چه کسانی درمانگر روحی هستند؟

آشنايي با درمانگران و شفاگران

(قسمت اول)

درمانگران روحي و كساني كه توانسته‌اند از طريق قواي روحي و الهي به درمان بيماران و دردمندان بپردازند هميشه در طول تاريخ وجود داشته‌اند. بعضي از اين افراد داراي قدرتي غيراكتسابي و به اصطلاح مادرزادي بوده‌اند و گروه ديگر به صورت اكتسابي چنين قدرتي را كسب كرده‌اند. اما در اين ميان عده‌اي هم بوده‌اند كه بر اثر يك اتفاق دروني و پس از يك دگرگوني باطني، واجد چنين نيرويي شده‌اند. البته درمانگر بودن اين افراد به‌آن معنا نيست كه آنان جملگي دست به درمان بيماران بسياري زده‌اند. ممكن است بعضي از درمانگران بزرگ تاريخ به تعداد كمي از موارد درمان و شفا دست زده باشند يا حتي نشانه‌اي كه از آنها ظاهر شده است ارتباطات اوليه با درمانگري نداشته است اما بعداً چنين معنايي را از خود بروز داده است.

مثلا جسد ريتا تا ده‌ها سال بعد از مرگ‌اش هم‌چنان سالم و قوي بود. او در زمان زندگي خود نمونة قابل توجهي از 1 (2)درمانگري را ارائه نكرد اما بعد از مرگ، جسد وي تا نزديك به دو قرن،‌ هم‌چنان سالم و معمولي،‌ مثل روز اول بود. در دوران حيات او تنها يك نشانة مهم از او ظاهر شد. او يك تكه چوب خشك و مرده را در زمين فرو كرد و هر روز به آن توجه نمود. پس از مدتي اين تكه چوب مرده، جوانه زد و تبديل به درخت انگور بزرگي شد كه پس از قرن‌ها، هنوز هم اين درخت پابرجاست و هر سال ميوه مي‌دهد. هر سال برگ‌ها و ميوه‌هاي اين درخت براي درمان بيماري‌ها جمع‌آوري شده و به نقاط مختلف جهان ارسال مي‌شود.

تعداد درمانگران قديمي آنقدر زياد است كه جمع‌آوري بيوگرافي همة آنها يك كار تحقيقي مفصل را مي‌طلبد. اين درمانگران به همة اديان تعلق داشته‌اند. اسلام، مسيحيت، يهود، هندوئيسم و حتي ملل و اقوامي كه ظاهراً به دين خاصي پايبند نيستند… در قرن نوزدهم و بيستم ناگهان موضوع درمانگري روحي، بعد از قرن‌ها در حاشيه ماندن و نيمه‌جان بودن، دچار حياتي نوشد و تعداد قابل توجهي از درمانگران باطن‌گرا از كشورهاي مختلف سربرآوردند. اين بار علاوه بر كشورهايي كه تا قبل از اين سابقة طولاني‌تري در موضوع داشتند مثل انگلستان، فرانسه و هند، از ديگر كشورها هم نمونه‌هاي جديدي ظاهر شد. چين، روسيه، ژاپن و بيش از همة آنها برزيل، فيليپين و آمريكا.

آنچه به‌عنوان درمان باطن‌گرا (درمان نامتعارف) مي‌شناسيم به رشته‌هاي مختلفي تقسيم مي‌شود و برخلاف تصور عمومي فقط يكي از اين حوزه‌ها به شفا (درمان از نوع شفا) اختصاص دارد. اولين گروه از درمانگران غيرپزشك، شامل كساني مي‌شوند كه با استفاده از روش‌هاي گوناگون پزشكي مكمل به درمان بيماران خود مي‌پردازند. گياه‌درماني،‌ آب‌درماني،‌ ماساژدرماني، بازتاب‌شناسي كف پا، ويتامين‌درماني،‌پاندول‌درماني و‌ هيپنوتيزم‌درماني نمونه‌اي از اين روش‌هاي درماني‌اند كه به مجموعه آنها طب حاشيه گفته مي‌شود. البته تعداد انواع روش‌هاي درماني نامتعارف به بيش از صد و شصت روش مي‌رسد كه بعضي از آنها يا به‌دليل ناشناخته ماندن و يا غيرمؤثر بودن، در تقسيم‌بندي‌هاي طب حاشيه به‌حساب نمي‌آيند. اگرچه درصد موفقيت روش‌هاي طب مكملدربارة همة بيماري‌ها كمي مأيوس‌‌كننده است اما بعضي از روش‌هاي طب حاشيه توانسته‌اند توفيق اميدواركننده‌اي را دربارة معدودي از بيماري‌ها به‌دست آورند. گروه دوم درمانگران كه به درمانگران روحي معروف‌اند عموماً با اتكاء به قدرت روحي خود يا ديگر مراجع روحي عمل مي‌كنند. تفاوت زيادي ميان كار اين عده با گروه اول وجود دارد. (اين تقسيم‌بندي از درمانگران باطن‌گرا، تقسيم‌بندي رايج آن است.) گزارش‌ها نشان مي‌دهند كه بعضي از درمانگران روحي كه در كار جراحي روحي تبحر دارند تاكنون نتايج جالبي را از كار خود ارائه داده‌اند.

نتايج اين جراحي‌هاي روحي بر خلاف ديگر روش‌هاي طب حاشيه و انرژي‌درماني، تا حد قابل توجهي اميدواركننده است.

