چه کسانی درمانگر روحی هستند؟

آشنايي با درمانگران و شفاگران

(قسمت اول)

درمانگران روحي و كساني كه توانسته‌اند از طريق قواي روحي و الهي به درمان بيماران و دردمندان بپردازند هميشه در طول تاريخ وجود داشته‌اند. بعضي از اين افراد داراي قدرتي غيراكتسابي و به اصطلاح مادرزادي بوده‌اند و گروه ديگر به صورت اكتسابي چنين قدرتي را كسب كرده‌اند. اما در اين ميان عده‌اي هم بوده‌اند كه بر اثر يك اتفاق دروني و پس از يك دگرگوني باطني، واجد چنين نيرويي شده‌اند. البته درمانگر بودن اين افراد به‌آن معنا نيست كه آنان جملگي دست به درمان بيماران بسياري زده‌اند. ممكن است بعضي از درمانگران بزرگ تاريخ به تعداد كمي از موارد درمان و شفا دست زده باشند يا حتي نشانه‌اي كه از آنها ظاهر شده است ارتباطات اوليه با درمانگري نداشته است اما بعداً چنين معنايي را از خود بروز داده است.

مثلا جسد ريتا تا ده‌ها سال بعد از مرگ‌اش هم‌چنان سالم و قوي بود. او در زمان زندگي خود نمونة قابل توجهي از 1 (2)درمانگري را ارائه نكرد اما بعد از مرگ، جسد وي تا نزديك به دو قرن،‌ هم‌چنان سالم و معمولي،‌ مثل روز اول بود. در دوران حيات او تنها يك نشانة مهم از او ظاهر شد. او يك تكه چوب خشك و مرده را در زمين فرو كرد و هر روز به آن توجه نمود. پس از مدتي اين تكه چوب مرده، جوانه زد و تبديل به درخت انگور بزرگي شد كه پس از قرن‌ها، هنوز هم اين درخت پابرجاست و هر سال ميوه مي‌دهد. هر سال برگ‌ها و ميوه‌هاي اين درخت براي درمان بيماري‌ها جمع‌آوري شده و به نقاط مختلف جهان ارسال مي‌شود.

تعداد درمانگران قديمي آنقدر زياد است كه جمع‌آوري بيوگرافي همة آنها يك كار تحقيقي مفصل را مي‌طلبد. اين درمانگران به همة اديان تعلق داشته‌اند. اسلام، مسيحيت، يهود، هندوئيسم و حتي ملل و اقوامي كه ظاهراً به دين خاصي پايبند نيستند… در قرن نوزدهم و بيستم ناگهان موضوع درمانگري روحي، بعد از قرن‌ها در حاشيه ماندن و نيمه‌جان بودن، دچار حياتي نوشد و تعداد قابل توجهي از درمانگران باطن‌گرا از كشورهاي مختلف سربرآوردند. اين بار علاوه بر كشورهايي كه تا قبل از اين سابقة طولاني‌تري در موضوع داشتند مثل انگلستان، فرانسه و هند، از ديگر كشورها هم نمونه‌هاي جديدي ظاهر شد. چين، روسيه، ژاپن و بيش از همة آنها برزيل، فيليپين و آمريكا.

آنچه به‌عنوان درمان باطن‌گرا (درمان نامتعارف) مي‌شناسيم به رشته‌هاي مختلفي تقسيم مي‌شود و برخلاف تصور عمومي فقط يكي از اين حوزه‌ها به شفا (درمان از نوع شفا) اختصاص دارد. اولين گروه از درمانگران غيرپزشك، شامل كساني مي‌شوند كه با استفاده از روش‌هاي گوناگون پزشكي مكمل به درمان بيماران خود مي‌پردازند. گياه‌درماني،‌ آب‌درماني،‌ ماساژدرماني، بازتاب‌شناسي كف پا، ويتامين‌درماني،‌پاندول‌درماني و‌ هيپنوتيزم‌درماني نمونه‌اي از اين روش‌هاي درماني‌اند كه به مجموعه آنها طب حاشيه گفته مي‌شود. البته تعداد انواع روش‌هاي درماني نامتعارف به بيش از صد و شصت روش مي‌رسد كه بعضي از آنها يا به‌دليل ناشناخته ماندن و يا غيرمؤثر بودن، در تقسيم‌بندي‌هاي طب حاشيه به‌حساب نمي‌آيند. اگرچه درصد موفقيت روش‌هاي طب مكملدربارة همة بيماري‌ها كمي مأيوس‌‌كننده است اما بعضي از روش‌هاي طب حاشيه توانسته‌اند توفيق اميدواركننده‌اي را دربارة معدودي از بيماري‌ها به‌دست آورند. گروه دوم درمانگران كه به درمانگران روحي معروف‌اند عموماً با اتكاء به قدرت روحي خود يا ديگر مراجع روحي عمل مي‌كنند. تفاوت زيادي ميان كار اين عده با گروه اول وجود دارد. (اين تقسيم‌بندي از درمانگران باطن‌گرا، تقسيم‌بندي رايج آن است.) گزارش‌ها نشان مي‌دهند كه بعضي از درمانگران روحي كه در كار جراحي روحي تبحر دارند تاكنون نتايج جالبي را از كار خود ارائه داده‌اند.

نتايج اين جراحي‌هاي روحي بر خلاف ديگر روش‌هاي طب حاشيه و انرژي‌درماني، تا حد قابل توجهي اميدواركننده است.

ما وقتي اسم درمانگر روحي را مي‌شنويم از او انتظار معجزه را داريم اما تقريباً اكثر درمانگران معروف فاقد چنين توانايي خارق‌العاده‌اي مي‌باشند. آنها در نهايت قادرند تنها بر برخي از بيماري‌ها آن هم تا حد معيني اثر بگذارند. اين واقعيتي است كه بارها توسط مراكز تحقيقات پزشكي و در سطح بين‌المللي اعلام شده است. تاكنون چندين گروه تحقيقاتي از دانشگاه‌هاي معتبر جهاني (مانند هاروارد) مأمور بررسي نتيجه كار انرژي درمانگران شده‌اند اما همة آنها به اتفاق نتايج تقريباً مشابهي را اعلام كرده‌اند. وجه مشترك گزارش مراكز تحقيقاتي مذكور اين است كه اسناد و شواهد قابل توجهي براي اثبات ادعاي انرژي درمانگران وجود ندارد. تاكنون يك نمونه قابل اثبات از درمان بيماري‌هاي صب‌العلاج يا درمان مؤثر و قطعي ساير بيماري‌هاي پيچيده از هيچ يك از مراكز انرژي‌درماني و انرژي‌درمانگران در سراسر جهان گزارش نشده است. به همين دليل بسياري از مراكز تحقيقاتي پزشكي روش‌هاي انرژي‌درماني را خارج از مقولة طب مكمل دانسته و آن را به مثابة يك روش درماني نمي‌پذيرند. برخلاف نتايج مأيوس‌كننده كار انرژي‌درمانگران، معدودي از درمانگران و جراحان روحي بوده و هستند كه توانايي آنها در زمينة درمان بيماري‌ها بيش از آن چيزي است كه در بازارهاي انرژي‌درماني و معالجاتمشابه رد و بدل مي‌شود.

اين افراد (جراحان روحي) تحت حمايت روحي و با وسايل اوليه و بدون رعايت معمولي‌ترين شرايط بهداشتي، به جراحي‌هايي جسمي دست مي‌زنند. بعضي از اين افراد به‌جاي استفاده از چاقو (آن هم نه چاقوي جراحي بلكه چاقوي آشپزخانه) از انگشتان خود استفاده مي‌كنند و بدن بيمار را با انگشتان خود برش مي‌زنند. بيشتر جراحان روحي در برزيل و فيليپين ساكن هستند و تاكنون هزاران جراحي موفق از اين جراحان روحي گزارش شده است. در اين نوشتار به يك از اين نمونه‌ها اشاره مي‌كنم. خوزه دو فريتاس معروف به آريگو.

