نشانه شناسي خداپرستان و تسليم شدگان – پیمان فتاحی

نشانه‏هاي خداپرستان و تسليم‏شدگان

«دين هم مانند انسان است. فقط جسم نيست. روح و جان هم دارد. اما دين و دينداري در اين عصر و براي اكثر انسانها مانند لاشه‏اي بي‏جان و تهي از روح است. لاشه‏اي كه هر روز بر گنديدگي و فرسودگي‏اش افزوده مي‏شود. دين امروزي به پوست و ظاهر محدود شده و در اكثر دينداران، باطناً مرده است و دارنده خود را مردار ساخته. روح و جان دين، عشق و ايمان الهيست. حضور الهي و تجربه ارتباط زنده و پاسخ‏دهنده با خداست. زنده‏پرستي و تسليم يكي بودن است. خداي زنده پاسخ مي‏دهد. زنده اگر خوانده شود پاسخ مي‏دهد و خداي زنده اگر پاسخ ندهد از آنست كه پرستيده نشده… خداپرستان و تسليم‏شدگان نشانه‏ها دارند و خداپرستي به اسم و ادعا و ميراث نيست.

دعايشان پاسخ داده مي‏شود، به هنگام توكل كارگزاري مي‏شوند، از حيات الهي زنده شده‏اند و مرده نيستند و در قلبهايشان آرامش و اطمينان موج مي‏زند. در برابر خداوند تسليم‏اند و به اندازه تسليم خود، خداوند سرنوشت و زندگي را تسليم آنان گردانيده است. تسليم‏شدگان، خدمتگزار خداوند هستند… از دوري خداوند مي‏ترسند و اين تنها ترس آنهاست. نرم و انعطاف‏پذيرند زيرا لطيف‏ترين را، بي‏كران را مي‏پرستند. نگاه آنان يكي را مي‏بيند و يكسان مي‏بيند و تنها بسوي خداوند نظر دارند… حقوق ديگران را رعايت مي‏كنند و به عدالت رفتار مي‏نمايند. به راستي و درستي عمل مي‏كنند و از دروغ دوري گرفته‏اند. در حضور خداوند مانند كودكان‏اند و چون خداوند، بخشنده و مهربان. تكبر در آنان نيست، متواضع‏اند و برتري‏جويي نمي‏كنند. اهل توكل‏اند و امور خود را به خداوند مي‏سپارند. قدرشناسي و رضايت و سپاسگزاري، و صبر و قناعت و انتظار توكل او را واقعيت بخشيده‏اند. توجه‏شان به سوي خداست و ياد خدا و نام خدا زندگي‏شان را پر كرده است. خداوند آنان را حمايت مي‏كند و به وقت لزوم پشتيباني خود را از آنها اعلام مي‏نمايد.

 اينها از نشانه‏هاي تسليم‏شدگان خداپرست است. كساني كه مي‏روند تا با خالق خود…»

برگرفته از كتاب تعاليم حق (الاهيسم – جلد دوم) ـ اثر ايليا «ميم»

معدن جواهرات و سنگ- به روایت شاگردان استاد الیاس

 

معدن جواهرات يا سنگ

به تبعيت از خود استاد كه براي مفاهيم و درس‌هاي مختلف از تمثيل‌ها و داستانها استفاده مي‌كند باز هم براي شرح وضعيت امروز مثالهايي مي‌زنم.

