زندگی تو را افكار مردم نمی‌سازد

با الهام از «لا اله الا الله»

 

(جلسۀ چهارم)

زندگی انسان به چیست؟ به تلاش او؟ اگر اینطور است چرا امروز و در تاریخ بشر بسیاری از تلاشگران پركار به جایی نرسیدند اما بعضی با تلاشی اندك به نتایج بزرگ رسیدند؟ اگر به تلاش است چرا فقرا كه بسیار بیشتر از اغنیا تلاش می‌كنند بسیار كمتر برخوردارند؟ می‌فرماید لیس للانسان الا ما سعی. اما این سعی آن تلاشی نیست كه در مفهوم مصطلح مرسوم است…[1]

 وقتی با لا اله الا الله نگاه كنی می‌بینی كه زندگی انسان فقط به خواست خداست. سرنوشت انسان بنابر نظر خداست. تقدیر به نگاه خداست و نگاه اوست كه رقم زنندۀ تقدیر است. تلاش بی اثر است چه كم باشد چه بسیار، مگر اینكه نظر خدا با آن باشد تا توفیق حاصل شود. تلاش خوب است اما در مقابل خواست خداوند، هیچ است. پس حتی كار و تلاش را كه بسیار برآن تأكید شده حقیقی نشمارید كه یگانه حقیقت خداست. لا اله. یعنی تلاش هم خدا نیست. تلاش هم كارساز نیست. سعی هم به تنهایی نمی‌تواند زندگی انسان را بسازد. لا اله، می‌گوید تلاش را بكار گیر اما به خدایی نگیر. لا اله می‌گوید زندگی انسان را پول نمی‌سازد و انسان هم با پول ساخته نمی‌شود بلكه سازندۀ زندگی انسان خداست.

لا اله، ما را به انكار ارزش فوق العاده‌ای كه برای نظرات دیگران قائل هستیم دعوت می‌كند. دیگران هم مانند خود تو هستند و به همین راحتی ممكن است اشتباه كنند. چرا از قضاوت دیگران می‌ترسی؟

از قضاوت دیگران نترس. از اینكه از قضاوت دیگران بترسی، بترس. اگر هستی چه نیازی به رد و قبول دیگران داری و اگر نیستی این چه حماقتی است كه دروغ‏های خودت را باور كنی. اگر محكوم‏شدنی هستی بدان كه فی الحال محكومی و اگر حقیقت با تو است چه باكی از قضاوت بدبینانة دیگران داری. چه كسی می‏تواند حقیقت را به خیال خود محكوم كند و خود به واقع محكوم نشود. اگر همه تو را قبول كنند تو مثل همه می‏شوی. بیشتر انسانها در تصرف تاریكی‏اند پس آنگاه وای بر تو. اگر كسی كه خداوند محكومش كرده تو را به واقع تأیید كند تو خود از محكوم‏شدگان خداوند هستی.

زندگی تو را افكار مردم نمی‌سازد. لا اله. این خدای دروغین را، ترس از قضاوت مردم را انكار كن. تو چیزی نیستی كه دیگران می‌گویند. تو همان هستی كه خداوند می‌گوید. تو محصول نظر مردم نیستی، محصول نظرپروردگارت هستی. پس آن دروغ را رد كن و این حقیقت را بپذیر. لا اله. پدران و پیشینیان تو زندگی تو را نمی‌سازند. آنها را مبنا قرار نده كه اگر مبنا قرار گرفتند مردگان را در مركز زندگی ات قرار داده‌ای و خانه ات را در قبرستان بنا كرده ای. خانه ات را بر گور استوار نكن. در نور بنا كن و بگذار با نور لا اله الا الله روشن شود. مردگان را كنار بگذار و خدای زندگان را دریاب. این است كه همه چیز تو را تعیین می‌كند و همۀ زندگی تو را می‌سازد. حتی گذشتۀ تو حرف آخر را نمی‌زند زیرا اول و آخر خداست و حرف اول و آخر را خدا می‌زند. انسان برآیند گذشته اش نیست. مگر ندیده‌اید كه بسیاری، عمری را در بدی زندگی كرده‌اند و ناگهان دچار تغییراتی بزرگ شده و به خوبی‌های تابناك روی آورده‌اند و از بزرگان شده‌اند یا كسانی كه سالها و ظاهراً به كارهای خوب مشغول بوده‌اند اما ناگهان در بدی غرق شده اند. گذشته تعیین كننده است اما پیش از آن و بالاتر از آن نظر خداست. اگر خداوند بخواهد بدی انسان را پاك گرداند، اگر بخواهد توبۀ گناهكاری را بپذیرد و او را از پاكان قرار دهد، اگر خداوند بخواهد كسی را كه در گذشته در تاریكی می‌زیسته به نور بیاورد، چه كسی می‌تواند مانع او شود؟

پس اینها را، تلاش را، گذشته را، خانواده ات را، گذشتگان و پدران و مادران و اجدادت را مبنا نگیر. مبنای حقیقی خداست. بقیه در جای خود موثرند اما در مقابل نظر خدا هیچ و پوچ اند.

 

برگرفته از كتاب تعالیم حق (الاهیسم – جلد دوم) ـ اثر ایلیا «میم»

www.masterelia.org


[1] «اگر دعاي مردم عموماً اجابت نمي‏شود از اينست كه اساساً دعا نيست يعني خواسته‏اي نيست كه متوجه خداوند حي و حاضر باشد. خداي اكثر مردم مرده است. مخلوق ذهن آنان است. خودشان مثل يك بت آنرا ساخته و تعريف كرده‏اند و مي‏پرستند. از يك بت سنگي يا تصوير بت چه انتظاري مي‏توان داشت.» ايليا «ميم»

خدای اكثر مردم مرده است

با الهام از «لا اله الا الله»

لااله الاالله؛ نظریۀ بنیادی زیستن

(قسمت اول)

همۀ چیزهای انكارشدنی را انكار كن تا به آنچه انكارنشدنی است نائل شوی. زیرا تا همۀ سایه‌ها را منكر نشوی، آفتاب را تجربه نخواهی كرد. تا همۀ خدایان دروغین را رد نكنی، خداوند حقیقی را قبول نخواهی كرد. لااله. هیچ خدایی نیست الا الله. نمی‌توانی بگویی خداپرستم مگر آنكه همۀ بتهای زندگی ات را شكسته باشی. بت پول، مقام‌، شهرت، شهوت و حتی بت خانواده، همسر، فرزند، برادر و خواهر. بت دنیا.

برای دیدن خدا باید چشم تو همه چیز جز خدا را انكار كند و بر آنها چشم بپوشد. نه اینكه هستند و باید تلقین كرد كه نیستند، بلكه نیستند و باید دید كه نیستند. سایه‌ها هستند اما اگر آفتاب نباشد، سایه‌ها هم در كار نیستند پس آنچه هست آفتاب است نه سایه ها.

قدرت عظیمی در انكار نهفته است و بعضی از روشهای باطنی بر اساس آن عمل می‌كنند. اگر بگویی نیست، دیگر نیست. اگر ببینی نیست دیگر نیست كه آن را ببینی. با قدرت لااله می‌توان تغییرات زیادی در زندگی انسان و در درون انسان ایجاد كرد. با قدرت لااله، با نیروی نه، با روش انكار می‌توانید آنچه را كه مطلوب نیست از میان ببرید و آنچه را كه نمی‌خواهید محو كنید. اگر برخلاف لااله عمل كردی، خدایان دروغین در زندگی تو مثل علف هرز رشد می‌كنند. هر كسی و هر چیزی در زندگی ات به خدایی مبدل شده. خدایی به نام پول، خدایی به نام همسرت، به نام فرزندت. از آن یكی می‌ترسی آن هم در جای خود برای تو خداست. زیرا انسان فقط باید از قهر و قدرت خداوند حقیقی بترسد.[1]