آريگو در 15 سال آخر عمر خود توانست به هزاران بيمار كمك كند. او پشت يك ميز و روي يك صندلي مي‌نشست و بيماران به ترتيب از جلوي او عبور مي‌كردند. در همان حال او داروهايي را به زبان پرتقالي يا‌ آلماني روي يك تكه ورق (براي هر يك از بيماران) مي‌نوشت. در بيشتر مواقع، بيماران با مصرف اين داورها درمان مي‌شدند بعداً اين داروها توسط گروهي از پزشكان متخصص مورد بازشناسي قرار گرفت و معلوم شد همة آنها متناسب با حال بيمار بوده‌اند. آريگو در سال 1968 توسط يك گروه محقق متشكل از 6 پزشك و 8 دانشمند به سرپرستي آندريا پوهاريچ مورد مطالعه قرار گرفت. در پايان كار، گروه تحقيقي مربوطه كارهاي آريگو را تأئيد كردند. وقتي از آريگو پرسيدند چطور بيماري‌ها را تشخيص مي‌دهد و دارو تجويز مي‌كند او پاسخ داد كه هنگام تشخيص، روح دكتر فريتز (كه به قول او در سال 1918 درگذشته بود) در گوش راستم حرف مي‌زد. البته آريگو علاوه بر تشخيص و دارونويسي گاهي هم به جراحي‌هاي روحي دست مي‌زد. او گاهي با چاقوي آشپزخانه و قيچي‌هاي معمولي و در شرايط كاملاً عفوني در حالي كه مردم اطراف او جمع مي‌شدند، به اعمال جراحي مي‌پرداخت. حتي در چند مورد اينكار را در وسط خيابان انجام داد. دكتر پوهاريچ (رياست تيم تحقيقاتي) يكي از مشاهدات خود را درباره جراحي‌هاي آريگو اين‌چنين شرح مي‌دهد:

1 (1)«آريگو به مرد بيمار گفت شلوارش را پايين بكشد. سپس يك چاقو دست گرفت و آن را با پيراهنش پاك كرد. شكم بيمار را چاك داد. ماهيچه‌هاي ديوارة شكم را به يك طرف گذاشت،‌ روده را بيرون آورد و با خونسردي تمام يك قسمت از روده را قطع كرد. مثل آن بود كه يك تكه كالباس را مي‌برد. سپس روده را در جاي خود گذاشت و عضلات ديوارة را دوباره به هم نزديك كرد. او هرگز از بخيه استفاده نمي‌كرد. براي پوشاندن زخم‌ آن مرد هم، از كمر مرد يك ميخ در بدن او كوبيد و گفت همين كافي است.»

گروهتحقيقي دكتر پوهاريچ كه از اين جراحي‌ها و جراحي‌هاي مشابه (توسط ديگر جراحان روحي) فيلم‌برداري كرده است (علاوه بر فيلمبرداري‌هايي كه گروه‌هاي مستقل ديگر از كار چنين افرادي داشته‌اند) او دربارة آريگو (در جمع‌بندي نظرات گروه تحقيقي) مي‌گويد: «آريگو اين كار را انجام مي‌دهد ولي من نمي‌دانم كه چگونه؟ او به تنهايي به اندازة يك بيمارستان بزرگ بازدهي دارد».

بعضي از شخصيت‌هاي علمي ديگر هم گزارشاتي را دربارة جراحان روحي داده‌اند.

يكگروه پزشكي و فيلم‌برداري با حضور دكتر المرگرين و دكتر آليس گرين گزارشاتي دربارةاعمال تعدادي جراح روحي در فيلپين تهيه كرده است. او در قسمتي از شرح مشاهدات خود مي‌گويد: «بيشتر اين جراحان روحي هنگام كار خود حالتي معمولي داشتند اما بعضي از آنها هم درحالت خلسه فرو مي‌رفتند…» او در ضمن گزارش خود از يكي از جراحان روحي معروف نقل مي‌كند كه ظاهر كردن خون و انساج و بافت‌هاي بدن فقط به اين دليل است كه بيماران به كار ما اعتقاد داشته باشند. او پس از شنيدن اين جمله شاهد صحنه‌اي مي‌شود كه اين‌گونه آن را توضيح مي‌دهد: «سپس آگپااو دستش را حدود سي سانتي‌متري شكم بيمار گرفت همان‌طور كه نگاه مي‌كردم ديدم كه شكم بيمار باز شد و پرده صفاق نمايان گرديد…»

هم‌چنيندكتر ليال واتسون، محقق مشهور بين‌المللي، پس از 8 ماه اقامت در فيليپين، از اعمال 22 جراح روحي در فيليپين گزارش مي‌دهد.

تقريبابيشتر دانشمندان و متخصصاني كه در زمينة بيماران شفايافته و درمان‌شده (به وسيلةمعالجات روحي) تحقيق كرده‌اند در پايان به اين نكته اعتراف داشته‌اند كه نمي‌توانند توجيه علمي و قابل قبولي برآنچه ديده‌اند و اتفاق افتاده است ارائه دهند به‌عنوان مثال جورج ميك كه يكي از افراد مذكور (سرپرست يك تيم تحقيقاتي) مي‌باشد مي‌نويسد:

«در اين زمان هيچ نظريه يا تركيبي از نظريه‌هاي علمي وجود ندارد تا بوسيلة آنها بتوان اين پديده (معالجات روحي) را توجيه كرد…

تهيه و تأليف: پريا

پي‌نوشت:

1ـ بعضي از اين افراد هم اكنون در قيد حيات نيستند.

منبع: فصلنامه علوم باطني

شماره 7 و 8 ـ پاييز و زمستان 84

بازخوانی بخشی از تفتیش های ایلیام ؛ در نامه ای به رهبری

انتشار نسخه کامل فیلم بازخوانی تفتیشها و شکنجه های ایلیا میم – قسمت دوم

این فیلم بخش دوم بازخوانی تفتیشها و شکنجه های ایلیا میم (پیمان فتاحی) استتحریف , مونتاژ و دروغ سازی خبر آزادی ایلیا توسط قصابان دایره ادیان و مذاهب اطلاعات ,جلسات مختلف احضار , بازجویی و دادگاه با افراد مختلف (از جمعیت الاهیون و خارج از آن ,مسئولین مختلف جمهوری اسلامی ایران و بویژه مسئولین قضایی و امنیتی تحت تاثیر شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,استفاده از شیوه دکتر کپی , پارازیت و آنتن در تحریف اخبار توسط شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,صحیونیزم , استکبار جهانی , فساد مالی و اخلاقی کلیدواژه های استفاده شده برعلیه پیمان فتاحی توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ایران ,هكا؛ روش معجزه , ان ال پي , كاليما , بكارگيري توانايي فكر و كلام در الاهيسم باطني , روياهاي جهاني و روياي فردي , كاليما از كلام خدا برآمده , كلام هماهنگ ,پيوند تمدنها , ارتباط تمدن ها , ازدواج تمدن ها , نزدیکی ادیان , ارتباط ادیان , تلفیق دين مسيحيت و يهود با اسلام از اتهامات وارده به ایلیا میم رام الله توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,اسلام , مسيحيت , يهود , هندوئيسم و بوديسم ,تعامل (...) ميان اسلام و يهود و مسيحيت مي‌تواند بسياري از مسائل جهان امروز را حل کند ,ريشه اکثر مسائل جهاني در اختلافات ايدئولوژيک است ,نظريۀ برخورد تمدنهاي هانتينگتون ,نظريۀ ازدواج تمدنها ,راه اندازی اسلام مسيحي [مسلمانان مسيحي] , اسلام يهودي , اسلام آمريکايي و غربي و اسلام هندويي و بودايي و شرقي , اتهامات اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات به پیمان فتاحی ,لااله‌الاالله که در طی دومین دوره حبس او در بند 209 زندان اوین توسط یکی از شاگردان وی و در قالب نامه ای به رهبر جمهوری اسلامی ارسال شد. پیش از این نیز نامه دیگری بعنوان بخش اول بازخوانی تفتیشها به انتشار عمومی رسید که واکنشهایی را از جانب رسانه های وابسته با طالبان مذهبی ایران بدنبال داشت.

گفتنی است که ایلیا میم رهبر جمیت الاهیون ایران ( ال یاسین) مجموعا 4 بار در سالهای 1389،1387،1386 و 1391 دستگیر شده و تا کنون نزدیک به 400 روز را در زندان انفرادی و تحت شدید ترین فشارها و شکنجه های جسمی و روحی سپری کرده است.