داستاني كه اين روزها در بارۀ استاد مطرح است اين است كه بعضي مي‌گويند استاد معدن جواهرات است و براي اثبات نظر خود تجربه ها، ديده ها، دريافتها، شنيده‌ها و مستندات و شواهد فراوان دارند. بعضي از آنها جواهراتي در كيف‌ها و جيب‌ها و خانه هايشان دارند و مي‌گويند آن را از آن معدن برداشت كرده اند. عده‌اي مي‌گويند معدن جواهراتي در كار نيست بلكه آن فقط يك معدن سنگ معمولي است و هيچ چيز خاصي هم ندارد. چند نفر هم كه در همۀ اين دنيا به بدبيني‌هاي جنون آميز و چشم گل آلود و معيوب معروف‌اند مي‌گويند او حتي معدن سنگ هم نيست بلكه يك معدن سنگ‌هاي اورانيوم است، به آن نزديك نشويد چون تشعشعات راديواكتيو آن ممكن است همۀ شما را بكشد. آنجا يك جاي بسيار خطرناك است. از آنجا دوري كنيد. آنجا همۀ‌ شما مي‌ميريد. بعد كه به آنها جواهرات مختلف، الماس‌ها و مرواريدها، زمردها و ياقوتهاي بسيار گرانبها و كم ياب را نشان مي‌دهي مي‌گويند اينها همه دروغ است. شما توهم زده شده ايد، شما فريب خورده ايد. بعد جواهرات را در دست مي‌گيريم آن را با دقيق‌ترين و قويترين سنگ محك‌ها محك مي‌زنيم و مي‌بينيم بله اين‌ها همه جواهرات ناب و تمام عيار است،اما آنها درِ گوش خود را مي‌گيرند و فقط داد مي‌زنند اينها همه دروغ است.بعد از مدتي وقتي اينها مي‌بينند كه انكار اين همه جواهرات و اين درختي كه ميوه‌هاي آن،قيمتي‌ترين و بزرگترين جواهرات اين دنياست، كاري بسيار مسخره و متناقض است، مي‌گويند قبول داريم كه آنجا معدن جواهرات است و آن درخت هم استثنايي است و ميوه هايش جواهرات است اما باور كنيد كه در درون اين جواهرات،تشعشعات مخرب وجود دارد. اين درخت جواهرات مي‌خواهد شما را به خود جذب كند و از شما سوء استفاده كند، مي‌گوييم او كه خودش بزرگترين و با عظمت‌ترين سرمايه‌ها را در اختيار دارد يكي از ميوه‌هاي آن از هزار سال زحمت شخصي مثل من بسيار پربها‌تر است. و وقتي مي‌گويد و پاسخ‌هاي روشن و محكم را مي‌شنود دست آخر داد و فرياد راه مي‌اندازد،فحاشي مي‌كند، توهين مي‌كند، هرچه به دهنش مي‌آيد مي‌گويد، سرخود را به اين طرف و آن طرف مي‌زند، هر اتهامي را كه بلد است طرح مي‌كند، تناقض گويي و آشفته گويي مي‌كند، بدون آنكه بداند به اراجيف و پرت و پلاگويي مبتلا مي‌شود، دست آخر وقتي روي سينۀ‌ او را مي‌خوانيم و كارت شناسايي اش را مي‌بينيم متوجه مي‌شويم كه مأموريت او، ضمانت زندگي و حيات اجتماعي او، مزدي كه مي‌گيرد و كلاً همۀ زندگي خفت بار و ننگين او در يك مأموريت خلاصه مي‌شود: هر جا جواهري يافتي آن را زير خاك كن يا در باتلاق بينداز تا كسي آن را نبيند و جذب آن نشود تا بلكه همه جذب خود ما بشوند و جواهرات را از خود ما بخواهند چون ما بايد تنها مغازه‌اي باشيم كه مي‌تواند جواهر عرضه كند، آنهم جواهرات ساخت خودمان نه هيچ كس ديگر. بَدَلي بودنش مهم نيست.بي ارزش بودن اش هم مهم نيست. اين مهم نيست كه با اولين سنگ محك ها، شيشه بودن آن معلوم شود. چيزي كه مهم است اين است كه همه بايد فقط از ما بخرند پس نبايد بگذاريد هيچ جواهرديگري وجود داشته باشد. هر چه بود همه جا شايع كنيد كه اين جواهر نيست، سنگ معمولي يا سنگ خطرناك است و دروغي است. اگر هم خداي ناكرده خداي ناكرده روزي با درخت جواهر برخورد كرديد، هر طور و از هر راهي جوانمردانه يا ناجوانمردانه، راهِ باشرفانه يا بي شرفانه، از هر راهي و با هر دروغي توانستيد آن را از بين ببريد. اگر نتوانستيد از بين اش ببريد لااقل كاري كنيد كه كسي سراغ آن نرود و ديگر كسي آن را نخواند.

وقتي به جملات اين كارت شناسايي دقيق‌تر مي‌شويد اين عبارات را مي‌بينيد:‌ اداره اديان (برآيند چهار نهاد بزرگ امنيتي، فرهنگي و مذهبي). مريدان سعيد اسلامي (امامي). القاعده فرهنگي.

 

منصورون ـ فرزندان ایلیا

http://www.ostad-iliya.org

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

آشكارسازي جذابيت و عظمت تعاليم الهي و كلام خدا ,هنرهاي ماورايي , روش‌هاي NX , فنون باطني و طرق روح زايي چيزي نبود جز تفسير معنوي و كاربردهاي باطني ایلیا رام الله از كلام خدا,روش‌هايي که در دورۀ نجومي توسط پیمان فتاحی آموزش داده مي‌شد به هفت شاخۀ کلي تقسيم شده بود, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا, ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اللهیان, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, عکس از ایلیا رام الله, عکس از پیمان فتاحی, عکس از ضد فرقه رام الله, ایلیا میم کیست, ایلیا میم رام الله کیست, مستندات ضد فرقه رام الله, جریان ضد   فرقه رام الله, بررسی کارهای پیمان فتاحی, علل ضد  فرقه بودن رام الله, سخنان پیمان فتاحی, برچسب دروغ سرکرده فرقه به پیمان فتاحی, اتهام دروغ سرکرده فرقه به ایلیا میم رام الله, صفحات پیمان فتاحی, مغناطيس , انرژي , فوق العاده‌ , علوم باطني ,يزد , اردكان , طبس , كهن , دعا و توكل , استاد , معظم , آواتار, مسيح ,تهران , تيم ورزش , تيم فوتبال , روح , شفا , معنوي , پيشگو, NGO‌ , موسسه , علم موفقيت مركز فرهنگي ـ هنري , انجمن , مترجمين , طبيعت مركز تحقيقات , مركز راهبردي , جريانهاي معنوي , برنامه‌هاي ماهواره مركز مديريت حرفه اي , مركز مطالعات و تحقيقات راهبردي , مجله ,  قلم , کلام , بسم الله الرّحمن الرّحيم , باطن , فرمول‌ , نرم افزار , الگو , بنيادي زندگي , آيات ظاهري , کتاب مقدس , رويابيني , ارتباط با ارواح , ازدواج , محمد (ص) , نشانه شناسي , آواز پرندگان, تمدن‌ها , اديان , رهبران جهان , دانشمندان , فرقه و ضد فرقه , ترور رواني , تخريب اجتماعي , مونتاژ , تحريف ,  تبليغات , امنيتي , سالن افراسيابي استاديوم شهيد شيرودي , روزنامه‌ , شهادت دروغ و جعل سند , تهمت دروغ , جعل

