مسؤلیت الهی برای هر فردی دارای نوع و شكلی متناسب می باشد

مسئولیت پذیری

 masouliyat paziri

گر واقعاً می توانیم مسؤلیت كاری را بپذیریم، ضروری است كه تأخیر نكنیم. زیرا این فرصتی است كه به ندرت رخ می دهد. اما باید از این دام بر حذر باشیم كه مبادا مسؤلیتی را بپذیریم كه توان انجام دادن آن را نداریم. در این صورت به مرحله ای پائین تر نزول كرده و خود را در موضع بی اعتمادی و بی مسؤلیتی قرار خواهیم داد.

مطابق تعالیم حق وصول به خداوند و شكوفائی و متجلی شدن حقیقت در وجود انسان تحقق نمی پذیرد مگر با پذیرش و اجرای مسؤلیت الهی. مسؤلیت الهی برای هر فردی دارای نوع و شكلی متناسب می باشد. اما ماهیت آن در همگان یكسان‌(یكی) است. مسؤلیت الهی از مجموعه وظایف الهی به وجود آمده و هر وظیفه از مجموعه ای از تكالیف و هر تكلیف از یك سری حركت.

كسی كه به وظایف الهی خود عمل می كند در واقع ایده آل ترین و بهترین شكل خدمت به خدا و هدایت شدن را اتخاذ نموده. اصل حرکت الهی برای هر فرد، عمل به وظایف الهی است.

اما چگونه می توانیم به مسؤلیت و مأموریت الهی خود واقف شده و آن را بپذیریم؟ این معمایی در زندگی هر فرد است كه می بایست گشوده شود. این را نقشه خدا یا برنامه كیهانی نیز می گویند.

 به طور كلی فرد با انجام حركات ساده و معمولی، كم كم و از مجرائی تكالیف الهی خود را شروع كرده و به تدریج (و به ندرت ناگهانی) به وظایف و نهایتاً مأموریت و مسؤلیت الهی خود واقف می شود.

اگر در انجام مجموعه تكالیف موفق بودیم، به وظیفه الهی واقف شده و با توفیق در انجام یك وظیفه، بر وظیفه ای دیگر آگاه می شویم و این روند تا حل معمای راهگشای مسؤلیت و مأموریت نهائی ادامه دارد. عكس این جریان نیز صادق است. به عبارتی با كوتاهی و شكست در انجام یك وظیفه الهی به سطح پائین تر یعنی تكالیف و یا عدم موفقیت در اجرای این نیز به سطحی پست تر نزول می كنیم. در صورت عدم توفیق در اجرای حركات الهی، جریان هدایت الهی قطع شده و فرد به حركت شیطانی (نیروی منفی و مخرب) وارد می شود….. تا در انجام ظاهری و زمینی خود موفق نشویم، امكان دریافت و اجرای وظایف باطنی و سماوی میسر نیست. با كامل شدن وظایف زمینی و ظاهری، انسان خود به خود به حیطه وظایف باطنی خویش وارد می شود.

در تبعیت از هدایت الهی، فرد به تدریج و گام به گام (و به ندرت ناگهان) توسط القاء مستقیم و یا غیر مستقیم روح خدابه كارها، تكالیف، وظایف و مأموریت و نهایتاً مسؤلیت الهی خویش واقف شده و از این طریق به وصول حق نایل می شود.

برگرفته از تعالیم حق – جلد اول 

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول)

نامه سرگشاده جمعیت الاهیون ایران به رهبران دنیا بعد از سومین دستگیری استاد ایلیا رام الله

به نام حقیقت وآزادی

نامه سرگشاده جمعیت ال یاسین به رهبران دنیا بعد از سومین دستگیری استاد ایلیا رام الله (پیمان فتاحی)

بخشی از این نامه:

كيهان (معروف ترين سخنگوي حكومت اسلامي) با استناد به مطالبي از اولين كتاب الياس كه در سن 23 سالگي ايشان منتشر شده است ، او را در كنار دالايي لاما، سايي بابا (رهبر معنوي هندي)، اشو راجنيش (معلم بزرگ هندي كه به قول حكومت اسلامي، غرب را به فساد كشيده است)، پال توئيچل (بنيانگذار مكتب اكنكار) و كريشنا مورتي، بعنوان سرچشمۀ تهديدات جديد فكري و معنوي براي ايران و اسلام معرفي مي كند. تعداد زيادي از نشريات وسايت ها و نويسندگان روحاني به تبعيت از دو ارگان اصلي رسانه اي حكومت اسلامي (كيهان و جمهوري اسلامي) عيناً همان حملات را با شدت هاي مختلف تكرار مي كنند: مهر نو، رسالت، جوان، زن روز، روزهاي زندگي و … خبرگزاري فارس، جهان نيوز، اديان نيوز و …

این نامۀ تصویری را می توانید اینجا دریافت نمایید

 

بينش‌هاي بنيادي و بنيادهاي بينشي -از تعلیمات پیمان فتاحی

بينش‌هاي بنيادي و بنيادهاي بينشي

 

اعمال و رفتار و گفتار انسان، انعکاس انديشه‌هاي اوست و انديشه، محصول بينش‌ها و1 بينش‌ها تابع نوع نگرش‌ها يا بنيادهاي بينشي ماست. پس براي آنکه کسي را بشناسيم اگر بتوانيم به بنيادهاي بينشي او که عميق‌تر از بينش‌ها و انديشه‌هاي اوست نگاه کنيم، راه کوتاه تري را انتخاب کرده ايم.