ما وقتي اسم درمانگر روحي را مي‌شنويم از او انتظار معجزه را داريم اما تقريباً اكثر درمانگران معروف فاقد چنين توانايي خارق‌العاده‌اي مي‌باشند. آنها در نهايت قادرند تنها بر برخي از بيماري‌ها آن هم تا حد معيني اثر بگذارند. اين واقعيتي است كه بارها توسط مراكز تحقيقات پزشكي و در سطح بين‌المللي اعلام شده است. تاكنون چندين گروه تحقيقاتي از دانشگاه‌هاي معتبر جهاني (مانند هاروارد) مأمور بررسي نتيجه كار انرژي درمانگران شده‌اند اما همة آنها به اتفاق نتايج تقريباً مشابهي را اعلام كرده‌اند. وجه مشترك گزارش مراكز تحقيقاتي مذكور اين است كه اسناد و شواهد قابل توجهي براي اثبات ادعاي انرژي درمانگران وجود ندارد. تاكنون يك نمونه قابل اثبات از درمان بيماري‌هاي صب‌العلاج يا درمان مؤثر و قطعي ساير بيماري‌هاي پيچيده از هيچ يك از مراكز انرژي‌درماني و انرژي‌درمانگران در سراسر جهان گزارش نشده است. به همين دليل بسياري از مراكز تحقيقاتي پزشكي روش‌هاي انرژي‌درماني را خارج از مقولة طب مكمل دانسته و آن را به مثابة يك روش درماني نمي‌پذيرند. برخلاف نتايج مأيوس‌كننده كار انرژي‌درمانگران، معدودي از درمانگران و جراحان روحي بوده و هستند كه توانايي آنها در زمينة درمان بيماري‌ها بيش از آن چيزي است كه در بازارهاي انرژي‌درماني و معالجاتمشابه رد و بدل مي‌شود.

اين افراد (جراحان روحي) تحت حمايت روحي و با وسايل اوليه و بدون رعايت معمولي‌ترين شرايط بهداشتي، به جراحي‌هايي جسمي دست مي‌زنند. بعضي از اين افراد به‌جاي استفاده از چاقو (آن هم نه چاقوي جراحي بلكه چاقوي آشپزخانه) از انگشتان خود استفاده مي‌كنند و بدن بيمار را با انگشتان خود برش مي‌زنند. بيشتر جراحان روحي در برزيل و فيليپين ساكن هستند و تاكنون هزاران جراحي موفق از اين جراحان روحي گزارش شده است. در اين نوشتار به يك از اين نمونه‌ها اشاره مي‌كنم. خوزه دو فريتاس معروف به آريگو.

آريگو در 15 سال آخر عمر خود توانست به هزاران بيمار كمك كند. او پشت يك ميز و روي يك صندلي مي‌نشست و بيماران به ترتيب از جلوي او عبور مي‌كردند. در همان حال او داروهايي را به زبان پرتقالي يا‌ آلماني روي يك تكه ورق (براي هر يك از بيماران) مي‌نوشت. در بيشتر مواقع، بيماران با مصرف اين داورها درمان مي‌شدند بعداً اين داروها توسط گروهي از پزشكان متخصص مورد بازشناسي قرار گرفت و معلوم شد همة آنها متناسب با حال بيمار بوده‌اند. آريگو در سال 1968 توسط يك گروه محقق متشكل از 6 پزشك و 8 دانشمند به سرپرستي آندريا پوهاريچ مورد مطالعه قرار گرفت. در پايان كار، گروه تحقيقي مربوطه كارهاي آريگو را تأئيد كردند. وقتي از آريگو پرسيدند چطور بيماري‌ها را تشخيص مي‌دهد و دارو تجويز مي‌كند او پاسخ داد كه هنگام تشخيص، روح دكتر فريتز (كه به قول او در سال 1918 درگذشته بود) در گوش راستم حرف مي‌زد. البته آريگو علاوه بر تشخيص و دارونويسي گاهي هم به جراحي‌هاي روحي دست مي‌زد. او گاهي با چاقوي آشپزخانه و قيچي‌هاي معمولي و در شرايط كاملاً عفوني در حالي كه مردم اطراف او جمع مي‌شدند، به اعمال جراحي مي‌پرداخت. حتي در چند مورد اينكار را در وسط خيابان انجام داد. دكتر پوهاريچ (رياست تيم تحقيقاتي) يكي از مشاهدات خود را درباره جراحي‌هاي آريگو اين‌چنين شرح مي‌دهد:

1 (1)«آريگو به مرد بيمار گفت شلوارش را پايين بكشد. سپس يك چاقو دست گرفت و آن را با پيراهنش پاك كرد. شكم بيمار را چاك داد. ماهيچه‌هاي ديوارة شكم را به يك طرف گذاشت،‌ روده را بيرون آورد و با خونسردي تمام يك قسمت از روده را قطع كرد. مثل آن بود كه يك تكه كالباس را مي‌برد. سپس روده را در جاي خود گذاشت و عضلات ديوارة را دوباره به هم نزديك كرد. او هرگز از بخيه استفاده نمي‌كرد. براي پوشاندن زخم‌ آن مرد هم، از كمر مرد يك ميخ در بدن او كوبيد و گفت همين كافي است.»

گروهتحقيقي دكتر پوهاريچ كه از اين جراحي‌ها و جراحي‌هاي مشابه (توسط ديگر جراحان روحي) فيلم‌برداري كرده است (علاوه بر فيلمبرداري‌هايي كه گروه‌هاي مستقل ديگر از كار چنين افرادي داشته‌اند) او دربارة آريگو (در جمع‌بندي نظرات گروه تحقيقي) مي‌گويد: «آريگو اين كار را انجام مي‌دهد ولي من نمي‌دانم كه چگونه؟ او به تنهايي به اندازة يك بيمارستان بزرگ بازدهي دارد».

