انسان بالقوه موجودی کامل است

سیستم انسان گونه

 

انسان بالقوه موجودی كامل است بنابراین یك سیستم و ساختار الهی باید مانند یك انسان باشد. روح و جان داشته باشد، ذهن و قلب، دست و پا و چشم و گوش، حافظه و خلاقیت و … بالاخره روند رشد و تكامل را دارا باشد.

هر كدام از شما باید جزئی از این طرح هدایتی انسانگونه باشید. هر كس به تناسب عشق و قابلیتش، برخی اجزاء اساس و كلیدی، برخی بزرگ و كوچكند. تار و پود (سلول های) این طرح هدایت انسان گونه، باید عشق و حضور الهی باشد. هر كسیمی بایست وظیفة خود را به عهده بگیرد و در اتصال این حركت جهانی به خداوند، نقشی اساسی داشته باشد. این راه درست و اصولی خدمت به خداوند و انجام وظایف است….

برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی – جلد اول

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی- تعالیم حق – جلد اول

ensan

پروردگار تبارک و تعالی در هر لحظه با مخلوقات خود سخن می‌گوید

خدا نمرده

KHODA NAMORDEH

چرا خدا را مرده پنداشته‌اید؟ چرا گمان می‌برید که خداوند نباید و نمی‌تواند با مخلوق و بندة خود ارتباطی داشته باشد؟ مگر خالق متعال عاشق مخلوق خود نیست؟ این چگونه عشقی است که بگوییم بین عاشق و معشوق هیچ رابطه‌ای وجود ندارد؟ مگر اساسی ترین و مهم ترین نیاز انسان، ارتباط با آفریدگار خود نیست پس اگر فکرکنیم که او به این نیاز مهم تر از آب و غذای بندة خود بی اعتناست چگونه می‌توان تصور کرد که خداوند بخشنده و مهربان است؟ اصلا چرا نباید خداوند با مخلوق خود رابطه‌ای  داشته باشد؟ چرا نباید مخلوق خود را هر لحظه هدایت کند، چرا نباید با بندة خود سخن بگوید؟ چرا گمان برده‌اید که خداوند تنها با گروه بسیار بسیار اندکی از بندگان خود سخن گفته؟ آیا نعوذ بالله او تبعیضی میان بندگان خود قائل است؟ چرا فکر می‌کنیم که پروردگار متعال زمانی سخن گفته و زمانی دیگر ساکت شده است و اکنون نیز در سکوت به سر می‌برد؟… خداوند زنده و حاضر را بپرستید. زنده، سخن می‌گوید، محبت می‌کند، فعال است، زندگی می‌بخشد، تغییر می‌دهد و دگرگون می‌کند. زنده، می‌بیند، می‌شنود، می‌خواهد و اراده می‌کند، آیا خالق و معبود شما زنده است؟… پروردگار تبارک و تعالی در هر لحظه با مخلوقات خود سخن می‌گوید و از این طریق آنان را پاک و هدایت می‌کند، قدرت و زندگی می‌بخشد و محبت و نوازش می‌کند… خداوند با (به ظاهر) پست ترین و برترین مخلوقات خویش یکسان سخن می‌گوید… شنیدن این کلام سرچشمة شور و شادی و لذت و آرامش است. این کلام نیرو دهنده و رهاننده است… در وحی بسته شده اما آیا در الهامات الهی نیز بسته شده است؟!… آنان که خداوند را چنین زشت و خشن برای انسان‌ها به تصویر کشیده‌اند از عشق، تهی گشته‌اند، و آن که از عشق خالی باشد، هستی را نمی‌بیند و آنچه می‌بیند گمان‌ها و توهمات خودش است… اگر چیزی نمی‌شنوید و نمی‌بینید نا اینکه نیست و یا نباید باشد. بلکه این شمایید که نمی‌بینید ونمی شنوید. این نقص شماست نه خداوند… در زندگی به کجا گوش سپرده‌اید، متوجه که هستید، در اشتیاق چه به سر می‌برید، به کجا خیره شده‌اید، همان صدا را می‌شنوید و همان را می‌بینید که به سویش متوجه و مدام در حرکتید.

برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی (جلد اول)

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول)

اژدهاي هزار سر

EZHDEHAYE 1000 SAR

اژدهاي هزار سر

منیت پلید، دارای ابعاد مختلفی است. مانند اژدهایی که هزار سر دارد. از هر طرف به آن حمله کنی، از جوانب دیگری تو را در بر می‌گیرد. بازی‌های بسیاری و مکرهای مخوف و پیچیده‌ای دارد. منیت تاریک و پلید، از روح شیطانی که مکارترین و    فریبنده ترین موجودات عالم است، تعلیم می‌گیرد. و در راستای القائات آن عمل می‌کند. بنابراین به این سادگی‌ها و با این روش‌های معمول از میان نمی‌رود. نفس شیطانی گاه تا اعماق ذهن انسان ریشه دوانده است. بنابراین حتی اگر هم ظاهراً فردی موفق به‌زدودن آن در سطح ظاهری شود،  نباید از فعالیت فاسد کنندة آن در درون غفلت کند.  چطور می‌توان این اژدهای هزار سر را نابود کرد تا آن مرغ الهی، آشکار و متجلی گردد. آیا صرفاً با سعی‌وتلاش شخصی می‌توان به از میان برداشتن‌اش پرداخت؟ خیر، این امکانپذیر نیست. منیت شیطانی به قدری قدرتمند، مکار، خطرناک، مخوف و پیچیده است که در طول زندگی می‌تواند انسان تنها را بارها و بارها مجروح کرده و به دام اندازد و هلاک کند. اما خود آسیبی نبیند.    ریاضت، عبادت، سعی و تلاش و تمرین همة این‌ها بدون وجود عشق الهی و حضور خداوند بی فایده و حتی خطرناک است. برای نابودی منیت شیطانی این عصارة مکر و فریب و این معجون دروغ و نیرنگ، یگانه راه، پیروی از جریان هدایت الهی و تسلیم در برابر روح خداست. قدرت و شعور بی کران و عظمت الهی روح خداست که قادر به از میان برداشتن این اژدهای هزار سر است. تغذیه از جریان حقیقت و از نور خداوند برای منیت پلید شیطانی مانند سم و زهر است. بدون شک آن را از پا در می‌آورد.

برگرفته از کتاب تعالیم حق – جلد اول

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول)

الاهيسم و يوگائيل-به روایت شاگردان استاد الیاس

الاهيسم و يوگائيل

به روايت يكي از شاگردان

 يكي از مطالبي كه توسط دشمنان در بارۀ ايليا مطرح مي‌شد اين بود كه ايليا مثل معلمان معنوي شرق، همان انديشه‌هاي هندوئيسم، بوديسم، تانترا و يوگا را تعليم مي‌دهد. اين اتهام در حالي مطرح مي‌شد كه ايليا در طول صدها جلسۀ سخنراني و آموزشي، هرگز جز در حد چند اشارۀ بسيار گذرا، در بارۀ هندوئيسم و يوگا حرفي نزده بود.

در اين شايعه ايليا فردي مشابه ساي بابا و بلكه ساي باباي سوم يا كريشنامورتي يا راجنيش يا دالايي لاما شمرده مي‌شد و همين فكر در قالبهاي مختلفي از جانب دشمنان عرضه مي‌شد. نيت آنها از بيان چنين مسائلي بوجود آوردن فضايي براي برخورد قضايي و قانوني با ايليا بود. در ايران و بخصوص در سيستم قضايي ايران تصور بسيار بدي از ساي بابا، دالايي لاما، راجنيش، لوتر، كريشنامورتي و متفكران مشابه وجود دارد. همۀ اين افراد بدعت گذار و كافر محسوب مي‌شوند. حتي بعضي از آنها چون به بيت المقدس سفر كرده‌اند و در برابر ديوار ندبه به دعا پرداخته اند، صهيونيست محسوب مي‌شوند، بنابراين اگر بتوان كسي را در اين قالبها براي سيستم قضايي معرفي و اثبات كرد، همين موضوع براي محكوميت او يا ايجاد صدها خطر از جانب افراد خودسر كفايت مي‌كند. دربارۀ كافر و ملحد نبودن اين معلمان بزرگ كه رهبران معنوي اين عصر محسوب مي‌شوند حرفي ندارم زيرا اين موضوع در جهان امروز يك واقعيت بديهي و مسلم است اما مي‌خواهم به واقعيتي كه در پشت اين مطلب، تحريف شده كه «ايليا فرهنگ شرقي را تبليغ مي‌كند»، بپردازم.

ما مي‌دانيم كه ميليونها نفر در سراسر جهان هستند كه يوگا انجام مي‌دهند و مشغوليت بسياري از اين افراد به يوگا و فرهنگ يوگايي به حدي است كه عملاً يوگا جايگزين دين و مذهب آنها شده است. اين افراد ممكن است مسيحي، بودايي، مسلمان يا يهودي باشند اما وابستگي عيني و ذهني آنها به يوگا و فرهنگ يوگايي و هندويي تا اندازه‌اي است كه جايي را براي دين و مذهبشان باقي نمي‌گذارد. اين قشر عظيم كه در همۀ دنيا وجود دارند با زبان يوگا آشنايي دارند و اعتقادات معنوي خود را به همين طريق دنبال مي‌كنند. ايليا در ارتباط با اين قشر از يكي از روايت‌هاي خاص الاهيسم استفاده مي‌كرد. اين روايت يوگائيل نام دارد.