 در اين سالها، بعضي از بنيادي ترين بينش‌هايي که داشته ام و برخي از اصولي که بر اساس آنها نگاهها و انديشه هايم به وجود آمده، اينها بوده اند: اصل نگاه خلاقه. نسبي گرايي و عدم مطلق گرايي. اصل هماهنگي. عدم قطعيت. امكانپذيري نامحدود. كوانتوم. اثر مشاهده شونده. ارتباط ميدان ها، ضد ميدان‌ها و فراميدان. کثرت گرايي و تنوع گرايي (پلوراليزم). تعيين کنندگي کلام. ميزان بودن شعور و قوانين آگاهي. سطوح هفتگانه و سه گانه. فرمول‌ها و ضد فرمول ها. زندگي فراگير و جهان زنده. نظريه ابَرريسمانها. اصل هولوگرام. واقعيت جهانهاي موازي و اصول ديگر.

 از اولين آن شروع مي‌کنم، از نگاه خلاقه. اما حتي اگر بخواهم يكي از اينها و نتايج آن را شرح دهم براي هر يك اقلاً يك كتاب پر حجم بايد نوشت. پس فقط به آن اشاره مي‌كنم.

در سالهايي که گذشته، شناختم از خدا بر اين مبنا بوده که حقيقت همانطور تجربه مي‌شود که به آن نگاه مي‌کنيم، همانطور بر ما آشکار مي‌شود که آمادگي اش را داريم و همانطور آن را مي‌يابيم که امکان يافتنش را داريم. اين نظريه که يکي از بنيانهاي بينشي ام بوده است منشأ انديشه‌هاي بسياري شده است. منظورم از نگاه، چيزي فراتر از باور است. گاهي ما چيزي را باور داريم اما واجد نگاه آن نيستيم. نگاه از جنس باور نيست، از جنس تلقين نيست بلکه از جنس بينش است… ادراک و آگاهي است. در درون خود ديدن است…

حالا که يکي از الفباي زندگي ام، اصل نگاه خلاق شد، بخشي از جهان بيني ام هم بر اساس همين اصل تغيير کرد. با اين مبنا وصفي که از خدا داشته ام اينطور بوده که تجربۀ انسان از خدا متناسب است با نگاه و انديشه‌هايي که او دربارۀ خدا دارد. نمي‌دانم كه آيا از ديدگاه شريعت اين نظر درست است يا خير؟ البته ما در متن دين هم آيات و احاديثي داريم كه مشابه اين را مي‌گويد مثلاً آنجا كه مي‌فرمايد:‌ اي فرزند آدم من براي تو همان هستم كه درباره ام مي‌انديشي يا در مواردي كه در دين، انسان، پرهيز داده شده از گمان بد درباره خداوند و تشويق شده به حسن ظن درباره او. طبق اصل نگاه خلاقه، نگاه انسان به خدا هر چه باشد، خداوند همانطور بر او آشکار مي‌شود. نه فقط خدا بلکه نگاه انسان به خودش، به جهان، به اشياء، به سرنوشت و احتمالات، هر طور که باشد، اين نگاه، تعيين کننده بوده و محصول تجربي مشابه خود را پديد مي‌آورد.[1]

 پس اگر کسي نگاهش به خدا اين باشد که خدا دعاي او را مستجاب مي‌کند اگر چه در يک لحظه هزار چيز را بخواهد، خداوند همانطور رفتار خواهد کرد و اگر انتظار کسي از خدا اين باشد که مثلاً خداوند رابطه عميق تري نسبت به فلان قديس، با او داشته باشد، پس همينطور خواهد شد و خداوند به انتظار او جواب مي‌دهد و اين فارغ از آنست که فرد کيست، چه مذهبي باشد چه نباشد. حالا اين احتمال پيش مي‌آيد که ممکن است نسلي از انسانها پديد بيايد که تجربۀ آنها از خدا و از هستي بسيار کاملتر و عميق‌تر و گسترده‌تر از حتي بعضي از بزرگان و بعضي از انبياء باشد. يا آيا ممکن است هر کسي که بخواهد معجزه گر شود چون به فرض، نگاهش به خدا همين است و او خداي خود را خدايي معجزه گر و پاسخ دهنده به دعاها مي‌بيند، اين اتفاق واقع شود؟ پاسخ من به اين سوالات و مشابه آنها بله بود.[2]

