نامه سرگشاده جمعیت الاهیون ایران به رهبران دنیا بعد از سومین دستگیری استاد ایلیا رام الله

به نام حقیقت وآزادی

نامه سرگشاده جمعیت ال یاسین به رهبران دنیا بعد از سومین دستگیری استاد ایلیا رام الله (پیمان فتاحی)

بخشی از این نامه:

كيهان (معروف ترين سخنگوي حكومت اسلامي) با استناد به مطالبي از اولين كتاب الياس كه در سن 23 سالگي ايشان منتشر شده است ، او را در كنار دالايي لاما، سايي بابا (رهبر معنوي هندي)، اشو راجنيش (معلم بزرگ هندي كه به قول حكومت اسلامي، غرب را به فساد كشيده است)، پال توئيچل (بنيانگذار مكتب اكنكار) و كريشنا مورتي، بعنوان سرچشمۀ تهديدات جديد فكري و معنوي براي ايران و اسلام معرفي مي كند. تعداد زيادي از نشريات وسايت ها و نويسندگان روحاني به تبعيت از دو ارگان اصلي رسانه اي حكومت اسلامي (كيهان و جمهوري اسلامي) عيناً همان حملات را با شدت هاي مختلف تكرار مي كنند: مهر نو، رسالت، جوان، زن روز، روزهاي زندگي و … خبرگزاري فارس، جهان نيوز، اديان نيوز و …

این نامۀ تصویری را می توانید اینجا دریافت نمایید

 

با الهام از آيه «بسم الله الرّحمن الرّحيم»(قسمت اول)- پیمان فتاحی

«بسم الله الرحمن الرحیم گنج بشارتهای الهیست که اگر گشوده شود، انسان از همۀ بشارتهای آسمانی برخوردار خواهد  شد.»                             ايليا «ميم»

با الهام از آيه «بسم الله الرّحمن الرّحيم»

(قسمت اول)

اسلام دين محبت است. دين صلح و بخشش و پيوند است… اين را جزء به جزء شريعت اسلام مي‌گويد و بلكه فرياد مي‌زند. «بسم‌‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم» يكي از اجزاء بنيادي اسلام و قرآن است. اگر به همين يك جزء توجه كنيد، همة اسلام را در آن خواهيد يافت و تمام پيام قرآن را درك خواهيد كرد. كتابي كه تقريباً همة سوره‌هايش با «بسم‌‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم» شروع مي‌شود، خود به وضوح اين پيام را مي‌رساند و محتوا و جهت اصلي آن محبت و بخشندگي است. در يك مورد هم كه با «بسم‌‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم» شروع نشده، در جاي ديگر آن را دو بار آورده است… چرا سوره‌هاي قرآن اينطور شروع مي‌شود؟ چرا با كلام ديگري آغاز نمي‌شود؟ دليل تكرار پي در پي اين آيه عاشقانه چيست؟ همين نشان مي‌دهد كه خدايي كه اسلام از آن مي‌گويد، پيش از هر چيز و بيش از هر چيز ديگر، مهربان و بخشنده است و چنين خدايي، از مؤمنان به خود، انتظار مهرباني و بخشودن دارد. تأكيد قرآن و اسلام بيش از هر چيز، آن است كه‌ اي مردم محبت را دريابيد و مهرباني كنيد و الاّ چرا همة پيام‌هاي خود را با عبارت به نام خداوند بخشنده و مهربان آغاز مي‌كند. چرا جملة ديگري، آغازكننده نيست. قرآن با جمله به نام خداوند انتقام‌گيرنده، به نام خداوند متكبر و به نام خداوند عادل شروع نشده، پس خدايي كه در دل آيات قرآن نهفته است، در اول و آخر مهربان و بخشنده است. اگر هم صفت ديگري دارد، اين ويژگي او حالتي است از محبت بي‌پايانش.

خداوند عادل است، اما بخشش خود را بر عدالت خويش برتري مي‌دهد. حساب‌گر است، اما داوري و حساب‌گري او تحت‌الشعاع بخشش لايزال اوست…