يوگائيل چيزي نبود كه ايليا آن را ابداع كند بلكه يكي از شاخه‌هاي الاهيسم محسوب مي‌شد كه ايليا آن را روايت مي‌كرد. مانند ديگر شاخه‌هاي الاهيسم معلوم نيست كه يوگائيل ابتدا توسط چه كسي بيان شده است اما اين تعليم ابتدا توسط استاد معظم روح الله در هندوستان بيان گرديد و سپس توسط ايليا «ميم» تفسير و تبيين شد.

يوگائيل تلاش دارد كه به آموزه‌ها و تمرينات يوگا جهتي الهي ببخشد و سعي مي‌كند يگانه پرستي و توحيد را در مركز فرهنگ يوگايي بازيابي كند. يوگا در حالت امروز خود عبارت است از معنويت منهاي توحيد و معنويت منهاي لااله الا هو (به معنايي كه در اديان ابراهيمي وجود دارد) اما يوگائيل به معناي يوگاي بعلاوۀ خداپرستي است، يوگا بعلاوۀ لااله الاهو، يوگا بعلاوۀ خداگرايي. همچنين در يوگائيل (كه روايتي شرقي از الاهيسم است) برخلاف آموزه‌هاي يوگا كه بر تمرينات ظاهري يوگا تأكيد مي‌شود، بر ريشه‌ها و بنيادهاي يوگا، بر روح يوگا و جوهر آن توجه و تأكيد مي‌شود. بنابراين از همان سالها الاهيسم (خداگرايي) براي اهل يوگا و كساني كه اشتغال ذهني و معنوي زيادي به آموزه‌هاي يوگايي و هندويي داشتند از طريق روايت يوگائيل بيان شد.

به گمانم ايليا علاقۀ زيادي به معلمين معنوي عصر جديد داشت و آنها را افراد بزرگي مي‌دانست اما اين علاقۀ خاص به معناي تأييد كامل روش‌هاي آنها نبود. از معلمين عصر حاضر او به راما كريشنا، ساي بابا، دالايي لاما، راجنيش، پرابهوپادا، پال توئيچل و بقيه علاقه داشت اما يكي از مسائلي كه دربارۀ آنها مطرح مي‌كرد فقدان وضوح خداگرايي و نامعلوم بودن پيام توحيد (لااله الا هو) و بعضي از ابعاد كلام خدا در آموزه هاي بعضي از آنها بود. او دالايي لاما را به دليل تأكيد او بر پيام صلح، راما كريشنا را به دليل پيامي كه از عشق الهي و گذر از قالبها در جهان اشاعه داده بود، راجنيش را به دليل پويايي تفكر، پرابهوپادا را به دليل تبليغ وسيعي كه در بارۀ خدمت عابدانه داشت (…) مي‌ستود… [1]

ايليا براي جهت دهي به تعليمات معنوي عصر حاضر، براي جهت دهي به انواع جريانات معنوي، علاوه بر تعمق و تفهيم الاهيسم و تمركز بر اصل خداگرايي و تسليم الهي، از شيوۀ پيوند تمدني استفاده كرد. الاهيسم براي مشتاقان تعليمات يوگا به صورت يوگائيل معرفي و تبيين مي‌شد. اين به معني پيوند طريقۀ يوگا با پيام لااله الا الله بود. ايل كه ريشۀ لغت الله و الهي است در فرهنگ معنوي به معناي خداست و يوگائيل معناي يوگاي الهي را مي‌دهد…

«بدون تغيير چيزها و صرفاً با تغيير جهت آن ها ، نتايج آن ها عوض مي شود.»

در يوگائيل عميق ترين و ناب ترين تعليمات يوگا و هندوئيسم مورد توجه قرار مي‌گيرد با اين تفاوت كه همۀ اين تعليمات قطبي شده اند. همۀ آنها بر اساس نام خداوند و در نام خداوند است و يگانه پرستي و پرستش خداوند زنده در تك تك آن آموزه‌ها وجود دارد. ايليا معتقد بود كه يوگائيل را مي‌بايست صرفاً در ارتباط با كساني كه ما به آنها مي‌گفتيم يوگازده مطرح كرد. دوره‌هاي يوگائيل تا جايي كه مي‌دانيم هرگز بطور رسمي در ايران برگزار نشد. مناسب ترين محيط بياني تعليمات يوگائيل كشورهايي بود كه يوگا و آموزه‌هاي هندوئيسم در آنها غوغا مي‌كرد. كشورهاي اروپايي يا كشورهايي مانند آمريكا، كانادا و خود هندوستان.

يوگا به شكل معمول آن، ظاهراً و براي اكثر تمرين كنندگان و افراد غيرمتبحر، امري غيرمذهبي و لائيك محسوب مي‌شد اما يوگائيل بر اين انديشه تأكيد داشت كه روح آموزه‌هاي يوگا همان يگانگي خداوند و اتصال به خداست. چند بار كه در اين باره صحبت شد، بعضي‌ها به اين باور رسيدند که عنوان تعليمات ايليا يوگائيل است اما يوگائيل در واقع تبييني از الاهيسم در بُعد يوگا (كه تقريباً همۀ دنيا را فرا گرفته بود) محسوب مي‌شد.