بعضي از شخصيت‌هاي علمي ديگر هم گزارشاتي را دربارة جراحان روحي داده‌اند.

يكگروه پزشكي و فيلم‌برداري با حضور دكتر المرگرين و دكتر آليس گرين گزارشاتي دربارةاعمال تعدادي جراح روحي در فيلپين تهيه كرده است. او در قسمتي از شرح مشاهدات خود مي‌گويد: «بيشتر اين جراحان روحي هنگام كار خود حالتي معمولي داشتند اما بعضي از آنها هم درحالت خلسه فرو مي‌رفتند…» او در ضمن گزارش خود از يكي از جراحان روحي معروف نقل مي‌كند كه ظاهر كردن خون و انساج و بافت‌هاي بدن فقط به اين دليل است كه بيماران به كار ما اعتقاد داشته باشند. او پس از شنيدن اين جمله شاهد صحنه‌اي مي‌شود كه اين‌گونه آن را توضيح مي‌دهد: «سپس آگپااو دستش را حدود سي سانتي‌متري شكم بيمار گرفت همان‌طور كه نگاه مي‌كردم ديدم كه شكم بيمار باز شد و پرده صفاق نمايان گرديد…»

هم‌چنيندكتر ليال واتسون، محقق مشهور بين‌المللي، پس از 8 ماه اقامت در فيليپين، از اعمال 22 جراح روحي در فيليپين گزارش مي‌دهد.

تقريبابيشتر دانشمندان و متخصصاني كه در زمينة بيماران شفايافته و درمان‌شده (به وسيلةمعالجات روحي) تحقيق كرده‌اند در پايان به اين نكته اعتراف داشته‌اند كه نمي‌توانند توجيه علمي و قابل قبولي برآنچه ديده‌اند و اتفاق افتاده است ارائه دهند به‌عنوان مثال جورج ميك كه يكي از افراد مذكور (سرپرست يك تيم تحقيقاتي) مي‌باشد مي‌نويسد:

«در اين زمان هيچ نظريه يا تركيبي از نظريه‌هاي علمي وجود ندارد تا بوسيلة آنها بتوان اين پديده (معالجات روحي) را توجيه كرد…

تهيه و تأليف: پريا

پي‌نوشت:

1ـ بعضي از اين افراد هم اكنون در قيد حيات نيستند.

منبع: فصلنامه علوم باطني

شماره 7 و 8 ـ پاييز و زمستان 84

ویتامین های طبیعی بهتر هستند یا مصنوعی؟

داروشناسي طبيعي (قسمت دوم)

در اواخر دوران بربريت مدرن بود كه بيماري بري بري براي اولين بار توسط «فونك» ضربه فني شد. فونك با اعتقاد به اصل «از آب كره بگير» توانست از پوسته برنج ماده ايي كريستالي را بدست بياورد كه بيماري بري بري را «برو بيرون» مي كند يعني از بدن بيرون مي كند. او نام اين ماده عجيب را «آمين حياتي» گذاشت و بنابراين كلمه ويتامين از كلمه «آمين حياتي» گرفته شد. ويتامين ها عناصري هستند كه بدن براي انجام فعاليت هاي حياتي خود به آن احتياج دارد اما قادر به ساختن آن ها نيست و بنابراين بايد آن ها را از طريق تغذيه بدست بياورد. مصرف ويتامين ها آنقدر ضرورت دارد كه يكي از ويتامين شناسان بزرگ مي گويد: «اگر انسان ويتامين ها را مصرف نكند بيمار مي شود اما اگر ديگر عناصر مورد نياز خود را مصرف نكند فقط دچار ناراحتي مي شود» البته همين تأكيد بر ضرورت مصرف ويتامين ها، تصورات اشتباهي را هم درباره آن ها به وجود آورده است. مثلاً عموم مردم فكر مي كنند همه ويتامين ها براي همه بيماري ها و نارسايي ها تأثير مثبت دارند. اتفاقاً‌در اين مقاله، توصيه من اين است كه فكر نكنيد همه ويتامين ها براي همه بيماري ها و نارسايي ها مناسب اند. فكر كنيد كه براي هر نوع نارسايي و بيماري ويتامين هماهنگ با خودش كاربرد دارد. و حتي فكر كنيد بعضي از ويتامين هاي ناهماهنگ مي توانند بعضي از اختلالات را تشديد نمايند…

ادامه حكايت كشف ويتامين ها و شكل گيري ويتامين درماني:

لينوس پالينگ، كه دو بار برنده جايزه نوبل شده بود، در سال 1968 از روشي به نام «پزشكي اورتو ملكولر» سخن گفت. «اورتو» به معني ايده آل و بهترين است. قدم اول او كه انعكاسي جهاني يافت، تاكيد او در مصرف مقدار زياد ويتامين c 1براي جلوگيري از سرماخوردگي بود. اين، تنها قدم اول بود. در قدم هاي بعدي، درمانگران اين روش، به درمان ديگر بيماري ها بوسيله ويتامين هاي مختلف پرداختند. از بيماري هاي جسمي گرفته تا اعتيادهاي مختلف و حتي بيماري هاي رواني و عصبي. اورتوملكولرها  براي شيوه درماني خود به چند دليل استناد مي كردند.

يك. روده بسياري از انسانها، به دليل زندگي متمدن، در شرايطي قرار گرفته است كه قادر به جذب ويتامين ها نيست بنابراين بايد ويتامين ها را به صورت مصنوعي به خورد بدن داد.