اما رحمن و رحيم به اين معنا نيست كه خداوند مجازات نمي‌كند. وقتي پدر و مادري فرزند خود را دوست دارند، اين محبت را هميشه به يك شيوه به او نشان نمي‌دهند. گاهي به او مستقيم محبت مي‌كنند، مستقيماً به او هديه مي‌دهند. اما گاهي لازم است اين مهرباني، شكل ديگري به خود بگيرد. وقتي والدين مي‌بينند كه فرزندشان در معرض خطر قرار دارد، اگر اين فرزند با نرمي و مهرباني متوجه شد، كه تبعيت مي‌كند و از خطر خلاصي مي‌يابد، اما اگر گوش نكرد، به خاطر خودش، به خاطر محبتي كه والدين به او دارند، با سياست و اگر نشد، با قدرت با او رفتار مي‌كنند. اما اين قدرت خشونت نيست، اين عين محبت است. اين اجبار ظاهري، باطني جز توجه و دلسوزي والدين ندارد. خشم و مجازات خدا هم شبيه همين است. عذابي كه خداوند متوجه بندة خود مي‌كند، تماماً محبت و رحمت است. مثل طبيب بسيار مهرباني كه مي‌خواهد غدّه‌‌اي كشنده را از بدن بيمار خود بيرون بياورد. او به جراحي متوسل مي‌شود، اما اين جراحي، اين عذاب كشيدن و رنج بردن، چيزي جز محبت نيست. پس خداي قهار، همان خداي رحمان است. قهر او همان مهر اوست. سيلي او، نوازش‌هاي عاشقانة اوست. تلاش عاشق است براي نجات معشوق. براي بيدار كردن او و بيرون آوردنش از خواب مرگ و غفلت. عدالت خدا هم عين مهر و رحمت اوست. پدر و مادري كه فرزندان زيادي دارند، وقتي بخواهند همة فرزندان خود را محبت كنند، يكي از وجوه اين محبت آن است كه اجازه ندهند آن‌ها به يكديگر آسيب برسانند، همديگر را در خطر بيندازند و به حقوق همديگر تجاوز كنند. اينجاست كه محبت، به شكل عدالت خود را آشكار مي‌كند. خداوند عاشق، خداوند عادل مي‌شود. اين عدل عاملي است براي تحقق عشق و محبت خداوند، به همة مخلوقات خود…

پس عدلي كه اساس آن محبت نباشد، از سنخ عدل الهي نيست. خشم و قهري كه باطن آن رحمت و محبت نباشد، نه خدايي است و نه براي خدا. خداخواهانه نيست، نفساني و خودخواهانه است…

«لااله‌الاّهو»، يگانگي خداوند، پيامي است كه همة اديان آسماني بر آن تأكيد داشته‌اند. لكن هر ديني پيام‌هاي اختصاصي خود را دارد. درست است كه اولين فرياد قرآن، «لااله‌الاّالله» است، اما اين فريادي است كه در اديان و كتب نوراني ديگر هم، اگر تحريفات آن‌ها را در نظر نگيريم وضوح دارد. پيام منحصر به فرد و اختصاصي اسلام بعد از «لااله‌الاالله» كه پيام مشترك اديان است، «بسم‌‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم» است و اين به بشر مي‌گويد اسلام دين رحمت است، نه خشونت. اسلام آيين محبت است، نه نفرت. خدايي كه اسلام وصفش مي‌كند عاشق است. عاشق مخلوق خود است و او عاشق‌ترين است، «ارحم‌الراحمين» است و هم‌جنس، هم‌جنس مي‌طلبد. كسي كه عاشق نيست، اين خدا را نمي‌فهمد و بلكه از فهم و تجربه‌اش (كه خود الله اكبر فهم‌ناپذير است) بسيار دور است. كسي كه عاشق نيست قرآن را نمي‌فهمد. منظور آيات را در نمي‌يابد. چون نخست مي‌گويد: «بسم‌‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم»، وقتي مي‌گويي به نام خداوند بخشندة مهربان نمي‌تواني با نفرت و بدي عمل كني. اگر تو خداي مهربان را بپرستي، پس تو هم مهرباني. اگر الآن بگويي به نام خداوند بخشنده، اگر به راستي بگويي، پس تو هم اكنون بخشنده‌اي. چون انسان شبيه هماني مي‌شود كه آن را مي‌پرستد و تسليم اوست. اگر خداي تو رحمن و رحيم است و اگر تو واقعاً چنين خدايي را مي‌پرستي، پس تو هم بايد رحمان و رحيم باشي. مشت، نمونة خروار است و قطره مي‌تواند از دريا خبر دهد. اگر تو مهرباني، پس معلوم است كه خدايي هم كه تو مي‌پرستي مهربان است و اگر عدالت داري، پس خدايي كه تسليم او هستي عادل است و اگر صفت خداوند تو، در تو نيست، پس به واقع «او» خداوند تو نيست و تو خود را در اختيار جز «او» قرار داده‌اي و جز «او» را شنيده‌اي…

 

برگرفته از کتاب تعاليم حق (الاهيسم) ـ اثر ايليا «ميم»