من يادم نمي‌آيد كه در سخنراني‌ها و جلسات رسمي كه ايليا در اينجا داشت صحبت قابل توجهي را در بارۀ يوگا و هندوئيسم داشته باشد اما تعليمات يوگائيل در مواجهه با قشري كه گفتم بارها بيان شد.

مرسوم ترين و شناخته شده ترين وجه فرهنگ هندويي و يوگايي كه در همۀ دنيا وجود دارد قائل به چندخدايي است. گاهي تعداد اين خدايان به قدري زياد مي‌شود كه از بركردن نام و مشخصات همۀ آنها جزئي از مهارتهاي معلمين هندو محسوب مي‌شود. خداوند باران، خداوند آتش، خداوند ويراني، خداوند سازندگي، خداوند عشق، خداوند دانش و دهها خداي ديگر از جملۀ اين خدايان محسوب مي‌شوند. در بهترين حالت، ما با سه خدا مواجه هستيم كه عبارتند از ويشنو، شيوا و برهما. تمرينات مختلف يوگا مسيرهاي مختلفي را طي مي‌كنند و مسير هر كدام از اين تمرينات به يكي از اين خدايان ختم مي‌شود مثلاً تمريناتي هست كه به خداوند دانش (ساراسواتي) ختم مي‌شود يا تمريناتي كه در ارتباط با الهۀ مادر (كالي) است. تفاوت عمدۀ يوگائيل با يوگا در همين است. يوگائيل همۀ يوگيست‌ها و هندوها را به كنار گذاشتن اين تعدد خدايان و خدايان متعدد دعوت مي‌كند و با حفظ همان آموزه‌هاي مبنايي يوگا و هندوئيسم آنها را به پرستش خداوند يگانه و زنده رهنمون مي‌شود.

«حقيقت يگانه اصل ثابت است و اين اصل در هر زمان و مكان به تناسب شرايط آشكار مي شود.»

«يوگا راهيست براي يگانگي. و يگانگي خورشيد و ماه[2] تعبيري است از يگانگي روح و تن و اتصال روح به خداوند. يوگيست‌هاي اصيل، انسان‌هايي يكتا پرست بوده‌اند و فقط خداوند زنده و واحد را مي‌پرستيدند. از اين رو به آنان يوگي گفته مي‌شد. آن‌ها تسليم خداوند بودند و در زير يوغ خدمتگزاري قرار داشتند. به واقع، همة كساني كه بر اساس اصل «يكي» زيسته اند، زندگي يوگايي داشته‌اند و يوگي بوده اند. و البته بسياري از اين يوگيست ها، مربوط به خارج از هند و هيماليا بوده اند. به اين معنا، اكثر بزرگان باطني كه در زمين زيسته‌اند يوگيست بوده اند. بيشتر انبياء و كساني كه با جديت تمام در جستجوي خداوند بوده اند. همة كساني كه با وفاداري و عاشقانه از خداوند پيروي كرده اند، به يوگاي واقعي اشتغال داشته‌اند و يوگيست بوده اند. يوگائيل يك اسم است. اين اسم كه ريشه اش در زبان مادر است، بيش از هر جاي ديگر در هند استعمال شده اما اين به آن معنا نيست كه همة يوگيست‌ها هندي بوده اند. بعد ها، راه يگانگي با همين نام مشهور مي‌شود زيرا اكثر مبلغان آن در عصر جديد، زادة شرق بوده اند. اما اين به معناي يك انحصار نيست. اگر در يك كشوري براي احوال پرسي سلام رسم است، اين دليل نمي‌شود كه سلام كردن يا حتي كلمة سلام خاص مردم آن كشور باشد. غالباً اين طور بود كه پيروان يوگيست‌هاي كهن سعي مي‌كردند با تقليد از حركات مرشد خود و دقت در روش زندگي آنان، روشي را ابداع كنند كه اساتيدشان از طريق آن به نتيجه رسيده بودند؛ از اين رو روش‌هاي مختلف يوگا پديد آمد. اما تعجب است كه با وجود اين همه روش‌هاي مختلف ظاهري يوگا، قرن هاست كه به ندرت يك يوگيست حقيقي در زمين ظاهر شده و اكثر كساني كه چنين تابلويي دارند فقط تابلوي آن را دارند و دكان يوگا باز كرده‌اند و البته چيزي از يوگاي حقيقي، يوگايي كه به يگانگي منجر مي‌شود و نشانه‌هاي يگانگي با روح جهان را آشكار مي‌سازد، در خود ندارند. واقعيت روش‌هاي مختلف و قارچي يوگا اين است كه اينها اساساً يوگا نيستند، اينها يوگاهاي مجازي و بدلي اند. فيلم يوگا هستند نه يوگاي مستند و زنده. لكن اين به معناي فريب كار بودن معلمان و پيروان يوگا نيست. بيشتر آن‌ها دروغ گو و فريب كار نيستند بلكه انسان‌هايي ساده‌اند كه واقعاً خدا را دوست دارند اما خود را گرفتار اوهامي كرده‌اند كه اگر جنسش ظاهراً مادي و اين دنيايي نيست، ولي چه بسا پيامدهاي مشابهي را داشته باشد. يوگاهاي غير اصيل، ممكن است بتوانند تأثيرات مثبتي را در سطح جسم و روان انسان پديد بياورند ولي من در اين جهان هنوز يكي از مدعيان يوگا را نديده ام كه از طريق روش‌هاي مجازي به نور و روح الهي رسيده باشد يا نشانه‌هاي چنين دريافتي را داشته باشد. و آن‌ها را كه ديده ام، با آنكه به معناي واقعي يوگيست بوده‌اند اما بدون آن كه به عنوان يوگيست شناخته شوند، در راه يگانگي قدم مي‌زدند. بعضي از آن‌ها چيزي از يوگاي هندي و از آن همه جزئيات عجيب و غريب نمي‌دانستند. وقتي كسي با تمام وجودش در حال انجام كاريست، وقتي كسي با تمام توجه اش در چيزي غوطه ور است، وقتي انسان واقعاً عاشق كسي يا چيزي مي‌شود، در همة اين حالات او يك يكتا پرست واقعي است. يك يوگي اصيل است. او ممكن است هر كسي باشد يا هر شغلي داشته باشد. مي‌تواند يك باغبان يا نقاش باشد يا كارگر ساده. هر كاري با عشق و توجه انجام شود، يك حركت يوگايي واقعي است.

