معلم بزرگ تفكر

معلم بزرگ تفكر

 15057

علم تفكر زیرساخت اصلی دانایی و هوشمندی انسان است. از این رهگذر، می‏توان آنرا به فرمؤل ژنتیكی دانایی تعبیر كرد. بعبارتی اندازه و ویژگی‏های دانایی افراد ارتباط مستقیمی با ویژگی‏ها و روش‏های تفكر آنها دارد. به همان اندازه كه تكنولژی، در تأمین خواسته‏های انسان و تغییر كیفیت آنها نقش داشته است علم تفكر (جدا از اندازه اطلاعات) می‏تواند در تحقق هوشمندی و آگاهی انسان مؤثر باشد. درواقع می‏توان گفت كه علم تفكر تكنولژی هوشمندی و روش‏های دانایی است و این موضوع تأثیرات بسیار تعیین‏كننده و اساسی خود را در حل مسائل (جدای از مقوله اطلاعات) بجا می‏گذارد. . .

از این دیدگاه، با تحلیل شخصیت معلم بزرگ، ایلیا «میم» به نتایج جالبی برمی‏خوریم كه به نوعی می‏تواند نمایانگر ابعادی از این تكنولژی هوشمند باشد.

روش‏های سی و شش گانه تفكر یكی از شاخص‏ترین وجوه تعلیمات ذهنی اوست. آموزش‏هایی كه ذهن انسان را مخاطب قرار می‏دهد و در جهت تعالی ذهنی و فكری افراد عمل می‏كند. توانایی استثنایی و حیرت‏انگیز تفكری او خود بیانگر قابلیت فوق العاده‏ای است كه در روش‏های سی و شش گانه تفكری وجود دارد.

روش‏های تفكر خلاق، نشانه‏شناسی، تفكر قرینه‏ای، موازی، معكوس، مفهوم‏یاب، فرمؤل‏ساز و ضدفرمؤل، تفكر همذات‏پندار، الگویی و طبیعت‏اندیشی از جمله این روش‏ها می‏باشد. اكثر روش‏های سی و شش گانه، برای اولین بار توسط خود او بیان گردیده است.

او بیشترین الگوهای حل مسئله را از سیستم‏ها و ساختارهای طبیعت و كیهان (از اتم، مولكول و سلول گرفته تا ساختار كهكشانها و سیاهچاله‏ها) می‏گیرد و هر یك از موجودات طبیعت را حاوی الگویی برای حل گروهی از مسائل انسانی می‏داند. روش‏های الگوسازی توصیه شده او عمدتاً مبتنی بر ساختار و عملكرد موجودات طبیعی و روابط میان آنهاست.

 مفهوم‏یابی تغییرات و استخراج معانی نشانه‏ها و وقایع یكی از كاربردی‏ترین روش‏های ایلیا در حل مسائلی است كه ظاهراً برای آنها راه حل مجربی وجود ندارد.

او معتقد است كه مسائل گوناگون با روش‏های گوناگون قابل حل‏اند و نمی‏توان همه مسائل ذهنی را به صرف آنكه ذهنی‏اند با یك روش حل كرد. مثلاً در حوزه‏ای مانند تصمیم‏گیری او از روش‏های تصمیم‏بینی، تصمیم‏سازی، تصمیم‏داری، تصمیم‏یابی، تصمیم‏شكنی و تصمیم‏زایی سخن می‏گوید و روش تصمیم«گیری» را برای همه انواع تصمیم و انتخاب كاملاً نارسا و ناكافی می‏داند.

او با دوراندیشی خود به زمانها و فواصل بسیار دور از مسئله می‏رود و احتمالات و امكاناتی را موردنظر و تدبیر قرار می‏دهد كه درحالت معمؤلی غالباً انسان تنها به قسمتی از آن امكانات ممكن است توجه داشته باشد. نگاه او به گذشته و استخراج درس‏هایی متناسب با مسائل موجود، چنان است كه انگار گذشته حجم متراكم و در دسترسی از فرمؤلها و روش‏های حل مسئله است.