این در حالی است انواع تخریبهای رسانه ای در قالب فیلم ، سریال، کتاب، نرم افزار و همایشها و سخنرانی های متعدد بطور هر روزه بر علیه وی در جریان بوده و در آن از اقسام برچسبها همچون فرقه سازی، انحرافات اخلاقی، سوء استفاده های مالی، و اتهاماتی نظیر تبلیغ بر علیه نظام، اقدام بر علیه امنیت ملی، تبلیغ مسیحیت، تلاش برای پیوند ادیان و ترویج پلورالیزم دینی و لیبرالیزم معنوی مطرح می شود.

در تازه ترین اقدام دایره مذاهب اطلاعات شاهد بکار بردن حقه سوخته اطلاعاتی دیگری یعنی تلاش برای نفوذی و عامل حکومت جلو دادن وی هستیم، روشی که پیش از این برای بسیار از فعالان جامعه مدنی همچون اکبر گنجی، علی افشاری، محسن سازگارا، مجتبی واحدی، مهدی خزعلی، نوری زاد بکار گرفته شده و بر همگان شناخته شده است.

منبع: وبگاه شاگردان استاد ایلیا میم رام الله

نسخه کامل فیلم را اینجا ببینید . تحریف , مونتاژ و دروغ سازی خبر آزادی ایلیا توسط قصابان دایره ادیان و مذاهب اطلاعات ,جلسات مختلف احضار , بازجویی و دادگاه با افراد مختلف (از جمعیت الاهیون و خارج از آن ,مسئولین مختلف جمهوری اسلامی ایران و بویژه مسئولین قضایی و امنیتی تحت تاثیر شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,استفاده از شیوه دکتر کپی , پارازیت و آنتن در تحریف اخبار توسط شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,صحیونیزم , استکبار جهانی , فساد مالی و اخلاقی کلیدواژه های استفاده شده برعلیه پیمان فتاحی توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ایران ,هكا؛ روش معجزه , ان ال پي , كاليما , بكارگيري توانايي فكر و كلام در الاهيسم باطني , روياهاي جهاني و روياي فردي , كاليما از كلام خدا برآمده , كلام هماهنگ ,پيوند تمدنها , ارتباط تمدن ها , ازدواج تمدن ها , نزدیکی ادیان , ارتباط ادیان , تلفیق دين مسيحيت و يهود با اسلام از اتهامات وارده به ایلیا میم رام الله توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,اسلام , مسيحيت , يهود , هندوئيسم و بوديسم ,تعامل (...) ميان اسلام و يهود و مسيحيت مي‌تواند بسياري از مسائل جهان امروز را حل کند ,ريشه اکثر مسائل جهاني در اختلافات ايدئولوژيک است ,نظريۀ برخورد تمدنهاي هانتينگتون ,نظريۀ ازدواج تمدنها ,راه اندازی اسلام مسيحي [مسلمانان مسيحي] , اسلام يهودي , اسلام آمريکايي و غربي و اسلام هندويي و بودايي و شرقي , اتهامات اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات به پیمان فتاحی ,لااله‌الاالله

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار, کانون حقوق بشر ال یاسین(شاخه انگلستان),وبگاه دیده بان ادیان و مذاهب,سایت دیده بان

خودسوزی زنان گزارش و قتل ناموسی, تجاوز به زنان, احضار فعالان این حوزه به مراجع قضایی-امنیتی, عدم رسیدگی یا محرومیت از خدمات پزشکی زندانیان,  اعمال محدودیت خارج از قانون بر زندانیان,  انتقال غیرقانونی زندانی به سلول انفرادی, اقدام به اعتصاب غذای زندانیان, انتقال اجباری یا تبعید زندانیان,  خودکشی زندانی,  اعمال فشار و تهدید زندانیان, قتل زندانیان,  بلاتکلیفی زندانیان, مرگ زندانی بر اثر بیماری, اجرای حکم شلاق و قصاص عضو, عدم دسترسی به وکیل,  پرونده سازی بر علیه زندانیان,  نگهداری زندانی در محیط نامناسب محکومیت دو نفر از اعضای سندیکا شرکت واحد به جزای نقدی,  علی اکبر نظری و مرتضی کمساری از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران ,  بازپرسی شعبه دوم امنیت مستقر در اوین احضار ,اعدام هفت نفر در اصفهان,  اعدام یک متهم به قاچاق مواد مخدر در زندان مرکزی کاشان , عفو بین‌الملل, خواستار توقف مجازات اعدام, دخالت‌های غیر قانونی قاضی صلواتی در روند درمان دراویش زندانی, مصطفی دانشجو, وکیل زندانی دراویش گنابادی, انتشار جزییات در مورد بیش از یکصد اعدام مخفیانه در مشهد, شهروند از نیجریه,,  اعدام های مخفیانه دیگر در زندان های بیرجند, قرل حصار کرج, کارون, اهواز, تایباد, ارومیه و قم , کلانتری مستقر در داخل زندان وکیل آباد مشهد, قدردانی تهران از نجات ملوانان ایرانی توسط نیروی دریایی آمریکا, رهایی دریانوردان از محاصره دزدان دریایی , نقض حقوق اقلیت‌های ملی را بر اساس تفکیک ماهانه,  بازداشت فعال حقوق صنفی,  فعالیت های سیاسی به اتهام محاربه با خدا , صدور و اجرای حکم اعدام در دادگاه‌های مختلف کشور , گزارش نقض حقوق بشر از سوی نهاد آمار, دو فعال حقوق کودک از سوی دستگاه قضایی کشور,  آزادی بیان, حکم اعدام ۶ شهروند کرد سلماسی, حبیب مامدی, اکرم مامدی, سامی مامدی, صمد مامدی, کریم مامدی و فیروز حسن‌زاده , ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر, بند ۱ ماده ۶ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی:, بند ۲ ماده ۱ دومین پروتکل اختیاری میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی به منظور الغای مجازات مرگ:, محکومیت ۹ ماهه امین روغنی فعال دانشجویی دانشگاه سمنان ,  اعضای تشکل مجمع اسلامی دانشجویان , بازجویی‌های اداره اطلاعات بازجو‌ها , بررسی موارد حقوقی نقض شده در این گزارش, بند ۱ ماده ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی,  ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر:, افشین بایمانی زندانی سیاسی زندان رجایی , مرحله اول به ۵ روز اعتصاب غذا,  فعال کارگری در کارخانجات “آلومتک و آلومراد” قزوین,, مرتضی جنت آبادی رئیس شورای اسلامی کار کارخانجات آلومتک و آلومراد قزوین, علی شریعتی وبنگار و فعال اجتماعی   اتهام اخلال در نظم عمومی و تبلیغ علیه نظام,  شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی پیرعباسی,

ایلیا م رام الله در گفتگویی جنجالی که بسیاری هنوز نشنیده اید

مهار به جاي نابودي

گفت و گوي انتقادي

(قسمت سوم-9)

گفتگوي زير در فروردين ماه سال 1386 طي دو جلسه با ايليا «ميم» توسط دو تن از اعضاء منتسب به گروه حزب ا… صورت گرفته است. لازم به توضيح است که مطالب پياده شده از روي فيلم، مورد بازخواني ويرايشي قرار گرفته است. قسمت دوم اين گفتگو در سال 1384 قبل از انتخابات رياست جمهوري صورت گرفت كه با عنوان «برترين رئيس جمهور» در نشريۀ حركت دهندگان شماره سه به چاپ رسيد و موجب تعطيلي آن نشريه كه اولين نشرية تخصصي در زمينۀ دانش تفكر محسوب مي‌شد، گرديد. قسمت اول مصاحبه در تاريخ 9/5/1382 صورت گرفت كه هر دو مصاحبۀ مذكور نيز براساس فيلم جلسه، پياده سازي و بازنويسي شدند.

لازم به ذكر است كه سوالات گويندگان، انعكاس دهنده نظرات طيف مورد اشاره نيست و پاسخ‌هاي استاد ايليا «ميم»، در مواردي كه به فرد مقابل مربوط مي‌شود، قابل تعميم به طيف مذكور نمي‌باشد. در چنين مواردي پاسخ ها، متوجه گفتگوكنندگان است.

