انسان بالقوه موجودی کامل است

سیستم انسان گونه

 

انسان بالقوه موجودی كامل است بنابراین یك سیستم و ساختار الهی باید مانند یك انسان باشد. روح و جان داشته باشد، ذهن و قلب، دست و پا و چشم و گوش، حافظه و خلاقیت و … بالاخره روند رشد و تكامل را دارا باشد.

هر كدام از شما باید جزئی از این طرح هدایتی انسانگونه باشید. هر كس به تناسب عشق و قابلیتش، برخی اجزاء اساس و كلیدی، برخی بزرگ و كوچكند. تار و پود (سلول های) این طرح هدایت انسان گونه، باید عشق و حضور الهی باشد. هر كسیمی بایست وظیفة خود را به عهده بگیرد و در اتصال این حركت جهانی به خداوند، نقشی اساسی داشته باشد. این راه درست و اصولی خدمت به خداوند و انجام وظایف است….

برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی – جلد اول

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی- تعالیم حق – جلد اول

ensan

نور و محبت خواهد آمد

نور و محبت خواهد آمد

 noor va mohebat

وقتی فرد نام خداوند را می خواهند از این طریق می تواند در حضور قرار گیرد. صورت این حضور نیزبا توجه به شرایط فرد و نیاز اومی‌تواند تغییركند و به عبارتی حضور الهی با نیاز و شرایط فرد متناسب می شود.

كسی كه خدا را می خواند،  به واسطه ارتباطی كه از این طریق حاصل می شود، می‌تواند اقدام به دعا و توكل كند،می‌تواندخدمتگزار بودن خود را به یاد‌آوردوخدمت كند، می تواند بر تسلیم خود آگاه تر شود،می تواند به راز و نیاز و گفتگو با خالق خویش بپردازد.او می تواند از طریق نام خدا، با خداوند، شادی یا اندوه خود را تجربه كند، و به استغفار، اعتراف، توبه و یا سپاسگزاری و تجلیل از خداوند بپردازد.

اسماء الهی مانند آب است كه به صورت های مختلف می توانید آن را تجربه كنید. گاهی به صورت برف و باران،گاه به صورت یخ، منجمد،گاه آب روان،و گاهی به شكل شبنم و بخار آب.شما می توانید بنا بر شرایط خود از هر كدام از صور حضور الهی استفاده كنید.

اگر نام خدا را بگوئید و در حضور الهی قرار گیرید، می توانید سایر اصول هدایت الهی را نیز تجربه كنید. كسی كه در حضور خداست، خود به خود از اخلاق و رفتار متعالی، برخوردار خواهد شد. او متكبر نیست. زیرا عظمت و بزرگی حضور الهی چنین اجازه ای را به او نخواهد داد. او خود به خود متواضع است و این تواضع، خود عامل بسیاری از اعمال و اندیشه های خوب و متعالی است.

او كه در حضور خداست، دیگر نمی تواند ریشه در نفرت و تاریكی داشته باشد و به این ترتیب بسیاری از زشتی ها و انحرافات، خود به خود فرد را ترك می گویند. و نور محبت خواهد آمد. این نور و محبت، مادر بسیاری از حركات متعالی است.

فرد به واسطه نام خداوند كه او را به حضور می رساند، می تواند همه ابعاد خداگرایی را تجربه كند و در همه سطوح بر خودگرائی و منیت غلبه كند.

او به واسطه نام خداوند قادر است خدا خواهی، خدابینی، خدا پرستی، خدا نمایی و خدا دوستی را تجربه كند.

ببینید، همه رنج ها و انحرافات انسان از غفلت و فراموشی ناشی می شود. از خواب و نادانی. اسماء الهی، عامل توجه و یاد آوری است. وسیله ایست كه از طریق آن اجازه خواب و غفلت به ذهن نمی دهد. ذهن كه تا حدی بیدار بود، در هر لحظه به شكلی می تواند از این بیداری خود استفاده كند.

بنابراین همیشه خدا را بخوانید. در هر حال چه در سختی و چه در آسانی، چه آن هنگام‌ كه دارید، و هم در آن زمان كه ندارید، آنچه می خواهید در هر زمان و هر وضعیتیاو را بخوانید.اگر در خواب غفلتید، بخوانید تا بیدار شوید.اگر بیدارید، بخوانید تا به پرواز درآئید.و اگر در پروازید،بخوانید تا به وصل نایل شوید.

همه اندیشه ها، اعمال، كلام و حركات خود را با حضور الهی آمیخته و با نام خداوند همراه سازید. این روش زندگی ارواح بزرگ و منتخبین خداوند بوده است.