هوشیاری او نسبت به وضعیت موجود و زمان حال به قدری زیاد است كه به نظر می‏رسد او به وضع موجود از نظر آگاهی كاملاً محیط بوده و كاملاً از بالا به مسائل نگاه می‏كند. كامل‏اندیشی و درون‏بینی وقایع از نكات شاخص شیوه تفكری ایلیاست.

خلاقیت و آفرینندگی در ارائه روش‏ها و راه‏ها و پاسخ‏های بدیع و استثنایی، ایلیا را به متفكری خلاق و تمام عیار بدل ساخته است. . .

از دیدگاه یارانش، جواب او به مسائل گوناگون زندگی بشر كامل و همه جانبه است. آموزش‏های او ابعاد متعددی دارد بطوری كه در زمینه‏های مختلف زندگی قابل تعمیم است و می‏توان از تفسیر آنها در شرایط مختلف به راه‏حل‏ها رسید. او از همه زاویه‏ها به مسائل نگاه می‏كند و نگاهش به گونه‏ای است كه انگار از بالا همه چیز را می‏بیند. ممكن است بیشتر انسانها حتی در یك روش درست تفكر دچار مشكل شوند اما او بر روش‏های گوناگون و مختلف تفكر احاطه دارد و حتی با مشهورترین متفكران به هیچ وجه قابل مقایسه نیست. او به یك موضوع از همه زوایای ممكن نگاه می‏كند. تغییرات و نشانه‏ها را به شكلی تفسیر می‏كند كه انگار در حال خواندن متن یك كتاب است و به صداها طوری گوش می‏دهد كه انگار معنی پنهان در آنها را می‏شنود. نگاهش به چیزها طوری است كه به نظر می‏رسد متوجه درون چیزها است. او به نشانه‏ها توجه خاصی دارد و تغییرات (تغییرات اوضاع) را به دقت معنی می‏كند، طوری كه بین این نشانه‏ها و اتفاقاتی كه بعداً می‏افتد یا در زمان فعلی وجود دارد ولی پوشیده است، رابطه عمیقی برقرار می‏كند. همچنین برای قبول كردن بیشتر چیزها به نشانه‏ها توجه می‏كند و بدون وجود نشانه‏ها چیزی را قبول نمی‏كند.

یكی از مهمترین تئوری‏هایی كه ایلیا مطرح كرده است دكترین هماهنگی است. موضوع بسیار پیچیده و پردامنه‏ای كه به سادگی بیان شده است. از نظر او هماهنگی، كلید توفیق است و این توفیق، در همه امور تعمیم‏پذیر است. به عبارتی توفیق یك نظام سیاسی، دینی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، بیش از هر چیز، به اندازه هماهنگی آن با شرایط و مخاطبان وابسته است. از این نظر روش‏های پیشنهادی او، اساساً روش‏هایی غیر مطلق‏گرا و دینامیك می‏باشد. در بعضی از جلسات پرسش و پاسخ و جلسات تفكر گروهی او بطرز غیر قابل رقابت و غیر قابل مقایسه‏ای با دیگران، به سؤالات پاسخ داده است و توانایی او در پاسخگویی به سؤالات به هیچ وجه شباهتی با افراد حاضر نداشته است. . .

به نظر می‏رسد كه او یكی از بزرگترین پدیده‏های شعوری قرن حاضر باشد. این موضوع كاملاً قابل اثبات و امتحان است.

به قلم منصورون ـ فرزندان ایلیا

www.masterelia.org

بينش‌هاي بنيادي و بنيادهاي بينشي -از تعلیمات پیمان فتاحی

بينش‌هاي بنيادي و بنيادهاي بينشي

 

اعمال و رفتار و گفتار انسان، انعکاس انديشه‌هاي اوست و انديشه، محصول بينش‌ها و1 بينش‌ها تابع نوع نگرش‌ها يا بنيادهاي بينشي ماست. پس براي آنکه کسي را بشناسيم اگر بتوانيم به بنيادهاي بينشي او که عميق‌تر از بينش‌ها و انديشه‌هاي اوست نگاه کنيم، راه کوتاه تري را انتخاب کرده ايم.