فلان آرزویت برایت به خدا مبدل شده. چرا؟ چون همۀ توجه ات را گرفته. ذهنت را پر كرده. قلبت را لبریز ساخته اما چنین چیزی تنها شایستۀ خداوند زنده است و بس. اینها به آن دلیل است كه لااله به زندگی تو وارد نشده. این علفهای هرز زهرآگین، این خدایان دروغی را انكار كن. هر چیزی كه انكار شدنی است انكار كن. لااقل این شرط عقل است. چرا تو با چیزی و در ارتباط با چیزی زندگی كنی كه مردود است، قابل ردّ است و می‌توان انكارش كرد. چرا زندگی ات را صرف لولوها و لی لی‌های خیالی كنی. این حجاب‌ها را كنار بزن. اگر هم كنار رفتنی نیستند پس با آنها بساز و زندگی كن. بدان تجربۀ تو از خدا، رخ نمی‌دهد مگر بعد از این لااله. قدرت لااله قدرت انكاراست. اگر قبول نكنی، اگر چیزی را باور نكنی، از بین می‌رود. پس آن را به كار گیر. با قدرت لااله می‌توان فقر را نابود كرد. می‌شود بیماری را فراری داد. می‌توانی بدی‌ها را بزدایی. بدی‌ها را نپذیر. نگذار اندیشه‌های بد بر تو حاكم شود. باورشان نكن، آنگاه نیستند. به خود راهشان نده. نه با زور و مقاومت. بلكه با قدرت نگاهت. باطن آنها را ببین. می‌بینی هیچ هستند و آنگاه دیگر نیستند. نترس و بر علیه ترسانندگانت بلند شو. می‌بینی كه به سان سایه‌های گذرا می‌گذرند و محو می‌شوند. همۀ اینها وجوه عملی لااله است.

لااله، روش عبور کردن را به تو یاد می‌دهد. از هر چیزی که عبور کردنی است، عبور کن. تا به آنچه عبور از آن غیرممکن است برخورد کنی. به خداوند حی و حاضر. به نور زنده و زاینده. در هیچ چیز توقف نکن زیرا توقف در هر چیزی به قبر شدن در آن منجر می‌شود. حتی در هیچ اندیشه‌ای توقف نکن زیرا به چاهی گرفتار كننده بدل می‌شود و تا به ابد آه می‌کشی. از همه چیز بگذر. از همه چیز. آنقدر بگذر تا به آنچه گذرکردنی نیست برسی. این لااله است پس وقتی که به خداوند حقیقی رسیدی، وقتی که به الاالله رسیدی آنگاه بایست. «بمان و بدان که من خدای تو هستم». تا ابد آنجا بمان. در آنجا بمیر زیرا فنافی الله، بقابالله است. حتی اگر می‌توانی از خدا هم عبور کنی عبور کن اما اگر او خدای زنده و حقیقی باشد، نمی توانی عبور کنی. اگر گذر کردی پس او خدا نیست بلکه توهم خداست. چگونه می‌توان از بی نهایت عبور کرد؟ بی نهایت را هر چه بیشتر تجربه کنی، برای تو بیشتر می‌شود. اگر کسی معنای لااله را بداند، از همۀ شرارت‌ها رهایی می‌یابد. اگر لااله را به کار بستی، از همۀ دام‌ها و خطرات زندگی جسته ای. اگر لااله را یافتی آنگاه به آستانۀ بی نهایت، به آستانۀ خدای حقیقی رسیده ای. لااله گذر از بیابان‌ها و خارزارها و شوره زارها و رسیدن به دریای نور است. همه چیز را کنار بگذار و بگذار فقط خداوند احد در میان باشد. این به معنای انزوا نیست. این به آن معناست که می‌گویی سرباز نیست، افسر نیست، فرمانده نیست. سرهنگ و سرلشگر نیست بلکه فقط پادشاه است. همه کاره پادشاه است. اینها از خودشان قدرت مستقلی ندارند. همه چیز به دست پادشاه است و به نظر اوست. نمی گویی هیچ چیز وجود ندارد. لااله این را نمی گوید. اتفاقاً می‌گوید همه چیز وجود دارد اما وجود آنها ثانویه است. وجود آنها مستقل نیست بلکه وابستگی محض به خداوند دارد. می‌گویی هر چه هست از اوست، برای اوست و با نظر اوست. این انزوا نیست بلکه تو در ارتباط با همۀ جهان و تمام کائنات زندگی می‌کنی زیرا همۀ آنها جزئی از همان نوراند که خداست. همان الله نورالسموات والارض. تجسم و حرکاتی از آن نوراند. همه چیز را کنار بگذار نه به این معناست که دور بینداز بلکه به این مفهوم است که در مقابل آنها نایست. جلوی آنها دچار خودباختگی نشو. بگذار این زندگی در کنار تو باشد اما روبروی تو نباشد و تو در برابرش تعظیم نکنی. در برابر همسر و فرزندت، در برابر خانواده ات، در برابر پول و لذت، در برابر همۀ این دنیا. بر پشت دنیا سوار شو. آن را بکار ببر اما نگذار بر پشت ات بنشیند زیرا انسان مقامی بزرگتر از این دارد… اربابان دروغین را خلع کن و بگذار ربّ العالمین، پروردگار جهانیان ربّ تو باشد. این لااله الاالله است. سرور تو خدا باشد نه غیر خدا. این لااله الاالله است. این یک انتخاب از میان انتخابهای ممکن نیست بلکه تنها انتخاب ممکن است. زیرا احدی بجز خدا سرور و پادشاه و صاحب انسان نیست. اگر دنیا روبروی تو نایستد پشت سر تو می‌ایستد. آنگاه تو می‌روی و او به دنبالت می‌آید. بیچاره کسی که بردۀ سگش شود پس بگذار دنیا سگ تو باشد و به دنبال تو بیاید و تو هم سگ خدا باش و به دنبال او برو. فرمود همه چیز را برای تو آفریدم و تو را برای خودم.

لااله می‌گوید برای هیچ احدی سجده نکن. در مقابل هیچ کس خم نشو. در برابر هیچ چیز دچار خودباختگی نشو. و الاالله می‌گوید مگر فقط برای خدا. فقط برای خدا سجده کن. فقط خدا را بپرست. فقط در برابر خدا می‌توانی دچار خودباختگی بشوی. اگر در برابر او خود را باختی، خدا را می‌بری. اگر خودت را از دست دادی، خدا را به دست می‌آوری. آیا کاری از این بزرگتر وجود دارد؟

« اگر دعای مردم عموماً اجابت نمی‏شود از اینست كه اساساً دعا نیست یعنی خواسته‏ای نیست كه متوجه خداوند حی و حاضر باشد. خدای اكثر مردم مرده است. مخلوق ذهن آنان است. خودشان مثل یك بت آنرا ساخته و تعریف كرده‏اند و می‏پرستند. از یك بت سنگی یا تصویر بت چه انتظاری می‏توان داشت.»

برگرفته از كتاب تعالیم حق (الاهیسم – جلد دوم) ـ اثر ایلیا «میم»

www.masterelia.org

 


[1]  «هر كسي خداي خود را دارد لكن خداوند واحد نامحدود است و در هيچ فكر و قالبي نمي گنجد.» ایلیا «میم»

چه کسانی درمانگر روحی هستند؟

آشنايي با درمانگران و شفاگران

(قسمت اول)

درمانگران روحي و كساني كه توانسته‌اند از طريق قواي روحي و الهي به درمان بيماران و دردمندان بپردازند هميشه در طول تاريخ وجود داشته‌اند. بعضي از اين افراد داراي قدرتي غيراكتسابي و به اصطلاح مادرزادي بوده‌اند و گروه ديگر به صورت اكتسابي چنين قدرتي را كسب كرده‌اند. اما در اين ميان عده‌اي هم بوده‌اند كه بر اثر يك اتفاق دروني و پس از يك دگرگوني باطني، واجد چنين نيرويي شده‌اند. البته درمانگر بودن اين افراد به‌آن معنا نيست كه آنان جملگي دست به درمان بيماران بسياري زده‌اند. ممكن است بعضي از درمانگران بزرگ تاريخ به تعداد كمي از موارد درمان و شفا دست زده باشند يا حتي نشانه‌اي كه از آنها ظاهر شده است ارتباطات اوليه با درمانگري نداشته است اما بعداً چنين معنايي را از خود بروز داده است.