1. سوال كننده دوم: در نشريه شماره 4 و5 حرکت دهندگان که سردبيري آن را به طور مقطعي خانم پِريا همسر شما به عهده داشت، محور نشريه شده بود تبليغ مذاکره و ارتباط با آمريکا و ترغيب سياست گذاران به ارتباط. آيا شما همچنان ايده مذاکره مستقيم و ارتباط داشتن با آمريکا را که از هيچ ظلم و توطئه‌اي بر عليه ملت ما فروگذار نمي کند، درست مي‌دانيد؟

بله، از مدتها قبل از آن نشريه تا امروز و شايد بعداً هم اين ايده را درست مي‌دانم. اما اين ايده کسي است که سياستمدار نيست…

 

2. سوال كننده دوم:‌ شما مي‌گوييد اگر مطمئن شويد که در بين مردم به يک بت تبديل شده ايد خودتان خودتان را مي‌شکنيد و محکوم مي‌کنيد. من به شما اطمينان مي‌دهم که اين اتفاق افتاده است و درباره شما بت سازي شده است. الان حاضريد چکار کنيد؟

براي هر کس هم که بت شده باشم براي شما و دوستانت که نيستم پس الان نياز نيست کار خاصي بکنم. اما اگر حرف شما درست باشد، قطعاً اين بت را خرد خواهم کرد. چگونه اش بستگي به شرايط و مخاطبان دارد. اين را از سالها پيش هم مکرراً گفته ام که اگر لازم باشد به شکل‌هاي مختلف خود را محکوم مي‌کنم و بر عليه خودم وارد ميدان مي‌شوم. اما ظاهراً كه شما مدتهاست شروع به شايعه سازي و تحريف و جعل درباره بنده كرده ايد‌، اگر همين كار شما كفايت نكرد من هم در محكوم كردن خودم با شما همكاري مي‌كنم. مطمئن باشيد.

 

3.

4. سوال كننده دوم:‌ چرا با رسانه‌ها مصاحبه نمي‌كنيد؟ فكر مي‌كنم براي شما ضروري باشد كه حداقل يك سايت اينترنتي يا دست كم يك وبلاگ داشته باشيد. چرا در اينترنت و در هر جايي كه بشود به شما دسترسي پيدا كرد نيستيد؟ آيا اين هم قسمتي از زندگي مخفيانه شماست؟

زندگي من مخفيانه نيست، فقط به تعداد كساني كه مرا مي‌شناسند، آشكار نيست. من در دسترس خيلي‌ها هستم و خيلي‌ها از جزئيات زندگي ام خبر دارند و اينها با مخفيانه زندگي كردن جمع نمي‌شود. براي اينترنت و وبلاگ هم واقعاً فرصتي وجود ندارد. گاهي حتي يك ساعت وقت زنده مانند يك سال زمان ارزش دارد. ضمن اينكه اينترنت و كامپيوتر هم بلد نيستم و تابحال در اينترنت نرفته ام يا چيزي تايپ نكرده ام. بعد، اينها همه يعني مشهور شدن و معروفيت كه اين با هيچ چيز زندگي ام همخواني ندارد.

 

«شهرت زندانيست كه در آن هر كه تو را مي‏شناسد زندانبان توست و معروفيت معركه ايست كه اكثر معركه‏گيران را به درك برده است.»

 

5.

6. فكر مي‌كنيد درباره كسي اين حجم از شايعات ضد و نقيض وجود داشته باشد كه درباره شما هست؟ دليل اين همه شايعات ضد و نقيض را در چه چيزي مي‌دانيد؟

يک دليل مهمش علاقه و عادت انسان به شايعه سازي و قضاوت شتابزده است. وقتي مغز از تفکر، تحليل، نشانه شناسي و کشف حقيقت باز مي‌ايستد و دچار سستي و راحت طلبي مي‌شود به شايعه، تحريف و قضاوت شتابزده متمايل مي‌شود. هر نتيجۀ آماده‌اي چه درست باشد چه اشتباه، ظاهراً انسان را از کشف نتايج معاف مي‌کند.

تحريف، جعل، شايعه و قضاوتهاي هيجان زده هم از جمله فکرهاي آماده‌اند که اگر شخص به آن بچسبد، ذهن خود را از زحمت تفکر و تحقيق و کشف بازمي دارد.

 

7. شايعاتي که دربارۀ شما گفته مي‌شود شايعات دَرهم است. از کارها و خاطره‌هاي فوق بشري مردم در بارۀ شما تا منفي ترين شايعه ها. فکر مي‌کنم در بارۀ شايعه‌هاي به نفع خودتان زياد به شما خبر رسيده باشد. آيا در بارۀ شايعه‌هاي ناخوشايند هم به همان اندازه در جريان هستيد؟

شايعۀ به نفع و شايعۀ به ضرر نداريم. دروغ به هيچ کس نمي تواند سودي برساند. بنابراين همۀ اين شايعه‌ها ضرر رسان بوده‌اند اما در بارۀ شايعات به قول شما منفي هم خبرهاي زيادي هر روز مي‌رسد. مثل سال 82 که شما فهرست گفتيد، حالا من هم فهرست اين شايعه‌ها را بگويم: ما آزمايشگاههاي مخصوص ژنتيکي داريم و بطور سري دست به تکثير انساني مي‌زنيم. گفتند اين مطلب در چند سايت معتبر هم آمده است. البته در آنجا اضافه شده که ما اينکار را علاوه بر ايران در کشورهاي مختلفي انجام مي‌دهيم و اين هم يک طرح صهيونيستي است! گفتند ما با همكاري بيگانگان شبها روي آسمان شهرها اشياء نوراني مي‌فرستيم. ما دختران و پسران را جمع مي‌کنيم و آنها را اجبار مي‌کنيم که کارگاههاي تفکري و جلسات سخنراني و مانند آنها را شبها برگزار کنند. ما در جلساتمان به حاضرين مي‌گوييم که نبايد حجاب را رعايت کنند و بايد حجاب خود را بردارند. ما از مردم براي شرکت در جلسات پول مي‌گيريم. ما کليساها، مسجدها، کنيسه‌ها و بقيۀ معابد را خراب کرده ايم يا داريم خراب مي‌کنيم. هر کس مخالف ما باشد به نحو مرموزي او را از زندگي مي‌اندازيم. من چند صد زن دارم و لابد چند ده هزار هم بچه دارم.

خوب. آيا اين حرفها اصلاً نيازي به موضع گيري دارند؟ اين حرفها آنقدر نامتعادل و ناهنجار و نامعقول‌اند که براي ردّ خودشان، خودشان کفايت مي‌کنند. اگر هم تدبيري بشود تا خودشان رد کنندۀ خودشان نباشند، اکثريت مردمي که از نزديک در اين سالها در دوره‌ها حضور داشته‌اند و تجربه کرده‌اند و شاهد بوده اند، آنها را رد مي‌کنند. دهها هزار شاهد، و دهها نشانه و سند بر دروغ بودن اين حرفها دلالت دارند.

يک بار بحثي بود در بارۀ معجزات بزرگان. شخص دروغگويي آنجا بود که تعريف مي‌کرد به يک امام زاده رفته و مردي را در آنجا ديده که داشته گريه مي‌کرده و از خدا طلب فرزند داشته. طي همان ساعات اين شخص به قول خودش ديده که اين مرد باردار شده، شکمش بزرگ شده و همانجا زايمان کرده. بعد از اين تعريف کسي به او نگفت که دروغ مي‌گويد بلکه سوالات بعدي اين بود که اسمش را چه گذاشت؟ دختر بود يا پسر؟ شايعاتي که در اين سالها در بارۀ خودمان شنيده ايم واقعاً تا اين حد از هجويات و اباطيل بوده اند. من هرگز نگفته ام که خوب هستم اما در مورد شايعاتي که در بارۀ خودم شنيده ام آنها را جعل‌ها و دروغ‌هاي بزرگي مي‌دانم که روي سر آنها بجاي مو، شاخ روييده است. اين دروغها آنقدر ناهنجار است که کسي بگويد بره‌اي را ديده که هر روز چهل گرگ و چهل ببر و چهل فيل را بريان مي‌کند و يکجا مي‌بلعد.