 در اين سالها، بعضي از بنيادي ترين بينش‌هايي که داشته ام و برخي از اصولي که بر اساس آنها نگاهها و انديشه هايم به وجود آمده، اينها بوده اند: اصل نگاه خلاقه. نسبي گرايي و عدم مطلق گرايي. اصل هماهنگي. عدم قطعيت. امكانپذيري نامحدود. كوانتوم. اثر مشاهده شونده. ارتباط ميدان ها، ضد ميدان‌ها و فراميدان. کثرت گرايي و تنوع گرايي (پلوراليزم). تعيين کنندگي کلام. ميزان بودن شعور و قوانين آگاهي. سطوح هفتگانه و سه گانه. فرمول‌ها و ضد فرمول ها. زندگي فراگير و جهان زنده. نظريه ابَرريسمانها. اصل هولوگرام. واقعيت جهانهاي موازي و اصول ديگر.

 از اولين آن شروع مي‌کنم، از نگاه خلاقه. اما حتي اگر بخواهم يكي از اينها و نتايج آن را شرح دهم براي هر يك اقلاً يك كتاب پر حجم بايد نوشت. پس فقط به آن اشاره مي‌كنم.

در سالهايي که گذشته، شناختم از خدا بر اين مبنا بوده که حقيقت همانطور تجربه مي‌شود که به آن نگاه مي‌کنيم، همانطور بر ما آشکار مي‌شود که آمادگي اش را داريم و همانطور آن را مي‌يابيم که امکان يافتنش را داريم. اين نظريه که يکي از بنيانهاي بينشي ام بوده است منشأ انديشه‌هاي بسياري شده است. منظورم از نگاه، چيزي فراتر از باور است. گاهي ما چيزي را باور داريم اما واجد نگاه آن نيستيم. نگاه از جنس باور نيست، از جنس تلقين نيست بلکه از جنس بينش است… ادراک و آگاهي است. در درون خود ديدن است…

حالا که يکي از الفباي زندگي ام، اصل نگاه خلاق شد، بخشي از جهان بيني ام هم بر اساس همين اصل تغيير کرد. با اين مبنا وصفي که از خدا داشته ام اينطور بوده که تجربۀ انسان از خدا متناسب است با نگاه و انديشه‌هايي که او دربارۀ خدا دارد. نمي‌دانم كه آيا از ديدگاه شريعت اين نظر درست است يا خير؟ البته ما در متن دين هم آيات و احاديثي داريم كه مشابه اين را مي‌گويد مثلاً آنجا كه مي‌فرمايد:‌ اي فرزند آدم من براي تو همان هستم كه درباره ام مي‌انديشي يا در مواردي كه در دين، انسان، پرهيز داده شده از گمان بد درباره خداوند و تشويق شده به حسن ظن درباره او. طبق اصل نگاه خلاقه، نگاه انسان به خدا هر چه باشد، خداوند همانطور بر او آشکار مي‌شود. نه فقط خدا بلکه نگاه انسان به خودش، به جهان، به اشياء، به سرنوشت و احتمالات، هر طور که باشد، اين نگاه، تعيين کننده بوده و محصول تجربي مشابه خود را پديد مي‌آورد.[1]

 پس اگر کسي نگاهش به خدا اين باشد که خدا دعاي او را مستجاب مي‌کند اگر چه در يک لحظه هزار چيز را بخواهد، خداوند همانطور رفتار خواهد کرد و اگر انتظار کسي از خدا اين باشد که مثلاً خداوند رابطه عميق تري نسبت به فلان قديس، با او داشته باشد، پس همينطور خواهد شد و خداوند به انتظار او جواب مي‌دهد و اين فارغ از آنست که فرد کيست، چه مذهبي باشد چه نباشد. حالا اين احتمال پيش مي‌آيد که ممکن است نسلي از انسانها پديد بيايد که تجربۀ آنها از خدا و از هستي بسيار کاملتر و عميق‌تر و گسترده‌تر از حتي بعضي از بزرگان و بعضي از انبياء باشد. يا آيا ممکن است هر کسي که بخواهد معجزه گر شود چون به فرض، نگاهش به خدا همين است و او خداي خود را خدايي معجزه گر و پاسخ دهنده به دعاها مي‌بيند، اين اتفاق واقع شود؟ پاسخ من به اين سوالات و مشابه آنها بله بود.[2]