انتشار اول در نشريه تفكر متعالي – شماره 4

www.ostad-iliya.org

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, عکس از ایلیا رام الله, عکس از پیمان فتاحی, عکس از ضد فرقه رام الله, ایلیا میم کیست, ایلیا میم رام الله کیست, مستندات ضد فرقه رام الله, جریان ضد   فرقه رام الله, بررسی کارهای پیمان فتاحی, علل ضد  فرقه بودن رام الله, سخنان پیمان فتاحی, برچسب دروغ سرکرده فرقه به پیمان فتاحی, اتهام دروغ سرکرده فرقه به ایلیا میم رام الله, صفحات پیمان فتاحی, صفحات ایلیا رام الله, دانلود فیلم های ایلیا میم رام الله, دانلود فیلم ها و عکس های پیمان فتاحی, دانلود فایلهای پی دی اف مربوط به پیمان فتاحی, دانلود کتاب های منتسب به سخنرانی های پیمان فتاحی,, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین , ایلیا میم , ایلیا میم رام الله , ایلیا میم رام اله , ایلیا رام الله , استاد ایلیا , استاد ایلیا میم رام الله , رام الله , رامالله , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, دانلود صحبت ها و حرف های ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی, اشنایی کامل و اجمالی با تفکر ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی -ضد فرقه رام الله, سایتها و وبلاگ های هواداران طرفداران و دوستداران ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, همه صحبت ها و سخنرانی های ایلیا رام الله -پیمان فتاحی,عرفان رام الله, عرفان رام اله, عرفان ایلیا میم رام الله, عرفان رامالله, جنبش معنوی ایلیا میم رام الله, معنویت ایلیا میم رام الله, عرفان ایلیا, عرفان الیاس رام الله , ویژگی های متمایز کننده ضد فرقه رام الله ایلیا -پیمان فتاحی, همه مقالات معتبر درباره ایلیا رام الله -پیمان فتاحی, خبرهای موجود در اینترنت در مورد پیمان فتاحی – ضد فرقه ایلیا میم رام الله, وب سایت رسمی طرفداران ایلیا میم رام الله, نحوه ارتباط با پیمان فتاحی – ضد فرقه رام الله, جستجوی تمام اطلاعات موجود در اینترنت از  پیمان فتاحی,درباره ایلیا, درباره رام الله, درباره پیمان فتاحی, ایلیا چه می گوید, ایلیا, رام اله, فتاحی پیمان

معجزه گري، جادوگري، فياض يا هنرهاي ماورائي- به روایت شاگردان ایلیامیم

معجزه گري، جادوگري، فياض يا هنرهاي ماورائي

 

به روايت ال ياسين

يكي از اتهاماتي كه در محافل مختلف بر عليه ايليا مطرح مي شد يا حتي در بعضي از سخنراني ها بصورت سؤال طرح مي شد، اتهام ساحري و جادوگري بود. از اولين سالي كه ايليا رسماً آموزش هاي خود را براي عموم مردم شروع كرد اين اتهام به شكل هاي مختلف مطرح مي شد و ما مي دانستيم كه از چند سال قبل هم همواره اين اتهام مطرح بوده است. حتي بعضي از افرادي كه ارتباط خانوادگي با او داشتند او را متهم به سحر و جادوگري مي كردند و از همان دوران نوجواني بعضي ها ايشان را ساحر و جادوگر مي دانستند. منتهي ساحري كه سحر و جادوي خود را به هيچ قيمتي نمي فروشد، حاضر نيست با آن براي كسي كاري انجام دهد و فقط آن را به عده اي «ديوانه و سرسپرده» آموزش مي دهد. نمي توان گفت كه اين اتهام مثل اتهاماتي از قبيل تكثرگرايي، تبليغ مسيح و كتاب مقدس و كفر و الحاد، اتهامي سازمان يافته و برنامه ريزي شده بود، چون سابقۀ آن به سالها پيش از آموزش هاي عمومي باز مي گشت و دلايلي هم وجود داشت كه زمينه را براي اين اتهام فراهم مي كرد.