پرتاب سنگریزه ها و ریزش کوهها – قسمت اول

پرتاب سنگریزه ها و ریزش کوهها

 

حدوداً اسفند ماه سال 1385 بود که یک شب در جلسه ای در حضور استاد [ایلیا «میم»] بودیم. ایشان مطالبی را در بارۀ  برخورد حکومت با بچه ها فرمودند و اشاره به این کردند که همه آمادگی های لازم، تأمین، و تدابیر مرتبط با موضوع اتخاذ شده است. آن زمان اوج تهدیدات بود و هر لحظه گمان می رفت که آنها برخورد علنی را شروع کرده اند. روزنامة کیهان که ستاد راهبرد افراطیان محسوب می شود، از چند ماه قبل فعال شده بود. سايتهاي مرتبط با جناح خشونت طلب و بعضي از رسانه هاي ديگر هم از ماهها قبل تهاجم مستقيم خود را در ارتباط با استاد شروع كرده بودند. خبرگزاري فارس از مدتها قبل از اين خبر داده بود كه چهار نهاد بزرگ امنيتي و فرهنگي مأمور برخورد با اين موضوع شده اند. روزنامۀ رسالت در يك دسته بندي از اديان جديد بعد از نام بردن از سروش و كديور و گنجي بعنوان فرقۀ نفاق و طرفداران فروكاهش دين، استاد ايليا «ميم» را بعنوان يك چهرۀ نبوي شناسايي كرده بود. اين شناسايي و اتهام كه ايشان مدعي پيامبري و حتي خدايي است، تصادفي نبود. آنها مخالفان خرده پا را يا مي گفتند منافق يا مدعي ارتباط با امام زمان. اين اولين بار بود كه آنها ادعاي نبوت و الوهيت را به استاد نسبت دادند. دليل اين اتهام از نظر آگاهان به مسائل حقوقي و امنيتي، يكي از بندهاي قانون بود كه مجازات اين اتهام را اعدام مي دانست. همچنين مجازات بوجود آوردن فرقه را. در همين زمانها بود كه براي اولين بار عبارت «فرقۀ رام الله» به گوش رسيد …  تعداد پیغام های شفاهی تهدید آمیز بیشتر از هر زمان شده بود. چند نفر از دوستان را احضار کرده بودند و یک نفر را هم چند روزی دستگیر کرده بودند. تذکرات استاد هم که از مدتی قبل شروع شده بود، حالت هشدار آمیزتری بخود گرفته بود.

شکل تذکر دادن استاد در آن شب طوری بود که انگار تا فردا صبح قرار است برخورد  شود. از جمله نکاتی که ایشان در آن جلسه فرمودند این موضوع بود که هر کاری که حکومت با ایشان و پیروانشان انجام دهد، همان کار را جهان با آنها می کند. با این تفاوت که آنها با دروغ و حقه برخورد می کنند اما جهان با راستی و درستی این برخورد را با آنها خواهد کرد.

این موضوع گذشت و ما شنيدیم که مطالب مشابه با اين، در جلسات دیگری مطرح شده است و بعضي از آن مطالب، قبل از اين جلسه بيان شده بود. اواخر اولین هفته ای که ایلیا در  زندان انفرادی بود این مطالب دوباره به گوش رسید. حدوداً همان زمانی که قم زلزله آمد و یکی از مجتهدان بزرگ ایران فوت کرد، ما فکر کردیم حتماً این اتفاق ربطی به موضوع دارد اما در صحبت بعدی، ایشان این مسئله را تأیید نکرده بودند و نظری در بارة آن نداشتند.