مثلا جسد ريتا تا ده‌ها سال بعد از مرگ‌اش هم‌چنان سالم و قوي بود. او در زمان زندگي خود نمونة قابل توجهي از 1 (2)درمانگري را ارائه نكرد اما بعد از مرگ، جسد وي تا نزديك به دو قرن،‌ هم‌چنان سالم و معمولي،‌ مثل روز اول بود. در دوران حيات او تنها يك نشانة مهم از او ظاهر شد. او يك تكه چوب خشك و مرده را در زمين فرو كرد و هر روز به آن توجه نمود. پس از مدتي اين تكه چوب مرده، جوانه زد و تبديل به درخت انگور بزرگي شد كه پس از قرن‌ها، هنوز هم اين درخت پابرجاست و هر سال ميوه مي‌دهد. هر سال برگ‌ها و ميوه‌هاي اين درخت براي درمان بيماري‌ها جمع‌آوري شده و به نقاط مختلف جهان ارسال مي‌شود.

تعداد درمانگران قديمي آنقدر زياد است كه جمع‌آوري بيوگرافي همة آنها يك كار تحقيقي مفصل را مي‌طلبد. اين درمانگران به همة اديان تعلق داشته‌اند. اسلام، مسيحيت، يهود، هندوئيسم و حتي ملل و اقوامي كه ظاهراً به دين خاصي پايبند نيستند… در قرن نوزدهم و بيستم ناگهان موضوع درمانگري روحي، بعد از قرن‌ها در حاشيه ماندن و نيمه‌جان بودن، دچار حياتي نوشد و تعداد قابل توجهي از درمانگران باطن‌گرا از كشورهاي مختلف سربرآوردند. اين بار علاوه بر كشورهايي كه تا قبل از اين سابقة طولاني‌تري در موضوع داشتند مثل انگلستان، فرانسه و هند، از ديگر كشورها هم نمونه‌هاي جديدي ظاهر شد. چين، روسيه، ژاپن و بيش از همة آنها برزيل، فيليپين و آمريكا.

آنچه به‌عنوان درمان باطن‌گرا (درمان نامتعارف) مي‌شناسيم به رشته‌هاي مختلفي تقسيم مي‌شود و برخلاف تصور عمومي فقط يكي از اين حوزه‌ها به شفا (درمان از نوع شفا) اختصاص دارد. اولين گروه از درمانگران غيرپزشك، شامل كساني مي‌شوند كه با استفاده از روش‌هاي گوناگون پزشكي مكمل به درمان بيماران خود مي‌پردازند. گياه‌درماني،‌ آب‌درماني،‌ ماساژدرماني، بازتاب‌شناسي كف پا، ويتامين‌درماني،‌پاندول‌درماني و‌ هيپنوتيزم‌درماني نمونه‌اي از اين روش‌هاي درماني‌اند كه به مجموعه آنها طب حاشيه گفته مي‌شود. البته تعداد انواع روش‌هاي درماني نامتعارف به بيش از صد و شصت روش مي‌رسد كه بعضي از آنها يا به‌دليل ناشناخته ماندن و يا غيرمؤثر بودن، در تقسيم‌بندي‌هاي طب حاشيه به‌حساب نمي‌آيند. اگرچه درصد موفقيت روش‌هاي طب مكملدربارة همة بيماري‌ها كمي مأيوس‌‌كننده است اما بعضي از روش‌هاي طب حاشيه توانسته‌اند توفيق اميدواركننده‌اي را دربارة معدودي از بيماري‌ها به‌دست آورند. گروه دوم درمانگران كه به درمانگران روحي معروف‌اند عموماً با اتكاء به قدرت روحي خود يا ديگر مراجع روحي عمل مي‌كنند. تفاوت زيادي ميان كار اين عده با گروه اول وجود دارد. (اين تقسيم‌بندي از درمانگران باطن‌گرا، تقسيم‌بندي رايج آن است.) گزارش‌ها نشان مي‌دهند كه بعضي از درمانگران روحي كه در كار جراحي روحي تبحر دارند تاكنون نتايج جالبي را از كار خود ارائه داده‌اند.

نتايج اين جراحي‌هاي روحي بر خلاف ديگر روش‌هاي طب حاشيه و انرژي‌درماني، تا حد قابل توجهي اميدواركننده است.

ما وقتي اسم درمانگر روحي را مي‌شنويم از او انتظار معجزه را داريم اما تقريباً اكثر درمانگران معروف فاقد چنين توانايي خارق‌العاده‌اي مي‌باشند. آنها در نهايت قادرند تنها بر برخي از بيماري‌ها آن هم تا حد معيني اثر بگذارند. اين واقعيتي است كه بارها توسط مراكز تحقيقات پزشكي و در سطح بين‌المللي اعلام شده است. تاكنون چندين گروه تحقيقاتي از دانشگاه‌هاي معتبر جهاني (مانند هاروارد) مأمور بررسي نتيجه كار انرژي درمانگران شده‌اند اما همة آنها به اتفاق نتايج تقريباً مشابهي را اعلام كرده‌اند. وجه مشترك گزارش مراكز تحقيقاتي مذكور اين است كه اسناد و شواهد قابل توجهي براي اثبات ادعاي انرژي درمانگران وجود ندارد. تاكنون يك نمونه قابل اثبات از درمان بيماري‌هاي صب‌العلاج يا درمان مؤثر و قطعي ساير بيماري‌هاي پيچيده از هيچ يك از مراكز انرژي‌درماني و انرژي‌درمانگران در سراسر جهان گزارش نشده است. به همين دليل بسياري از مراكز تحقيقاتي پزشكي روش‌هاي انرژي‌درماني را خارج از مقولة طب مكمل دانسته و آن را به مثابة يك روش درماني نمي‌پذيرند. برخلاف نتايج مأيوس‌كننده كار انرژي‌درمانگران، معدودي از درمانگران و جراحان روحي بوده و هستند كه توانايي آنها در زمينة درمان بيماري‌ها بيش از آن چيزي است كه در بازارهاي انرژي‌درماني و معالجاتمشابه رد و بدل مي‌شود.

اين افراد (جراحان روحي) تحت حمايت روحي و با وسايل اوليه و بدون رعايت معمولي‌ترين شرايط بهداشتي، به جراحي‌هايي جسمي دست مي‌زنند. بعضي از اين افراد به‌جاي استفاده از چاقو (آن هم نه چاقوي جراحي بلكه چاقوي آشپزخانه) از انگشتان خود استفاده مي‌كنند و بدن بيمار را با انگشتان خود برش مي‌زنند. بيشتر جراحان روحي در برزيل و فيليپين ساكن هستند و تاكنون هزاران جراحي موفق از اين جراحان روحي گزارش شده است. در اين نوشتار به يك از اين نمونه‌ها اشاره مي‌كنم. خوزه دو فريتاس معروف به آريگو.

آريگو در 15 سال آخر عمر خود توانست به هزاران بيمار كمك كند. او پشت يك ميز و روي يك صندلي مي‌نشست و بيماران به ترتيب از جلوي او عبور مي‌كردند. در همان حال او داروهايي را به زبان پرتقالي يا‌ آلماني روي يك تكه ورق (براي هر يك از بيماران) مي‌نوشت. در بيشتر مواقع، بيماران با مصرف اين داورها درمان مي‌شدند بعداً اين داروها توسط گروهي از پزشكان متخصص مورد بازشناسي قرار گرفت و معلوم شد همة آنها متناسب با حال بيمار بوده‌اند. آريگو در سال 1968 توسط يك گروه محقق متشكل از 6 پزشك و 8 دانشمند به سرپرستي آندريا پوهاريچ مورد مطالعه قرار گرفت. در پايان كار، گروه تحقيقي مربوطه كارهاي آريگو را تأئيد كردند. وقتي از آريگو پرسيدند چطور بيماري‌ها را تشخيص مي‌دهد و دارو تجويز مي‌كند او پاسخ داد كه هنگام تشخيص، روح دكتر فريتز (كه به قول او در سال 1918 درگذشته بود) در گوش راستم حرف مي‌زد. البته آريگو علاوه بر تشخيص و دارونويسي گاهي هم به جراحي‌هاي روحي دست مي‌زد. او گاهي با چاقوي آشپزخانه و قيچي‌هاي معمولي و در شرايط كاملاً عفوني در حالي كه مردم اطراف او جمع مي‌شدند، به اعمال جراحي مي‌پرداخت. حتي در چند مورد اينكار را در وسط خيابان انجام داد. دكتر پوهاريچ (رياست تيم تحقيقاتي) يكي از مشاهدات خود را درباره جراحي‌هاي آريگو اين‌چنين شرح مي‌دهد:

1 (1)«آريگو به مرد بيمار گفت شلوارش را پايين بكشد. سپس يك چاقو دست گرفت و آن را با پيراهنش پاك كرد. شكم بيمار را چاك داد. ماهيچه‌هاي ديوارة شكم را به يك طرف گذاشت،‌ روده را بيرون آورد و با خونسردي تمام يك قسمت از روده را قطع كرد. مثل آن بود كه يك تكه كالباس را مي‌برد. سپس روده را در جاي خود گذاشت و عضلات ديوارة را دوباره به هم نزديك كرد. او هرگز از بخيه استفاده نمي‌كرد. براي پوشاندن زخم‌ آن مرد هم، از كمر مرد يك ميخ در بدن او كوبيد و گفت همين كافي است.»