ايليا از سالهاي نوجواني با بعضي از بزرگان باطني و اقطاب ارتباط داشت. به ملاقات آنها رفته بود و مدتي را با هر يك از آنان سپري كرده بود. در ميان اين افراد دو سه نفر (در كوير مركزي ايران) بودند كه به روش هاي حروفي، عددي، ارواح و كلاً علم سيميا و تسخير اشتغال داشتند. ايليا علاوه بر بهره گيري از دانايي و خرد بزرگان ديگر، يافته هاي بسياري ازاين افراد داشت. از طرفي از همان نوجواني همواره وقايع عجيب و خارق العاده اي از او ديده مي شد. كارهايي كه براي بينندگان توضيح آن از چند حال خارج نبود. يا معجزه است يا جادو. بعضي ها هم كه  با بدبيني و انكار نگاه مي كردند به اين نشانه هاي عجيب كه همگي آنها حاكي از پشتيباني الهي و حمايت خداوند بود مي گفتند توهم زدگي يا چشم بندي. اما تكرار اين اتفاقات خارق العاده به حدي بود كه توهم بودن آنها توصيفي تمسخرانگيز و كاملاً نامعقول به نظر مي رسيد. دليل ديگري كه بعضي ها به اين اعمال خارق العاده، سحر و جادو مي گفتند، زمينۀ فرهنگي نامساعد بود. به فرض در همان سالهاي نوجواني، در حالي كه بسياري از ما كه كارهايي خارق العاده و بزرگ را از او ديده بوديم و به اين امر ايمان مطلق و يقين كامل داشتيم، به اين كارها مي گفتيم معجزه و منظورمان از معجزه، عملي خارج از عرف و توانايي هاي بالفعل در سطح انسانهاي عادي بود. اما در همان زمان اين واژه براي بقيه، حتي بقيه اي كه خودشان تجربه كرده بودند و باور داشتند قابل قبول نبود چرا كه معجزه براي آنها به معناي يك ويژگي اختصاص يافته به انبياء بود بنابراين بعضي از آنها به آن مي گفتند كرامت و بعضي ها مي گفتند سحر و جادو است. آنها هم مثل ما راه ديگري نداشتند. همان چيزي را مي گفتند كه ذهنيت و فرهنگ مربوطه به آن اجازۀ بيان مي داد. اگر اين اتفاق ها در هندوستان رخ داده بود به آنها مي گفتند صيدهي (سيدهي) يا ليلاز (بازيهاي الهي)، اگر در چين رخ داده بود مي گفتند نيروهاي آسمان. تانتريست ها به آن نيروهاي كنداليني مي گفتند. شمن ها به آن اقتدار روح مي گفتند و احتمالاً در فلان كشور متعصب و مسلمان به آن معجزه مي گفتند و خون دارندۀ آن را پاك مي دانستند چون مي گفتند كه اين معجزه است و اختصاص به پيامبران داشته. شانسي كه ايليا داشت اين بود كه در فرهنگ عرفاني و شيعه، جايي بعنوان كرامت براي اين موضوع باز شده بود. ايليا اعتقادي نداشت كه اينها معجزه يا كرامت يا جادوگري است. از آنها در چند طيف حرف مي زد. طيف اول كه كارهايي بزرگ بود و او خودش هم مي گفت من هم مثل شما شاهد هستم و واقعاً حيرت زده مي شد. مي گفت اينها مربوط به من نيست. هيچ كدام از اين كارها را انجام نداده ام و نمي توانم انجام دهم، هيچ اختياري در وقوع آنها نداشته ام. نمي دانم كه چطور اتفاق مي افتند. او مي گفت اينها كار من نيست، كار هيچ كس نيست و اگر كسي بگويد اينها را من انجام داده ام يا اشتباه مي كند يا به دروغ آلوده شده. اينها فيض و بخشش خداست. بركات و بارش هاي الهي است. اينها قدرت خداست و كار خداست نه كار من يا ديگري. مي گفت اينها دعاهاي روح است كه مستجاب مي شود و به دست روح خدا رخ مي دهد..

 

وقايع فياض و قانون من يشاء

من به اين طيف از اتفاقات و نشانه ها مي گفتم فيّاض چون ايليا با كلماتي مثل كرامت و معجزه و اينها موافق نبود.

ما شاهد بوديم و اين شهادتها را بصورت دسته جمعي مي نوشتيم و ثبت مي كرديم و اگر ميسر مي شد از شاهدان و تجربه كنندگان فيلم ضبط مي كرديم كه در آن تجربه ها، يافته ها و مشاهدات خود را توضيح مي دادند. ما شاهد بوديم كه در همان سالها او هر چيزي كه بصورت قطع و مسلم مي گفت اتفاق مي افتاد و اينها يكي و دو تا و صد تا نبود كه بگويم تصادفي بود بلكه چون توجه ما به آن جلب شده بود آنها را به دقت دنبال و ثبت و مستند مي كرديم. او خودش هم ايمان محكمي داشت و حد و مرزي براي دعا كردن و كلماتي كه در اتكاء به خداوند بيان مي شود و به ثمر مي رسد، قائل نبود. او براي آنكه ما را تسكين دهد و از بزرگ شدن خود در ذهن ما جلوگيري كند يك دورۀ بينشي را به ما پيشنهاد كرد. ما آيات و احاديث زيادي را مطالعه و بررسي مي كرديم كه در همۀ آنها بيان شده بود كه هر كسي با ايمان از خداوند چيزي بخواهد، رخ مي دهد. هر كسي واقعاً دعا كند دعايش مستجاب مي شود. هر كلمه اي كه با ايمان و يقين گفته شود تحقق پيدا مي كند. هر كسي ممكن است از فيض و رحمت و روح خدا برخوردار باشد. هر كسي كه به خدا توكل كند، قادر به انجام هر كاري است… اسم اين دورۀ بينشي «من يشاء» بود كه چكيدۀ آن مي شد اينكه خداوند هر چيزي كه بخواهد به هر كسي كه بخواهد مي بخشد. روح خود را، رحمت و فيض خود را، قدرت و نور خود را، بركات و امدادهاي خود را و هر مقام و حالتي كه بخواهد.[1]

اين دورۀ كوتاه به ما اين كمك را مي كرد كه بدانيم همۀ اين اتفاقات ممكن است براي هر انساني و حتي خود ما رخ دهد و بعد وقتي كه ايليا مي گفت اينها معجزه نيست، راحت تر باور مي كرديم. ايمان ايليا آنقدر بزرگ بود كه ما گمان نمي كرديم كاري وجود داشته باشد و او نتواند انجام دهد. همان زمان مي گفتند كه او مرده را زنده كرده، يك بار هم پرنده اي مرده را زنده كرد. چند مرتبه بيماران لاعلاج را فقط با يك كلمه شفا داده …

او اصرار داشت كه اتفاقات «فيّاض» را انجام نداده و تأكيد مي كرد كه نقشي در آنها ندارد و قادر به تكرار آنها نيست. او نقش خود را در اين اتفاقات در حالي انكار مي كرد كه بسياري شاهد وقوع آنها بودند و شايد همين انكار او سبب مي شد كه ايمان و باور ديگران بيشتر شود.