قانون نگاه خلاقه همۀ حدود را قراردادي فرض مي‌کند بنابراين همۀ حدود و مرزها را قابل عبور مي‌داند. نگاه خلاقه مي‌گويد انسان مي‌تواند هر طور که بخواهد خدا را تجربه کند. مي‌گويد هر کس خداي خود را دارد و با اين حال خدا يکي است. اين اصل بيان مي‌كند كه ما مي‌توانيم تعيين کنندۀ تجربۀ خود از خدا باشيم و تعيين کنيم خداوند چگونه در زندگي ما ظاهر شود. اما آيا شرع، چنين چيزهايي را مردود مي‌داند يا تائيد مي‌كند؟ شريعت داراي حدود و بلکه يک وجه اصلي آن همان حدود است و براي اكثر چيزها حد کاملاً معلومي را تعيين مي‌کند اما نگاه خلاقه مي‌گويد همه چيز مي‌تواند نامحدود باشد، هر تجربه اي، هر دريافتي، هر ارتباطي، هر دانش و هر قدرتي و بلکه همۀ زندگي. شريعت مي‌گويد ارتباط مستقيم با خدا به انبياء اختصاص دارد اما نگاه خلاقه مي‌گويد اگر کسي بتواند همان نگاه انبياء را به خدا داشته باشد، همان ارتباط را با خدا تجربه خواهد کرد و حتي اگر عمق و وسعت اين نگاه از بينش انبياء بيشتر باشد، پس ارتباط او با خدا از آنها هم عميق‌تر و خوبتر است. معناي اين انديشه آن است که ممکن است هنوز هم همچنان خداوند مانند گذشته با انسانها ارتباط بسيار مستقيم و نزديكي داشته باشد. و همانطور که با همۀ پيامبران خود در ارتباط بوده، با انسانهاي ديگر هم در ارتباط مستقيم باشد. اين به معناي امتداد پيامبري نيست،‌ نظر شخصي هم نيست. به اين معناست كه هر انساني مي تواند با خداوند، رابطه زنده و حقيقي و پاسخ ياب داشته باشد. حتي ممكن است رابطه او از رابطه بسياري از انبياء گذشته نيز با خداوند عميق تر و زنده تر باشد.[3]

نگاه خلاقه مي‌گويد خداوند مي‌تواند و بلکه کاملاً ممکن است همان کارهايي را که ظاهراً براي انبياء و بزرگان دين انجام داده است براي هر انسان ديگري که آنطور خدا را نگاه کند و مانند آنان دربارۀ خدا بينديشد تکرار کند اما شرع، آن عجزات را مختص آن بزرگان مي‌داند…

آن مي‌گويد ديگر کسي قادر نيست مانند آن بزرگان باشد اما نگاه خلاقه مي‌گويد هر چقدر بتواني ببيني، همان قدر هستي، هر چه ببيني، همان هست…

اين نظريه‌هاي بنيادي در همۀ ابعاد زندگي و در لحظه به لحظۀ آن حرفي براي گفتن و روشي براي زيستن دارند بنابراين ممكن است در نقاط متعددي اين نوع سوالات پيش بيايد، مثلاً دربارۀ انسان.

 دين تعريف مشخصي از انسان دارد اما تنوع توصيفي که نگاه خلاقه از ماهيت انسان و جهان ارائه مي‌دهد آنقدر زياد است که مي‌توان گفت به تعداد نگاههاي انسانها در طول تاريخ، مي‌توان تعريفي از ماهيت انسان ارائه داد. شريعت مي‌گويد فقط خداوند نامحدود است اما نگاه خلاقه مي‌گويد اگر نگاه انسان متوجه بي نهايت شود، اگر تعريف انسان از من کيستمِ خودش نامحدود باشد، انسان هم مي‌تواند نامحدود باشد، به خداوند بپيوندد و بر همۀ حدود غلبه کند…

يک ديدگاه ديني اين است که سرنوشت انسان مقدّر است و از قبل معلوم شده است ولي اصل نگاه خلاقه مي‌گويد سرنوشت انسان زاييدۀ بينش‌ها و نگاههاي اوست. محصول انديشه‌ها و کلام اوست. متأثر از اعمال و رفتار اوست. پس با تغييرات اين نگاه، خواست خدا هم تغيير مي‌كند. طبق اين اصل، تجربيات زندگي ما شبيه آب هستند كه در ظرفهاي مختلف ريخته مي‌شوند و به شكلهاي مختلف در مي‌آيند. اين ظرف، نگاه و بينش انسان است. واقعيتهاي زندگي ما را بينش‌ها و انديشه‌هاي ما شكل مي‌دهند. آنچه در بيرون تجربه مي‌كنيم انعكاسي است از آنچه در درون خود داريم.

زندگي انسان زاييده شعور اوست و آنچه در درون اوست، در بيرون او نيز هست. سرنوشت تصوير آگاهي و نگاههاي انسان است و سكان تغييرات زندگي انسان، تغيير آگاهي اوست. اين اصل مي‌گويد علت اصلي مسائل و رنج‌هاي انسان، ناآگاهي و نگاه اشتباه است. بنابراين مي‌گويد اگر مي‌خواهي وضعيت خودت يا كسي را تغيير بدهي، نگاهت را دگرگون كن. انديشه هايت را تغيير بده و بنابراين اعمال و رفتارت را عوض كن. اگر مي‌خواهي مسائلت را حل كني، آگاهي ات را اصلاح كن. هر چه مي‌خواهي بشوي، در نگاهت آن را درياب، آن گاه واقع مي‌شود. واقعيت همان است و همان مي‌شود كه تو مي‌بيني پس تو مي‌تواني با تغيير شعور و آگاهي ات همه چيز را تغيير دهي و مي‌تواني با نگاه و بينش دروني ات، واقعيت را و تجربه ات را از زندگي، دگرگون كني…

«تغيير زندگي به تغيير شعور است. درون خود را دگرگون كن تا در بيرون، دگرگوني واقع شود. پايين را تغيير بده پس حكم بالا تغيير خواهد كرد

در بعد اجتماعي تغییرات فرهنگی عمیق و گسترده را ضروری می دانستم. تا خودآگاهی یک ملت تغییر نکند، اوضاع آنها هم تغییری نمی کند پس هیچ تغییری پایدار و واقعی نیست مگر بر مبنای تغییر آگاهی و بینش های انسان باشد… اين فقط يکي از بنيانهاي فکريست و اينها فقط چند محصول آنند. حالا اگر همۀ آن نظريه‌هاي بنيادي مورد اشاره قرار گيرند و نتايج آنها بيان شوند بايد همچنان تا روزها و بعدها گفت.