برگرفته از کتاب تعالیم حق – جلد اول

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول)

خداوند متعال، روح پاک خود را در وجود انسان نهاد

BAGHEBAN

باغبان

خداوند در وجود انسان دانه‌ای کاشت. دانه‌ای که همه  اسرار خلقت در آن نهفته شده و قدرت و نور خداوند در آن پنهان است. خداوند متعال، روح پاک خود را در وجود انسان نهاد. روح خداوند همان دانه است. روح خدا از او جدا نیست. مانند نور خورشیدکه از خورشید جدا نیست… امانتی بود که خداوند به کوه و جنگل و دریا، بر زمین و آسمان عرضه داشت و آنها از عظمت این امانت الهی به لرزه و وحشت افتادند و توان پذیرش آن را در خود ندیدید و لاجرم آن را نپذیرفتند. این انسان بود که امانت بزرگ خداوند را پذیرفت و خوا هان دریافت آن شد… خداوند روح خود را در انسان دمید و قلب خود را در انسان نهاد. وجود انسان مانند زمینی است که خداوند، روح و نور خود را در آن کاشته. اما این زمین، این ذهن و دل، این جان، حاصلخیزی خود را از دست داده، دانه‌ای در آن نمی‌روید. زمین وجود، پر از علف‌های هرز ترس‌ها و تردیدهاست. پر از سنگ‌های مقاومت و شرطی شدگی است. این زمین، نامساعد است، دیگر دانه‌ای در آن نمی‌روید. آنقدر آب به آن نرسیده که مرده یا حداقل نیمه جان است. به کویری مبدل شده، دانه‌ای که در این زمین است، دارد می‌میرد (هر چند روح خداوند جاودانه است و مرگ در آن راهی ندارد) یا حداقل برای ما مرده محسوب می‌شود… دانه باید شکوفا شود تا ماموریت الهی انسان به انجام برسد، اگر دانه شکوفا شود او در انسان ظهور کرده و وصل به خداوند تحقق یافته است. اما بدا به حال ما اگر نگذاریم که دانه شکوفا شود. در این صورت، عذاب الهی و لعنت خداوند، زندگی ما را برای همیشه احاطه خواهد کرد. وای بر حال ما اگر این امانت بزرگ را قلب خداوند را به او بازنگردا نیم و یا در حالی که بیمار یا مرده است آن را بازپس دهیم. این عزیزترین نزد خداوند قادر و قهار است. اگر این امانت عزیز و دوست داشتنی خداوند را شکوفا شده به او بازگردانیم، او را بسیار شاد کرده‌ایم، او نیز شادی و سرور بی حد خود را به ما هدیه می‌دهد، و اگر در نگهداری این امانت بزرگ نکوشیم، عذاب و سختی از زمین و آسمان‌ها ما را احاطه خواهند کرد تا نتیجه  پیمان شکنی و خیانت در مانت الهی را به ما نشان دهند… اینجا چه خبر است؟ ساده است، د انه‌هایی در زمینی  نامساعد کاشته شده، زمینی فاسد و خراب (جسم، ذهن و قلب ما) نه آبی، نه نور و گرمایی، نه تغذیه‌ای… اما باغبانی مهربان، معلم الهی، از راه می‌رسد، باغبان، علف‌های هرز، سنگ‌ها، حشرات و کرم‌های مضر را از زمین جدا می‌کند، به زمین آب می‌دهد، نور می رساند، خاک آن را تقویت می‌کند و به این ترتیب دانه شکوفا می‌شود، بعد از جوانه زدن، باغبان باز هم این نهال را پرورش می‌دهد و نگهداری می‌کند تا روزی که نهال کاملاً بارور شود و به ثمر برسد… باغبان همان استاد است که بوسیله  تعالیم الهی، زمین نامساعد وجود ما را حاصلخیز و مستعد می‌کند، بوسیله  انتقال جریان آگاهی و بیداری، این زمین را زنده می‌کند، او طبیعت الهی را در وجود ما شکوفا کرده و موانع ظهور عشق و خداوند را در ما از میان بر می‌دارد… رستگاری و خوشبختی، تنها زمانی حاصل می‌شود که این دانه شکوفا شود. خداوند در این دانه پنهان است، دنیایی بی حدو مرز در این دانه پنهان است، بهشت حقیقی در دل این دانه نهفته شده، پس در شکوفایی آن بکوشید. بسیار بکشید…

برگرفته از کتاب تعالیم حق – جلد اول

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول)

آموزه‌های ایلیا «میم» – قسمت اول

به نام خداوند بخشنده مهربان

آموزه‌های ایلیا «میم» (قسمت اول)

 5a-nn copy

 