 

8. سوال كننده دوم: همۀ کساني که براي شما کار مي‌کنند رايگان کار مي‌کنند. چطور اين همه آدم را قانع کرده ايد که رايگان کار کنند؟ فکر کنم افراد فعالي که پيرامون شما هستند بيشتر از سه چهار هزار نفر باشند.

تعداد اطرافيان و نزديکان را نمي دانم و اينها هم براي شخص من کار نمي کنند. اگر بکنند اين اشتباه محض است. هم من و هم اينها همه براي خدا کار کرده و مي‌کنيم. ما همه خدمتگزار خدا هستيم. من هم کسي را قانع نکرده ام بلکه آنهايي که فعالند تلاش زيادي کرده‌اند که به اين نقطه از فعاليت برسند. بعضي‌ها سالهاست که دارند پيگيري مي‌کنند تا بلکه يکي از اين کارهاي ظاهراً رايگان و بدون حقوق را انجام دهند و وقتي انجام مي‌دهند گاهي همۀ شبانه روز خود را صرف آن مي‌کنند. اين چه سود شخصي براي من دارد که به يک نفر يک طرح تحقيقاتي واگذار شود و او آموزش ببيند که محقق و نويسنده و مدرس شود و بعد هم برود کتابش را به اسم خودش چاپ کند.

 

9. سوال كننده دوم: اما در دنياي امروز و حتي در گذشته هم مبحثي به عنوان کار رايگان که تازه شما مي‌گوييد براي آن بايد هزينه هم بدهند، نيست. اگر سرمايه دارها و کارخانه دارها اين حرف شما را بشنوند از خوشحالي پر درمي آورند. تنها جوابي که مي‌ماند افسون شدگي و سحر شدن اين آدم هاست. چطور بعضي از کساني که عملاً خدمتگزار شما هستند و کارهاي شخصي شما را انجام مي‌دهند دکتر و مهندس و استاد دانشگاه و نويسنده و داراي مشاغل اجتماعي خاص هستند. مثلاً همين آقاي مهندس نمكيان و خانم دكتر كي نژاد كه به پرنده‌هاي شما مي‌رسند استاد دانشگاه است يا آن خانم دكتر يكي از شخصيتهاي علمي كشور در زمينه ژنتيك است يا آقاي…

اين چند نفري كه به اين خانه رفت و آمد مي‌كنند يا بقيه دوستان، خدمتکار من نيستند چون عملاً من خدمتکار آنها هستم. آنها دائماً سوال مي‌پرسند و جواب مي‌گيرند، طرح‌هاي تحقيقاتي شان را جلو مي‌برند، روي نظريات جديد و متفاوت کار مي‌کنند و در همۀ اين مدت اين منم که در خدمتم. ‌اي کاش کسي مي‌بود که جواب سوالات مرا مي‌داد؛ من براي او هر كاري مي‌كردم. البته اينها هم كه در اينجا مستقيماً با هم در ارتباطيم چند نفري بيشتر نيستند نه چند هزار نفر. اگر من بدانم كه به بهانه آشپز شما شدن به جواب سوالاتم مي‌رسم امكان ندارد شما را رها كنم.

 

10.

 

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

اكنكار و روح‏زايي,اكنكار,هنر رؤيابيني ,شمنيزم (تولتك) ,مكتب‏هاي باطن‏گرا ,شهود ها, واقعيت ها, برداشت ها ,جاودانگي روح,روش‌هاي درماني باطن‌گرا,وجود و بقا روح,عقلي, نقلي, فلسفي ,جنازة هابيل ,تشييع جنازه ,هندوئيسم,مصر, چين, ايران ,زيورآلات و جواهرات,اعترافات شهودي ,لاشة بي‌جان,رحم مادر ,زمين مادر,خداوند متعال ,قرآن,شباب حسامي,نظر و راهبرد ايليا «ميم» ,پزشکی,انرژی درمانی,طب سوزنی,ماساژ,طبیعت,پزشکی جسمانی,علوم باطنی,روش های درمانی,مکتب,شفا,بیماری, بشر, جهان,خوردنی,غذا,درمان گران,معنی گرا,بیماری,متخصصان,بینش ها,روحیات,انسان,شیوه,محصول,اندیشه ها,اعتقادات,مخرب,ناراحتی های پوستی, لخته شدن خون,سردرد,خستگی,فشار خون,حافظه,عمر,حضرت,آدم,رژيم,غذايي,خداوند,طبيعي,معقول,عادات,غذايي,غلات,سبزيجات,گوشت,تغذيه,پيشرفته,حيوانات,خوراك,پرندگان,ماهيان,دريا,سلطه,سبزيجات,خزندگان,سمزدايي,آزمايش,ميكروبها,سلامتي,شفا,تنفس,سرطان,يوگي,هند ,گروه های دگراندیش , دینی مذهبی, تمدن , ادیان , فرهنگ , بسم الله الرحمن الرحیم , رویا , انسان , ازدواج , سرنوشت , شاهد , تولد , فرزند , مرگ , مذکر و مونث , داستان , افسانه , شرور , خيرخواه , حيات , خدا , انديشه  , بلوغ , مسيحيان , يهودي , هندو , غرب و شرق , ظهور , پدر و مادر , ارث , خلف يا ناخلف , سالم , ناقص الخلقه , مرد و زن , سرنوشت

معجزه گري، جادوگري، فياض يا هنرهاي ماورائي- به روایت شاگردان ایلیامیم

معجزه گري، جادوگري، فياض يا هنرهاي ماورائي

 

به روايت ال ياسين

يكي از اتهاماتي كه در محافل مختلف بر عليه ايليا مطرح مي شد يا حتي در بعضي از سخنراني ها بصورت سؤال طرح مي شد، اتهام ساحري و جادوگري بود. از اولين سالي كه ايليا رسماً آموزش هاي خود را براي عموم مردم شروع كرد اين اتهام به شكل هاي مختلف مطرح مي شد و ما مي دانستيم كه از چند سال قبل هم همواره اين اتهام مطرح بوده است. حتي بعضي از افرادي كه ارتباط خانوادگي با او داشتند او را متهم به سحر و جادوگري مي كردند و از همان دوران نوجواني بعضي ها ايشان را ساحر و جادوگر مي دانستند. منتهي ساحري كه سحر و جادوي خود را به هيچ قيمتي نمي فروشد، حاضر نيست با آن براي كسي كاري انجام دهد و فقط آن را به عده اي «ديوانه و سرسپرده» آموزش مي دهد. نمي توان گفت كه اين اتهام مثل اتهاماتي از قبيل تكثرگرايي، تبليغ مسيح و كتاب مقدس و كفر و الحاد، اتهامي سازمان يافته و برنامه ريزي شده بود، چون سابقۀ آن به سالها پيش از آموزش هاي عمومي باز مي گشت و دلايلي هم وجود داشت كه زمينه را براي اين اتهام فراهم مي كرد.