اصل انعکاس شعور با اينکه ظاهراً مشابه نگاه خلاقه است اما با آن متفاوت است و گاهي مي‌تواند ظاهراً ناهماهنگي‌هايي ذهني را با اعتقادات سنتي پديد آورد. و اين اصل يکي از نظريه‌هاي الفبايي ديدگاههايم بوده است. ما مي‌گوييم ميزان قرآن است و در همه اين سالها هم بر اين قانون تاكيد كردم و در سخنراني‌ها هم يك مبناي اصلي كلام همين بود. ديروز و امروز، ميزان بودن قرآن و مبنا بودن آن، يكي از عميق ترين اصول زندگي ام بوده است. در دل نظريه بنيادي شعور گفته مي‌شود که ميزان همه چيز شعور است. نمي گويد قدر انسان به اندازۀ تقوي و خداترسي اوست بلکه قدر و اندازۀ هر انساني را متناسب با اندازۀ فهم و شعور او مي‌داند.[4] اما واقعيت اين است كه خود قرآن منبع شعور و آگاهي است و با تكيه بر همين انديشه مي‌توان پيوندي بين اين دو ديدگاه پديد آورد. زهد و تقوايي كه مورد نظر قرآن است، رياضت و انزوا و ارتجاع نيست بلكه اگر به مفهوم اصلي آن توجه شود، خود اين زهد و تقوا مرحله‌اي متعالي از شعور است. عبادت فقط ظواهر نيست بلكه مغز عبادت، علم و آگاهي است. دين واقعي هم براساس خرد و شعور است همانطور كه رسول خدا (ص) اسلام را بر اين اساس بيان مي‌فرمايد[5].

بنابراين اين دو ديدگاه، اگرچه ممكن است در ظاهر ناقض همديگر باشند اما درواقع يك حقيقت را بيان مي‌كنند. اصل انعكاس شعور مي‌گويد هر چه در درون انسان است در بيرون او هم هست پس اتفاقات زندگي ما، صرفاً ريشه در غيب ندارند بلکه قسمتها و تقديرات، از بُعدي انعکاس يافتۀ نوع و اندازۀ فهم و شعور ماست. مي‌گويد انساني بزرگتر است که شعور بزرگتري دارد نه عبادات (ظاهري) بيشتر. در حاليکه دين مي‌گويد خداوند جن و انس را نيافريد مگر براي پرستش خود اما مطمئناً و در نهايت و براي اهل خرد، اين دو مفهوم يكي است.[6]

شريعت، رعايت حدود الهي و اجراي احکام و دستورات ديني را ارزش مي‌شمارد و خوب يا بد بودن انسان را، جهنمي يا بهشتي بودن او را بر اين اساس تعيين مي‌کند اما نظريۀ شعور، همه چيز را وابسته به فهم مي‌داند. وابسته به نوع و اندازۀ درک انسان. مي‌گويد بهشت صرفاً نتيجۀ اجراي دقيق احکام ظاهري نيست بلکه در نتيجۀ ادراک بهشت است که بهشت حاصل مي‌شود و کسي به جهنم مي‌رود که شعوري جهنمي دارد.[7] مي‌گويد سرنوشت خوب يا بد انسان متأثر از شعور اوست. روزي انسان، روزي‌هاي مختلف انسان در همۀ زمينه ها، ناشي از شعور اوست…

البته بعضي از اين تضادهاي ظاهري، تضاد ميان بعضي از نظريه‌هاي بنيادي و دكترين‌هاي جهان شمول با مذهب، هنوز برايم حل نشده و فكر نمي‌كنم كه براي جهان هم حل شده باشد.‌ اي کاش روزي بيايد که علماء دين به اين تضادهايي که احتمالاً ظاهري هم هستند،‌ پايان دهند.

منبع: فيلم گزارش مستند از زندگي ايليا «ميم»
انتشار در کتاب آمین – جلد اول

www.ostad-iliya.org

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

واکنش به منتقدان و دشمنان,به روايت ال ياسين,ايليا «ميم» کمتر مواضع خود را بطور صريح درباره موضوعي بيان مي‌کند,کتاب تعاليم در يک نگاه ,به روايت ال ياسين,كتاب تعاليم حق ,سخنراني‌هاي ايليا «ميم» ,قسمتي از تعاليم عمومي و آشكار استاد پیمان فتاحی,جوهر اصلي تعاليم حق , مفهوم «تسليم الهي» , فرمايشات ايليا «ميم» ,ایلیا, اطلاعاتی در مورد پیمان فتاحی, اطلاعاتی در مورد ایلیا رام الله, پیمان فتاحی کیست, برچسب دروغین فرقه انحرافی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه انحرافی به استاد فتاح ,برچسب دروغین فرقه انحرافی به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه انحرافی به ایلیا رام الله ,برچسب دروغین رهبر فرقه ضاله به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین رهبر فرقه انحرافی به استاد فتاح ,برچسب دروغین رهبر فرقه به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین رهبر فرقه به ایلیا رام الله, «تسليم باشيد تا رستگار شويد,سليم خداوند باشيد تا از روح خداوند برخوردار شويد…,تمثيل‏هايي كه در كتاب تعاليم حق بيان شده است, فروردین, ایلیامیم, اعضا, منتسب, حزب الله, بازخوانی, ویرایش, ریاست جمهور, برترین, حرکت دهندگان, تفکر, مصاحبه, مذکور, پیاده سازی, بازنویسی, تعمیم,   سخنرانی, مسلمان, طفره, جریان هدایت الهی, لا اله الا الله, مذاهب, ادیان, کشور, مقاومت, شیعه علی, انجمن متفکران ومحققان


