اسلام از ديدگاه استاد-به قلم شاگردان استاد الیاس

اسلام از ديدگاه استاد

به روايت يكي از شاگردان قديمي استاد

دربارۀ مذهب برداشت من اين است كه ايليا بخش اعظم تأكيد خود را به باطن دين و معناگرايي در دين گذاشته بود. در مقطعي كه شديداً حزب اللهي بود آنقدر به حدود شرعي اعتقاد داشت كه چند بار مي‌خواست…

حتي دوبار شاهد بودم كه در آن مقطعي كه او غرق در انديشه‌هاي مذهبي و حزب اللهي بود، براي دو نفر حد شرعي معلوم كرد و خودش هم اجرا كرد اما بعدها از او مي‌شنيدم كه اجراي دقيق و كامل حدود را شايد مربوط به زمان پيامبر اسلام (ص) و امام معصوم مي‌دانست.

اما اسلامي كه در سالهاي اخير از آن حرف مي‌زد يك اسلام ميانه رو بود. اسلام زنده، فعال و پاسخگو. اسلامي كه نرم و انعطاف پذير است. اهل تساهل و تسامح است. سخت نمي‌گيرد و آسان مي‌گيرد. ايليا به اسلامي معتقد است كه اديان و فرهنگهاي ديگر را هم قبول دارد و براي آنها حق حيات قائل است. او به اسلام صلح طلب اعتقاد دارد. اسلامي كه مسائل را با تدبير و تفكر و تحقيق حل مي‌كند نه با زور و خشونت و فرمان. اسلامي كه بقيه را كافر نمي‌داند. اسلامي كه ستون اش بخشندگي و مهرباني است. متحجر و منجمد نيست. همان اصول 1400 سال قبل را دارد اما براساس روز تعريف و تفسير مي‌شود. دائماً به روز مي‌شود، با شرايط مختلف متناسب مي‌شود و حالتي غيرخشك و غيرمرده دارد. بلكه حساس است. واكنش نشان مي‌دهد. اسلامي كه معلم ما از آن مي‌گفت اسلام متعادل و معقول بود. هماهنگ با زمان است. سياست آن را دنبال مي‌كند اما آن سياست را دنبال نمي‌كند. غير اجباري و غير زورگوست. متكي به دانش و خرد است نه خشونت. اسلامي كه ايليا از آن حرف مي‌زد نه افراطي است نه تفريطي. خودبين و خودخواه نيست بلكه همه را و همۀ شرايط را و همۀ امكانات را مي‌بيند. او در اين سالها با وجود آنكه هرگز ادعايي مذهبي نداشت يا حتي مدعي نبود كه اسلام را مي‌شناسد اما از اسلامي مي‌گفت كه همۀ حرفها را مي‌شنود و به بهترين آن عمل مي‌كند. اسلامي كه برپايۀ بسم الله الرحمن الرحيم، بر اساس محبت و بخشش است و به اين آساني‌ها كسي را محكوم نمي‌كند. اسلامي كه اهل توطئه كردن نيست و انديشه‌هاي ديگر را با توطئه و حقه و نقشه از كار نمي‌اندازد… و همۀ ما كه مي‌دانستيم اهل افراط و تحجر نمي‌توانستند چنين انديشه‌هايي را تحمل كنند و بلكه مرگ خود را در اين انديشه‌ها مي‌ديدند، هر روز منتظر توطئه‌اي جديد از جانب آنها بوديم. آنها هر روز نقشه‌اي شوم را برعليه ايليا طراحي و اجرا مي‌كردند. سال 79 يك بار نوارهاي صوتي و فيلم‌هاي مربوط به درس‌هاي ايليا را مونتاژ كردند و براي تهديد نسخه‌اي را فرستادند با اين پيام كه اگر اين روال را متوقف نكنيد آن را در سطح وسيع تكثير مي‌كنيم. براي او داستان سازي مي‌كردند و به او تهمت مي‌زدند. شايعه درست مي‌كردند. او را بدعت گذار و ملحد مي‌خواندند و سعي مي‌كردند زمينه‌هاي برخورد را با او فراهم كنند. ما منتظر بوديم تا او به هر طريق ممكن بي آبرو و بي اعتبار شود چون اين شيوه، در جامعۀ ما به يك الگو تبديل شده بود و اتفاقاً تهاجم‌ها و برخوردهايي كه محتواي اصلي آنها اين بود، بارها و بارها تكرار شد اما بعد از هر تهاجم، استقبال مردم بيشتر و بيشتر مي‌شد.