دو سه بار دیگر این اتفاق با فاصله های کم افتاد. باز هم یکی از مجتهدان بزرگ فوت کرد (رئیس مجلس خبرگان رهبری ) که واکنش ایشان بازهم به همان شکل بود  و چیزی را تأیید نکردند. این هم گذشت و اتفاقات زیادی افتاد که ما مطمئن نبودیم می توانیم اینها را به آن مطلب ربط بدهیم یا نه. واضح ترین چیزها را هم به دلیل آن دو واکنش استاد ربط نمی دادیم یا اگر ربط می دادیم از آن حرفی نمی زدیم بلکه یک مسئلة ذهنی و درونی بود. حکومت اموال استاد (قسمتی از هدیه های داده شده به ایشان و اموالی که مربوط به همسر ایشان بود) را توقیف کرد و اعلام کرد که اگر ایشان احتیاج مالی داشته باشد باید از حکومت درخواست کند. در این صورت، حکومت هر مقداری که ایشان بخواهد در اختیار او می گذارد و ما می شنیدیم که اموال حکومت در آمریکا، انگلستان و اروپا و برخی کشورهای دیگر توقیف شده است. بعضي از كشورها برخورد خودسرانه و غيرقانوني را با كشتي هاي حامل محموله (به قصد ايران) شروع كرده بودند.

وقتی استاد از زندان آزاد شد، همین مطلب را به یکی از بازجویان پرونده sms زد. خودشان می گفتند این اولین باری بوده که در عمرشان sms زده اند. متن sms یادآوری همان محتوایی بود که از ماهها قبل بیان شده بود به این مضمون که هر کاری که با ایشان کرده اند، جهان و تاریخ همان کاررا با آنها خواهد کرد. قرار شد از این جریان sms یک فیلم کوتاه تهیه شود چون بعد از ارسال این sms ظاهراً sms های متعدد از دایرة مذاهب به ایشان زده بودند که همگی حاوی تهدید و خط و نشان یا تمسخر و تحقیر بود. بعد از آزادی ایشان از زندان یکی از کسانی که با ایشان در زندان بود، همین مطلب را در فیلم خود تعریف کرد و اشاره می کرد که استاد [ایلیا] در زندان [هم] این حرف را گفته است.

جالب است که در طول یک سال گذشته بیش از تمام حیات حکومت، اتهام جعل، دروغ و تحریف از طرف جامعة جهانی، سازمانهای بین المللی، شبکه های خبری و افکار عمومی جهان به ایران وارد شده است. آیا این هم ارتباطی با آن گفته دارد؟ ما در اعلام موضع رسمي فرض را بر اين مي گيريم كه همۀ اين اتفاقات تصادفي يا انعكاس دعاي مردم ايران باشد.

در موضوعات باطنی می گویند هر کسی باید خودش دریافت کند و خودش کشف کند. بهتر است در این موضوع هم بگذاریم هر کسی دریافت خودش را داشته باشد.

سردار زارع يكي از روساي ارشد پليس امنيت همراه با شش زن دستگير شد. گفته شده بود كه ايشان با همۀ زن ها ارتباط داشته است و در زمان دستگيري، ايشان … اين اتفاق شوك سريعي را به افكار عمومي وارد كرد و همگان را با اين سوال روبرو ساخت كه آيا يعني كساني كه خودشان مسئول اصلي برخورد با فساد و بي بند و باري هستند در شديدترين حالت آن غرق هستند و در اوج آن قرار دارند؟ دستگيري يك نفر با شش زن، آنهم نه با يك زن يا دو زن بلكه با شش زن كه تقريباً همۀ آنها شوهردار بودند، ابهام بزرگي را بوجود آورد حاكي از …

آیا افتضاح جهانی جعلی بودن مدرک وزیر کشور که نماد کاملی از یک کشور و حکومت است ربطی به موضوع اتهامات جعلی و دروغین منتسب شده به استاد را دارد یا نه؟ وزیر کشور به نحوی مهمترین وزیر یک کشور و برآیند دولت و حکومت است. استانداران (و به عبارتی دولت های استانی) توسط وزیر کشور تعیین می شوند. وقتی مشخص شد که مدرک وزیر کشور، جعلی است و ایشان سالها با مدرک جعلی، مسئولیتهای مختلف را بعهده داشته و در دانشگاه تدریس کرده و پولهای فراوانی به واسطة این مدرک جعلی گرفته است، صورت مسئله روشن تر می شد.