[1]انجام امري را امكان ناپذير انگاشتن، امكان ناپذير گردانيدن آن است.مثل فرانسوی

[2] هيچ خواسـتـه اى را زيـاد مشماريد؛ زيرا آنچه نزد خداستبيش از آن است كه مى پنداريد. امام باقر (ع)

[3]مشابه اين مضمون در احاديث مختلفي به چشم مي خورد از جمله در آنجا كه رسول خدا (ص) اشاره مي فرمايد برخي از دانايان امت من از انبياء‌ بني اسرائيل نيز برترند. يا اين اعتقاد اهل تشيع كه مقام امامان را از بسياري از انبياء پيشين بالاتر مي دانند. (و)

[4] «بسیارى از جن و انس رابراى جهنم بیافریدیم. ایشان را دلهایى است كه بدان نمى فهمند و چشمهایى است كهبدان نمى بینند و گوشهایى است كه بدان نمى شنوند. اینان همان چارپایانند حتّىگمراهتر از آنهایند. اینان همان غافلانند». قرآن کریم.

[5]با اين مضمون كه اسلام بر پايه دانش است.

[6]محققی که در جست و جوی خداست ایمانش صد برابر محکم تر از آن هایی است که به خدایی ندیده و نشناخته و تحقیق نکرده ایمان دارند . خدای آن ها خدا نیست اسباب سرگرمی است. موريس مترلینگ

[7]كسى كه از روى فهم و شناخت عبادت نكند ، مانند خرآسياست. پيامبر خدا (ص)

توهین به اساتید معنوی(اوشو، ایلیا رام الله، دالایی لاما،….) در سریال تخریبی آرماگدون – پخش از شبکه خبر جمهوری اسلامی

پیمان فتاحی,ایلیا رام الله,رامالله,پ.ف,ایلیا م رام الله, ا.م.رام الله,جمعیت الیاسین,الیاس رام اله ,سريال سياسي آرماگدون ,نبرد آخر زمان,پلورالیزم رسانه ای  ,پروژه ی اشباح ,راز آرماگدون,: , كيهان, جمهوري اسلامي, رسالت , تخریب BBC , پروژه ی اشباح, راز آرماگدون,  نظام  ایران ,اينترنت , وزارت دفاع آمريكا, پنتاگون ,بابيت و بهائيت , انگليس ,سرزمين موعود,درويشان سكولار,عرفان هاي غير رسمي , تصوف و دراويش ,عرفان هاي نوظهور, دالايي لاما, ساي بابا, كريشنا مورتي, اشو , عرفانهاي جعلي , جريانهاي فكري,جنبش هاي معنوي, اقليت هاي مذهبي , رسانه هاي آزاد , كتاب، فيلم، ميزگرد تلويزيوني , نمايشگاههاي عمومي , دكتر پريس كي نژاد

 
پیمان فتاحی,ایلیا رام الله,رامالله,پ.ف,ایلیا م رام الله, ا.م.رام الله,جمعیت الیاسین,الیاس رام اله ,اخباری پیرامون دستگیری و بازداشت ایلیا رام الله,دلایل بازداشت و دستگیری ایلیا رام الله,علت و علل بازداشت و دستگیری ایلیا رام الله,ایلیا رام الله زندانی شد,پیمان فتاحی زندانی شد,بازتاب و انعکاس دستگیری و بازداشت پیمان فتاحی,رام الله کیست,شرایط ایلیا رام الله,شرایط پیمان فتاحی,ایلیا رام الله دستگیر شد,ایلیا رام الله بازداشت شد,پیمان فتاحی مشهور به ایلیا رام الله,پیمان فتاحی معروف به ایلیا رام الله,پیمان فتاحی مشهور به ایلیا میم,پیمان فتاحی معروف به ایلیا میم,ایلیا میم بازداشت شد,ایلیا میم دستگیر شد,بازداشت پیمان فتاحی مشهور به ایلیا رام الله,بازداشت پیمان فتاحی معروف به ایلیا رام الله,بازداشت پیمان فتاحی مشهور به ایلیا میم,بازداشت پیمان فتاحی معروف به ایلیا میم,دستگیری پیمان فتاحی مشهور به ایلیا رام الله,دستگیری پیمان فتاحی معروف به ایلیا رام الله,دستگیری پیمان فتاحی مشهور به ایلیا

طرح های دفاعی و درس‌های‌مبارزه بی‌خشونت‌ – بیانیه شماره هفدهم منصورون

بيانيۀ مشترك منصورون، حافظان و حاميان ايليا ميم                                                 

(منصورون شماره هفدهم)

بدين وسيله از همۀ طيف هاي پيروان معلم بزرگ عصر ما ايليا «ميم» مي خواهيم كه به مناسبت سالگرد آغاز دومين دور زندان استاد، هيچ واكنشي نشان ندهند و برنامه ريزي و راهبرد واكنش ها را به دوستاني از طيف هاي حافظان (حافظان ايليا «ميم») منصورون و حاميان (حاميان ايليا «ميم») بسپارند. مطمئن باشيد اين خدمتگزاران وفادار، همانند گذشته و بويژه زمانهايي كه استاد عزيز ما در شكنجه گاه دايرۀ مذاهب بود، با حداكثر هوشمندي و دورانديشي، كاراترين، ماندگارترين و ريشه اي ترين ضربات همه جانبه و بنيادي را به دايرۀ مذاهب، رهبران پشت پرده و ايدئولوژي شيطاني و طالباني آن وارد خواهند كرد. بدون شك نبايد بصورت تحريكي يا مطابق شرطي شدگي ها واكنش نشان دهيم بلكه در واكنش دهي مي بايست اين مؤلفه ها را در نظر بگيريم