نيات و انگيزه ها -پیمان فتاحی

نيات و انگيزه ها[1]

چيزي که هميشه و بيش از همۀ کارهاي ديگر مرا به خود مشغول كرده بود موضوع تسليم الهي و خدمتگزاري به خدا بود. از کودکي و در همۀ کلام خدا متوجه شدم که اصلي ترين و تنها کاري که بايد انسان انجام دهد تسليم است و اولين تجسم تسليم، خدمتگزاري است. تسليم بودن تنها راهي بود که براي پيوستن به خداوند و اتصال به بي نهايت در دسترس بود. غير از اين راه ديگري در انديشه هايم و در آنچه از قرآن و احاديث و کلام مقدسين مي‌دانستم وجود نداشت. برايم تسليم به معناي همۀ خوبي ها، همۀ رستگاري، همۀ خوشبختي و همۀ خدا بود… از کودکي مهمترين و بزرگترين کار ممکن را همين تسليم بودن مي‌دانستم. مي‌دانستم كه خدا، قصدها و کارهايي دارد و مي‌خواستم که انجام دهندۀ اين کارها باشم و البته بزرگترين کارهاي خدا را انجام دهم. خودم را تسليم و خدمتگزار خدا مي‌دانستم…

در کنار اين قصد عظيم و نيت بزرگ در سالهاي نوجواني، انگيزه‌هاي ديگري هم به تناسب شرايط خودنمايي مي‌کردند و بعد از مدتي هم ممکن بود از بين بروند. انگيزه‌هايي مثل کشف اسرار، پاسخ دادن به ظلم‌هايي که در مورد خودم يا اطرافيانم مي‌ديدم، بالارفتن و برتري جستن و چيزهاي مشابه، اما اين قصدها در مقايسه با قصد تسليم و خدمتگزاري که خورشيدوار بود به شعله‌هاي شمع مي‌مانست که گاهي بودند و گاهي نبودند. سعي ام اين بود که هر طور که شده ديگران را هم به تسليم الهي و خدمت به خداوند دعوت کنم و عملاً به آن وادار کنم.

اما کدام خدمت بهترين خدمت بود؟ فکر مي‌کردم اگر خداوند يک انسان بود چه چيزي برايش مهم ترين‌ها بود و سعي مي‌كردم از طريق تفكر و تعمق، بيشتر در اين باره بدانم…

سعي کردم خدا و خداگريي را به بهترين شکل ممکن با هماهنگ ترين بيان‌ها متناسب با مخاطبانم، هماهنگ با شرايط زمان و مکان، معرفي کنم و به نام خدا در اين کار موفق بودم.

سعي کردم مردم را، کساني را که کمتر مورد توجه تبليغات مذهبي و معنوي بودند، متوجه خدا کنم، به تسليم و خدمتگزاري دعوت کنم، به خداوند و روند خداگرايي پيوند بزنم و از اين طريق آنان را از نگاه خودم، از مرگ و نابودي نجات دهم… به خواست خداوند در اغلب موارد در اين کار موفق شدم. دهها هزار محصول اين درخت بسيار پربار، و هزاران نشانه و مستند مرا علاوه بر اقناع قلبي، عقلاً نيز اقناع مي‌کردند که خداوند اين را هم به انجام رسانده است. بعد از شروع دوره‌هاي آشکار، فعال ترين و ملموس ترين قصدم نجات روحي بود. نجات از مرگ. و اين کار را در هر جايي، چه در جلسات عمومي، چه در نوشته ها، در جلسات خصوصي، در خيابان، در پارک و در هر جاي ديگري، متناسب با شرايط مخاطب انجام مي‌دادم…