وقتی که وزیر کشور متهم به جعل و دروغ و دزدی و سوء استفادة گسترده شود مثل این است که مثلاً گفته شود که یکی از چند فصل اصلی کتاب مقدس یک فرقه، دروغ محض از آب درآمده و همة مطالبش جعلی بوده. اگر این اتفاق در یک کشور آزاد و قانون مدار می افتاد به سقوط کامل و همیشگی سیستم دولتی مربوطه منجر می شد اما انعکاس آن در خبرهای داخلی بسیار کم و در حد چند جمله بود در حالی که انعکاس آن در سطح جهان بسیار گسترده بود. بعد از مطرح شدن مدرک جعلی و خلافهای گستردة وزیر کشور و سوابق او (مثلاً زندانی شدن در اوایل انقلاب به دلیل مسائل اخلاقی) دولت که شدیداً از رقبای خود در مجلس و نهادهای دیگر خشمگین شده بود، از طریق خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، فهرستی از مسئولین حکومتی را ارائه داد که همة آنها دارای مدارک جعلی اند. در این فهرست نام بسیاری از مسئولین ارشد قبلی و فعلی ذکر و اعلام شده بود که همة این افراد دارای مدارک تحصیلی جعلی هستند و بنابراین آنها هم در طول این سالها متهم به دروغ، دزدی و کلاهبرداری اند زیرا با استفاده از مدارک جعلی در پست و جایگاه خود تثبیت شده اند و بنابراین پولی که آنها از بیت المال دریافت کرده اند بواسطة کلاهبرداری و دروغ بوده است.

فهرستی که دولت خشمگین اعلام کرد تکان دهنده بود و تازه مسئولین دولتی گفتند افراد زیادی را سراغ دارند که می توانند نام آنها را به این فهرست اضافه کنند. این اقدام دولت نیز انعکاس بسیار مخرب و منفی در سطح جهان، در خبرگزاری ها و افکار عمومی جهان به دنبال داشت. بی اعتباری و بی اعتمادی ناشی از این اخبار در سطح جهان به حد فوق العاده ای می رسید تا جاییکه بعضی از مسئولین سیاسی کشورهای دیگر، مسئولین ایرانی را فاقد کمترین صلاحیت اخلاقی و سیاسی و عمومی برای گفتگو می دانستند و از گفتگو طفره می رفتند. وزیر معزول شدة کشور اعلام کرد حالا که آبروی او رفته است و اتهامات زیادی به او وارد شده، رئیس مجلس شورای اسلامی، دکتر لاریجانی هم باید محاکمه و معزول شود زیرا او سالها در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، معاون ایشان بوده است …

قبل از استیضاح و معزول شدن وزیر کشور اتفاق دیگری افتاد. نمایندة دولت جمهوری اسلامی ایران در مجلس، شروع به پخش پول کرد. او چک های پنج میلیونی را به نمایندگان می داد و می گفت دو برگه را بعنوان رسید امضا کنند. او به نمایندگان گفته بود که این کار به دلیل آن است که ما باید رسید پول را داشته باشیم و به نهادهای دیگر پاسخگو باشیم. یکی از نمایندگان مجلس مقاومت کرد و وقتی رسیدها را به دقت بررسی کرد متوجه شد که این در واقع رسید دریافت رشوه برای انصراف از استیضاح وزیر کشور است. دوباره خبرگزاری های بین المللی پر شد از خبر جعل و تحریف و دروغ مسئولین. نمایندة دولت توسط مسئول بالاتر خود از کار برکنار و اخراج شد اما همین نمایندة اخراجی اشاره کرد که مسئول بالاتر او هم باید اخراج شود زیرا مسئول بالاتر او دارای مدرک جعلی است و دکترای او دروغ و ساختگی است.

اما پیش از اینها اتفاق دیگری افتاده بود. شخصی به نام پالیزدار از مسئولین کمیتة تحقیق و تفحص از قوة قضائیه و از مسئولین سازمان بازرسی کل کشور، در یک اقدام متهورانه یا تاکتیکی (برای تخریب حریف) طی یک سخنرانی در دانشگاه همدان و در جمع دانشجویان اعلام کرد که بسیاری از مسئولین عالی حکومتی و بسیاری از روحانیون ارشد دارای فساد گستردة و مافیایی اخلاقی، مالی و سیاسی اند. او حتی از ریاست قبلی قوة قضائیه و بسیاری از مسئولین عالی دیگر نام برد و مشخصات پروندة فساد آنها را هم ذکر کرد. آقای پالیزدار بلافاصله به همراه عده ای دیگر دستگیر شده و در رسانه ها نخست اعلام شد که او دارای اتهامات اخلاقی است و به همین دلیل دستگیر شده اما  به دلیل واکنش منفی و تمسخرآمیز رسانه های جهانی، اعلام شد که در ارتباط با گفته هایش دستگیر شده است. اعلام شد که احتمالاً ایشان با صحیونیست ها ارتباط دارد که خواسته است مسئولین و روحانیت ارشد حکومتی را بدنام کند. گفتند احتمالاً قرار است در تلویزیون ظاهر شود و بگوید اشتباه شده و آن افراد دارای هیچ جرمی نبوده اند. گفته شد اتهامات اخلاقی و مالی بسیاری برای آقای پالیزدار طرح شده اما نزدیکان او گفته اند که این اتهامات مطلقاً دروغ و ساختگی است و برای کاهش اثر اخباری می باشد که او بعنوان یک مسئول نظارت و بازرسی در جمع دانشجویان مطرح کرده است. قدرت تخریبی این خبر برای حکومت اسلامی و دولت جمهوری اسلامی در سطح جهان به قدری بود که بسیاری آن را بیش از موضوع قتل های زنجیره ای و داستان سعید امامی و سپس خودکشی مشکوک او دانستند. موج شوک کننده ای از این خبر به راه افتاد. خبرگزاری ها و مراکز اطلاع رسانی جهانی دائماً آن را تکرار و تحلیل می کردند. بعضی از شبکه های خبری برای این خبر اعلام « روز جهانی» کردند. بعد از درز این خبر مسئول سازمان بازرسی کشور، که قبلاً از مسئولین عالی پروندة قتل های زنجیره ای بود، عزل و برکنار شد. گفته شد که دلیل عزل او عدم جلوگیری وی از خروج اطلاعات محرمانه و سری از سازمان بازرسی کل کشور بوده است.