هر انساني كه خود خودش باشد يك يوگيست واقعي است. و هر كسي كه زندگي اش را بر اصل يكي، بر حقيقت يكتا استوار سازد او يوگيست حقيقي است…[3]

يوگائيل به معناي يوگاي الهيست. يوگايي كه مستقيماً متوجه خداوند و بر اساس حضور زندة خدا و تسليم الهيست. ايل نام خداست. نام خدايي كه ابراهيم و يعقوب و موسي و عيسي و محمد آن را مي‌پرستيدند. الهه نيز از ايل (الاه) گرفته شده …

و يوگائيل نمادي است از دو جريان اصلي خدا گرا در شرق و غرب.

كلمة يوگا بعنوان نمايندة آن تفكر شرقي كه عمدتاً بر اساس يافته‌ها و شهودات حكماي هند استوار بود و ايل جريان خداگرائيست كه غرب زمين[4] را و حتي غرب امروز را فرا گرفته است؛ اديان ابراهيمي. و البته اين دو جريان بعدها در هم فرو رفتند. تفكر شرق تا اعماق غرب نفوذ كرد و تفكر غربي نيز به اعماق شرق راه يافت. يوگائيل نماد پيوند تمدن باطني غرب و شرق است.

يوگاهايي كه در بين مردم مشهور است مي‌تواند موضوعات مختلفي داشته باشد. جسم انسان، تنفس، حركات بدن، حيوانات و اشياء، سنگ ها، نقش‌ها و صداها و چيزهاي ديگر اما در يوگائيل مبناي واحد، خداوند متعال است. توجه مستقيماً بسوي اوست. يوگائيل تمرين و تجربه و تحقق تسليم الهيست. اساس آن، تسليم به خداوند حي و حاضر است. يوگا يكي را زيستن است لكن در يوگائيل آن يكي فقط خداوند يكتاست و نه ديگري. وقتي يوگا شكلي ورزشي، هنري يا عبادي به خود مي‌گيرد ممكن استهمچنان يوگا باقي بماند يا نماند اما اگر يوگائيل شكلي هنري يا غير هنري به خود بگيرد همچنان تسليم و خدمتگزاري به خداوند است زيرا وقتي كه از معناي تسليم و خدمت تهي مي‌شود، هر شكلي هم كه باشد ديگر يوگائيل نيست. يوگائيل، يگانگي با خداوند است و يگانه زيستن؛ يگانه بودن و يك راه را رفتن. وقتي كه همه را در يكي تجربه كردي و آنگاه كه توانستي كه يكي را در همه تجربه كني، تجربه تو از يوگائيل كامل خواهد بود. يوگائيل، تسليم به خدايي است كه يكتاست و كسي كه تسليم خداوند يكتا مي‌شود خود به يكتايي مي‌رسد و يگانگي را در مي‌يابد و يكي را مي‌يابد.»