دو. مغز انسان براي عملكرد مطلوب خود به انواع ويتامين ها نياز دارد و بسياري از بيماري هاي رواني و ذهني، به دنبال كمبود برخي از ويتامين ها بوجود مي آيند.

سه. با تغيير ميزان تراكم عناصر موجود در بدن انسان مي توان به بيماران كمك كرد.

لازم به ذكر است كه در روش مگاويتامين، بر تجويز بعضي از ويتامين ها مانند ويتامين C  و   B3و در مواردي ويتامين  E و  B و  A تاكيد بيشتري مي شود.

در اين مقاله كوتاه، سعي دارم تا شما را با كليات،‌ و نكات كاربردي تر و مهم تر «ويتامين درماني» آشنا كنم. در ويتامين درماني براي هر بيماري و اختلالي تجويزي ويتاميني وجود دارد اما در اينجا قصد من اين نيست كه به همه بيماري ها و اختلالات اشاره كنم بنابراين بعضي از شايع ترين اختلالات را ذكر مي كنم.

و حالا چند نسخة درماني فوق العاده:

آدم طاس بايد شش بار بوق بزند و يك بار آي بكشد.

دردهاي عصبي را با ويتامين «پ» فارسي (و نه انگليسي) مي شود تخفيف داد.

داروي فشار خون پايين «اسب» است.

بوي بد دهان را با «جيپس» مي توان رفع كرد.

اگر كسي خستگي اعصاب داشته باشد بايد خود را با كلمه «بد» كه توسط يك الكن تلفظ مي شود درمان كند. نسخة او «بببد» است. و كسي كه مي خواهد دوپينگ كند كافي است با همين روش كلمة بس را بگويد يعني بگويد «بببس»

كساني كه لاغرند و مي خواهند وزن شان اضافه شود داروي شان در الفباي انگليسي است .

آدم چاق را بايد لام سيبيلش را كند.

كسيكه ريزش مو دارد بايد با سه سوت بگويد «ب» اما بع نگويد چون در شأن گوسفند هاست.

درمان «زكام» در «داس» است.

بي اشتهايي را با «سبد» مي شود حل كرد و اشكال در رشد كردن را با «سِبد»

درمان قاعدگي دردناك به كمك «باده» صورت مي گيرد.

يبوست را با «كاسب» مي شود از بين برد.

اگر دندان هايتان فقر ويتامين دارد راه حل در «عدس» است اما نه عدس خوردني.

براي درمان آنژين بايد اسب را مثل دو ساله ها تلفظ كرد و گفت «ابس» (نه اشب) بقيه را هم ديگر خودتان حدس بزنيد.

رمز گشايي

اصطلاحاتي كه در بالا ذكر شد، همه واقعي بودند. اين اصطلاحات، تركيب ويتاميني درمان كننده را در مورد بيماري مربوطه نشان مي دهند. بنابراين:

ويتامين درماني طاسي مي شود: ويتامين هاي  B1+B2+B3+B6+B+I (يعني 6 بار بوق بزند يك بار آي بكشد)

دردهاي عصبي: B12+B6+B1 (وقتي سه تا ويتامين ب را با هم جمع كني يك ويتامين پ فارسي به دست مي آيد يعني: ب+ب+ب = پ)

فشار خون پايين: اسب (يعني A.C.B1)

بوي بد دهان: جيپسG.I.P.C))

خستگي اعصاب B1. B3. B6. D(بببد)

لاغري: اي بي سي دي ايي اف … (يعني      A. B. C. D. E. Fمنتهي    Bآن شامل B1+2+3+6+1  است با اين توضيح كه B11 ، يعني كارنيتين از آن اشتها آورهاست).

چاقي مفرط: C  E.B1. I   (و اختصاصاً براي اضافه چربي:  J)

ريزش مو: B2. B5. B8 (ببب)

زكام: داس D+A+S

بي اشتهايي: سبد يعني C. A. B 1+2+8+11. D (مخصوصاً اگر اين سبد خوردني پر از ويتامين   B11باشد چون   B11معروف به ويتامين اشتهاست(.

قاعدگي دردناك: باده (B1+3+6  A. D+E)

يبوست: كاسب (يعني  B1 =2=3=5=6 K A C)

فقط ويتامين دندان ؛: عدس (A.D.C)

آنژين: ابس شامل A+B1+C

دردهاي عصبي:   B1. B6. B12  (يعني ويتامين پ فارسي چون ب+ب+ب مي شود پ)

اشكال رشد (سِِِبد، همان سبد منتهي با لهجه … آره  يعني    A+D+B(كمپلكس). C .E

طاسي: اگر آدم طاس شود بايد 6 بار بوق بزند و يه بار «آي” بكشد يعني:I+B1+B2+B3+B6+B8

و اما …… اين بار رمزها را  مي گويم؛ اصطلاحات را خودتان پيدا كنيد!

پيري: B3  و ٍٍE

فشار خون بالا: B2. B3. C2. E. I. J. P. B1   (كمي شبيه لاغري شد)

خشكي و سختي پوست: A. B1. B2. C. C2. P   و كلاً براي بيماري هاي پوستي B3  (البته B3 ضد اسهال هم هست)

تب: A. C

دوپينگ:  C. B. B6.B3 , و ؟؟؟

ضد تهوع:   B6(الته اگر تهوع شما ناشي از خوشي مسافرت هوايي يعني در هواپيما باشد   B1موثر است.)