 گزیده ای از خطوط الاهیزم 1، 2، 3، 22

یکی بودن و یگانه زیستن راه یگانگی است. (1)

انکار شدنی‌ها را انکار کن و از گذرکردنی‌ها گذر کن و در انکار ناشدنی بمان. (2)

داستان زندگی ات را بنویس و نگذار به تو تحمیل شود. (3)

خوبترین، هماهنگ ترین است. (4)

خلاقانه بیدار شو. خلاقانه بخواب. (5)

رویاهایت را جدی بگیر و در سکوت به قلبت گوش کن. (6)

همانکه هستی باش آنگاه آنچه می‌خواهی بشو. (7)

یگانگی با یکی، یگانه زیستن و یگانه پرستی، سه راز زندگی است. (8)

خوبترین شیوه هماهنگی است. این شیوة جهان است. (9)

هماهنگ با جهان باش تا جهان با تو هماهنگ باشد. (10)

با تفکر انتخاب کن و بدون تحقیق نپذیر. (11)

هر کاری که با دیگران می‌کنی با خودت کرده‌ای پس بخوبی رفتار کن. (12)

حقیقت یکیست، راهها بسیار است و هر کس راه خود را دارد. (13)

خداوند زنده را با زنده پرستی می‌توان تجربه کرد نه با مرده پرستی (خدای زنده را بپرست نه خدای مرده را). (14)

دریافت کردن بدون بخشیدن ممکن نیست پس ببخش تا به تو بخشیده شود. (15)

به نام خداوند بخشندة مهربان، ببخش و محبت کن و مهربان باش. (16)

اصلی ترین عامل تعیین کنندة زندگی انسان، شعور اوست. زندگی انعکاس شعور است و با تغییر شعور، زندگی انسان تغییر می‌کند. (17)

اندیشه‌ها و کلمات و تصاویر سازنده زندگی سازند. (18)

رابطه جنسی هماهنگ تعالی بخش است و ارتباط ناهماهنگ تخریب می‌کند. (19)

هر مسئله‌ای را با روش متناسبی باید حل کرد. (20)

بیماری‌ها علل مختلفی دارند و برای درمان بیماری باید از روش‌های هماهنگ بهره گرفت. (21)

ادیان مرده پیروان خود را می‌میرانند و تعلیم زنده انسان را زنده می‌کند. (22)

دانستن کافی نیست، هوشیاری لازم است. (23)

ازدواج پرخطر است اما ازدواج هماهنگ ضروریست. (24)

با فهم معنای چیزها می‌توان از چیزها عبور کرد. (25)

ï                  شناخت کامل به تجربة کامل منجر می‌شود. شناختن، مهارکردن و ارتباط داشتن است. (26)

 این دنیا محل عبور است. هر لحظه از آن عبور کن. (27)

 تغذیة زنده از شرایط زندگی و زنده زیستن است. (28)

مرگ پایان این جسم است اما آغاز زندگی دوباره است. (29)

زندگی حقیقی در عاشقانه زیستن است. (30)

انسان به شعور است نه به ادعا و اسم و چیزهای دیگر. (31)

زندگی برای تو همان است که آنرا می‌بینی. اگر نگاه تو دگرگون شود زندگی تو دگرگون می‌شود. (32)

انسانها عموماً خواب‌اند و مشغول خواب و کابوس و رویا، بیدار شو و بیدار کن. (33)

نیروی راستی می‌تواند انسان را از همة بدی‌ها و تاریکی‌ها و خطرات نجات دهد. (34)

راستی و درستی جوهر توصیه‌های خداوند به بشر است. (35)

الگوهای طبیعت، الگوهایی برای حل مسائل بشر و زندگی هماهنگ اند. (36)

تقدیر واقع شدنی است در عین حال تدبیر شدنی است. (37)

رنج زاییدة تنهایی است و راحتی در برقراری ارتباط است. (38)

به خوبترین‌ها بپرداز نه خوب‌ها و نسبتاً خوب ها. (39)

ارتباط با زندگان زنده می‌کند و رابطة با مردگان می‌میراند. (40)

 سیاست زدگی، دروغ زدگی است. گرفتار آن نشوید. (41)

قوی باش تا قدرت یابی. شاد باش تا شاد شوی. هر چه می‌خواهی باش تا هر چه می‌خواهی بشوی. (44)

 خلاقانه سوال کن، خلاقانه بیندیش، خلاقانه بگو، خلاقانه عمل کن و خلاق باش زیرا تو تصویر خالق جهان هستی. (45)

شایستگی به شعور است و اتفاقات به آمادگی است. برای وقوع هر چیزی آماده باش. (46)

برگرفته از کتاب آمین – جلد اول

 

www.masterelia.org