ايليا از سالهاي نوجواني با بعضي از بزرگان باطني و اقطاب ارتباط داشت. به ملاقات آنها رفته بود و مدتي را با هر يك از آنان سپري كرده بود. در ميان اين افراد دو سه نفر (در كوير مركزي ايران) بودند كه به روش هاي حروفي، عددي، ارواح و كلاً علم سيميا و تسخير اشتغال داشتند. ايليا علاوه بر بهره گيري از دانايي و خرد بزرگان ديگر، يافته هاي بسياري ازاين افراد داشت. از طرفي از همان نوجواني همواره وقايع عجيب و خارق العاده اي از او ديده مي شد. كارهايي كه براي بينندگان توضيح آن از چند حال خارج نبود. يا معجزه است يا جادو. بعضي ها هم كه  با بدبيني و انكار نگاه مي كردند به اين نشانه هاي عجيب كه همگي آنها حاكي از پشتيباني الهي و حمايت خداوند بود مي گفتند توهم زدگي يا چشم بندي. اما تكرار اين اتفاقات خارق العاده به حدي بود كه توهم بودن آنها توصيفي تمسخرانگيز و كاملاً نامعقول به نظر مي رسيد. دليل ديگري كه بعضي ها به اين اعمال خارق العاده، سحر و جادو مي گفتند، زمينۀ فرهنگي نامساعد بود. به فرض در همان سالهاي نوجواني، در حالي كه بسياري از ما كه كارهايي خارق العاده و بزرگ را از او ديده بوديم و به اين امر ايمان مطلق و يقين كامل داشتيم، به اين كارها مي گفتيم معجزه و منظورمان از معجزه، عملي خارج از عرف و توانايي هاي بالفعل در سطح انسانهاي عادي بود. اما در همان زمان اين واژه براي بقيه، حتي بقيه اي كه خودشان تجربه كرده بودند و باور داشتند قابل قبول نبود چرا كه معجزه براي آنها به معناي يك ويژگي اختصاص يافته به انبياء بود بنابراين بعضي از آنها به آن مي گفتند كرامت و بعضي ها مي گفتند سحر و جادو است. آنها هم مثل ما راه ديگري نداشتند. همان چيزي را مي گفتند كه ذهنيت و فرهنگ مربوطه به آن اجازۀ بيان مي داد. اگر اين اتفاق ها در هندوستان رخ داده بود به آنها مي گفتند صيدهي (سيدهي) يا ليلاز (بازيهاي الهي)، اگر در چين رخ داده بود مي گفتند نيروهاي آسمان. تانتريست ها به آن نيروهاي كنداليني مي گفتند. شمن ها به آن اقتدار روح مي گفتند و احتمالاً در فلان كشور متعصب و مسلمان به آن معجزه مي گفتند و خون دارندۀ آن را پاك مي دانستند چون مي گفتند كه اين معجزه است و اختصاص به پيامبران داشته. شانسي كه ايليا داشت اين بود كه در فرهنگ عرفاني و شيعه، جايي بعنوان كرامت براي اين موضوع باز شده بود. ايليا اعتقادي نداشت كه اينها معجزه يا كرامت يا جادوگري است. از آنها در چند طيف حرف مي زد. طيف اول كه كارهايي بزرگ بود و او خودش هم مي گفت من هم مثل شما شاهد هستم و واقعاً حيرت زده مي شد. مي گفت اينها مربوط به من نيست. هيچ كدام از اين كارها را انجام نداده ام و نمي توانم انجام دهم، هيچ اختياري در وقوع آنها نداشته ام. نمي دانم كه چطور اتفاق مي افتند. او مي گفت اينها كار من نيست، كار هيچ كس نيست و اگر كسي بگويد اينها را من انجام داده ام يا اشتباه مي كند يا به دروغ آلوده شده. اينها فيض و بخشش خداست. بركات و بارش هاي الهي است. اينها قدرت خداست و كار خداست نه كار من يا ديگري. مي گفت اينها دعاهاي روح است كه مستجاب مي شود و به دست روح خدا رخ مي دهد..

 

وقايع فياض و قانون من يشاء

من به اين طيف از اتفاقات و نشانه ها مي گفتم فيّاض چون ايليا با كلماتي مثل كرامت و معجزه و اينها موافق نبود.

ما شاهد بوديم و اين شهادتها را بصورت دسته جمعي مي نوشتيم و ثبت مي كرديم و اگر ميسر مي شد از شاهدان و تجربه كنندگان فيلم ضبط مي كرديم كه در آن تجربه ها، يافته ها و مشاهدات خود را توضيح مي دادند. ما شاهد بوديم كه در همان سالها او هر چيزي كه بصورت قطع و مسلم مي گفت اتفاق مي افتاد و اينها يكي و دو تا و صد تا نبود كه بگويم تصادفي بود بلكه چون توجه ما به آن جلب شده بود آنها را به دقت دنبال و ثبت و مستند مي كرديم. او خودش هم ايمان محكمي داشت و حد و مرزي براي دعا كردن و كلماتي كه در اتكاء به خداوند بيان مي شود و به ثمر مي رسد، قائل نبود. او براي آنكه ما را تسكين دهد و از بزرگ شدن خود در ذهن ما جلوگيري كند يك دورۀ بينشي را به ما پيشنهاد كرد. ما آيات و احاديث زيادي را مطالعه و بررسي مي كرديم كه در همۀ آنها بيان شده بود كه هر كسي با ايمان از خداوند چيزي بخواهد، رخ مي دهد. هر كسي واقعاً دعا كند دعايش مستجاب مي شود. هر كلمه اي كه با ايمان و يقين گفته شود تحقق پيدا مي كند. هر كسي ممكن است از فيض و رحمت و روح خدا برخوردار باشد. هر كسي كه به خدا توكل كند، قادر به انجام هر كاري است… اسم اين دورۀ بينشي «من يشاء» بود كه چكيدۀ آن مي شد اينكه خداوند هر چيزي كه بخواهد به هر كسي كه بخواهد مي بخشد. روح خود را، رحمت و فيض خود را، قدرت و نور خود را، بركات و امدادهاي خود را و هر مقام و حالتي كه بخواهد.[1]

اين دورۀ كوتاه به ما اين كمك را مي كرد كه بدانيم همۀ اين اتفاقات ممكن است براي هر انساني و حتي خود ما رخ دهد و بعد وقتي كه ايليا مي گفت اينها معجزه نيست، راحت تر باور مي كرديم. ايمان ايليا آنقدر بزرگ بود كه ما گمان نمي كرديم كاري وجود داشته باشد و او نتواند انجام دهد. همان زمان مي گفتند كه او مرده را زنده كرده، يك بار هم پرنده اي مرده را زنده كرد. چند مرتبه بيماران لاعلاج را فقط با يك كلمه شفا داده …

او اصرار داشت كه اتفاقات «فيّاض» را انجام نداده و تأكيد مي كرد كه نقشي در آنها ندارد و قادر به تكرار آنها نيست. او نقش خود را در اين اتفاقات در حالي انكار مي كرد كه بسياري شاهد وقوع آنها بودند و شايد همين انكار او سبب مي شد كه ايمان و باور ديگران بيشتر شود.

 

Zx و روش هاي روح گرا و تكنولژي باطني

طيف ديگري از اتفاقات خارق العاده و اعمال عجيب اتفاق مي افتاد كه ما به آن مي گفتيم فنون باطني كه به روش هاي nx و zx شناخته شده بودند. اين اعمال تفاوتهاي زيادي با اعمال فيّاض داشت و تفاوتش مثل آب كشيدن از چاه با سطل در مقايسه با چشمه و رودخانۀ جاري بود. مثل تفاوت آبگير و دريا بود. مثل تفاوت تجربۀ كوهپيمايي با ديدن كوهپيمايي در تلويزيون بود ولي همين nx ها و zx ها هم با توجه به دانش جهاني و متعارفي كه در اين زمينه وجود داشت، بي نظير و خارق العاده بودند. اينها يك نوع تكنولژي باطني و ذهني بودند كه البته شباهتي هم با مهندسي ذهن كه بعداً در آمريكا بر سر زبانها افتاد نداشتند. ايليا اين روش هاي روح گرا را در دوره اي به نام دورۀ نجومي كه به آن دورۀ اسرار يا روح زايي هم گفته مي شد به افرادي كه به آنها خيلي اعتماد داشت و آنها را شايسته و آماده مي ديد، تعليم مي داد. خود او احاطۀ استثنايي و كاملي در اين فنون باطني (nx و zx؛ تكنولژي باطني) داشت اما بعضي از شاگردان او نيز بزودي در شاخه هايي از اين فنون مهارت پيدا كردند. zx شامل هفت شاخۀ كلي و بزرگ و چند شاخۀ فرعي است. هر كارورزي در يكي از شاخه هاي فرعي تمرين و تجربه مي كرد اما ممكن بود بتواند در دو يا سه شاخۀ فرعي هم وارد شود. در nx ها و zx ها فنون زيادي وجود داشت كه بسياري از آنها را خود ايليا طراحي كرده و توسعه داده بود و بعضي ها هم فنون معروف و كهني بودند كه در مكتبهاي باطني به آنها اشاراتي شده بود. فنون انتقال روح، ارتباط روحي، انتقال انرژي، دريافت و تبديل انرژي، روش هاي كهن درمانگري باطني، فنون صيد نور، روش هاي نگاه به آينده، روش هاي تفسير نشانه هاي طبيعي و تغييرات پيرامون و دهها فن و مانند آنها.