ضعف تغذيه:  Bكمپلكس

كاهش حافظه:  B1+B3

ورم پلك: B8. B2. C. A

سنگ كليوي: E. B13. B6

نفخ:   B13(چون بي اش 13 است فكر نكنيد كه نحس است بلكه نحسي معده را از بين مي برد)

كار فكري زياد: Bكمپلكس و C

ويتامين هاي متخاصم و ويتامينهاي متحد

اگر بدون توجه به اختلالات احتمالي و بدون داشتن بيماري خاص مي خواستيد ويتامين خواري كنيد بايد به شما عرض كنم كه بعضي از ويتامين ها دوستان نابابي براي همديگر هستند و اگر آن ها را با هم وارد بدن تان كنيد بايد منتظر باشيد كه كمي هم بي ادبي و بي تعادلي از خود نشان دهند …

از طرفي بعضي از ويتامين ها هم خيلي با همديگر سازگار و صميمي هستند. مثلاً تركيب ويتامين هاي C+B3+P يك گروه دوستي است كه براي همه بزرگسالان توصيه مي شود. حالا اگر در اين تركيب ويتامين J را جايگزين B3 كنيد كارايي اين گروه دوستي تغيير مي كند و توانايي اصلي آن ها سم زدايي از كبد خواهد شد. گروه هاي سازگار و ناساز گار مختلفي بين ويتامين ها و مواد معدني و كلاً ريز عنصر ها وجود دارد البته گروه هاي دوستي فقط در ميان ويتامين ها با هم نيست بلكه چنين هم خواني هايي ميان بعضي از ويتامين ها با بعضي از اسيدهاي آمينه يا مواد معدني هم وجود دارد. بعنوان مثال به گروه هاي دوستي زير توجه كنيد:

ويتامين  Aاثر بخشي بيشتري با كلسيم، فسفر، منيزيم و سيلينيوم دارد.

ويتامين B با كوبالت، مس، آهن، منگنز و پتاسيم رفيق تر است.

ويتامينC علاقه بيشتري به كلسيم، مس، منيزيم، سلنيوم و سديم دارد وقتي با آن ها است كارهاي بيشتري از او بر مي آيد.

ويتامين E كلسيم، آهن، منگنز، فسفر، پتاسيم، سلينيوم، سديم و روي را به عنوان هم گروه هايش ترجيح مي دهد و با آن ها بهتر مي تواند كار كند.

ويتامين طبيعي به از ويتامين مصنوعي

ويتامين ها به مقدار اندك در ميوه ها و سبزي ها و ديگر غذاهاي طبيعي وجود دارند. اما همين مقدار اندك، بسيار با اهميت تر و تأثير گذار تر از ويتامين هايي است كه به صورت مصنوعي تهيه مي شوند. ويتامين هاي مصنوعي تأثير گذارند اما ممكن است پيامدهاي منفي (هر چند ضعيف) را نيز به دنبال داشته باشند. بنابراين فقط وقتي از ويتامين مصنوعي استفاده كنيد كه ويتامين طبيعي در دسترس نيست.

نكته: اگر مجبور شديد كه از ويتامين مصنوعي استفاده كنيد بد نيست كه در جعبه آن ها چند دانه برنج بگذاريد چون برنج با جذب رطوبت، مانع از مرطوب و تخريب شدن قرص هاي ويتامين مي شود.

اگرچه هر گردي گردو نيست ولي هر ويتي ويتامين است

فكر مي كنيد چند نوع ويتامين وجود دارد ؟ بيشتر مردم جوابشان به اين سوال، ويتامين هاي  B. A(از B1 تا B6وB12)  .D. C. B  و   Eاست. ولي جواب درست به اين سوال كه چند نوع ويتامين وجود دارد اين است:

خدا مي داند چند نوع ويتامين وجود دارد اما تا زمان ما اين ويتامين ها كشف شده:

چندتايي كه بالا گفتم بعلاوه PP .O. N. M. L. K. J. I. H. G. F (با پَپه  اشتباه نگيريد) PH، U.T

از طرفي وقتي مي شنويم ويتامين  B1تا  B12فكر نكنيم كه از   B1تا  B12ويتامين  داريم در واقع ويتامين هاي B معروف تر عبارتند از: B1 تاB12. B8. B10  B6  .

بنابراين عملاً ويتامين   B9 و B8 و B7نداريم. اما تعدادي ديگر از ويتامين هاي   Bداريم كه به دليل ناتواني در امر تبليغات و نتيجتاً مشهور نشدن، معرف حضورما نيستند مانند:

BX. BT. BC. B17. B15. B13

ويتامين ها را دور نريزيد:

اگر مي خواهيد ويتامين هاي خود را از ميوه ها و سبزيجات و غذاهاي معمولي تهيه كنيد (كه بهتر است همين كار را بكنيد مگر اينكه غذاهاي طبيعي در دسترس نباشد) چند گفته را ناگفته نگذاريم:

سبزيجات را بعد از شستن، مدت زيادي در آب نگه نداريد تا ويتامين آن ها «زيادي كم» نشود.

سالاد را همان موقعي كه مي خواهيد بخوريد درست كنيد مخصوصاً‌ گوجه فرنگي را.

سبزي ها را با يك چاقوي تيز و در عين تميز كاري، برش بزنيد چون ويتامين هاي   AوC خود را در نتيجه ناشي بازي هنگام خرد كردن، از دست مي دهند.

اگر نتوانستيد ميوه و سبزي را تازه تازه مصرف كنيد، توجه داشته باشيد كه سبزيجات و ميوه جاتي كه فوراً منجمد شده اند عناصر حياتي شان بيشتر از آن هايي است كه چند روز در يخچال بوده اند.