 

Zx و روش هاي روح گرا و تكنولژي باطني

طيف ديگري از اتفاقات خارق العاده و اعمال عجيب اتفاق مي افتاد كه ما به آن مي گفتيم فنون باطني كه به روش هاي nx و zx شناخته شده بودند. اين اعمال تفاوتهاي زيادي با اعمال فيّاض داشت و تفاوتش مثل آب كشيدن از چاه با سطل در مقايسه با چشمه و رودخانۀ جاري بود. مثل تفاوت آبگير و دريا بود. مثل تفاوت تجربۀ كوهپيمايي با ديدن كوهپيمايي در تلويزيون بود ولي همين nx ها و zx ها هم با توجه به دانش جهاني و متعارفي كه در اين زمينه وجود داشت، بي نظير و خارق العاده بودند. اينها يك نوع تكنولژي باطني و ذهني بودند كه البته شباهتي هم با مهندسي ذهن كه بعداً در آمريكا بر سر زبانها افتاد نداشتند. ايليا اين روش هاي روح گرا را در دوره اي به نام دورۀ نجومي كه به آن دورۀ اسرار يا روح زايي هم گفته مي شد به افرادي كه به آنها خيلي اعتماد داشت و آنها را شايسته و آماده مي ديد، تعليم مي داد. خود او احاطۀ استثنايي و كاملي در اين فنون باطني (nx و zx؛ تكنولژي باطني) داشت اما بعضي از شاگردان او نيز بزودي در شاخه هايي از اين فنون مهارت پيدا كردند. zx شامل هفت شاخۀ كلي و بزرگ و چند شاخۀ فرعي است. هر كارورزي در يكي از شاخه هاي فرعي تمرين و تجربه مي كرد اما ممكن بود بتواند در دو يا سه شاخۀ فرعي هم وارد شود. در nx ها و zx ها فنون زيادي وجود داشت كه بسياري از آنها را خود ايليا طراحي كرده و توسعه داده بود و بعضي ها هم فنون معروف و كهني بودند كه در مكتبهاي باطني به آنها اشاراتي شده بود. فنون انتقال روح، ارتباط روحي، انتقال انرژي، دريافت و تبديل انرژي، روش هاي كهن درمانگري باطني، فنون صيد نور، روش هاي نگاه به آينده، روش هاي تفسير نشانه هاي طبيعي و تغييرات پيرامون و دهها فن و مانند آنها.