خود اين دوره، آموزش هاي آن، باخبرشدن اجتناب ناپذير خانوادۀ بعضي از كارورزان از آن (به دليل مشاهدۀ تمرينات و تحقيقات بچه ها) سبب شد كه شايعۀ ساحر و جادوگر بودن ايليا بيشتر و بيشتر مطرح شود. برداشت افراد ناآشنا، از اين تمرينات و تحقيقات، عمدتاً جادوگري و ساحري بود. بزودي اين كارورزان توانستند كارهاي عجيب انجام دهند و گاهي ناخواسته ديگران يا خانواده هاي آنها در جريان اين كارها قرار مي گرفتند؛ كارهايي كه سابقاً فقط در بارۀ خود ايليا گزارش شده بود. و همين اتفاق، شايعۀ سحر و جادوگري را نيرومندتركرد. ايليا مدتها از شيوۀ ضاد كه شباهت هايي با روش هاي زندگي ملامتيون داشت استفاده مي كرد و در مقطعي يك چهرۀ غيرمذهبي از خود نشان داده بود، اين هم دليلي شد كه به كارهاي خارق العاده اي كه از او گزارش مي شد بگويند سحر و جادو يا قدرت شيطاني. وقتي هم كه ايليا آموزش هاي عمومي خود را شروع كرد همين اتفاق منتهي در سطح وسيع تري افتاد. شاهدان، تجربه كنندگان، كساني كه او را مي شناختند و با تعاليم او آشنايي داشتند به همۀ اين اتفاقات خارق العاده و كارهاي بزرگ كه براي افراد مختلف رخ مي داد مي گفتند معجزه و كساني هم كه با بدبيني و بدانديشي يا شكاكيت به آن نگاه مي كردند مي گفتند قدرت شيطاني است، او شيطان است و از شيطان استفاده مي كند، جن و ارواح را در اختيار مي گيرد. كساني هم كه تقريباً از هيچ چيز خبر نداشتند و از فاصله هاي دور دربارة اين اتفاقات يا حتي آموزش هاي او قضاوت مي كردند مي گفتند اينها چشم بندي و شعبده و توهم است. در حاليكه اين درست مثل آن بود كه مثلاً من بگويم شهرها دروغ اند؛ خانه ها، خيابانها، كوهها و آسمان دروغ است و فقط اينطور به نظر مي رسد. اين تجربه ها مربوط به صدها و هزاران نفر بود و روز به روز بر شمار تجربه كنندگان و شاهدان افزوده مي شد. حتي خود ايليا هم نمي توانست جلوي اين موج را بگيرد و بارها اظهار حيرت مي كرد و واقعاً حيرت زده مي شد. از سال 1384 كه برخوردهايي كه با استاد و جمعيت مي شد اوج گرفت، ايليا دوباره دوره هاي نجومي و كارورزي روح زايي را فعال كرد و تعداد بيشتري از كارورزان در نقاط مختلف و توسط مربيان مختلف به اين حوزه وارد شدند. اين به معناي كاهش فعاليتهاي اجتماعي و عمومي، و افزايش رويكردهاي باطني بود. تجارب و اتفاقاتي كه بدون حضور او رخ مي داد بسيار بيشتر از گذشته بود. ما گزارش هاي زيادي را داشتيم كه شاهدان و تجربه كنندگان مي گفتند كه ايليا را در نقطه اي ديگر ديده اند و او براي آنها كارهايي انجام داده است. اما در همان زمانها ايليا مثلاً در حال سخنراني در مكاني ديگر بود. بعضي ها تجاربي را در رؤيا با او داشتند و بعد آثار غيرقابل انكار آن را در بيداري مي ديدند. بسياري پيش از آنكه او را ديده باشند يا چيزي در بارۀ او شنيده باشند، رؤياها و تجاربي را در بارۀ او گزارش مي كردند و همۀ گزارش ها به دقت ثبت و ضبط و مستند مي شد.

به مرور تعداد بيشتري از شاگردان ايليا توانستند به اعمالي دست بزنند كه در فرهنگ عمومي، كارهاي فوق العاده و غيرقابل باور يا حداقل كرامت محسوب مي شد. اما اينها ربطي به كرامات نداشتند بلكه روش هاي nx و zx بودند.

آخرين روشي كه دشمنان براي بي اثر ساختن اين اخبار و گزارش هاي مستند و مردمي، به آن متوسل شدند، تحريف و توجيهات منفي بود. آنها بعد از دسترسي غيرقانوني و غيرانساني به تعداد كمي از گزارش هاي مستند مردمي سعي كردند از طريق مونتاژ و تكه برداري، به جعل و تحريف اين گزارش ها و مشاهدات و تجربيات بپردازند. بنابراين يكي از نهادهاي … فيلمي تحريفي و مونتاژي را از اين موضوع تدوين كرد اما سعي داشت خود را در پشت موسسات خصوصي يا ديگر دستگاههاي … پنهان و كار را به نام آنها تمام كند. اين حقۀ كهنه كارساز نبود زيرا اصل گزارش هاي مستند و مردمي وجود داشت، خود آن مردم و شاهدان و تجربه كنندگان هم زنده بودند و از طرفي بخش اعظم گزارشات مستند و اخبار مكتوم از دسترس تحريف كنندگان خارج بود. در اقدامي ديگر، آنها سريالها و ميزگردهايي تلويزيوني را طراحي كردند تا با استفاده از آنها بتوانند به مردم بگويند درست است كه اين اتفاقات، رؤياها و وقايع واقعيت دارند اما همۀ اينها شيطاني است. ساخت فيلم و سريال تلويزيوني و برنامه هاي راديويي و رسانه اي به نحوي كه بتواند خود ايليا را تخريب نمايد و تصويري منفي و سياه در افكار عمومي از او انعكاس دهد، شدت گرفت. اين حقۀ جديد مبتني بر اين ديدگاه بود كه براي نابود كردن يك تعليم يا واقعه، كافي است معلم و فرد اصلي را تخريب كني. آنها نمي توانستند خود تعليمات و كارهاي ايليا را تخريب كنند چون تعليمات او با قرآن و كتب مقدس همخواني داشت بنابراين به تخريب معلم روي آوردند با اين اعتقاد كه به جاي آنكه شاخ و برگ و ميوه هاي درخت را نابود كنيم، به جاي تبر زدن بر تنۀ درخت، ريشۀ آن را نابود مي كنيم.

«منافقان و منكران حق همه چيز را بدبينانه نگاه مي‏كنند و محكوم مي‏كنند. آنها بر ضد هر حقي موضع مي‏گيرند و به هر حريمي تجاوز مي‏كنند زيرا خود آنان پيش از اين محكوم شده‏اند و حريم خود را از دست داده‏اند..».                      ايليا «ميم»

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

برچسب دروغین جریان انحرافی به ایلیا رام الله ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد فتاح ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیا رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا رام الله می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد پیمان فتاحی می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا میم می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان الیاس رام الله می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,تاریخچه فعالیت های استاد ایلیا در مقابله با فرقه گرایی ,تاریخچه فعالیت های استاد پیمان فتاحی در مقابله با فرقه گرایی ,تاریخچه فعالیت های ایلیا رام الله در مقابله با فرقه گرایی ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) با دروغ و تهمت به شاگردان الیاس رام الله می گوید: مروج فرقه رام الله,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) با دروغ و تهمت به شاگردان ایلیا رام الله پیمان فتاحی می گوید: مروج فرقه ایلیا رام الله


[1]  إِنَّ الْفَضْلَ بِیدِ اللّهِ یؤْتِیهِ مَن یشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ  تفضل به دست خداست، آن را به هر کس که بخواهد می‌دهد، و خداوند، گشایشگر داناست. ﴿آل عمران:  73 ﴾

پيوند تمدنها و نزديكي اديان– به روایت شاگردان استاد الیاس

پيوند تمدنها و نزديکي اديان[1]

«اساس دين الهي، لااله‌الاالله است.»


3_N 

يکي از اتهاماتي که دربارۀ ما مطرح مي‌شد اين بود که ما مي‌خواهيم اسلام را با اديان ديگر و بويژه دين مسيحيت و يهود تلفيق کنيم. طرح اين اتهام عللي داشت و مثل بخش اعظم شايعات كه بي پايه و كذب بودند، چندان بي اساس نبود.[2] يکي از علل به وجود آمدن چنين اتهامي محتواي دو سخنراني عمومي از بنده بود.