1-     رجوع به الگوها و فرمول هاي مبارزه با ظالمان اكثر ما بيش از 107 فرمول و الگوي مبارزه را در اختيار داريم

2-    آناليز روش هاي مجرب و موفق مبارزه در سراسر جهان و سراسر تاريخ بشر

3-     پيوند با امواج فراگير جهاني و قدرتهاي جهاني (قدرتهاي رسانه اي، شخصيتها و رهبران جهان، مراكز راهبردي و …

4-     حداكثر بهره گيري از سبكهاي تفكري و مبارزه اي مانند :

1-4 واكنش افشاگرانه (افشاي دروغ ها، تحريف ها، تاكتيك ها و ترفندها، جنايت هاي پنهان و …

2-4 واكنش مولد (توليد هر چه بيشتر آثار، انديشه ها، فيلم ها و كتب معلم مان)

3-4 واكنش هزينه سازي (بالا بردن هزينه از همۀ طرق ممكن)

4-4 واكنش تعامل رسانه اي (ارتباط و تعامل هر چند بيشتر با رسانه هاي جهاني و دسترسي به امكانات رسانه هاي جهاني براي زمانهاي ضروري و اضطراري)

5-4 واكنش شناسايي (شناسايي كامل و دقيق و همه جانبۀ رهبران و بزرگان دايرۀ مذاهب، شناسايي فرد و مرتبطين با او. تخلفات و انحرافات او) بايد توجه داشت كه حتي رئيس ادارۀ اديان يك مسئول درجه سوم و مدير مياني سيستم دايرۀ مذاهب محسوب مي شود.

6-4 واكنش مستند سازي شهادت ها (هر سند، شهادت و اظهار حقي را بجاي بيان آن، به فيلم هاي مستند مبدل مي كنيم تا در زمان بحران پخش و جهاني شوند)

7-4 واكنش شكايت جهاني (شكايت به رهبران و مراكز جهاني بجاي مراكز داخلي؛ بعد از نااميدي از مراكز داخلي طي سالهاي گذشته)

8-4 واكنش تصويري (بجاي نيزه و سنگ بايد بطور گسترده از تصويرسازي، داستان، فيلم سازي و كليپ سازي استفاده كنيم)

9-4 واكنش جذر مسئول (بجاي تمركز بر عاملين و مجريان بايد بر رهبران پشت پرده و بزرگان ناپيداي دايرۀ مذاهب متمركز بود و مسئولين پشت پرده را شناسايي كرد و جذر گرفت)

10-4 واكنش آينه اي: اِعمال قانون مقابله به مثل كه اصلي الاهي و مقدس است… اما واكنش آينه اي و انعكاسي مي بايست بسيار هوشمندانه باشد. مثلاً اگر قرار است تخريب را با تخريب جواب دهيم مي بايست در مقابل تخريب و توهين به استاد، تخريب رهبران و بزرگان پشت پرده دايرۀ مذاهب را به اجرا در بياوريم و ضمناً‌ تلاش كنيم كه اين كار را در پيوند با روندها و فعاليتهاي جهاني و رسانه اي بين المللي پيش ببريم … بايد هميشه بر مركزيت دشمن و بر سر حريف متمركز باشيم و فريب دست ها و پاها و ابزار ديگر را نخوريم.

دشمن اصلي ما، دايرۀ مذاهب

دوستان ما در ال ياسين سالها به حكومت اسلامي مراجعه كردند تا بلكه حكومت و حاكم اسلامي به ظلم ها، تحريف ها و دروغ هايي كه دايرۀ مذاهب، با اسم ها و در قالب هاي مختلف، در ارتباط با استاد ما و معلم بزرگ عصر ما ايليا «ميم» رام الله و همچنين در ارتباط با پيروان استاد روا مي دارد، پايان دهد؛ اما وضع بسيار شديدتر و حادتر از گذشته شد. بعد از مراجعات مكرر به رهبري نظام و نمايندگان ايشان بود كه فشارها بارها و بارها بيشتر از گذشته شد. بعد از اين مكاتبات و مراجعات بود كه معلم ما دستگير شد و يك سال در انفرادي و تحت شكنجه هاي مختلف دايرۀ مذاهب قرار گرفت. شاگردان استاد دستگير شدند، برادر ايشان و همسرشان (دو بار) دستگير شدند و به انفرادي رفتند، برادر ديگرشان بر اثر مسموميت به شهادت رسيد، برنامه هاي راديو و تلويزيوني با محوريت تخريب معلم بزرگ ما آغاز شد، روزنامه هاي جمهوري اسلامي، كيهان، رسالت، جام جم و ساير رسانه هاي زير نظر رهبري بر ضد استاد الياس نوشتند و … بعد از مشاهده و تجزيه و تحليل اين رفتارها و بعد از تصريحات نمايندگان دايرۀ مذاهب، ما به اين نتيجه رسيديم كه نظام و حكومت داراي تنفري فزاينده از ما (پيروان استاد) و معلم ماست و به هر حال با ما سر دشمني و ضديت دارد با آنكه ما هرگز بر ضد او نبوده ايم و لااقل، كاري به كار او نداشته ايم. اما عليرغم اين دريافت، هنوز هم دشمن اصلي خود را دايرۀ مذاهب و ايدئولوژي شيطاني و طالباني آن مي دانيم و صرفاً بر آن متمركزيم نه نهادهاي حكومتي مانند صداوسيما، كيهان، جمهوري اسلامي، حوزۀ علميۀ قم، سازمان تبليغات اسلامي، اطلاعات و سپاه پاسداران كه در رأس همۀ آنها بيت رهبري قرار دارد.