گروهتحقيقي دكتر پوهاريچ كه از اين جراحي‌ها و جراحي‌هاي مشابه (توسط ديگر جراحان روحي) فيلم‌برداري كرده است (علاوه بر فيلمبرداري‌هايي كه گروه‌هاي مستقل ديگر از كار چنين افرادي داشته‌اند) او دربارة آريگو (در جمع‌بندي نظرات گروه تحقيقي) مي‌گويد: «آريگو اين كار را انجام مي‌دهد ولي من نمي‌دانم كه چگونه؟ او به تنهايي به اندازة يك بيمارستان بزرگ بازدهي دارد».

بعضي از شخصيت‌هاي علمي ديگر هم گزارشاتي را دربارة جراحان روحي داده‌اند.

يكگروه پزشكي و فيلم‌برداري با حضور دكتر المرگرين و دكتر آليس گرين گزارشاتي دربارةاعمال تعدادي جراح روحي در فيلپين تهيه كرده است. او در قسمتي از شرح مشاهدات خود مي‌گويد: «بيشتر اين جراحان روحي هنگام كار خود حالتي معمولي داشتند اما بعضي از آنها هم درحالت خلسه فرو مي‌رفتند…» او در ضمن گزارش خود از يكي از جراحان روحي معروف نقل مي‌كند كه ظاهر كردن خون و انساج و بافت‌هاي بدن فقط به اين دليل است كه بيماران به كار ما اعتقاد داشته باشند. او پس از شنيدن اين جمله شاهد صحنه‌اي مي‌شود كه اين‌گونه آن را توضيح مي‌دهد: «سپس آگپااو دستش را حدود سي سانتي‌متري شكم بيمار گرفت همان‌طور كه نگاه مي‌كردم ديدم كه شكم بيمار باز شد و پرده صفاق نمايان گرديد…»

هم‌چنيندكتر ليال واتسون، محقق مشهور بين‌المللي، پس از 8 ماه اقامت در فيليپين، از اعمال 22 جراح روحي در فيليپين گزارش مي‌دهد.

تقريبابيشتر دانشمندان و متخصصاني كه در زمينة بيماران شفايافته و درمان‌شده (به وسيلةمعالجات روحي) تحقيق كرده‌اند در پايان به اين نكته اعتراف داشته‌اند كه نمي‌توانند توجيه علمي و قابل قبولي برآنچه ديده‌اند و اتفاق افتاده است ارائه دهند به‌عنوان مثال جورج ميك كه يكي از افراد مذكور (سرپرست يك تيم تحقيقاتي) مي‌باشد مي‌نويسد:

«در اين زمان هيچ نظريه يا تركيبي از نظريه‌هاي علمي وجود ندارد تا بوسيلة آنها بتوان اين پديده (معالجات روحي) را توجيه كرد…

تهيه و تأليف: پريا

پي‌نوشت:

1ـ بعضي از اين افراد هم اكنون در قيد حيات نيستند.

منبع: فصلنامه علوم باطني

شماره 7 و 8 ـ پاييز و زمستان 84

اکسیر های زندگی چیست؟

داروشناسي طبيعي-1

( قسمت اول )

تاليف :پريا ( شباب حسامی)

گاز بزن پوست نكن

1 (3)

خیار را باپوست آن  بخوريد و فريب مؤدب بازي هاي مرسوم را نخوريد چون بيشتر ويتامين (( A ))ي خيار در پوست آن است و خيار بيشتر براي تامين ويتامين(( A ))ي بدن مناسب است . سيب و بعضي از ميو هاي مشابه را هم با پوست بخوريد چون مثلاً پوست سيب خاصيت ضدسرطان دارد… اين از پوست بيروني حالااز پوست داخلي بعضي از ميوه ها بگم.

داخل پوست پرتقال و ديگر پرتقال سانان ( مثل گريپ فروت ) پوسته سفيدي هست كه هميشه مورد بي مهري پرتقال خوران قرار مي گيرد ، غافل از اينكه اين پوسته ي سفيد سرشار از ويتامين (( ب كمپلكس )) است .همچنين اين پوسته ظاهراً بي مصرف داراي موادي است كه مكمل مواد مغذي درون پرتقال ( سانان ) است. پوسته داخلي گريپ فروت و بيشتر فاميل هايش ، مي تواند كلسترول خون را حتي به اندازه تاثير و مصرف دارو ، كلسترول مخرب خون را پايين بياورد و به گشايش رگ ها و افزايش سلامتي عمومي كمك كند. حرف كه از داخل پوست پرتقال  سانان شد گفته باشم كه در پوست ليمو هم ويتامين C  فراواني وجود دارد پس اگر ليمو را باپوستش بخوريد ، هم ويتامين C  بيشتري گيرتان مي آيد و هم اگر در شكم بعضي ها  مار و افعي خيلي كوچولو ( كه به آن جانور مي گويند ) وجود داشته باشد، كم كم وجود نخواهد داشت.

 زنجفيل :خاصيت فيل آسايي زنجبيل

اگر حالت تهوع داشتيد، مي توانيد از قرص هاي ضدتهوع يا قرص مي توانيد از قرص هاي ضد تهوع يا قرص B6 استفاده 1 (1)كنيد اما اگربخواهيد از داروي غير شيميايي استفاده كنيد زنجبيل را به شما توصيه مي كنم .زنجبيل اثر كاملاً قاطعي برجلوگيري از ضد تهوع و استفراغ دارد و يك آنتي هيستامين طبيعي است.همچنين زنجبيل تا اندازه اي محرك جنسي و مغزي است ومي تواند تفكر را بهبود ببخشد . اگر مزه ي زنجبيل زياد به مذاقتان خوش نيامد و شيرين كننده يا كپسول خالي هم در دسترس تداشتيد ، ديگراثرات زنجبيل را به ياد بياوريد تاكمي ذوق كنيدو مذاقتان كوتاه بيايد و از خر شيطان پياده شود .( آيا واقعاً شيطان خر دارد ، يا خر شيطان دارد يا شيطان مساوي خريت است ) به ياد بياوريد كه زنجبيل بر ضد آشفتگي هاي معده عمل مي كند و يك منعقد  كننده ي قوي خون است طوري كه از اين نظر شبيه (( آسپيرين )) است كلسترول و فشار خون و چربي خون را كاهش مي دهد و برعليه سرطان مي ايستد.

ميوه و سبزي مي آيد   سرطان سرتان نيايد

اگر از سرطان مي ترسيد يا فكر مي كنيد سرطان به شما علاقه مند است و ممكن است به سراغتان بيايد، يا اگر سرطان بزور با شماهمراه شده و خود را تحميل كرده، تعدادي ماده ي ضد سرطان فوق العاده را به شما توصيه مي كنم . هركدام از1 (5) اين مواد ، كلي توضيح دارد ولي من فقط اسم هايشان را مي گويم : گوجه فرنگي ، هويج ، كلم ، سير ، پياز ، و ذرت ( اما نه روغن ذرت ) طالبي و گريپ فروت . تحقيقات دانشمندان نشان مي دهد كه اين مواد از بين هزاران ماده ي غذايي ديگرداراي بيشترين تاثيرات ضدسرطاني اند .اين سبزي ها و ميوه هاي خاص برعليه انواع سرطان ها عمل مي كنند اما مواد ديگري وجود دارند كه تنها در برابر بعضي از سرطان ها داراي مقابله هستند. مثلاً تحقيقات علمي ثابت مي كند كه يكي از بهترين دارو ها برعليه سرطان لوزالمعده ، خرما مي باشد . يا مصرف ماست اثر قابل توجهي در جلوگيري از سرطان روده ي بزرگ كه يكي از شايع ترين سرطان هاست دارد. سويا توانايي مقابله با سرطان معده را دارد . نخود فرنگي و توت فرنگي بر عليه سرطان پروستات مي جنگند . زرد آلو توانايي تهاجم به سرطان ريه ( و تا حدودي لوزالمعده ) را داراست. از ديد گاه ديگر مي توان گفت سبزيجات زرد و نارنجي رنگ و ازبين ميوه ها ،انواع مركبات ، بيشترين خاصيت ضد سرطاني را دارا مي باشند.