اتفاقات دیگری نیز در این مدت رخ داد که هر بار تلاش می کردیم رابطة آن را با آنچه استاد تأکید کرده بودند پیدا کنیم و البته خود بر این ارتباط هم تأکیدی نداشته باشیم. این اتفاقات را می شود با مروری در اخبار ماههای قبل متوجه شد اما ذکر دو مورد اخیر این خبرها جالب است. مدتی پیش به استاد خبر دادیم که اینها یکی دو تا از وبلاگ ها را هک کرده اند. کمی بعد اتفاق جالب تری افتاد. صدها سایت مربوط به روحانیت ارشد و سایتهایی که مرتبط با قم بودند، توسط هکرهای خارجی که می گفتند احتمالاً عرب هستند، هک شد. خواستیم این خبر را بدهیم که این دو موضوع مرتبط با هم بوده اند و این را در ایمیل به رسانه های خارجی اعلام کنیم اما باز هم استاد موضوع را تأیید یا رد نکردند بنابراین در بارة این موضوع هم حرفی زده نشد. ما مطمئن بودیم که این یک اتفاق طبیعی و واکنش متقابل است و آن را واکنش دوستان خودمان نمی دانستیم اما این دو را در ارتباط با هم می دانستیم.

خبر دیگر این بود که سه چهار روز پیش دختر آیت ا… هاشمی رفسنجانی (رئيس مجلس خبرگان رهبري) طی مصاحبه ای با نشریة شهروند اعلام کرد که چند سال قبل، پدرشوهر او ( که خودش مانند آقای هاشمی از نزدیکان نظام بوده) به مرگ طبیعی نمرده است بلکه آیت الله لاهوتی (پدر هر دو داماد آیت الله هاشمی) بعد از دستگیری، توسط دادستان سابق تهران، آقای لاجوردی، در زندان، مسموم شده و بر اثر مسمومیت به شهادت رسیده است. همین خبر باعث شد، اخبار مشابهی در محافل سیاسی مطرح شود از اینکه بسیاری از مرگهای به ظاهر طبیعی سالهای گذشته، در زندان یا خارج از زندان، به دلیل استفاده از روش های مخفیانه کشتن ( مانند مسمومیت) بوده است. چند روز بعد خبر مشابه دیگری اعلام شد و دفتر یکی از رهبران مخالف ایران در عراق اعلام کرد که این رهبر سال گذشته در یک مراسم میهمانی توسط یکی از عوامل جمهوری اسلامی مسموم شده و ویژگی این سم اثر تدریجی و بلند مدت آن بوده است. نظریة مسموم شدن و تشخیص نوع سم مربوط به پزشکان اردنی بود که این رهبر عراقی را معاینه کرده بودند. بعد از اعلام خبر مسمومیت آقاي لاهوتی توسط دختر آیت الله هاشمی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلة پرطرفدار  شهروند امروز، که مجری و انتشار دهندة این مصاحبه بود بلافاصله توقیف شد.

باید دید طی هفته ها و ماههای آینده چه چیزهای دیگری رخ خواهد داد و آيا آن چيزها ارتباطي با اين موضوع دارد يا نه؟ و اگر اين ارتباط وجود داشت، آيا تصادفي است يا با معنا؟

ظلم ماري است هر کـه پـروردش         اژدهـــايــي شــود فــرو بـردش 1 

                                                                                                                                    منصورون – فرزندان ايليا


[1] مکتبی

 

 

 

به راستی انسان به چیست؟ آیا انسان به حرف و عنوان و ادعاست؟

انسان به چيست؟         

 