قانون نگاه خلاقه همۀ حدود را قراردادي فرض مي‌کند بنابراين همۀ حدود و مرزها را قابل عبور مي‌داند. نگاه خلاقه مي‌گويد انسان مي‌تواند هر طور که بخواهد خدا را تجربه کند. مي‌گويد هر کس خداي خود را دارد و با اين حال خدا يکي است. اين اصل بيان مي‌كند كه ما مي‌توانيم تعيين کنندۀ تجربۀ خود از خدا باشيم و تعيين کنيم خداوند چگونه در زندگي ما ظاهر شود. اما آيا شرع، چنين چيزهايي را مردود مي‌داند يا تائيد مي‌كند؟ شريعت داراي حدود و بلکه يک وجه اصلي آن همان حدود است و براي اكثر چيزها حد کاملاً معلومي را تعيين مي‌کند اما نگاه خلاقه مي‌گويد همه چيز مي‌تواند نامحدود باشد، هر تجربه اي، هر دريافتي، هر ارتباطي، هر دانش و هر قدرتي و بلکه همۀ زندگي. شريعت مي‌گويد ارتباط مستقيم با خدا به انبياء اختصاص دارد اما نگاه خلاقه مي‌گويد اگر کسي بتواند همان نگاه انبياء را به خدا داشته باشد، همان ارتباط را با خدا تجربه خواهد کرد و حتي اگر عمق و وسعت اين نگاه از بينش انبياء بيشتر باشد، پس ارتباط او با خدا از آنها هم عميق‌تر و خوبتر است. معناي اين انديشه آن است که ممکن است هنوز هم همچنان خداوند مانند گذشته با انسانها ارتباط بسيار مستقيم و نزديكي داشته باشد. و همانطور که با همۀ پيامبران خود در ارتباط بوده، با انسانهاي ديگر هم در ارتباط مستقيم باشد. اين به معناي امتداد پيامبري نيست،‌ نظر شخصي هم نيست. به اين معناست كه هر انساني مي تواند با خداوند، رابطه زنده و حقيقي و پاسخ ياب داشته باشد. حتي ممكن است رابطه او از رابطه بسياري از انبياء گذشته نيز با خداوند عميق تر و زنده تر باشد.[3]

نگاه خلاقه مي‌گويد خداوند مي‌تواند و بلکه کاملاً ممکن است همان کارهايي را که ظاهراً براي انبياء و بزرگان دين انجام داده است براي هر انسان ديگري که آنطور خدا را نگاه کند و مانند آنان دربارۀ خدا بينديشد تکرار کند اما شرع، آن عجزات را مختص آن بزرگان مي‌داند…

آن مي‌گويد ديگر کسي قادر نيست مانند آن بزرگان باشد اما نگاه خلاقه مي‌گويد هر چقدر بتواني ببيني، همان قدر هستي، هر چه ببيني، همان هست…

اين نظريه‌هاي بنيادي در همۀ ابعاد زندگي و در لحظه به لحظۀ آن حرفي براي گفتن و روشي براي زيستن دارند بنابراين ممكن است در نقاط متعددي اين نوع سوالات پيش بيايد، مثلاً دربارۀ انسان.

 دين تعريف مشخصي از انسان دارد اما تنوع توصيفي که نگاه خلاقه از ماهيت انسان و جهان ارائه مي‌دهد آنقدر زياد است که مي‌توان گفت به تعداد نگاههاي انسانها در طول تاريخ، مي‌توان تعريفي از ماهيت انسان ارائه داد. شريعت مي‌گويد فقط خداوند نامحدود است اما نگاه خلاقه مي‌گويد اگر نگاه انسان متوجه بي نهايت شود، اگر تعريف انسان از من کيستمِ خودش نامحدود باشد، انسان هم مي‌تواند نامحدود باشد، به خداوند بپيوندد و بر همۀ حدود غلبه کند…

يک ديدگاه ديني اين است که سرنوشت انسان مقدّر است و از قبل معلوم شده است ولي اصل نگاه خلاقه مي‌گويد سرنوشت انسان زاييدۀ بينش‌ها و نگاههاي اوست. محصول انديشه‌ها و کلام اوست. متأثر از اعمال و رفتار اوست. پس با تغييرات اين نگاه، خواست خدا هم تغيير مي‌كند. طبق اين اصل، تجربيات زندگي ما شبيه آب هستند كه در ظرفهاي مختلف ريخته مي‌شوند و به شكلهاي مختلف در مي‌آيند. اين ظرف، نگاه و بينش انسان است. واقعيتهاي زندگي ما را بينش‌ها و انديشه‌هاي ما شكل مي‌دهند. آنچه در بيرون تجربه مي‌كنيم انعكاسي است از آنچه در درون خود داريم.