نخود فرنگي = قرص ضد حاملگي

1 (6)

وقتي دانشمندان به موش هاي آزمايشگاهي نخود فرنگي دادند ، هردو جنس عقيم شدند . همين آزمايش علت جمعيت تبتي ها را در 200سال اخير برملا كرد . چون نخود فرنگي يكي از اصلي ترين غذا هاي آنان  است . در نخود فرنگي نوعي ماده شيميايي وجود دارد كه مانع از حاملگي زنان و تواناييي بارور سازي مردان مي شود .

حالا كه يك عيب نخود فرنگي را گفتم يك حسن آن را هم بگويم تا جناب نخود فرنگي ازما نرنجدهرچه كه باشد او يك نخود است اگرچه از نوع فرنگي اش .نخود فرنگي يك ماده ضد سرطان ( مخصوصاً سرطان پروستات ) است . همچنين براي رفع عفونتها مؤثر و مفيد است.از طرفي اگر در خواب ديده ايد كه عنقريب قرار است دچار آپانديسيت شويد ، بپريد و نخود فرنگي بخوريد چون اين ماده مي تواند موجودات ذره بيني موجود در جدار اين زائده را كه موجب عفونت و حمله هاي دردناك در اين عضو مي شود را مرعوب نمايد.

اكسپكتورانت شلغمي

 1 (7)

اگر دفترچه ي بيمه نداريد ، پول هم زياد نداريد و داروي آنتي بيوتيك نياز داريد و همچنان گران است يك پيشنهاد برايتان دارم . يك آنتي بيوتيك طبيعي بابيشترين اثرات موازي وتاثير قابل توجه آنتي بيوتيكي.چند شلغم را بگيريد و تا حدي گوشت داخلي آن را خالي كنيد طوري كه از شلغم شما چيزي مثل يك تنگ آب توخالي باقي بماند .البته كمي از گوشت هاي داخلي را باقي بگذاريد طوري كه ديواره هاي اين تنگ شلغمي كمي ضخيم باشد. حالا درون اين شلغم تو خالي ، شكر بريزيد و در شلغمي آن را رويش بگذاريد .حداقل ، دوازده ساعت بعد در را برداريد . مي بينيد كه درون تنگ شما پر از شربت ساخت وطن است .اين شربت يك اسپكتورانت و آنتي بيوتيك طبيعي محسوب مي شود و براي بعضي از بيماري هاي عفوني ، مخصوصاً بعضي از بيماري هاي عفوني ريه يك داروي ملايم و چند جانبه به حساب مي آيد

قهوه ، جوجه اردك زشت نيست (1)

در بيشتر خبرها شنيده ايد كه (( قهوه بد است )) (( قهوه نخوريد)) اما من مي خواهم بگويم (( قهوه بد نيست . قهوه گاهي خوب است ))اصلا ًمي دانيد اين قهوه تا اواخر قرن هفدهم به عنوان دارو مصرف مي شد و محل عرضه ي آن داروخانه1 (4) ها و عطاري ها بود.روزي روزگاري يك آدم خوشمزه اي به نام مونن، آمد و قهوه و شكر و شير را باهم قاطي كرد تا مثلا ٌ به يك غذا تبديل شود.بعد ديد مثل خودش خوشمزه شد.به بقيه هم  تعارف كرد، بقيه هم به هم تعارف كردند وخلاصه ، بازي (( دومينو)) را كه يادتان هست . الان، هم در ايالت بلخ و هم در ساحل عاج و اتيوپي (( كافي )) ميل مي شود.

البته من شنيده ام كه قهوه براي قلب خوب نيست . يا بعضي از آدم ها را مضطرب و نگران مي كند . برجنين تاثير مثبتي ندارد.اسهال و بي خوابي و گاهي سردرد مي آورد.اما وقت هايي كه مي خواهم نخوابم ( يعني نمي خواهم بخوابم، يعني مي خواهم به جاي خوابيدن بيدار بمانم ؛ يعني…) همينكه يكي دو فنجان شير وقهوه ( اگر بخواهم خود را تحويل بگيرم با شكر ، اگرنه ، بي شكر و كم شير ) مي خورم تا چند ساعت بعد خلاصه…

قهوه صبحگاهي هم كه سرجاي خودش. مي دانيد قهوه مثل دوپينگ مغزي است.يك محرك مغزي ميتواند نيشتر بزند و فعال كند .تمركز و هوشياري را بيشتر مي كند.مقاومت عضلاني را افزايش مي دهد و به تبع آن ، توان جسمي را زياد مي كند.((تانن))اي كه در قهوه وجود دارد مي تواند از كرم خوردگي دندان جلوگيري كند.بعضي از ورزشكار ها با خوردن قهوه ديرتر خسته مي شوند اما اين ، براي ورزشكاراني كه با انگشتا نشان زيادي كار دارند خوب نيست چون در هماهنگي انگشت ها گاهي اختلال به وجود مي آورد. تازه قهوه را مي توانيد به موهيتان هم بماليد.هم براي رشد و رويش آن ها خوب است و هم رنگ موها يتان را عوض مي كند.البته اگر آقا باشيد يا دوشيزه!! ممكن است پيامدهاي خانوادگي هم براي شما داشته باشد.

بااين حال مهمترين تاثير قهوه همان خاصيت ضد خستگي و كاهش خواب آلودگي است.اين اثر قهوه مديون كافئيني است كه در آن وجود دارد البته داستان كشف قهوه هم خود تا حدي همين تاثير را بيان مي كند.در زمانهاي قديم چوپاني به نام كادي قهوه را كشف كرد .او متوجه شد كه وقتي گوسفندانش دانه يك نوع گياه را مي خورند ، سرحال تر و بانشاط ترند.با خودش بر وزن ((جيب ما يكي است))گفت معده ما يكي است(چون وقتي ما گوسفند را مي خوريم با همه بدن اش و من جمله معده اش مي رود توي معده مان ) بنابراين شروع كرد به خوردن آن دانه .وقتي مرد مقدس قبيله اش او را ديد تعجب كرد.گفت چقدرسرحالي. اوهم جريان را تعريف كردو سپس مرد مقدس وبعد از آن ديگران براي بيدار ماندن درشب از آن استفاده كردند .سرانجام كار به آنجاكشيد كه همين چند سال پيش يكي از سلول هاي آن مرد مقدس چند هزار سال پيش كه حالا شده بود ((كاردينال ريشتكيو)) گفت (( تصميم گيري درباره اداره يك ملت غالباً با يك فنجان قهوه انجام مي شود)).

فلفل نبين چه ريزه، مزه كن ببين چه تيزه ( آخر فلفل كه شكسته نمي شود اي شاعر مرحوم)

اگر روزي در ميدان تره بار دچار درد شديد چكار مي كنيد؟ اصلا شما اهل رفتن به ميدان تره بار هستيد، يا از ميوه فروشي هاي گران فروش خريد مي كنيد؟ حالا بر فرض در يك سبزي فروشي ( از نوع گران يا ارزان آن ) هستيد و يكدفعه 1 (2)دچار درد مي شويد. سراغ كدام سبزي مي رويد؟ يكي از دانشمندان مي گويد سراغ فلفل قرمز تند برويد. گذاشتن ضماد فلفل قرمز تند در موضع درد يا خوردن آن مي تواند درد شما را كاهش دهد. اين به دليل وجود نوعي ماده در فلفل قرمز است كه مي تواند باعث كم كاري سلول هاي عصبي منتقل كننده ي درد شود. از فلفل قرمز تا حدي براي بي حسي و حتي ايجاد احساس آرامش هم مي توانيد استفاده كنيد. خوردن فلفل قرمز تند و احساس تندي و سوزش آن در دهان و گلو باعث مي شود كه مغز مورفين طبيعي ترشح كند و همين مورفين باعث ايجاد احساس خوشايند مي شود. البته اگر مقادير خيلي زيادي فلفل قرمز بخوريد به اميد اينك مقادير زيادي مرفين تهيه كنيد ممكن نيست شما را به جرم تهيه و توليد مواد مخدر بازداشت كنند چون افرادي كه از مشتريان هميشگي فلفل قرمز مي باشند و غالباً مقادير زيادي از آن را مصرف مي كنند، به تدريج مرفين طبيعي كمتري از ناحيه مغز دريافت مي كنند و به عبارتي كارشان براي مغز كم كم بي مزه مي شود و مغز حاضر نيست در مقابل قيمت فلفل قرمز تند مورفين طبيعي بپردازد. بنابر اين بعضي ها ( سود جوها و پول پرستها) فكر نكنند كه اگر با مته مغز خود را سوراخ كنند و شلنگي در آن فرو ببرند و شروع كنند به فلفل خوردن، بعد از يكي دو ساعت صاحب يك گالن مورفين و معاقبا صاحب آپارتمان، ويلا، ماشين و چند كيلومتر اسكناس خواهند شد. طبيعت از همه ما زرنگتر است.