سبزيجات منجمد شده را همان طور  در حالت منجمد بپزيد و سعي نكنيد اول يخ آن را ذوب كنيد.

غذاهاي تازه از منجمد شده كاملاً بهتر اند اما غذاهاي منجمد هم كاملاً از كنسرو شده بهتر اند.

هر چه زمان پختن و آب غذاهاي حاوي سبزي، كمتر باشد، تاثيرگذاري ويتاميني آنها، مؤثر تر است.

شيرهايي كه در بطري هاي بي رنگ هستند در مقابل نور آفتاب ويتامين هاي  A.D و  B2خود را از دست مي دهند. نان ها هم در برابر نور مواد تغذيه ايي خود را مي بازند.

موادي كه هنگام تهيه، برشته يا قهوه ايي رنگ مي شوند ويتامين  كمتري دارند. همچنين اگر به ويتامينC و B1بيشتري احتياج داريد، در غذاي خود جوش شيرين نريزيد.

وقتي غذا را در ظروف مسي مي پزيد ويتامين هاي E، Cو اسيد فوليك آن ها از بين مي رود. در عوض ظروف آهني مي توانند آهن غذاي شما را بيشتر كنند (شوخي نمي كنم) ولي ويتامين   Cرا  از بين مي برند .

تاليف :پريا ( شباب حسامی)

روش جدید درمان بیماری ها با استفاده از ویتامین درمانی

داروشناسي طبيعي- قسمت دوم

در اواخر دوران بربريت مدرن بود كه بيماري بري بري براي اولين بار توسط «فونك» ضربه فني شد. فونك با اعتقاد به اصل «از آب كره بگير» توانست از پوسته برنج ماده ايي كريستالي را بدست بياورد كه بيماري بري بري را «برو بيرون» مي كند يعني از بدن بيرون مي كند. او نام اين ماده عجيب را «آمين حياتي» گذاشت و بنابراين كلمه ويتامين از كلمه «آمين حياتي» گرفته شد. ويتامين ها عناصري هستند كه بدن براي انجام فعاليت هاي حياتي خود به آن احتياج دارد اما قادر به ساختن آن ها نيست و بنابراين بايد آن ها را از طريق تغذيه بدست بياورد. مصرف ويتامين ها آنقدر ضرورت دارد كه يكي از ويتامين شناسان بزرگ مي گويد: «اگر انسان ويتامين ها را مصرف نكند بيمار مي شود اما اگر ديگر عناصر مورد نياز خود را مصرف نكند فقط دچار ناراحتي مي شود» البته همين تأكيد بر ضرورت مصرف ويتامين ها، تصورات اشتباهي را هم درباره آن ها به وجود آورده است. مثلاً عموم مردم فكر مي كنند همه ويتامين ها براي همه بيماري ها و نارسايي ها تأثير مثبت دارند. اتفاقاً‌در اين مقاله، توصيه من اين است كه فكر نكنيد همه ويتامين ها براي همه بيماري ها و نارسايي ها مناسب اند. فكر كنيد كه براي هر نوع نارسايي و بيماري ويتامين هماهنگ با خودش كاربرد دارد. و حتي فكر كنيد بعضي از ويتامين هاي ناهماهنگ مي توانند بعضي از اختلالات را تشديد نمايند…

:ادامه حكايت كشف ويتامين ها و شكل گيري ويتامين درماني

لينوس پالينگ، كه دو بار برنده جايزه نوبل شده بود، در سال 1968 از روشي به نام «پزشكي اورتو ملكولر» سخن گفت. «اورتو» به معني ايده آل و بهترين است. قدم اول او كه انعكاسي جهاني يافت، تاكيد او در مصرف مقدار زياد ويتامين c براي جلوگيري از سرماخوردگي بود. اين، تنها قدم اول بود. در قدم هاي بعدي، درمانگران اين روش، به درمان ديگر بيماري ها بوسيله ويتامين هاي مختلف پرداختند. از بيماري هاي جسمي گرفته تا اعتيادهاي مختلف و حتي بيماري هاي رواني و عصبي. اورتوملكولرها  براي شيوه درماني خود به چند دليل استناد مي كردند.

يك. روده بسياري از انسانها، به دليل زندگي متمدن، در شرايطي قرار گرفته است كه قادر به جذب ويتامين ها نيست بنابراين بايد ويتامين ها را به صورت مصنوعي به خورد بدن داد.

دو. مغز انسان براي عملكرد مطلوب خود به انواع ويتامين ها نياز دارد و بسياري از بيماري هاي رواني و ذهني، به دنبال كمبود برخي از ويتامين ها بوجود مي آيند.

سه. با تغيير ميزان تراكم عناصر موجود در بدن انسان مي توان به بيماران كمك كرد.

لازم به ذكر است كه در روش مگاويتامين، بر تجويز بعضي از ويتامين ها مانند ويتامين C  و   B3ودر مواردي ويتامين  E و  B و  A تاكيد بيشتري مي شود.

در اين مقاله كوتاه، سعي دارم تا شما را با كليات،‌ و نكات كاربردي تر و مهم تر «ويتامين درماني» آشنا كنم. در ويتامين درماني براي هر بيماري و اختلالي تجويزي ويتاميني وجود دارد اما در اينجا قصد من اين نيست كه به همه بيماري ها و اختلالات اشاره كنم بنابراين بعضي از شايع ترين اختلالات را ذكر مي كنم

:و حالا چند نسخة درماني فوق العاده

آدم طاس بايد شش بار بوق بزند و يك بار آي بكشد.