ما مسلمان و شيعۀ دوازده امامي هستيم و ميزان ما قرآن بوده و قرآن است، بر ضد فرقه گرايي و فرقه انديشي و مخالف خشونت هستيم. نه بدعت گذاريم و نه در برابر بدعت ها سكوت مي كنيم. امام را دوست داشته ايم و از نفاق و منافق متنفر بوده و هستيم…

 

سر در برابر سر

اما با تمام روح و جانمان به معلم و سرورمان كه خدا و زندگي را در او يافته ايم، تفكر و تحقيق را از او آموخته ايم و حكمت و دانايي را از او به ارث برده ايم، وفاداريم و وفاداريم و وفاداريم. آزار او را آزار روح خود مي دانيم و تا نابودي و محو ريشه اي و همه جانبۀ دشمنان او و ايدئولوژي و اعتبار دشمنان او در جهان، با تمام وجود تلاش خواهيم كرد. هر ضربه به روح خود را با هزاران ضربه به روح و ريشۀ دشمن پاسخ خواهيم داد. همانطور كه تا امروز نشان داده ايم در مقابل توهين به استاد، همۀ رهبران و بزرگان پشت پردۀ دايرۀ مذاهب را از طريق رسانه هاي جهاني بي اعتبار و رسوا مي كنيم و چهرۀ دروغين آنها را با قلم تحليل هاي كوبنده و كليپ هاي ويدئويي براي همۀ جهان افشا خواهيم كرد…

همۀ طيف هاي پيروان معلم بزرگ ما مطمئن باشند كه اين خدمتگزاران وفادار، كوچكترين تخريب ها و توهين ها را با حمايت و ياري همۀ دوستداران و ياران استاد، با بزرگترين طرح هاي راهبردي دراز مدت و ريشه اي پاسخ خواهند داد.

اما اكنون، به مناسبت سالگرد آغاز دومين دوره زندان و شكنجۀ معلم بزرگ عصر استاد الياس رام الله (پيمان فتاحي) فاز سوم واكنش همه جانبه دفاع و حمايت از استاد بزرگ ما الياس رام الله را طي 72 طرح راهبردي راه اندازي و فعال مي كنيم. لازم به ذكر است برنامۀ ما و ساير طيف هاي حافظ و حامي معلم بزرگ عصر ما ايليا «ميم» شامل 720 طرح راهبردي و برنامۀ كليدي است كه در ده فاز اجرا مي شود. تا امروز (و طي دو سال گذشته) دو فاز اين برنامه به مرحلۀ اجرا درآمده و از امروز اجراي سومين فاز آن آغاز مي شود. ما 720 طرح راهبردي و برنامۀ كليدي را به مناسبت يك سال زندان انفرادي و شكنجۀ معلم مان، مبناي كار قرار داديم. تقريباً به ازاء هر روز زندان دو طرح راهبردي و ريشه اي كه هر طرحي خود شامل برنامه هاي فرعي متعدد مي شود… در داخل كشور، تنها طرح هايي قابل اجر مي باشد كه جرمي واقعي (و نه واهي) را براي شما عزيزان و همۀ ديگر دوستداران و ياران استاد، باعث نشود. لطفاً برنامه هاي اجرايي را از جدول واكنشي، بويژه با اين مؤلفه انتخاب كنيد. برخی از اجزاء فاز دوم واکنش عبارتند از:

  1. پخش گسترده و جهاني سيزده فيلم در ارتباط با معلم بزرگ عصر ما (ايليا «ميم») (در اينترنت، شبكه هاي ماهواره اي!، ارسال به داخل كشور و پخش از طريق cd و بلوتوث …)

  2. انتشار مجدد سه ميليون نسخه از كتاب تعاليم حق (جلد يكم) و كتاب آمين(جلد يكم) بصورت الكترونيك و ارسال از طريق ايميل (دو كتاب از 43 اثر استاد) و انتشار 100 هزار جلد نسخه چاپي در كشورهاي معلوم شده و ايران.

  3. پخش مجدد اينترنتي يك ميليون نسخه از فيلم هاي طور سينين و تحريفات دايره مذاهب

  4. پخش گستردۀ 5 كتاب ضد سراب (تحليل دروغ ها و تحريفات دايرۀ مذاهب وارائۀ فرمول هاي تحليل …)

  5. پخش مجدد و گسترده فيلم ضد سراب

  6. پخش گسترده و مجدد افشاگري هاي مهندس محسن نمكيان(دبير كل سابق حركت حزب الله) در حمايت از حقانيت استاد و در محكوميت دروغ ها و تحريف هاي دايره مذاهب

  7. انتشار و پخش گسترده و جهاني كتاب روشنگري ها (تخريب ها، تحليل ها و افشاگري ها) جلد اول و دوم