موضوع داروهاي طبيعي و بطور كلي داروهاي غير پزشكي مبحثي است كه تاكنون هزاران كتاب درباره آن نوشته شده. اما واقعيت اين است كه حداقل 99% اين كتابها ( كه مربوط به ملل مختلف است) پايه و اساس علمي نداشته و نسخه و توضيحات آنان به اثبات علمي و غالباً اثبات تجربي نرسيده است. چنين كتابهايي پر است از نسخه هاي فوق العاده درماني، معجونهاي شفابخش، داروهاي گياهي ضد سرطان ( آن هم در عوض چند روز) و حتي اكسيرهايي كه جلوي همه بيماري ها و لابد مرگ آدم را هم مي گيرد.اين واقعيت همچنين درباره موضوعات باطني و نسخه هاي معنوي كاملا صدق مي كند. حتي اگر يك درصد اين كتابهاي پزشكي غير علمي، درست و موثر باشد، بشر شاهد جهشي در مقابله با بيماري ها و افزايش سلامتي خواهد بود. اين موضوعي است كه با خريد يكي از هزاران كتابي كه گفتم مي توانيد خودتان تجربه اش كنيد. بنابراين، با اين آگاهي و براي نوشتن  (( داروشناسي طبيعي))   كه از من خواسته شدآن را انجام دهم، عملا نمي توانستم سراغ كتابهاي غير علمي و غير موثق ( كه متاسفانه اكثريت را شامل ميشود) بروم. به همين دليل سراغ مطالبي رفتم كه منعكس كننده نتايج تحقيقات دانشمندان باشد. بعضي مطالب را با لحن غير جدي و كمي شوخي بيان كردم اما اين، چيزي از اعتبار علمي مطلب  و ارزش كار تحقيقي صورت گرفته ( توسط دانشمندان) نمي كاهد. مطمئن باشيد اين نسخه ها علمي و دقيق اند به همين دليل اغوا كننده و بيش از حد نيستند.

پي نوشت:

1- خدمت دوه زاري يا درست تر دو قروني كج ها: (( قهوه جوجه اردك زشت نيست )) ادامه اش مي شود  ((كه بايد آن را طرد كرد))   و خدمت دو هزار توماني هاي كج: (( جوجه اردك زشت توسط مادر خوانده و خانواده خوانده اش طرد شد چون ظاهرا زشت بود اما وقتي بزرگ تر شد به يك پرنده زيبا تبديل شد. با اين حال ما گفتيم قهوه جوجه اردك زشت يعني آن پرنده در نهايت زيبا نيست ولي گفتيم همه با هم بهش حمله نكنيد)).

عوامل طول عمر، سلامتي و تجديد جواني

نوح آموز

روش‌هاي جوان ماندن و سالم زيستن و عمر نوح آسا (قسمت دوم)

 

همه مي‌دانيم که عمر حضرت نوح(ع) بسيار طولاني و نزديک به هزار سال (950) بوده است. البته پدران او هم عمر طولاني داشتند مثلا حضرت آدم 930 سال در زمين زندگي کرد. پسر او شيث در 912 سالگي مرد، انوش (پسر شيث) در 905 سالگي از دنيا رفت و پسر او قينان تا 910 سالگي عمر کرد. يارد و متوشاح هم که از پدربزرگان نوح(ع) بودند بيش از 900 سال در زمين زيستند. حضرت نوح در سن 500 سالگي صاحب سه پسر به نام‌هاي سام، حام و يافث شد.

من فکر مي‌کنم نوح(ع) خواسته يا به احتمال قوي‌تر ناخواسته، رژيم غذايي و روش‌هاي خاصي را اعمال کرده است چون خداوند هر کاري را از مسير طبيعي و معقول خودش انجام ميدهد. مثلا، به نظرم يکي از عادات غذايي نوح(ع) استفاده از غلات و سبزيجات، و گوشتهاي سالم بوده است که همين نکته خودش يکي از توصيه‌هاي اصلي تغذيه پيشرفته امروزي محسوب مي‌شود. گواه اين مدعا هم کلامي است که خداوند به نوح(ع) مي‌فرمايد: «بارور و زياد شويد و زمين را پر سازيد. همه حيوانات و خزندگان زمين، پرندگان هوا و ماهيان دريا از شما خواهند ترسيد، زيرا همه آنها را زير سلطه شما قرارداده‌ام و شما مي‌توانيد علاوه بر غلات و سبزيجات، از گوشت آنها نيز براي خوراک استفاده کنيد».

اينطور شد که اسم اين سلسله از مقالات را «نوح آموز» گذاشتم و منظورم از آن آموزه‌هايي است که احتمالا ذر زندگي حضرت نوح(ع) وجود داشته است زيرا او نزديک به هزار سال با قدرت، موفقيت و سلامت زيسته است. ان شاء ا… حضرت نوح(ع) از کار بنده خشنود شود و همه دوستان و دشمنانم و مرا دعا کند.

در قسمت اول نوح آموز به بعضي از فرضيه‌هاي عملي براي افزايش طول عمر اشاره كرديم. البته فرضيه‌هاي ديگري هم وجود دارد كه به وقتش سراغ‌اش مي‌رويم. بياييد حالا يك سوال ديگر را مطرح كنيم اصلاً چرا انسان پير و فرسوده مي‌شود؟ چگونه جسم انسان آماده مرگ طبيعي مي‌شود؟ از راه‌هاي مختلفي مي‌توان به اين سوال جواب داد و براي پاسخ گويي به آن، فرضيه‌ها يا حتي قوانين مختلفي را مبنا قرار داد. از تأثيرات ارتعاشي و جريان تقديري گرفته تا عوامل ژنتيكي، توافقات روحي، ويژگي زماني، ويژگي‌هاي نژادي و ده‌ها فرضية ديگر. اما يكي از مسلم‌ترين مباني جواب به اين پرسش، كه از حالت فرضيه گذشته و به يك اصل علمي و تجربي مبدل شده، موضوع تغذيه است.

طبق اين اصل (و فقط طبق اين اصل)، مهم‌ترين روش حفظ و تجديد جواني و جلوگيري از پيري (كند كردن آن) و همچنين اساسي‌ترين روش پيشگيري از بيماري‌ها و افزايش مقاومت و توان دفاعي بدن، تغذيه مي‌باشد. براي اين منظور، دانش تغذيه در اولين قدم، آنتي اكسيدان‌ها را توصيه (اكيد) مي‌كند.

 

اما آنتي اكسيدانها چه هستند؟

وقتي آهن در معرض هوا قرار مي‌گيرد چه اتفاقي برايش مي‌افتد؟ مي‌پوسد و اصطلاحاً زنگ مي‌زند. باورتان مي‌شود! بدن ما هم در مجاورت (دروني با) هوا چيزي شبيه به اكسيد شدن برايش اتفاق مي‌افتد. بدن انسان در برخورد با بعضي از ملكولهاي آزاد فرسوده شده و وضعيتي مشابه زنگ زدگي برايش بوجود مي‌آيد. اين ملكول‌هاي مخرب همان راديكالهاي آزاد هستند كه محصول ضايعات كاري سلول‌هاي بدن هستند. راديكال‌هاي آزاد يا به عبارتي عوامل اكسيداسيون بدن، در برخورد با سلول‌هاي سالم، اخلال گري كرده و دست به تخريب مي‌زنند و در نتيجه مانع از فعاليت طبيعي اجزاء بدن مي‌شوند. پيامد اين تخريب و اخلال گري چيست؟ فرسوده شدن بدن يا آنچه ما به آن پيري مي‌گوييم. تضعيف سيستم دفاعي و مقاومت بدن و بنابراين افزايش آسيب پذيري در برابر انواع بيماري‌ها. از دست دادن شور و نشاط و به اصطلاح حال وهواي جواني. علاوه بر اين احتمالا يكي از تاثيرات مستقيم راديكال‌هاي آزاد، ايجاد نوعي از اختلالات سلولي است كه مي‌تواند به سرطان منجر شود.