زندگي انسان زاييده شعور اوست و آنچه در درون اوست، در بيرون او نيز هست. سرنوشت تصوير آگاهي و نگاههاي انسان است و سكان تغييرات زندگي انسان، تغيير آگاهي اوست. اين اصل مي‌گويد علت اصلي مسائل و رنج‌هاي انسان، ناآگاهي و نگاه اشتباه است. بنابراين مي‌گويد اگر مي‌خواهي وضعيت خودت يا كسي را تغيير بدهي، نگاهت را دگرگون كن. انديشه هايت را تغيير بده و بنابراين اعمال و رفتارت را عوض كن. اگر مي‌خواهي مسائلت را حل كني، آگاهي ات را اصلاح كن. هر چه مي‌خواهي بشوي، در نگاهت آن را درياب، آن گاه واقع مي‌شود. واقعيت همان است و همان مي‌شود كه تو مي‌بيني پس تو مي‌تواني با تغيير شعور و آگاهي ات همه چيز را تغيير دهي و مي‌تواني با نگاه و بينش دروني ات، واقعيت را و تجربه ات را از زندگي، دگرگون كني…

«تغيير زندگي به تغيير شعور است. درون خود را دگرگون كن تا در بيرون، دگرگوني واقع شود. پايين را تغيير بده پس حكم بالا تغيير خواهد كرد

در بعد اجتماعي تغییرات فرهنگی عمیق و گسترده را ضروری می دانستم. تا خودآگاهی یک ملت تغییر نکند، اوضاع آنها هم تغییری نمی کند پس هیچ تغییری پایدار و واقعی نیست مگر بر مبنای تغییر آگاهی و بینش های انسان باشد… اين فقط يکي از بنيانهاي فکريست و اينها فقط چند محصول آنند. حالا اگر همۀ آن نظريه‌هاي بنيادي مورد اشاره قرار گيرند و نتايج آنها بيان شوند بايد همچنان تا روزها و بعدها گفت.

اصل انعکاس شعور با اينکه ظاهراً مشابه نگاه خلاقه است اما با آن متفاوت است و گاهي مي‌تواند ظاهراً ناهماهنگي‌هايي ذهني را با اعتقادات سنتي پديد آورد. و اين اصل يکي از نظريه‌هاي الفبايي ديدگاههايم بوده است. ما مي‌گوييم ميزان قرآن است و در همه اين سالها هم بر اين قانون تاكيد كردم و در سخنراني‌ها هم يك مبناي اصلي كلام همين بود. ديروز و امروز، ميزان بودن قرآن و مبنا بودن آن، يكي از عميق ترين اصول زندگي ام بوده است. در دل نظريه بنيادي شعور گفته مي‌شود که ميزان همه چيز شعور است. نمي گويد قدر انسان به اندازۀ تقوي و خداترسي اوست بلکه قدر و اندازۀ هر انساني را متناسب با اندازۀ فهم و شعور او مي‌داند.[4] اما واقعيت اين است كه خود قرآن منبع شعور و آگاهي است و با تكيه بر همين انديشه مي‌توان پيوندي بين اين دو ديدگاه پديد آورد. زهد و تقوايي كه مورد نظر قرآن است، رياضت و انزوا و ارتجاع نيست بلكه اگر به مفهوم اصلي آن توجه شود، خود اين زهد و تقوا مرحله‌اي متعالي از شعور است. عبادت فقط ظواهر نيست بلكه مغز عبادت، علم و آگاهي است. دين واقعي هم براساس خرد و شعور است همانطور كه رسول خدا (ص) اسلام را بر اين اساس بيان مي‌فرمايد[5].