خود اين دوره، آموزش هاي آن، باخبرشدن اجتناب ناپذير خانوادۀ بعضي از كارورزان از آن (به دليل مشاهدۀ تمرينات و تحقيقات بچه ها) سبب شد كه شايعۀ ساحر و جادوگر بودن ايليا بيشتر و بيشتر مطرح شود. برداشت افراد ناآشنا، از اين تمرينات و تحقيقات، عمدتاً جادوگري و ساحري بود. بزودي اين كارورزان توانستند كارهاي عجيب انجام دهند و گاهي ناخواسته ديگران يا خانواده هاي آنها در جريان اين كارها قرار مي گرفتند؛ كارهايي كه سابقاً فقط در بارۀ خود ايليا گزارش شده بود. و همين اتفاق، شايعۀ سحر و جادوگري را نيرومندتركرد. ايليا مدتها از شيوۀ ضاد كه شباهت هايي با روش هاي زندگي ملامتيون داشت استفاده مي كرد و در مقطعي يك چهرۀ غيرمذهبي از خود نشان داده بود، اين هم دليلي شد كه به كارهاي خارق العاده اي كه از او گزارش مي شد بگويند سحر و جادو يا قدرت شيطاني. وقتي هم كه ايليا آموزش هاي عمومي خود را شروع كرد همين اتفاق منتهي در سطح وسيع تري افتاد. شاهدان، تجربه كنندگان، كساني كه او را مي شناختند و با تعاليم او آشنايي داشتند به همۀ اين اتفاقات خارق العاده و كارهاي بزرگ كه براي افراد مختلف رخ مي داد مي گفتند معجزه و كساني هم كه با بدبيني و بدانديشي يا شكاكيت به آن نگاه مي كردند مي گفتند قدرت شيطاني است، او شيطان است و از شيطان استفاده مي كند، جن و ارواح را در اختيار مي گيرد. كساني هم كه تقريباً از هيچ چيز خبر نداشتند و از فاصله هاي دور دربارة اين اتفاقات يا حتي آموزش هاي او قضاوت مي كردند مي گفتند اينها چشم بندي و شعبده و توهم است. در حاليكه اين درست مثل آن بود كه مثلاً من بگويم شهرها دروغ اند؛ خانه ها، خيابانها، كوهها و آسمان دروغ است و فقط اينطور به نظر مي رسد. اين تجربه ها مربوط به صدها و هزاران نفر بود و روز به روز بر شمار تجربه كنندگان و شاهدان افزوده مي شد. حتي خود ايليا هم نمي توانست جلوي اين موج را بگيرد و بارها اظهار حيرت مي كرد و واقعاً حيرت زده مي شد. از سال 1384 كه برخوردهايي كه با استاد و جمعيت مي شد اوج گرفت، ايليا دوباره دوره هاي نجومي و كارورزي روح زايي را فعال كرد و تعداد بيشتري از كارورزان در نقاط مختلف و توسط مربيان مختلف به اين حوزه وارد شدند. اين به معناي كاهش فعاليتهاي اجتماعي و عمومي، و افزايش رويكردهاي باطني بود. تجارب و اتفاقاتي كه بدون حضور او رخ مي داد بسيار بيشتر از گذشته بود. ما گزارش هاي زيادي را داشتيم كه شاهدان و تجربه كنندگان مي گفتند كه ايليا را در نقطه اي ديگر ديده اند و او براي آنها كارهايي انجام داده است. اما در همان زمانها ايليا مثلاً در حال سخنراني در مكاني ديگر بود. بعضي ها تجاربي را در رؤيا با او داشتند و بعد آثار غيرقابل انكار آن را در بيداري مي ديدند. بسياري پيش از آنكه او را ديده باشند يا چيزي در بارۀ او شنيده باشند، رؤياها و تجاربي را در بارۀ او گزارش مي كردند و همۀ گزارش ها به دقت ثبت و ضبط و مستند مي شد.

به مرور تعداد بيشتري از شاگردان ايليا توانستند به اعمالي دست بزنند كه در فرهنگ عمومي، كارهاي فوق العاده و غيرقابل باور يا حداقل كرامت محسوب مي شد. اما اينها ربطي به كرامات نداشتند بلكه روش هاي nx و zx بودند.

آخرين روشي كه دشمنان براي بي اثر ساختن اين اخبار و گزارش هاي مستند و مردمي، به آن متوسل شدند، تحريف و توجيهات منفي بود. آنها بعد از دسترسي غيرقانوني و غيرانساني به تعداد كمي از گزارش هاي مستند مردمي سعي كردند از طريق مونتاژ و تكه برداري، به جعل و تحريف اين گزارش ها و مشاهدات و تجربيات بپردازند. بنابراين يكي از نهادهاي … فيلمي تحريفي و مونتاژي را از اين موضوع تدوين كرد اما سعي داشت خود را در پشت موسسات خصوصي يا ديگر دستگاههاي … پنهان و كار را به نام آنها تمام كند. اين حقۀ كهنه كارساز نبود زيرا اصل گزارش هاي مستند و مردمي وجود داشت، خود آن مردم و شاهدان و تجربه كنندگان هم زنده بودند و از طرفي بخش اعظم گزارشات مستند و اخبار مكتوم از دسترس تحريف كنندگان خارج بود. در اقدامي ديگر، آنها سريالها و ميزگردهايي تلويزيوني را طراحي كردند تا با استفاده از آنها بتوانند به مردم بگويند درست است كه اين اتفاقات، رؤياها و وقايع واقعيت دارند اما همۀ اينها شيطاني است. ساخت فيلم و سريال تلويزيوني و برنامه هاي راديويي و رسانه اي به نحوي كه بتواند خود ايليا را تخريب نمايد و تصويري منفي و سياه در افكار عمومي از او انعكاس دهد، شدت گرفت. اين حقۀ جديد مبتني بر اين ديدگاه بود كه براي نابود كردن يك تعليم يا واقعه، كافي است معلم و فرد اصلي را تخريب كني. آنها نمي توانستند خود تعليمات و كارهاي ايليا را تخريب كنند چون تعليمات او با قرآن و كتب مقدس همخواني داشت بنابراين به تخريب معلم روي آوردند با اين اعتقاد كه به جاي آنكه شاخ و برگ و ميوه هاي درخت را نابود كنيم، به جاي تبر زدن بر تنۀ درخت، ريشۀ آن را نابود مي كنيم.