راه‌هاي مختلفي براي برخورد با راديكال‌هاي آزاد (كه آزادي ايشان به اسارت و مرگ انسان منجر مي‌شود) توصيه شده است. اما ظاهراً معتبرترين راه عملي مقابله با اين عوامل تخريب كننده جسم استفاده از مواد غذايي حاوي آنتي اكسيدان، دشمنان راديكال آزاد يا به قولي راديكال خواران، است. آنتي اكسيدان‌ها قادرند اكسيژن را كه از سوخت و ساز سلولها به جا مي‌ماند خنثي كنند و به اين ترتيب از تخريب سلولها و بروز اختلالات سلولي جلوگيري نمايند.

اما آنتي اكسيدان‌ها و به عبارتي غذاهاي جواني كه بر ضد انواع بيماري‌ها و در نتيجه پيري و فرسودگي عمل مي‌كنند، در كدام مواد غذايي وجود دارند؟

براي پاسخ به اين سوال كتاب‌هاي زيادي نوشته شده و تاكنون تحقيقات دامنه داري صورت گرفته و كماكان نيز اين تحقيقات در حال انجام است. هر از چند گاهي در اخبار علمي مي‌شنويم كه دانشمندان متوجه شده‌اند فلان ماده حاوي آنتي 426276_278397508898418_122889681115869_691393_677556650_nاكسيدان است يا دارويي با تركيب چند آنتي اكسيدان به بازار آمده.اما به طور خلاصه مي‌توان گفت كه اغلب سبزي‌ها و ميوه‌ها حاوي مواد آنتي اكسيدان هستند. در اين ميان، غالباً آنهايي كه معروف‌تر اند، حاوي مقادير بيشتري از اين عناصر حياتي هستند.. موادي كه با اكسيد شدن مقابله مي‌كنند فراوانند اما از مهم‌ترين عناصر آنتي اكسيدان مي‌توان به اسيد پانتوتنيك (ويتامين P)، كوآنزيم Q10، ويتامين A (در حالت بتاكاروتن)، ويتامين D و C و سلينوم اشاره كرد…

خوب برگرديم به تحليل زندگي نوح(ع) و پدران او.

در فرماني كه خداوند به نوح(ع) مي‌دهد اين موضوع را صريحاً به او مي‌فرمايد كه آنها بايد از انواع روئيدني‌ها (مانند غلات و سبزيجات) استفاده كنند. خداوندي كه خداي پدران نوح و آدم(ع) هم بوده است به احتمال بسيار قوي چنين توصيه‌اي را هم به آدم(ع) و فرزندان او داشته است… به همين دليل عمر نوح و پدران او بسيار طولاني بوده است اما در نسل‌هاي بعدي…

اين به معناي اشباع شدن بدن از عوامل آنتي اكسيدان است. نتيجه اين تغذيه علاوه بر كند شدن روند پيري و فرسودگي در نوح و فرزندانش، افزايش مقاومت و قدرت دفاعي بدن آنها در برابر انواع بيماري‌ها، ميكرب‌ها و ويروس‌ها بوده است. مخصوصاً عوامل بسيار كشنده‌ايي مانند قند و چربي خون، انواع سرطان و بيماري‌هاي قلبي كه عامل بسياري از مرگ و مير‌هاي طبيعي در دنياي فعلي است.

سرطان و بيماري‌هاي قلبي را كه مي‌شناسيد. وقتي رشد و تكثير ناگهاني و غير طبيعي سلول‌هاي بدن كه به دزديدن و مصرف كردن غذاي سلول‌هاي مجاور منجر مي‌شود، اتفاق بيفتد، شخص دچار سرطان شده است. ممكن است سلول‌هاي سرطاني پاره شوند و توليد زخم نمايند يا اينكه از طريق خون و كانال‌هاي لنف به ديگر قسمت‌هاي بدن گسترش يابند…

مهم‌ترين عامل بيماري‌هاي قبلي هم انسداد عروق است كه اصلي‌ترين عامل آن تجمع و رسوب كلسترول مي‌باشد.

سبزي‌ها، غلات و ميوه‌ها علاوه بر آنتي اكسيدان‌ها داراي مواد ديگري هم هستند كه به صورت مضاعفي بر عليه كليه بيماري‌هاي مختلف عمل كرده، سيستم هورموني و عصبي بدن را در تعادل و هماهنگي كامل قرار داده و موجب سم زدايي از بدن مي‌شوند.

علاوه بر تأثير كلي و عمومي سبزي‌ها و ميوه‌ها، بعضي از مواد غذايي خاص وجود دارند كه بصورت ويژه‌ايي بر عليه انواع بيماري‌ها و عوامل مرگبار عمل مي‌كنند. مثلاً تعدادي از روئيدني‌ها تأثير مستقيمي بر باز شدن عروق و جلوگيري از Fish-Foodبيماري‌هاي قلبي دارد؛ ماهي كه در دستور غذايي خداوند به نوح(ع) هم آمده و همچنين پرندگان از بهترين نوع گوشت محسوب مي‌شوند كه علاوه بر گوشت سفيد بودن (كه بر خلاف گوشت قرمز سرشار از كلسترول، داراي كلسترول مخرب قابل توجهي نيست) حاوي ده‌ها عنصر و ماده حياتي مي‌باشند كه از طريق تغذيه وحشي و طبيعي به بدن آنها وارد شده. يا ماهي كه روغن آن داراي امگا 3 مي‌باشد و امگا 3 مي‌تواند مانعي جدي در برابر سكته‌هاي قلبي باشد.1

بنابراين تا اينجا نتيجه مي‌گيريم كه:

نوح(ع) و پدران او با توجه به رژيم «سبزي، غلات، ميوه و گوشت آبزيان و پرندگان» از انواع آنتي اكسيدان‌ها، انواع ويتامين‌ها و مواد معدني، پروتئين‌ها و اسيد آمينه‌هاي فوق العاده و انواعي از مواد حياتي ديگر كه موجب طول عمر، سلامتي و تجديد جواني است استفاده كرده‌اند و بنابراين علاوه بر بيمه شدن در برابر بيماري‌ها و عوامل مرگبار مختلف، فرآيند پير شدن و فرسودگي را به شدت كند كرده و بلكه به تأخير مي‌انداختند.

پِريا (شباب حسامي)

 

  1. روغن ماهي اكنون يكي از مكمل‌هاي غذايي مهم بر عليه حمله‌هاي قلبي محسوب مي‌شود.

انسان در پشت كلام خود پنهان است – به روایت شاگردان استاد الیاس

انسان در پشت كلام خود پنهان است

 

به روايت ال ياسين

انسان را از شعور او مي توان شناخت و شعور انسان را از انديشه هاي او و انديشه هايش را از كلامش. اين يكي از ديدگاههاي روانشناسان جديد است اما مدتها قبل، بسياري از بزرگان و دانايان بشر، مكرراً به آن اشاره داشته اند و شايد بيش از هر تمدن و دين و فرهنگ ديگري، اين مفهوم در اسلام و بويژه در شيعه و در سخنان پيامبر اسلام (ص) و امير مؤمنان علي (ع) مورد تأكيد قرار گرفته است. كلام، آخرين و كاملترين معجزۀ الهي است كه در قالب قرآن به بشر عرضه شده است و ما انسانها نيز خدا را از كلامش و از طريق كلامش، به واسطۀ قرآن، مي توانيم بشناسيم. همچنين بزرگانمان را؛ رسول خدا (ص)، امير مؤمنان علي (ع) و ائمۀ هدي را. مفهوم «انسان را از كلام او مي توان شناخت» تقريباً در همۀ كتب مقدس و در همۀ فرهنگها و تمدن هاي بشري، حضوري واضح دارد بنابراين اصلي كلي و قانوني عمومي در انسانشناسي است. قاعده اي جهاني كه مورد پذيرش همۀ تمدن ها و فرهنگ هاست.

