انسان بالقوه موجودی کامل است

سیستم انسان گونه

 

انسان بالقوه موجودی كامل است بنابراین یك سیستم و ساختار الهی باید مانند یك انسان باشد. روح و جان داشته باشد، ذهن و قلب، دست و پا و چشم و گوش، حافظه و خلاقیت و … بالاخره روند رشد و تكامل را دارا باشد.

هر كدام از شما باید جزئی از این طرح هدایتی انسانگونه باشید. هر كس به تناسب عشق و قابلیتش، برخی اجزاء اساس و كلیدی، برخی بزرگ و كوچكند. تار و پود (سلول های) این طرح هدایت انسان گونه، باید عشق و حضور الهی باشد. هر كسیمی بایست وظیفة خود را به عهده بگیرد و در اتصال این حركت جهانی به خداوند، نقشی اساسی داشته باشد. این راه درست و اصولی خدمت به خداوند و انجام وظایف است….

برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی – جلد اول

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی- تعالیم حق – جلد اول

ensan

پروردگار تبارک و تعالی در هر لحظه با مخلوقات خود سخن می‌گوید

خدا نمرده

KHODA NAMORDEH

چرا خدا را مرده پنداشته‌اید؟ چرا گمان می‌برید که خداوند نباید و نمی‌تواند با مخلوق و بندة خود ارتباطی داشته باشد؟ مگر خالق متعال عاشق مخلوق خود نیست؟ این چگونه عشقی است که بگوییم بین عاشق و معشوق هیچ رابطه‌ای وجود ندارد؟ مگر اساسی ترین و مهم ترین نیاز انسان، ارتباط با آفریدگار خود نیست پس اگر فکرکنیم که او به این نیاز مهم تر از آب و غذای بندة خود بی اعتناست چگونه می‌توان تصور کرد که خداوند بخشنده و مهربان است؟ اصلا چرا نباید خداوند با مخلوق خود رابطه‌ای  داشته باشد؟ چرا نباید مخلوق خود را هر لحظه هدایت کند، چرا نباید با بندة خود سخن بگوید؟ چرا گمان برده‌اید که خداوند تنها با گروه بسیار بسیار اندکی از بندگان خود سخن گفته؟ آیا نعوذ بالله او تبعیضی میان بندگان خود قائل است؟ چرا فکر می‌کنیم که پروردگار متعال زمانی سخن گفته و زمانی دیگر ساکت شده است و اکنون نیز در سکوت به سر می‌برد؟… خداوند زنده و حاضر را بپرستید. زنده، سخن می‌گوید، محبت می‌کند، فعال است، زندگی می‌بخشد، تغییر می‌دهد و دگرگون می‌کند. زنده، می‌بیند، می‌شنود، می‌خواهد و اراده می‌کند، آیا خالق و معبود شما زنده است؟… پروردگار تبارک و تعالی در هر لحظه با مخلوقات خود سخن می‌گوید و از این طریق آنان را پاک و هدایت می‌کند، قدرت و زندگی می‌بخشد و محبت و نوازش می‌کند… خداوند با (به ظاهر) پست ترین و برترین مخلوقات خویش یکسان سخن می‌گوید… شنیدن این کلام سرچشمة شور و شادی و لذت و آرامش است. این کلام نیرو دهنده و رهاننده است… در وحی بسته شده اما آیا در الهامات الهی نیز بسته شده است؟!… آنان که خداوند را چنین زشت و خشن برای انسان‌ها به تصویر کشیده‌اند از عشق، تهی گشته‌اند، و آن که از عشق خالی باشد، هستی را نمی‌بیند و آنچه می‌بیند گمان‌ها و توهمات خودش است… اگر چیزی نمی‌شنوید و نمی‌بینید نا اینکه نیست و یا نباید باشد. بلکه این شمایید که نمی‌بینید ونمی شنوید. این نقص شماست نه خداوند… در زندگی به کجا گوش سپرده‌اید، متوجه که هستید، در اشتیاق چه به سر می‌برید، به کجا خیره شده‌اید، همان صدا را می‌شنوید و همان را می‌بینید که به سویش متوجه و مدام در حرکتید.

برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی (جلد اول)

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول)

انسان در پشت كلام خود پنهان است

انسان در پشت كلام خود پنهان است

به روایت ال یاسین

end

انسان را از شعور او می توان شناخت و شعور انسان را از اندیشه های او و اندیشه هایش را از كلامش. این یكی از دیدگاههای روانشناسان جدید است اما مدتها قبل، بسیاری از بزرگان و دانایان بشر، مكرراً به آن اشاره داشته اند و شاید بیش از هر تمدن و دین و فرهنگ دیگری، این مفهوم در اسلام و بویژه در شیعه و در سخنان پیامبر اسلام (ص) و امیر مؤمنان علی (ع) مورد تأكید قرار گرفته است. كلام، آخرین و كاملترین معجزۀ الهی است كه در قالب قرآن به بشر عرضه شده است و ما انسانها نیز خدا را از كلامش و از طریق كلامش، به واسطۀ قرآن، می توانیم بشناسیم. همچنین بزرگانمان را؛ رسول خدا (ص)، امیر مؤمنان علی (ع) و ائمۀ هدی را. مفهوم «انسان را از كلام او می توان شناخت» تقریباً در همۀ كتب مقدس و در همۀ فرهنگها و تمدن های بشری، حضوری واضح دارد بنابراین اصلی كلی و قانونی عمومی در انسانشناسی است. قاعده ای جهانی كه مورد پذیرش همۀ تمدن ها و فرهنگ هاست.