«منافقان و منكران حق همه چيز را بدبينانه نگاه مي‏كنند و محكوم مي‏كنند. آنها بر ضد هر حقي موضع مي‏گيرند و به هر حريمي تجاوز مي‏كنند زيرا خود آنان پيش از اين محكوم شده‏اند و حريم خود را از دست داده‏اند..».                      ايليا «ميم»

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

برچسب دروغین جریان انحرافی به ایلیا رام الله ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد فتاح ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیا رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا رام الله می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد پیمان فتاحی می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا میم می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان الیاس رام الله می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,تاریخچه فعالیت های استاد ایلیا در مقابله با فرقه گرایی ,تاریخچه فعالیت های استاد پیمان فتاحی در مقابله با فرقه گرایی ,تاریخچه فعالیت های ایلیا رام الله در مقابله با فرقه گرایی ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) با دروغ و تهمت به شاگردان الیاس رام الله می گوید: مروج فرقه رام الله,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) با دروغ و تهمت به شاگردان ایلیا رام الله پیمان فتاحی می گوید: مروج فرقه ایلیا رام الله


[1]  إِنَّ الْفَضْلَ بِیدِ اللّهِ یؤْتِیهِ مَن یشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ  تفضل به دست خداست، آن را به هر کس که بخواهد می‌دهد، و خداوند، گشایشگر داناست. ﴿آل عمران:  73 ﴾

واکنش به منتقدان و بدبینان- استاد ایلیا

واکنش به منتقدان و دشمنان

به روايت ال ياسين

در موقعيت‏هايي که بحثي پيش آمده است ايليا غالباً اصراري بر اثبات و مورد قبول واقع شدن خود توسط ديگران نداشته است.[1] بعضي از مواقعي که از او دليل و مدرکي طلب شده است با بي‏توجهي از کنار مطلب گذشته است و گاهي حجم عظيمي از دلايل و مستندات را ارائه داده است بنابراين نمي توان واکنش مشخصي را در اين زمينه از او سراغ گرفت.

در مواردي هم او خودش را بزرگترين دليل خودش ذکر کرده است و کارها و آموزشهايش را پر از دلايل و شواهد روشن دانسته است. «هر کسي قبل از آنکه خود را معرفي کند معرفي شده». اشخاصي که از او عمل خارق‏العاده‏اي را خواسته‏اند تا بواسطه آن عمل خارق العاده از او پيروي کنند با جوابهاي بازدارنده و دفع کننده‏اي روبرو شده‏اند.

او بعضي وقتها به منتقدان خود مستقيماً يا غيرمستقيم کمک کرده است تا کارشان را انجام دهند. حتي گاهي براي اين منظور به نظر مي‏رسد که او از روش ملامتيون استفاده کرده است. شايد استفاده از روش ملامتيون هم راه ديگري براي عيارسنجي و محک دوستان به حساب بيايد يا روشي براي دور کردن بيگانگان و بدبينان تا بر حسب باور خود به نتيجه برسند. برخوردي که او با افراد مختلف دارد کاملاً نسبي است و رابطه‏اش با اشخاص، احتمالاً، آنطور که خودش اشاره کرده است، متناسب با نگاه و انديشه‏اي است که آنان درباره وي دارند و موضعي است که آنرا اتخاذ مي‏کنند.

 «هر طور که آن را ببيني همانطور تجربه اش مي‏کني… حقيقت براي تو همان است که در نگاهت گفته‏اي. اگر خوب آن را ببيني خوب مي‏يابي اش و اگر بد ببيني چاره‏اي جز مواجه شدن با نتيجه نگاهت نداري. حقيقت بر تو همانطور آشکار مي‏شود که آنرا پذيرفته‏اي و اين قانون حقيقت است زيرا بر حسب نگاه تو بر تو آشکار مي‏شود. حدود تو در نگاه تو است و آنچه ببيني واقع‏شدنيست…»

او با افراد متواضع، متواضعانه برخورد مي‏کند اما در برخورد با اشخاص متکبر با خودبيني و تکبري فوق العاده روبرو مي‏شود همچنين با اشخاص منافق و مکار بطرز پيچيده و گيج‏کننده‏اي رفتار مي‏کند و آنها را در آشفتگي قرار مي‏دهد.

بي‏اعتنايي او به مقبوليت عمومي بارها مسائلي را پديد آورده است. او طي سال‌هاي گذشته تلاشي مبني بر اثبات و مورد قبول واقع شدن خود نکرده است و حتي در موارد متعددي در خلاف اين مسير، قدم برداشته است.

بايد اذعان داشت که اين رفتار موجب خشم و اعتراض بعضي از افراد شده است و آنان نارضايتي خود را به شکل‏هاي مختلف از جمله طرح نظرياتي خشمگينانه و آشفته که بطور واضح خشم و عصبيت ارائه‏کنندگان آن را نشان مي‏دهد، بروز داده‏اند. دلايل احتمالي اين گونه نظريات غرض‏ورزانه هميشه يکسان نبوده است دلايلي مانند عدم اعتقاد به ناشناخته و بنابراين ردّ هر گونه مطلبي که به آن مربوط مي‏شود، تهديد شدن منافع، حسد و اغراض شخصي، وابستگي فرقه‏اي، تمايل به نفاق و تفرقه، زير سؤال رفتن باورها يا مورد بي‏توجهي واقع شدن يا بي‏جواب گذاشتن بعضي از سؤال‏ها ممکن است در شکل‏گيري اين قضاوتهاي عجولانه نقش داشته باشند. البته او عموماً به سؤالاتي که صرفاً براي دانستن حقيقت يا بدون غرض‏ورزي و منافع شخصي مطرح شده پاسخ داده است.