www.ostad-iliya.org

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به استاد فتاح ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به ایلیا رام الله ,بررسی و آشنایی ,آسیب شناسی عرفان های نوظهور ,اسیب شناسی معنویت های نوپدید ,اسیب شناسی عرفانهای کاذب ,آشنایی و نقد و بررسی جریان های نوپدید دینی ,آشنایی و نقد و بررسی جریان های شبه معنوی نوپدید دینی ,برچسب دروغین مدعیان دروغین به اساتید معنوی چون سای بابا ایلیا رام الله پیمان فتاحی اوشو ,برچسب دروغین مدعی دروغین به اساتید معنوی چون سای بابا ایلیا رام الله پیمان فتاحی اوشو ,اتهام دروغین ترویج عقاید انحرافی به شاگردان ایلیا رام الله پیمان فتاحی ,فرقه شناسی ,آشنایی و نقد و بررسی جریان های  نوپدیدشبه معنوی  ,برچسب دروغین جریان انحرافی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین جریان انحرافی به استاد فتاح ,برچسب دروغین جریان انحرافی به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین جریان انحرافی به ایلیا رام الله ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد فتاح ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیا رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا رام الله می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد پیمان فتاحی می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا میم می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان الیاس رام الله می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,تاریخچه فعالیت های استاد ایلیا در مقابله با فرقه گرایی ,تاریخچه فعالیت های استاد پیمان فتاحی در مقابله با فرقه گرایی ,تاریخچه فعالیت های ایلیا رام الله در مقابله با فرقه گرایی ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) با دروغ و تهمت به شاگردان الیاس رام الله می گوید: مروج فرقه رام الله,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) با دروغ و تهمت به شاگردان ایلیا رام الله پیمان فتاحی می گوید: مروج فرقه ایلیا رام الله,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا رام الله می گوید: فریب خوردگان فرقه رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد پیمان فتاحی می گوید: فریب خوردگان رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا میم می گوید: فریب خوردگان فرقه ایلیا رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان الیاس رام الله می گوید: فریب خوردگان فرقه ایلیا رام الله ,اداره ادیان وزارت اطلاعات به دگر اندیشان می گوید: آیین های هندی شبه معنویت عرفانهای صهیونیستی ,نقدو بررسی ایدئولوژی شیطانی اداره ادیان وزارت اطلاعات در اتهام زنی و تحریف استاد ایلیا رام الله پیمان فتاحی در برنامه هایی چون نقد و بررسی فرقه رام الله ,نقدو بررسی ایدئولوژی شیطانی اداره ادیان وزارت اطلاعات در اتهام زنی و تحریف استاد ایلیا رام الله پیمان فتاحی در برنامه هایی چون نقد و بررسی فرقه ایلیا رام الله , «تسليم باشيد تا رستگار شويد,سليم خداوند باشيد تا از روح خداوند برخوردار شويد…,تمثيل‏هايي كه در كتاب تعاليم حق بيان شده است, فروردین, ایلیامیم, اعضا


[1]  وحدت و يگانگي انسان‌ها صرف‌نظر از اينكه مذهبشان‌ چيست و آشنايي انسان‌ها با يك خداي واحد به عنوان منشاء اصلي همه مذاهب و اديان است. ساتيا سای بابا

«خدا واحد است ، خدا عشق است ، خدا در معبد، مسجد، بیرون و همه جا حاضر است. افراد بشر در چشم پروردگار یکسانند. آنان به یک طریق به دنیا می آیند و از دنیا می روند. بندگی، مرید پروردگار بودن  و خدمت به نوع بشر بدون توجه به نژاد، عقیده  و رنگ، وظیفه هر انسانی می باشد». گورو نانک

«من عقيده دارم که تورات و انجيل و قرآن به ميزان وداها  الهامات الهي دارند و مقدس هستند. من همان خدا را که در کتاب مقدس هندوان مي شناسم، در قرآن هم مي بينم.»  گاندی

«برادران و خواهران عزيز من! شما همه اولاد يك مادريد؛ روح خداوند يكسان در درون همه وجود دارد؛ سعي كنيد به او بينديشيد و تنها تسليم اراده توانا و قدرتمند او باشيد؛ ذهن خود را با مسائل جزيي و بي اساس مشغول نكنيد، در عوض آن را از اسماء مقدس پروردگار اشباع كنيد. كسي كه تنها نسبت به عقايد و افكار خودش تعصب نشان دهد هرگز قادر به درك خداوند سبحان كه حقيقت مطلق است نخواهد بود؛ خداوند را از درون يكديگر جستجو كنيد.» ساتيا سای بابا

[2] در يك معنا، يوگا به معناي يگانگي خورشيد و ماه و به عبارتي يگانگي قدرت شاكتي و شيوا در درون انسان است.