براي اينكه اين مطلب را از ديدگاه اسلامي – ايراني مورد نظر قرار دهيم كافي است به يكي از بسيار جملاتي كه مولاي متقيان علي (ع) در اين باره فرموده است بسنده كنيم:

مرد در پشت كلام خود پنهان است. فضیلت انسان زیر زبانش نهفته است. و خردمندان ايراني آن را اينطور بيان كرده اند: تا مرد سخن نگفته باشد، عيب و هنرش نهفته باشد. كلام، آنچه را انسان در بطن خود دارد آشكار مي كند. شايد كسي بتواند براي ساعاتي و روزهايي، مخاطبانش را با تقليد كلام ديگري و تكرار آن، دربارۀ چيستي و كيستي و داشتگي خود بفريبد اما استمرار كلام و همينطور كلامي كه در شرايط مختلف، انسان بر زبان مي راند، درجه فهم و شعور انسان و بينش او را‌ آشكار مي كند. درواقع كلام انعكاسي از انديشه ها و بينش انسان و تجلي شعور اوست. كلام نماينده آن چيزي است كه در ذهن و درون انسان مي گذرد. نمايانگر حالات و انديشه ها. كلام پخته نشان از ذهن پخته دارد و كلام عجولانه نشان از ناپختگي و شتابزدگي ذهني. برخي پا را فراتر از اين مي گذارند و نظرشان اين است كه نه تنها كلام، نمايانگر انديشه انسان است بلكه اساساً انسان چيزي به جز انديشه و آنچه در كلامش آشكار مي كند نيست و بنابراين كلام را كه نمايانگر انديشه است، معياري براي ارزش گذاري و عيارسنجي فرد در نظر مي گيرند.

انسانها به كلامشان ماندگار مي شوند و بزرگترين اثري كه هر انسان مي توان از خود باقي بگذارد، انديشه هاي زنده اوست كه در كلمات بيان مي شوند…

در عصر نوين، كه دسترسي به دانش ظاهري براي همه امكانپذير شده، آنچه بزرگان را از ديگران متمايز مي سازد، كلام آنهاست كه عمق انديشه و شعورشان و تفاوت نگاه آنان با سايرين را بيان مي كند. كلام، وجه شاخص انسانها از يكديگر است. ميزاني كه مي توان حقانيت و راستي و عمق انديشه هاي هر كسي را به آن سنجيد. كلام، نمايانگر درونيات و ويژگي هاي انسانهاست، با كلام هر كس مي توان او را شناخت. بلكه حتي، خدا را نيز مي توان از كلام او شناخت. با دقت در كلمات، مي توان به فهم و درك و هويت گوينده كلام نظر انداخت.

اما اهميت كلام صرفاً اين نيست. كلام اهميتي دوسويه دارد يعني علاوه بر آنكه آنچه كه هر كسي هست از كلماتش آشكار مي شود، آنچه مي گويي بر آنچه هستي، اثر مي گذارد.

كلام جوشيده هر انسان گوياي آن چيزي است كه او هست و آينده هر كس را در آينه كلامش مي توان يافت. كلام جوشيده هر كس تصوير زنده اي از اوست كه حقيقت حال و آينده اش را در برابر ديدگان ما قرار مي دهد. و امروز دانشمندان بويژه در رشته هاي روانشناسي مدرن قائل به آن هستند كه زندگي انسان را انديشه ها و كلام او مي سازد. پس براي تغيير زندگي كافي است كلام و انديشه ها را تغيير داد. لوئیز هی می گوید: به آنچه که می‌گویید گوش فرا دهید، آن چیزی را که نمی‏خواهید برایتان به حقیقت بپیوندد هرگز بر زبان نیاورید.

درخت را از ميوه اش مي شناسند و محصول درخت، ميوه آن است. شعور انسان نيز بيانگر حقيقت انسان است. همانطور كه بزرگان تاريخ بشر و پيشوايان دين گفته اند، انسان به شعور و انديشه هاي اوست. دانايان همه ملل و همه فرهنگها بر اين تاكيد داشته اند كه ميزان سنجش و اندازه گيري انسان، شعور و انديشه هاي اوست. تجلي شعور و انديشه ها، كلام است و بر همين قاعده، در صفحات مختلف كتاب و به مناسبتهاي مختلف، بعضي از سخنان و كلمات قصار استاد ايليا «ميم» را آورده ايم بلكه اين حركت دفاعي باشد از حقيقت كتمان شده و دوربيني است براي نگاه به درون گوينده اين كلمات.

از ديدگاه فيزيك مدرن انسان چيزي جز كلام و انديشه هاي او نيست، و تجلي شعور و آگاهي انسان در كلام اوست. از ديدگاه عصر جديد، همه چيز از كلام و انديشه ظاهر مي شود. بيماري و سلامتي؛ فقر و ثروت؛ توانايي و ناتواني و همۀ وضعيتهاي دوگانۀ زندگي. آنها مي گويند اعمال و كارهاي انسان نيز تابع كلام و انديشۀ اوست و براي اثبات اين نظريۀ بزرگ تا امروز هزاران كتاب توسط هزاران محقق نوشته شده است.

در كتاب مقدس گفته شده كه در ابتدا كلمه بود و كلمه با خدا بود.

چه بسا در آخر نيز كلمه باشد و كلام ماندگار بماند.

www.ostad-iliya.org

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

آسیب شناسی عرفانهای نوظهور در ایران,تصویر معلمین بزرگ معنوی ,دالایی لاما, پالجی (بنیانگذار جنبش بین المللی اکنکار) ,ایلیا «میم»  رام الله, هارولد کلمپ, لی هنگ جی , سایی بابا, اشو راجنیش, پائولو کوئیلو, ماهاریشی,کتابهای تهاجمی و تخریبی , پشتیبانی سازمان تبلیغات اسلامی , حوزۀ علمیۀ قم , تحریف و سیاه نمایی, در بارۀ اساتید بزرگ تفکر , معنویت ,اساتید و معلمان جهانی ,اساتید معنوی و معلمان عصر جدید, جنبش های نوظهور معنوی,عرفان حقیقی و عرفان های کاذب , در بارۀ سای بابا,ایلیا «میم», اشو, اکنکار, عرفان سرخپوستی, پائولوکوئیلو, دالایی لاما, فالون دافا,مدی تیشن متعالی,قبیلۀ حیله, نقد جنبش های دینی و معنوی جدید,  یوگا,ایلیا رام الله, پائولو کوئیلو, اکنکار, فالون دافا, صوفیه , کتاب پدیدۀ جنبش های دینی و معنوی جدید , دالایی لاما, ایلیا, پائولو کوئیلو ,کتاب جهان تاریک , نفوذ جنبش های دینی جدید در ایران می نویسد , مهربابا,نقد و بررسی عرفانهای نوظهور ,حمایت موسسۀ بهداشت معنوی ,روحانیت مبارز ایران نسبت به ایلیا میم ,نقد تخریبی  استاد ایلیا , آواتار , علوم باطنی, حقه های سوخته دربارۀ ایلیا , اکبر گنجی , علی افشاری , محسن سازگارا , مجتبی واحدی , مهدی خزعلی , نوری زاد , شایعه سازی اداره ادیان و مذاهب اطلاعات درباره پیمان فتاحی , ایجاد تفرقه و نفاق در میان جبهۀ فعالان سیاسی و ایلیا , از سوی اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,جعل خبر ماه گذشته در بارۀ آزادی معلم تفکر(ایلیا میم رام الله) ,تحریف , مونتاژ و دروغ سازی خبر آزادی ایلیا توسط قصابان دایره ادیان و مذاهب اطلاعات ,جلسات مختلف احضار , بازجویی و دادگاه با افراد مختلف (از جمعیت الاهیون و خارج از آن ,مسئولین مختلف جمهوری اسلامی ایران و بویژه مسئولین قضایی و امنیتی تحت تاثیر شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,استفاده از شیوه دکتر کپی , پارازیت و آنتن در تحریف اخبار توسط شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,صحیونیزم , استکبار جهانی , فساد مالی و اخلاقی کلیدواژه های استفاده شده برعلیه پیمان فتاحی توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ایران ,هكا؛ روش معجزه , ان ال پي