  8. پخش گسترده و مجدد فيلم هاي مربوط به چك سفيد به نظام و حكومت اسلامي و مساله روشهاي مونتاژ  و تحريف فيلم و گمراه سازي افكار عمومي توسط باندهاي امنيتي (در گفتگو با نمايندگان حركت در آمريكا، انگلستان و كانادا

  9. انتشار سه اثر ديگر از 43 اثر استثنايي و كم نظير معلم بزرگ عصر ما

10. انتشار مجدد وگسترده كتاب ضدتحريف و ضد مونتاژ (روشهاي مونتاژ و تحريف و روشهاي ضد مونتاژ) بويژه در خبر سازي و فيلم سازي (بخصوص رساندن اين كتاب به فعالان حقوق بشر و فعالان سياسي)

11. انتشار تدريجي كتاب دكترين ها و تئوريهاي فراگير و نظريه هاي بنيادي معلم بزرگ تفكر، ايليا «ميم» (5 ميليون نسخۀ الكترونيك و 40 هزار نسخۀ چاپي)

12. ايجاد موج جديد شناسايي دايره مذاهب (بويژه رهبران و بزرگان پشت پردۀ آن) و افشاگري درباره دروغ ها و جنايتها و خباثت هاي اراذل و اوباش دايره مذاهب در داخل كشور

13. تعامل گسترده با VOA و  BBC و انتشار كتاب تشويق عمومي و راهكارهاي تعامل گسترده با اين دو شبكه خبري (تشويق دوستان داخل كشور از طريق ايميل و كليپ هاي ويدئويي)

14. شروع تدوين فيلم هايي از رهبران پنهان و بزرگان دايرۀ مذاهب

15. انتشار گسترده و مجدد كتاب روشهاي ضد تجسس (ضد شنود، ضد دوربين، ضد تعقيب، ضد بازيافت كامپيوتر و حافظه، ضد تكنيكهاي امنيتي، ضدبازجويي، ضدعمليات، ضد فيلم و … و ضد پارازيتهاي ماهواره.)

16. تشويق گسترده و مجدد مردم براي ارتباط با رهبران موج سبز در خارج از كشور (از طريق ساخت كليپ و انتشار كتاب) و از جمله ارتباط با آقايان دكتر سروش، سازگارا، گنجي، مهاجراني، نوري زاده و مخملباف

17. آموزش كاربردي و فوري فيلم سازي و مستند سازي با استفاده از موبايل و دوربين هاي آماتور (از طريق فيلم و ايميل)

18. تشويق و راهبرد عملي و فني خانواده هاي زندانيان و قربانيان عقيدتي براي طرح شكايت از رهبران و بزرگان دايرۀ مذاهب در دادگاههاي بين المللي

19. انتشار كتاب چگونگي نامه نويسي (نامه سرگشاده به رهبران حكومت و انعكاس جهاني آن) همچنين اجراي طرح گسترده  تشويقي براي خودانگيخته سازي عمومي در اين راستا

20. آموزش چگونگي برقراري ارتباط موثر با رهبران جهان و رهبران كشورهاي اسلامي و جهان اسلام (به عموم علاقمندان)

21. آموزش گسترده تقيه و پيروي خاموش به اقليتهاي مذهبي و عموم مردم و بويژه پيروان استاد

22. فعال سازي مجدد 4000 وبلاگ جديد و 400 فيس بوك با هدف متمركزِ نابودي رواني  اشرار امنيتي دايره مذاهب (و رهبران و بزرگان آن) و دفاع غيرمستقيم از حقانيت استاد و تعاليم ايشان و يا اتصال اين وبلاگ ها و فيس بوك ها به شبكه اينترنتي موج سبز

 

توصيه هايي به پيروان و دوستداران معلم بزرگ عصر ما ايليا «ميم» رام الله كه در داخل كشور زندگي مي كنند:

1-     قانون مجازات اسلامي را با آنكه بخش هايي از آن ضد اسلامي و ضدقرآني است مطالعه كنيد و به هيچ شكل بهانه به دست ظالمان و منافقان ندهيد.

2-     اصل كليدي تقيه و پيروي خاموش را به ياد داشته باشيد بويژه در برخورد با مراكز قضايي و امنيتي

3-     مطمئن باشيد كه ما هم شرايط فردي و شخصي استادمان را در نظر داريم و مي دانيم اگر واكنش ها را شديدتر كنيم تهاجم به استاد شديدتر مي شود اما يقين بدانيد كه بركات و آثار فراواني كه در اين كار وجود دارد، پاسخ مناسبي به ابهام مربوطه است.

4-     از ياران خود در طيف هاي منصورون، حافظان و حاميان مي خواهيم كه عملاً  شناسايي خود را براي دايرۀ مذاهب غيرممكن كنيد يا فعاليت هاي خاص و اختصاصي را متوقف كنيد.

5-     استراتژي موازي سازي حركت و تكثير خوشه ها و كانون هاي مستقل حركتي را هر چه بيشتر بكار ببنديد.

6-     برنامه و راهبردهاي ما را كه حاصل صدها ساعت تفكر كارگاهي (اتاق فكر) و مشورت با نخبگان امر است مبناي برنامه ريزي ها و عملكرد بعدي قرار دهيد.

7-     قاعدۀ تكرار را فراموش نكنيد. هر مجموعه واكنش مي بايست ماه به ماه و فصل به فصل بصورت تصاعدي و موثر تكرار شود.

  25/10/88

پانزدهم ژانويه 2010

نمايندگي منصورون در آمريكا