[3]  «وقتي تو خودت هستي، آنگاه است كه مي‏تواني حقيقتاً همان بشوي كه هستي. وقتي خودتي، اين آغازيست براي خدا را ديدن و خدا را بودن. خود بودن تو شروع راستگويي و بودن و طبيعي بودن تو است…» ايليا «ميم»

[4]   غرب بودن سرزمين عبرانيان (كه محل تولد و شروع رسالت اديان ابراهيمي بوده است) نسبي است و به تناسب شرق بودن هندوچين مي‌باشد. از طرفي اديان ابراهيمي (بويژه مسيحيت) جهان غرب را به تسخير درآورده است.

پيوند تمدنها و نزديكي اديان– به روایت شاگردان استاد الیاس

پيوند تمدنها و نزديکي اديان[1]

«اساس دين الهي، لااله‌الاالله است.»


3_N 

يکي از اتهاماتي که دربارۀ ما مطرح مي‌شد اين بود که ما مي‌خواهيم اسلام را با اديان ديگر و بويژه دين مسيحيت و يهود تلفيق کنيم. طرح اين اتهام عللي داشت و مثل بخش اعظم شايعات كه بي پايه و كذب بودند، چندان بي اساس نبود.[2] يکي از علل به وجود آمدن چنين اتهامي محتواي دو سخنراني عمومي از بنده بود.

«عده‏اي به سوي قله روان شدند، همه از يك جهت بالا نرفتند. بعضي از غرب كوه و بعضي از شرق كوه و بعضي از نقاط ديگر. اندكي از آنان به قله رسيدند و بسياري در بالا رفتن تا دامنه‏ها و صخره‏ها موفق شدند. در آخر هر كس شرحي از صعود خود را بيان كرد. عجيب نيست كه اين شرح‏ها به هم شبيه‏اند. همه آنها به زبانهاي مختلف درباره يك حقيقت گفتند. گرچه روش‏هايشان گاهي با يكديگر متفاوت بود اما منظور همه صعود بود و به قله رسيدن. و اين چنين، روايتهاي گوناگوني از حقيقت و اسرار حق پديدار شد كه همه به هم شبيه‏اند. »

مخاطبان ما از اقشار و اديان مختلف بودند بنابراين در حرفهايم علاوه بر آيات قرآن به آيات کتاب مقدس، انجيل، گيتا و کتب مقدس اديان ديگر هم اشاره مي‌کردم و اين رفتار مولد اين تصور بود که نکند ما مي‌خواهيم اديان را با هم تلفيق کنيم. دليل ديگر آن مأموريت رسمي و آشکاري بود که ما در شرح وظيفۀ بسياري از مراکز و موسسات و تشکل‌هاي وابسته تعريف کرده بوديم. طوري که يکي از خطوط شرح وظيفۀ اکثر اين مراکز و افراد، نزديکي اديان مختلف بويژه اديان بزرگ و مذاهب دروني آنها به همديگر بود. در تعدادي از جلسات عمومي هم به تدريج به همين موضوع پرداختيم. واحد متمرکزي هم براي آن فعال شد. يك مركز راهبردي براي نزديكي اديان و مذاهب به يكديگر. اين مركز در كنار مراكز راهبردي ديگر فعال شد. واحدهايي مانند مركز راهبردي بررسي فرقه‌ها و جريانات معنوي…

بر اساس اين رويکرد ما عموماً از اشتراکات اديان حرف مي‌زديم تا از اختلافات؛ و واقعاً اشتراکات اديان براي کساني که مي‌خواهند ببينند، آنقدر زياد است که با اختلافات اندک ميان آنها قابل مقايسه نيست. کتابهايي هم که موسسات ما چاپ مي‌کردند مربوط به معلمان همۀ اديان بود. اسلام، مسيحيت، يهود، هندوئيسم و بوديسم.

تلاش هم کرديم با ديگر واحدهايي که در ايران و كشورهاي ديگر در اين باره فعاليت مي‌کنند، همکاري داشته باشيم اما متأسفانه چون مبناي عمل اکثر آنها پول و کار اداري بود، تلاش‌هايي مرده و عقيم و کم اثر به نظر مي‌رسيدند. ضمن اينکه آنها به ما به چشم بدبيني نگاه مي‌کردند. باورشان نمي شد که جمعي بيايند و بدون اينکه از جايي پول يا دستور گرفته باشند و به دولتي وابسته باشند، در زمينۀ نزديکي اديان کار کنند.

«تعامل (…) ميان اسلام و يهود و مسيحيت مي‌تواند بسياري از مسائل جهان امروز را حل کند زيرا ريشه اکثر مسائل جهاني در اختلافات ايدئولوژيک است.»