انسان به حرف نيست. به اسم و عنوان و ادعا نيست. آيا اگر فردي لباس پادشاه يا گدا يا لباس نظامي يا روحانيون را برتن كند به صرف اين لباس مي‌توان او را پادشاه، گدا، نظامي يا روحاني دانست؟ اسم‌ها و عناوين و ادعاها هم مانند همين لباس‌ها هستند. اما واقعيت تلخ آن است كه عموماً ادعاها و عناوين، معادل واقعيت شمرده مي‌شود. يعني كسي كه عنوان گدا را به خود داده، گمان مي‌كند كه گداست و ديگران هم غالباً همين گمان را دربارۀ او دارند. كسي كه مدعي عرفان و روحانيت است و در آن جايگاه ايستاده يا اسمي به اين مضمون به او داده‌اند يا خودش به خودش داده، گمان مي‌كند كه اين حرفِ شوخي، واقعيت دارد. اگر در شناسنامۀ كسي نوشته شده مسيحي يا اگر كسي مدعي است كه مسيحي است، فكر مي‌كند واقعاً مسيحي است درحالي كه واقعاً اينطور نيست. آيا اگر كسي ماسك دلقك يا ماسك جلاد روي صورتش گذاشت به اين معني است كه او دلقك يا جلاد است؟ ادعاها و گمانهاي انسان همين حالت را دارند، مثل صورتك‌هايي هستند كه واقعيت در پشت آنها نهفته است. حرف و ادعا مثل اين لباس است. مثل صورتك است؛ مهم آن است كه چه كسي دارد آن را مي‌گويد. اكثر مردم فعلي و قبلي جهان معتقد بوده‌اند كه خداپرستند يا ايمان دارند اما اين عنوان خداپرستي و ادعاي موحد بودن تا چه حد واقعيت دارد؟ اگر به معناي موضوع و به نشانه‌ها توجه كنيم شايد متوجه شويم كه بسياري از ما اساساً خداپرست نيستيم. پول پرستيم، شيطان پرستيم، شهوت پرستيم، همسر پرستيم، فرزند پرستيم و چيزپرستي‌هاي ديگر. همانطور كه دين انسان به شناسنامۀ او نيست، هويت انسان هم به ادعا و حرفهاي او نيست.

اين ديوار خيالي را در خود بشكنيد و اين گمان موهوم را حفظ نكنيد. من دزد هستم. من قاتل هستم. من قديس هستم. من راستگوترين انسانم. من پادشاهم. من پيامبر هستم. من منتخب خدا هستم. من مسيح هستم. من رهبر جهان هستم. من ديوانه هستم. دروغگو هستم. شياد و كلاهبردار هستم. من دزد هستم. من پليس هستم. من خيلي كارها را نمي‌توانم. من هر كاري را مي‌توانم. من آدم خوبي هستم.

همۀ اينها حرف است. همه اش ادعاست. صورتك است. لباس است. برچسب است. ما آن چيزي نيستيم كه گمان مي‌كنيم هستيم. ما همان چيزي هستيم كه دانايي اش را داريم.[1]  نشانه هايش را داريم. توانش را داريم. اعمال و محصولات ما مؤيد آن است.[2] اگر روي دستگاهي نوشته بودند ضبط صوت يا اگر كسي گفت كه فلان دستگاه ضبط صوت است اين الزاماً به آن معنا نيست كه آن ضبط صوت باشد. شايد ماشين رختشويي باشد. شايد ضبط باشد اما از كار افتاده باشد و شايد هر چيز ديگري باشد غير از ضبط صوت. اما اگر آن وسيله صدا ضبط كرد، اگر امكاني را كه از ضبط صوت انتظار مي‌رود، داشت، آن وقت مي‌توان به آن گفت ضبط صوت. ما داراي هزاران هويت دروغين و ساختگي و اندكي هويت راستين هستيم. اين هويت راستين غالباً در زير هويتهاي دروغين گم شده است. هر كسي در اصل خودش است اما چون زندگي اكثر ما از نوع اصلي­اش نيست پس خودمان نيستيم بلكه غوطه­ور در نقش‌ها و نقاشي‌ها هستيم. انسان هميشه تمايل به راحتي دارد و پيوسته سعي مي‌كند كه خيال خود را راحت كند. پس دوست دارد با هر  توجيه استدلالي يا احساسي كه شده، خود را در قالبي مورد قبول بپذيرد. اگر تقدس گراست دوست دارد خود را فردي با ايمان، مقدس، بي گناه يا كم گناه و مانند اينها بداند. اگر ملي گراست مي‌خواهد خود را سرباز وطن، فدايي وطن و تاحدي يك قهرمان بداند. بقيه هم به همين شكل. اما اينها همه ساخته‌هاي ذهني است. آتش تا آتش نزند، آتش نيست. نشانۀ آتش آنست كه بسوزاند، حرارت دهد و گرم كند. فريب اسم‌ها و ادعاها و عناوين را نخوريد. اين را از خودتان شروع كنيد و بعد به ديگران توصيه كنيد. ما توهمي نيستيم كه دربارۀ خود بافته­ايم يا برايمان بافته­اند.

سنگ محك انسان، دانايي و نوع شعور اوست. توانايي و نوع نيروي اوست. عمل و رفتار اوست. زمان حال اوست. حالا او كيست و دارد چكار مي‌كند؟ از كبكي كه سر خود را زير برف مي‌كند و طعمۀ شكارچي مي‌شود نياموزيم. عمري سر خود را زير برف مي‌كنيم، و اگر از اين سر به زير برف، زمان زيادي بگذرد، برف يخ مي‌زند و منجمد مي‌شود و ديگر سر از زير آن بيرون نمي‌آيد بلكه انسان در همان حالت قبر مي‌شود.