«عده‏اي به سوي قله روان شدند، همه از يك جهت بالا نرفتند. بعضي از غرب كوه و بعضي از شرق كوه و بعضي از نقاط ديگر. اندكي از آنان به قله رسيدند و بسياري در بالا رفتن تا دامنه‏ها و صخره‏ها موفق شدند. در آخر هر كس شرحي از صعود خود را بيان كرد. عجيب نيست كه اين شرح‏ها به هم شبيه‏اند. همه آنها به زبانهاي مختلف درباره يك حقيقت گفتند. گرچه روش‏هايشان گاهي با يكديگر متفاوت بود اما منظور همه صعود بود و به قله رسيدن. و اين چنين، روايتهاي گوناگوني از حقيقت و اسرار حق پديدار شد كه همه به هم شبيه‏اند. »

مخاطبان ما از اقشار و اديان مختلف بودند بنابراين در حرفهايم علاوه بر آيات قرآن به آيات کتاب مقدس، انجيل، گيتا و کتب مقدس اديان ديگر هم اشاره مي‌کردم و اين رفتار مولد اين تصور بود که نکند ما مي‌خواهيم اديان را با هم تلفيق کنيم. دليل ديگر آن مأموريت رسمي و آشکاري بود که ما در شرح وظيفۀ بسياري از مراکز و موسسات و تشکل‌هاي وابسته تعريف کرده بوديم. طوري که يکي از خطوط شرح وظيفۀ اکثر اين مراکز و افراد، نزديکي اديان مختلف بويژه اديان بزرگ و مذاهب دروني آنها به همديگر بود. در تعدادي از جلسات عمومي هم به تدريج به همين موضوع پرداختيم. واحد متمرکزي هم براي آن فعال شد. يك مركز راهبردي براي نزديكي اديان و مذاهب به يكديگر. اين مركز در كنار مراكز راهبردي ديگر فعال شد. واحدهايي مانند مركز راهبردي بررسي فرقه‌ها و جريانات معنوي…

بر اساس اين رويکرد ما عموماً از اشتراکات اديان حرف مي‌زديم تا از اختلافات؛ و واقعاً اشتراکات اديان براي کساني که مي‌خواهند ببينند، آنقدر زياد است که با اختلافات اندک ميان آنها قابل مقايسه نيست. کتابهايي هم که موسسات ما چاپ مي‌کردند مربوط به معلمان همۀ اديان بود. اسلام، مسيحيت، يهود، هندوئيسم و بوديسم.

تلاش هم کرديم با ديگر واحدهايي که در ايران و كشورهاي ديگر در اين باره فعاليت مي‌کنند، همکاري داشته باشيم اما متأسفانه چون مبناي عمل اکثر آنها پول و کار اداري بود، تلاش‌هايي مرده و عقيم و کم اثر به نظر مي‌رسيدند. ضمن اينکه آنها به ما به چشم بدبيني نگاه مي‌کردند. باورشان نمي شد که جمعي بيايند و بدون اينکه از جايي پول يا دستور گرفته باشند و به دولتي وابسته باشند، در زمينۀ نزديکي اديان کار کنند.

«تعامل (…) ميان اسلام و يهود و مسيحيت مي‌تواند بسياري از مسائل جهان امروز را حل کند زيرا ريشه اکثر مسائل جهاني در اختلافات ايدئولوژيک است.»

در همان سالهاي اول[3] وقتي نظريۀ برخورد تمدنهاي هانتينگتون را شنيدم، نظريۀ ازدواج تمدنها را مطرح کردم. اما اين نظريه به محض مطرح شدن خود با آنکه در محدودۀ کوچکي در حد يکي دو سخنراني طرح شده بود واکنش‌هاي شتابزده‌اي را با خود به همراه آورد. اين فقط يک نظريه در بارۀ آيندۀ تمدن‌ها و در بارۀ راه حل مسائل تمدني، فرهنگي و ديني امروز بود در کنار نظريه‌هاي ديگري که بنده مطرح کرده بودم اما ما سازوکارهاي منظمي را براي تحقق نظريۀ ازدواج تمدن‌ها [پيوند تمدن ها] راه اندازي نکرديم بلکه اين را روندي مي‌دانستيم و هنوز هم مي‌دانم که به تدريج و خودبخود محقق خواهد شد. اين چيزها تدريجاً زمينۀ اين اتهام و شايعه را به وجود آورد که ما قصد داريم اديان مختلف را يکي کنيم. مي‌گفتند ما اسلام مسيحي [مسلمانان مسيحي]، اسلام يهودي، اسلام آمريکايي و غربي و اسلام هندويي و بودايي و شرقي را مي‌خواهيم راه اندازي کنيم اما اين اتهامات دروغ بود.

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

کلیدهای اِچ: معنویت های نوپدید دینی, ایلیا, اطلاعاتی در مورد پیمان فتاحی, اطلاعاتی در مورد ایلیا رام الله, پیمان فتاحی کیست, ایلیا رام الله کیست, بیوگرافی و زندگینامه پیمان فتاحی, بیوگرافی و زندگی نامه ایلیا میم رام الله, معلمین بزرگ ایلیا رام الله, معلمین معنوی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی پیمان فتاحی, بزرگترین تئوریسین و معلم تفکر ایلیا رام الله, متفکر بزرگ ایلیا رام الله , پیمان فتاحی, آشنایی با ایلیا رام الله, آشنایی با پیمان فتاحی, پیمان فتاحی, ایلیا رام الله, استاد ایلیا, ایلیا م, ایلیا میم, ایلیامیم, استاد الیاس,استاد الیاس رام الله, الیاس رام الله, جریان های نوپدید دینی, عرفان ایلیا رام الله, پیمان فتاحی , عرفان, معنویت های نوپدید دینی, جریان های نوپدید دینی, عرفان ایلیا رام الله, پیمان فتاحی , عرفان, معنویت های نوپدید دینی, ایلیا, اطلاعاتی در مورد پیمان فتاحی, اطلاعاتی در مورد ایلیا رام الله, پیمان فتاحی کیست, ایلیا رام الله کیست, بیوگرافی و زندگینامه پیمان فتاحی, بیوگرافی و زندگی نامه ایلیا میم رام الله, معلمین بزرگ ایلیا رام الله, معلمین معنوی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی پیمان فتاحی, بزرگترین تئوریسین و معلم تفکر ایلیا رام الله


[2]«مذهب نیروی بزرگی است .تنها نیروی محرکه جهان . اما شما بایستی دیگران را از طریق مذهب خودشان به حرکت وادارید نه از طریق مذهب خودتان.»برناردشاو

«تمامي مذاهب به يك نقطه اشاره مي‌كنند كه آن خداوند است. بنابراين از هر مذهبي كه متابعت و پيروي كنيد سرانجام به خدا مي‌رسيد، ساناتانادارما (مذهب جاويدان) است. اين مذهب از زمان خلقت وجود داشته و زمان آغازين آن مشخص نيست. ساناتانادارما همانند يك اقيانوس بزرگ است كه هر كشوري آمده و كانال آبي را بنابر احتياج خود و اهدافش حفر كرده است… تا اين زمان مردم تنها دانش شناخت كانال‌هاي خود را داشته‌اند؛ اما حالا خداوند به ما نشان مي‌دهد كه ما فقط حبابهاي روي كانال آب نيستيم بلكه حباب‌هاي اقيانوس عظيم هستيم. تا زمانيكه فرديت خود را نگه داريم به شكل حباب ديده‌مي‌شويم و هنگاميكه محو و نابود شويم، با اقيانوس يكي هستيم.» باباجی

«روح مذهب متعلق به هيچ زمان و مكان خاصي نيست. به اندازة خدايي كه از او صحبت مي‌كند نامحدود است و خورشيد آن برفراز همة گلهاي كريشنا ومسيح و همة قديسان و حتي گناهكاران مي‌درخشد و امكان نامحدودي براي توسعه دارد. به واسطة آزادگي خود، همة انسانها را در آغوش لايتناهي خويش مي‌پذيرد. روح مذهب الوهيت نهفته در همة زنان و مردان را به رسميت مي‌شناسد و هدف اصلي و قصد نهايي آن ياري رساندن به انسانها در درك طبيعت راستين و الهي خويش است.» ویوکاناندا

[3]ـ اشاره به 25  سالگی تا 30 سالگی