در همان سالهاي اول[3] وقتي نظريۀ برخورد تمدنهاي هانتينگتون را شنيدم، نظريۀ ازدواج تمدنها را مطرح کردم. اما اين نظريه به محض مطرح شدن خود با آنکه در محدودۀ کوچکي در حد يکي دو سخنراني طرح شده بود واکنش‌هاي شتابزده‌اي را با خود به همراه آورد. اين فقط يک نظريه در بارۀ آيندۀ تمدن‌ها و در بارۀ راه حل مسائل تمدني، فرهنگي و ديني امروز بود در کنار نظريه‌هاي ديگري که بنده مطرح کرده بودم اما ما سازوکارهاي منظمي را براي تحقق نظريۀ ازدواج تمدن‌ها [پيوند تمدن ها] راه اندازي نکرديم بلکه اين را روندي مي‌دانستيم و هنوز هم مي‌دانم که به تدريج و خودبخود محقق خواهد شد. اين چيزها تدريجاً زمينۀ اين اتهام و شايعه را به وجود آورد که ما قصد داريم اديان مختلف را يکي کنيم. مي‌گفتند ما اسلام مسيحي [مسلمانان مسيحي]، اسلام يهودي، اسلام آمريکايي و غربي و اسلام هندويي و بودايي و شرقي را مي‌خواهيم راه اندازي کنيم اما اين اتهامات دروغ بود.

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

کلیدهای اِچ: معنویت های نوپدید دینی, ایلیا, اطلاعاتی در مورد پیمان فتاحی, اطلاعاتی در مورد ایلیا رام الله, پیمان فتاحی کیست, ایلیا رام الله کیست, بیوگرافی و زندگینامه پیمان فتاحی, بیوگرافی و زندگی نامه ایلیا میم رام الله, معلمین بزرگ ایلیا رام الله, معلمین معنوی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی پیمان فتاحی, بزرگترین تئوریسین و معلم تفکر ایلیا رام الله, متفکر بزرگ ایلیا رام الله , پیمان فتاحی, آشنایی با ایلیا رام الله, آشنایی با پیمان فتاحی, پیمان فتاحی, ایلیا رام الله, استاد ایلیا, ایلیا م, ایلیا میم, ایلیامیم, استاد الیاس,استاد الیاس رام الله, الیاس رام الله, جریان های نوپدید دینی, عرفان ایلیا رام الله, پیمان فتاحی , عرفان, معنویت های نوپدید دینی, جریان های نوپدید دینی, عرفان ایلیا رام الله, پیمان فتاحی , عرفان, معنویت های نوپدید دینی, ایلیا, اطلاعاتی در مورد پیمان فتاحی, اطلاعاتی در مورد ایلیا رام الله, پیمان فتاحی کیست, ایلیا رام الله کیست, بیوگرافی و زندگینامه پیمان فتاحی, بیوگرافی و زندگی نامه ایلیا میم رام الله, معلمین بزرگ ایلیا رام الله, معلمین معنوی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی پیمان فتاحی, بزرگترین تئوریسین و معلم تفکر ایلیا رام الله


[2]«مذهب نیروی بزرگی است .تنها نیروی محرکه جهان . اما شما بایستی دیگران را از طریق مذهب خودشان به حرکت وادارید نه از طریق مذهب خودتان.»برناردشاو

«تمامي مذاهب به يك نقطه اشاره مي‌كنند كه آن خداوند است. بنابراين از هر مذهبي كه متابعت و پيروي كنيد سرانجام به خدا مي‌رسيد، ساناتانادارما (مذهب جاويدان) است. اين مذهب از زمان خلقت وجود داشته و زمان آغازين آن مشخص نيست. ساناتانادارما همانند يك اقيانوس بزرگ است كه هر كشوري آمده و كانال آبي را بنابر احتياج خود و اهدافش حفر كرده است… تا اين زمان مردم تنها دانش شناخت كانال‌هاي خود را داشته‌اند؛ اما حالا خداوند به ما نشان مي‌دهد كه ما فقط حبابهاي روي كانال آب نيستيم بلكه حباب‌هاي اقيانوس عظيم هستيم. تا زمانيكه فرديت خود را نگه داريم به شكل حباب ديده‌مي‌شويم و هنگاميكه محو و نابود شويم، با اقيانوس يكي هستيم.» باباجی

«روح مذهب متعلق به هيچ زمان و مكان خاصي نيست. به اندازة خدايي كه از او صحبت مي‌كند نامحدود است و خورشيد آن برفراز همة گلهاي كريشنا ومسيح و همة قديسان و حتي گناهكاران مي‌درخشد و امكان نامحدودي براي توسعه دارد. به واسطة آزادگي خود، همة انسانها را در آغوش لايتناهي خويش مي‌پذيرد. روح مذهب الوهيت نهفته در همة زنان و مردان را به رسميت مي‌شناسد و هدف اصلي و قصد نهايي آن ياري رساندن به انسانها در درك طبيعت راستين و الهي خويش است.» ویوکاناندا

[3]ـ اشاره به 25  سالگی تا 30 سالگی