گاهي او ديگران را به محکوميت خود تحريک مي‏کند و احتمالاً به عمد زمينه‏هايي را براي ترديد و بدبيني بعضي از اشخاص فراهم مي‏کند. او به قضاوت و افکاري که ديگران درباره‏اش داشته‏اند بي‏توجه بوده است و طوري رفتار کرده است که به نظر بيننده نوعي استقبال از محکوميت به نظر مي‏رسد. مثلاً در مواردي که به کفرگويي و ساحري متهم شده است با سکوت خود به تقويت چنين گمانهايي در ذهن افراد بدبين و ناآگاه دست زده است. يا در پاره‏اي موارد بجاي اينکه دليلي در تأييد خود بياورد بدون رعايت احتياط ظاهري، چيزهايي گفته است که از آن بر عليه خودش استفاده شده است. شايد اين جملات بتواند چنين ديدگاه و واکنشي را هر چه بيشتر توضيح دهد.

 «وقتي که نيازمند تأييد ديگراني بدان که خداوند تو را تأييد نکرده است وقتي افکاري که ديگران درباره تو دارند برايت مهم است بدان که مهمترين معناي زندگي‏ات را هنوز نيافته‏اي. ديگران چه کاري با تو مي‏توانند بکنند؟ نهايتش آن است که تو را بکشند. پس اگر تو عاشق خدايت هستي و مشتاق ديدار او، اين بزرگترين کاري است که آنان مي‏توانند برايت انجام دهند.

منافقان و منکران حق همه چيز را بدبينانه نگاه مي‏کنند و محکوم مي‏کنند. آنها بر ضد هر حقي موضع مي‏گيرند و به هر حريمي تجاوز مي‏کنند زيرا خود آنان پيش از اين محکوم شده‏اند و حريم خود را از دست داده‏اند… از عيب‏جويي و توهين و تمسخر آنها واهمه نداشته باش زيرا همه منافقان و منکران حق از لعنت هلاک‏کننده خداوند تغذيه مي‏کنند و به مدد آن به حيات غم‏انگيز خود در قبرستان ادامه مي‏دهند…»

ايليا «ميم» کمتر مواضع خود را بطور صريح درباره موضوعي بيان مي‌کند و عمدتاً در لفافه و لفافه‏گويي نظر اصلي خود را بيان مي‏نمايد. عمل به بسياري از ديدگاههاي او به بر هم زدن وضعيت‌هاي ساختگي منجر مي‏شود زيرا اين مواضع حالتي دگرگون‏کننده و تحولي دارند. او در موضع‏گيري‏هاي خود بسياري از محدوديتهاي کاذب را زير سؤال مي‏برد، مصلحتهاي سياستمدارانه را زير پا مي‏گذارد و رفتارهاي کورکورانه را بي‏اهميت مي‏شمارد. در مواردي موضع‏گيري‏هاي او بويژه نسبت به سياست بازان خطرناک و بحث‏برانگيز مي‏شود. اما بطور کلي مي‏توان گفت که هوشمندي عميق، هماهنگي و همسويي، در نظر داشتن شرايط زماني و مکاني و شرايط مخاطب، معني‏گرايي، تازگي و گشايندگي و فرارَوي از وضعيت موجود از بارزترين مشخصات نظرات و مواضع او مي‏باشد. در روابط اجتماعي، ما عموماً آن ديدگاههايي را بعنوان ديدگاه متعادل و درست قبول داريم که اکثريت افراد جامعه در آن اتفاق نظر دارند و فرهنگ عمومي آن را مي‏پذيرد اما او ميزان درستي و نادرستي چنين نظرياتي را عنصر هماهنگي (تناسب زماني و مکاني) دانسته و راست يا دروغ بودن نظرات را هم به کشف و دريافت افراد برمي‏گرداند.

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

, به ایلیا رام الله ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به استاد فتاح ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به استاد الیاس رام الله ,بانک اطلاع رسانی ضد فرقه ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به ایلیامیم ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به ایلیا رام الله ,برچسب زنی به شاگردان ایلیا رام الله پیمان فتاحی در مورد ترویج فرقه گرایی ,اداره ادیان وزارت اطلاعات به دگر اندیشان می گوید: عرفان های کاذب عرفان های جدید تاریخچه مسلک های عرفانی  جریانهای معنویت گرای نوپدید ,اداره ادیان وزارت اطلاعات به دگر اندیشان می گوید: عرفان های نوظهور فرقه های ضاله عرفان های نوپدید نحله های نوظهور ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به استاد فتاح ,برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به ایلیام پیمان فتاحی


[1]کسیکه بخود اطمینان دارد به تعریف کسی احتیاج ندارد- گوستاو لوبون