برای اینكه این مطلب را از دیدگاه اسلامی – ایرانی مورد نظر قرار دهیم كافی است به یكی از بسیار جملاتی كه مولای متقیان علی (ع) در این باره فرموده است بسنده كنیم:

مرد در پشت كلام خود پنهان است. فضیلت انسان زیر زبانش نهفته است. و خردمندان ایرانی آن را اینطور بیان كرده اند: تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد. كلام، آنچه را انسان در بطن خود دارد آشكار می كند. شاید كسی بتواند برای ساعاتی و روزهایی، مخاطبانش را با تقلید كلام دیگری و تكرار آن، دربارۀ چیستی و كیستی و داشتگی خود بفریبد اما استمرار كلام و همینطور كلامی كه در شرایط مختلف، انسان بر زبان می راند، درجه فهم و شعور انسان و بینش او را‌ آشكار می كند. درواقع كلام انعكاسی از اندیشه ها و بینش انسان و تجلی شعور اوست. كلام نماینده آن چیزی است كه در ذهن و درون انسان می گذرد. نمایانگر حالات و اندیشه ها. كلام پخته نشان از ذهن پخته دارد و كلام عجولانه نشان از ناپختگی و شتابزدگی ذهنی. برخی پا را فراتر از این می گذارند و نظرشان این است كه نه تنها كلام، نمایانگر اندیشه انسان است بلكه اساساً انسان چیزی به جز اندیشه و آنچه در كلامش آشكار می كند نیست و بنابراین كلام را كه نمایانگر اندیشه است، معیاری برای ارزش گذاری و عیارسنجی فرد در نظر می گیرند.

انسانها به كلامشان ماندگار می شوند و بزرگترین اثری كه هر انسان می توان از خود باقی بگذارد، اندیشه های زنده اوست كه در كلمات بیان می شوند…

در عصر نوین، كه دسترسی به دانش ظاهری برای همه امكانپذیر شده، آنچه بزرگان را از دیگران متمایز می سازد، كلام آنهاست كه عمق اندیشه و شعورشان و تفاوت نگاه آنان با سایرین را بیان می كند. كلام، وجه شاخص انسانها از یكدیگر است. میزانی كه می توان حقانیت و راستی و عمق اندیشه های هر كسی را به آن سنجید. كلام، نمایانگر درونیات و ویژگی های انسانهاست، با كلام هر كس می توان او را شناخت. بلكه حتی، خدا را نیز می توان از كلام او شناخت. با دقت در كلمات، می توان به فهم و درك و هویت گوینده كلام نظر انداخت.

اما اهمیت كلام صرفاً این نیست. كلام اهمیتی دوسویه دارد یعنی علاوه بر آنكه آنچه كه هر كسی هست از كلماتش آشكار می شود، آنچه می گویی بر آنچه هستی، اثر می گذارد.

كلام جوشیده هر انسان گویای آن چیزی است كه او هست و آینده هر كس را در آینه كلامش می توان یافت. كلام جوشیده هر كس تصویر زنده ای از اوست كه حقیقت حال و آینده اش را در برابر دیدگان ما قرار می دهد. و امروز دانشمندان بویژه در رشته های روانشناسی مدرن قائل به آن هستند كه زندگی انسان را اندیشه ها و كلام او می سازد. پس برای تغییر زندگی كافی است كلام و اندیشه ها را تغییر داد. لوئیز هی می گوید: به آنچه که می‌گویید گوش فرا دهید، آن چیزی را که نمی‏خواهید برایتان به حقیقت بپیوندد هرگز بر زبان نیاورید.

درخت را از میوه اش می شناسند و محصول درخت، میوه آن است. شعور انسان نیز بیانگر حقیقت انسان است. همانطور كه بزرگان تاریخ بشر و پیشوایان دین گفته اند، انسان به شعور و اندیشه های اوست. دانایان همه ملل و همه فرهنگها بر این تاكید داشته اند كه میزان سنجش و اندازه گیری انسان، شعور و اندیشه های اوست. تجلی شعور و اندیشه ها، كلام است و بر همین قاعده، در صفحات مختلف كتاب و به مناسبتهای مختلف، بعضی از سخنان و كلمات قصار استاد ایلیا «میم» را آورده ایم بلكه این حركت دفاعی باشد از حقیقت كتمان شده و دوربینی است برای نگاه به درون گوینده این كلمات.

از دیدگاه فیزیك مدرن انسان چیزی جز كلام و اندیشه های او نیست، و تجلی شعور و آگاهی انسان در كلام اوست. از دیدگاه عصر جدید، همه چیز از كلام و اندیشه ظاهر می شود. بیماری و ,؛ فقر و ثروت؛ توانایی و ناتوانی و همۀ وضعیتهای دوگانۀ زندگی. آنها می گویند اعمال و كارهای انسان نیز تابع كلام و اندیشۀ اوست و برای اثبات این نظریۀ بزرگ تا امروز هزاران كتاب توسط هزاران محقق نوشته شده است.

در كتاب مقدس گفته شده كه در ابتدا كلمه بود و كلمه با خدا بود.

چه بسا در آخر نیز كلمه باشد و كلام ماندگار بماند.

www.masterelia.org