دردهاي عصبي را با ويتامين «پ» فارسي (و نه انگليسي) مي شود تخفيف داد.

داروي فشار خون پايين «اسب» است.

بوي بد دهان را با «جيپس» مي توان رفع كرد.

اگر كسي خستگي اعصاب داشته باشد بايد خود را با كلمه «بد» كه توسط يك الكن تلفظ مي شود درمان كند. نسخة او «بببد» است. و كسي كه مي خواهد دوپينگ كند كافي است با همين روش كلمة بس را بگويد يعني بگويد «بببس»

كساني كه لاغرند و مي خواهند وزن شان اضافه شود داروي شان در الفباي انگليسي است .

آدم چاق را بايد لام سيبيلش را كند.

كسيكه ريزش مو دارد بايد با سه سوت بگويد «ب» اما بع نگويد چون در شأن گوسفند هاست.

درمان «زكام» در «داس» است.

بي اشتهايي را با «سبد» مي شود حل كرد و اشكال در رشد كردن را با «سِبد»

درمان قاعدگي دردناك به كمك «باده» صورت مي گيرد.

يبوست را با «كاسب» مي شود از بين برد.

اگر دندان هايتان فقر ويتامين دارد راه حل در «عدس» است اما نه عدس خوردني.

براي درمان آنژين بايد اسب را مثل دو ساله ها تلفظ كرد و گفت «ابس» (نه اشب) بقيه را هم ديگر خودتان حدس بزنيد.

رمز گشايي

اصطلاحاتي كه در بالا ذكر شد، همه واقعي بودند. اين اصطلاحات، تركيب ويتاميني درمان كننده را در مورد بيماري مربوطه نشان مي دهند. بنابراين:

ويتامين درماني طاسي مي شود: ويتامين هاي  B1+B2+B3+B6+B+I (يعني 6 بار بوق بزند يك بار آي بكشد

دردهاي عصبي: B12+B6+B1 (وقتي سه تا ويتامين ب را با هم جمع كني يك ويتامين پ فارسي به دست مي آيد يعني: ب+ب+ب = پ

فشار خون پايين: اسب يعني A.C.B1)

بوي بد دهان: جيپسG.I.P.C))

خستگي اعصاب B1. B3. B6. D(بببد)

لاغري: اي بي سي دي ايي اف … (يعني      A. B. C. D. E. Fمنتهي    Bآن شامل B1+2+3+6+1  است با اين توضيح كه B11 ، يعني كارنيتين از آن اشتها آورهاست).

چاقي مفرط: C  E.B1. I   (و اختصاصاً براي اضافه چربي:  J)

ريزش مو:B2. B5. B8 (ببب)

زكام: داس D+A+S

بي اشتهايي: سبد يعني C. A. B 1+2+8+11. D (مخصوصاً اگر اين سبد خوردني پر از ويتامين   B11باشد چون   B11معروف به ويتامين اشتهاست(.

قاعدگي دردناك: باده (B1+3+6  A. D+E)

يبوست: كاسب (يعني  B1 =2=3=5=6K A C)

فقط ويتامين دندان ؛: عدس (A.D.C)

آنژين: ابس شامل A+B1+C

دردهاي عصبي:   B1. B6. B12  (يعني ويتامين پ فارسي چون ب+ب+ب مي شود پ)

اشكال رشد (سِِِبد، همان سبد منتهي با لهجه … آره  يعني    A+D+B(كمپلكس). C .E

طاسي: اگر آدم طاس شود بايد 6 بار بوق بزند و يه بار «آي” بكشد يعني:I+B1+B2+B3+B6+B8

و اما …… اين بار رمزها را  مي گويم؛ اصطلاحات را خودتان پيدا كنيد!

پيري:B3  وE

فشار خون بالا:B2. B3. C2. E. I. J. P. B1   (كمي شبيه لاغري شد)

خشكي و سختي پوست:A. B1. B2. C. C2. P   و كلاً براي بيماري هاي پوستي B3  البته B3 ضد اسهال هم هست

تب:A. C

دوپينگ: C. B. B6.B3 ,و ؟؟؟

ضد تهوع:   B6(الته اگر تهوع شما ناشي از خوشي مسافرت هوايي يعني در هواپيما باشد   B1موثر است

ضعف تغذيه: Bكمپلكس

كاهش حافظه: B1+B3

ورم پلك:B8. B2. C. A

سنگ كليوي:E. B13. B6

نفخ:  B13(چون بي اش 13 است فكر نكنيد كه نحس است بلكه نحسي معده را از بين مي برد)

كار فكري زياد:Bكمپلكس و C

ويتامين هاي متخاصم و ويتامينهاي متحد

اگر بدون توجه به اختلالات احتمالي و بدون داشتن بيماري خاص مي خواستيد ويتامين خواري كنيد بايد به شما عرض كنم كه بعضي از ويتامين ها دوستان نابابي براي همديگر هستند و اگر آن ها را با هم وارد بدن تان كنيد بايد منتظر باشيد كه كميهم بي ادبي و بي تعادلي از خود نشان دهند …

از طرفي بعضي از ويتامين ها هم خيلي با همديگر سازگار و صميمي هستند. مثلاً تركيب ويتامين هاي C+B3+P يك گروه دوستي است كه براي همه بزرگسالان توصيه مي شود. حالا اگر در اين تركيب ويتامين J را جايگزين B3 كنيد كارايي اين گروه دوستي تغيير مي كند و توانايي اصلي آن ها سم زدايي از كبد خواهد شد. گروه هاي سازگار و ناساز گار مختلفي بين ويتامين ها و مواد معدني و كلاً ريز عنصر ها وجود دارد البته گروه هاي دوستي فقط در ميان ويتامين ها با هم نيست بلكه چنين هم خواني هايي ميان بعضي از ويتامين ها با بعضي از اسيدهاي آمينه يا مواد معدني هم وجود دارد. بعنوان مثال به گروه هاي دوستي زير توجه كنيد:

ويتامين  Aاثر بخشي بيشتري با كلسيم، فسفر، منيزيم و سيلينيوم دارد.