يك عمر به خود گفته‌اي من آدم خوبي هستم، من آدم با خدايي هستم، من آدم چنين يا چناني هستم. تا دير نشده، تا برف يخ نزده سرت را بيرون بياور. اطرافت را نگاه كن. نشانه‌ها را ببين و خودت را محك بزن. ببين كيستي. اگر ديدي چيز بدي هستي، شجاع باش. از قبول واقعيت نترس. اگر ديدي كه انسان نيستي، اعتراف كن كه نيستي. اين اولين قدم انسان بودن است. اقتدار حرفها و عناوين دروغ را بشكن.

اكثر پادشاهان تاريخ خود را بهترين انسان­ها مي‌دانستند. بسياري از مردمان زمانه هم آنان را به اين نام و عنوان قبول داشتند. اما آيا اين واقعيت داشت؟ در زمان هيتلر و چنگيز اكثر اطرافيان آنها و مردم تحت سيطره، آنها را مي‌ستودند و ستايش مي‌كردند و به آنها القاب و عناوين پر زرق­و­برق مي‌دادند. اما آيا اين ربطي به واقعيت داشت؟ آيا اگر گرگي را بياورند و روي پيشاني­اش بزنند گوسفند يا لباس ميش را بر تن او كنند يا عده‌اي توافق كنند كه به او بگويند گوسفند، گرگ گوسفند مي‌شود؟ يك طبيب بايد علم طبابت را داشته باشد و بتواند بيماران را درمان كند. اين علم و عمل و توانايي بايد باشد تا بتوان به كسي گفت كه چنان است. آيا با كارت شناسايي يا لقب طبيب، كسي طبيب مي‌شود؟

اما زندگي اكثر انسانها عكس اين قاعده است و شجاع ترين‌ها كساني‌اند كه اين رسم دروغ را تعطيل مي‌كنند. فريب حقه‌هاي سيستم عصبي هورموني را نخوريد. مغز تمايل به راحتي دارد و به هويتي كه خود را در آن راحت بيابد… هر كسي گفت كه من سالم هستم به اين معنا نيست كه بيمار نيست. كسي سالم است كه نشانه‌هاي بيماري را نداشته باشد و بلكه داراي نشانه‌هاي سلامت باشد. اكثر انسان­ها بيمارند و خوشا به حال كساني كه بيماري خود را مي‌شناسند زيرا درمان مي‌شوند. باورهاي بافته شده را از هم بگسليد. عناوين دروغين را كه به خود بسته‌ايد يا به شما بسته‌اند بشكنيد. نترسيد. اگر واقعيت داشته باشند از جنس نشكن هستند و اگر مي‌شكنند خوشحال باشيد زيرا جاي اين دروغ را واقعيت خواهد گرفت. داشتن دو پا و دو دست و دو از چيزهاي ديگر به معني انسان نيست. اين به معناي جسم انسان است. جستجو را ادامه دهيد. كسي كه مسئله را متوجه مي‌شود، نيمي از جواب را پيدا كرده و كسي كه هنوز متوجه مسئله نيست، دو بار بايد جواب را پيدا كند. اسم حقيقي خود را پيدا كن. راه آن اين است كه دل به آسمان بزن و خودت باش. حقوق ديگران را رعايت كن اما خودت باش. كسي را قرباني خودت نكن اما قرباني ديگران هم نشو و اين يك دكترين حيات بخش است. دكتريني است كه بزرگان آن را در قوانين زندگي خود داشتند و مدام به آن عمل مي‌كردند. پيلۀ‌ كاذب پيرامون خود را پاره مي‌كردند. بعد چه مي‌شد؟ آيا آنها به آزادي مي‌رسيدند؟ نه. ولي قدمي بلند به سوي آزادي و نجات زندگي خود بر مي‌داشتند. بعد از اين پيلۀ‌ موهوم آنها با پيلۀ واقعي خود، با قابليت­ها و ضعف­هاي واقعي خود و با خود مواجه مي‌شدند.

با دلخوش كنك‌ها دل را خوش نكن. بگذار حقيقتاً و براي هميشه خوشحال شوي حتي اگر بايد ابتدا رنجي را متحمل شوي. انسان به حرف نيست. به اسم و ادعا و عنوان نيست. به دانايي اوست و به توانايي اوست. به عمل و نتايج اوست همانطور كه درخت به ميوۀ آنست.

 

برگرفته از کتاب تعاليم حق(الاهيسم – جلد دوم)ـ اثر ايليا «ميم»

  منبع : سایت رسمی هوادارن استاد ایلیا میم رام الله

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید


[1]اي برادر تو همين انديشه اي          مابقي تو استخوان و ريشه اي

    گر بود انديشه ات گل گلشني       ور بود خاري تو هيمه گلخني ( مولوي )

[2]«ليس للانسان الا ما سعي»