احياء ايمان به خدا، انتشار عشق به خدا، جذاب و کارسازنمايي حضور الهي و ضرورت و اجتناب ناپذيري تسليم و خدمتگزاري از جمله خطوط اين مددرساني و نجات روحي بود. نياتم خودبخود و بدون کنترل، جاري و مستتر در همان حرفها، نوشته‌ها و کارهايي است که در همۀ اين پانزده سال و مخصوصاً در يازده سال اخير بوده است. همان محتوا و جهت‌هايي که در اولين کتاب تعاليم هست، همان بر ذهن و نگاهم حاکم بود. به همين دليل عملکرد ما، رفتارهاي ما، فعاليتهاي ما و محصولات کار ما، مؤيد و تصديق کنندۀ همين نيات بود. همگي تأييدي بودند بر قصد بزرگ تسليم و خدمتگزاري که همين هم تبديل شد به شعار و عهد عمومي ال ياسين و الاهيون. «الهي ‌اي كه با مني تسليم و خدمتگزارم و روز و شب تو را مي‌خوانم».

www.ostad-iliya.org

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

صفحات ایلیا رام الله, دانلود فیلم های ایلیا میم رام الله, دانلود فیلم ها و عکس های پیمان فتاحی, دانلود فایلهای پی دی اف مربوط به پیمان فتاحی, دانلود کتاب های منتسب به سخنرانی های پیمان فتاحی,, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین , ایلیا میم , ایلیا میم رام الله , ایلیا میم رام اله , ایلیا رام الله , استاد ایلیا , استاد ایلیا میم رام الله , رام الله , رامالله , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, دانلود صحبت ها و حرف های ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی, اشنایی کامل و اجمالی با تفکر ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی -ضد فرقه رام الله, سایتها و وبلاگ های هواداران طرفداران و دوستداران ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, همه صحبت ها و سخنرانی های ایلیا رام الله -پیمان فتاحی,عرفان رام الله, عرفان رام اله, عرفان ایلیا میم رام الله, عرفان رامالله, جنبش معنوی ایلیا میم رام الله, معنویت ایلیا میم رام الله, عرفان ایلیا, جهان,دموکراسي,صلح,نوين,انحلال,ظهور,صادق,ازدواج,اختلاف,سرنوشت,جهان,خانواده,تغذيه,شراکت,صلح,قدرتمند,پيوند,اديان,ایلیا ,ایلیا رام الله ,ایلیا میم ,پیمان فتاحی ,جمعیت ال یاسین,الیاس رام الله ,فتاحی ,ال یاسین ,استاد ایلیا ,ضد فرقه ,ایلیا میم رام الله , انسان , اسم , عنوان , ادعا , لباس , پادشاه , گدا , نظام , روحانی , واقعیت , مدعی , عرفان , شناسنامه , مسیحی , ماسک , دلقک , جلاد , جهان , مردم , ایمان , خداپرست , معتقد , پول پرست , شيطان پرست , شهوت پرست , همسر ,  فرزند , دين , دزد , قاتل , قديس , , پادشاه , پيامبر ,رهبر , ديوانه , شياد و كلاهبردار , دزد , پليس , ماشين رختشويي , ملي گر , سرباز , فدايي , قهرمان , آتش , فريب , حقه‌ , سيستم عصبي , هورمون , مغز , قرباني , دكترين, آزادي , کتاب,زندگي , شاگردان قديمي , قرآن , مدرسه , تحصيل , مسابقه, قرائت قرآن , تفسير قرآن , آهنگ زيبا , كودك


[1] منبع: فيلم گزارش مستند از زندگي ايليا «ميم»