ويتامين B با كوبالت، مس، آهن، منگنز و پتاسيم رفيق تر است.

ويتامينC علاقه بيشتري به كلسيم، مس، منيزيم، سلنيوم و سديم دارد وقتي با آن ها است كارهاي بيشتري از او بر مي آيد.

ويتامين E كلسيم، آهن، منگنز، فسفر، پتاسيم، سلينيوم، سديم و روي را به عنوان هم گروه هايش ترجيح مي دهد و با آن ها بهتر مي تواند كار كند.

ويتامين طبيعي به از ويتامين مصنوعي

ويتامين ها به مقدار اندك در ميوه ها و سبزي ها و ديگر غذاهاي طبيعي وجود دارند. اما همين مقدار اندك، بسيار با اهميت تر و تأثير گذار تر از ويتامين هايي است كه به صورت مصنوعي تهيه مي شوند. ويتامين هاي مصنوعي تأثير گذارند اما ممكن است پيامدهاي منفي (هر چند ضعيف) را نيز به دنبال داشته باشند. بنابراين فقط وقتي از ويتامين مصنوعي استفاده كنيد كه ويتامين طبيعي در دسترس نيست.

نكته: اگر مجبور شديد كه از ويتامين مصنوعي استفاده كنيد بد نيست كه در جعبه آن ها چند دانه برنج بگذاريد چون برنج با جذب رطوبت، مانع از مرطوب و تخريب شدن قرص هاي ويتامين مي شود.

اگرچه هر گردي گردو نيست ولي هر ويتي ويتامين است

فكر مي كنيد چند نوع ويتامين وجود دارد ؟ بيشتر مردم جوابشان به اين سوال، ويتامين هاي  B. Aاز B1 تا B6وB12)  .D. C. B  و   Eاست. ولي جواب درست به اين سوال كه چند نوع ويتامين وجود دارد اين است:

خدا مي داند چند نوع ويتامين وجود دارد اما تا زمان ما اين ويتامين ها كشف شده:

چندتايي كه بالا گفتم بعلاوه PP .O. N. M. L. K. J. I. H. G. F (با پَپه اشتباه نگيريد) PH، U.T

از طرفي وقتي مي شنويم ويتامين  B1تا  B12فكر نكنيم كه از  B1تا  B12ويتامين  داريم در واقع ويتامين هاي B معروف تر عبارتند از: B1 تاB12. B8. B10  B6  .

بنابراين عملاً ويتامين   B9 و B8 و B7نداريم. اما تعدادي ديگر از ويتامين هاي   Bداريم كه به دليل ناتواني در امر تبليغات و نتيجتاً مشهور نشدن، معرف حضورما نيستند مانند:

BX. BT. BC. B17. B15. B13

ويتامين ها را دور نريزيد

اگر مي خواهيد ويتامين هاي خود را از ميوه ها و سبزيجات و غذاهاي معمولي تهيه كنيد (كه بهتر است همين كار را بكنيد مگر اينكه غذاهاي طبيعي در دسترس نباشد) چند گفته را ناگفته نگذاريم:

سبزيجات را بعد از شستن، مدت زيادي در آب نگه نداريد تا ويتامين آن ها «زيادي كم» نشود.

سالاد را همان موقعي كه مي خواهيد بخوريد درست كنيد مخصوصاً‌ گوجه فرنگي را.

سبزي ها را با يك چاقوي تيز و در عين تميز كاري، برش بزنيد چون ويتامين هاي   AوC خود را در نتيجه ناشي بازي هنگام خرد كردن، از دست مي دهند.

اگر نتوانستيد ميوه و سبزي را تازه تازه مصرف كنيد، توجه داشته باشيد كه سبزيجات و ميوه جاتي كه فوراً منجمد شده اند عناصر حياتي شان بيشتر از آن هايي است كه چند روز در يخچال بوده اند.

سبزيجات منجمد شده را همان طور  در حالت منجمد بپزيد و سعي نكنيد اول يخ آن را ذوب كنيد.

غذاهاي تازه از منجمد شده كاملاً بهتر اند اما غذاهاي منجمد هم كاملاً از كنسرو شده بهتر اند.

هر چه زمان پختن و آب غذاهاي حاوي سبزي، كمتر باشد، تاثيرگذاري ويتاميني آنها، مؤثر تر است.

شيرهايي كه در بطري هاي بي رنگ هستند در مقابل نور آفتاب ويتامين هاي  A.D و  B2خود را از دست مي دهند. نان ها هم در برابر نور مواد تغذيه ايي خود را مي بازند.

موادي كه هنگام تهيه، برشته يا قهوه ايي رنگ مي شوند ويتامين  كمتري دارند. همچنين اگر به ويتامينC و B1بيشتري احتياج داريد، در غذاي خود جوش شيرين نريزيد.

وقتي غذا را در ظروف مسي مي پزيد ويتامين هاي E، Cو اسيد فوليك آن ها از بين مي رود. در عوض ظروف آهني مي توانند آهن غذاي شما را بيشتر كنند (شوخي نمي كنم) ولي ويتامين   Cرا  از بين مي برند .

 

www.ostad-iliya.org