کنيد. توجه کنيد که بعداً تعطيل کردن اين موضوع تا «قرنها» طول مي کشد و شايد هيچوقت نتوانيد آنرا جمع کنيد… این موضوع «تا قرنها زلزله» چند جای دیگر هم تکرار شد

به راستی واکنش جهان در برابر این اقدامات هولناک چه خواهد بود؟ عالم آبستن کدام زلزله هاست؟

منصورون – فرزندان ايليا