بنابراين اين دو ديدگاه، اگرچه ممكن است در ظاهر ناقض همديگر باشند اما درواقع يك حقيقت را بيان مي‌كنند. اصل انعكاس شعور مي‌گويد هر چه در درون انسان است در بيرون او هم هست پس اتفاقات زندگي ما، صرفاً ريشه در غيب ندارند بلکه قسمتها و تقديرات، از بُعدي انعکاس يافتۀ نوع و اندازۀ فهم و شعور ماست. مي‌گويد انساني بزرگتر است که شعور بزرگتري دارد نه عبادات (ظاهري) بيشتر. در حاليکه دين مي‌گويد خداوند جن و انس را نيافريد مگر براي پرستش خود اما مطمئناً و در نهايت و براي اهل خرد، اين دو مفهوم يكي است.[6]

شريعت، رعايت حدود الهي و اجراي احکام و دستورات ديني را ارزش مي‌شمارد و خوب يا بد بودن انسان را، جهنمي يا بهشتي بودن او را بر اين اساس تعيين مي‌کند اما نظريۀ شعور، همه چيز را وابسته به فهم مي‌داند. وابسته به نوع و اندازۀ درک انسان. مي‌گويد بهشت صرفاً نتيجۀ اجراي دقيق احکام ظاهري نيست بلکه در نتيجۀ ادراک بهشت است که بهشت حاصل مي‌شود و کسي به جهنم مي‌رود که شعوري جهنمي دارد.[7] مي‌گويد سرنوشت خوب يا بد انسان متأثر از شعور اوست. روزي انسان، روزي‌هاي مختلف انسان در همۀ زمينه ها، ناشي از شعور اوست…

البته بعضي از اين تضادهاي ظاهري، تضاد ميان بعضي از نظريه‌هاي بنيادي و دكترين‌هاي جهان شمول با مذهب، هنوز برايم حل نشده و فكر نمي‌كنم كه براي جهان هم حل شده باشد.‌ اي کاش روزي بيايد که علماء دين به اين تضادهايي که احتمالاً ظاهري هم هستند،‌ پايان دهند.

منبع: فيلم گزارش مستند از زندگي ايليا «ميم»
انتشار در کتاب آمین – جلد اول

www.ostad-iliya.org

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

واکنش به منتقدان و دشمنان,به روايت ال ياسين,ايليا «ميم» کمتر مواضع خود را بطور صريح درباره موضوعي بيان مي‌کند,کتاب تعاليم در يک نگاه ,به روايت ال ياسين,كتاب تعاليم حق ,سخنراني‌هاي ايليا «ميم» ,قسمتي از تعاليم عمومي و آشكار استاد پیمان فتاحی,جوهر اصلي تعاليم حق , مفهوم «تسليم الهي» , فرمايشات ايليا «ميم» ,ایلیا, اطلاعاتی در مورد پیمان فتاحی, اطلاعاتی در مورد ایلیا رام الله, پیمان فتاحی کیست, برچسب دروغین فرقه انحرافی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه انحرافی به استاد فتاح ,برچسب دروغین فرقه انحرافی به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه انحرافی به ایلیا رام الله ,برچسب دروغین رهبر فرقه ضاله به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین رهبر فرقه انحرافی به استاد فتاح ,برچسب دروغین رهبر فرقه به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین رهبر فرقه به ایلیا رام الله, «تسليم باشيد تا رستگار شويد,سليم خداوند باشيد تا از روح خداوند برخوردار شويد…,تمثيل‏هايي كه در كتاب تعاليم حق بيان شده است, فروردین, ایلیامیم, اعضا, منتسب, حزب الله, بازخوانی, ویرایش, ریاست جمهور, برترین, حرکت دهندگان, تفکر, مصاحبه, مذکور, پیاده سازی, بازنویسی, تعمیم,   سخنرانی, مسلمان, طفره, جریان هدایت الهی, لا اله الا الله, مذاهب, ادیان, کشور, مقاومت, شیعه علی, انجمن متفکران ومحققان


[1]انجام امري را امكان ناپذير انگاشتن، امكان ناپذير گردانيدن آن است.مثل فرانسوی

[2] هيچ خواسـتـه اى را زيـاد مشماريد؛ زيرا آنچه نزد خداستبيش از آن است كه مى پنداريد. امام باقر (ع)

[3]مشابه اين مضمون در احاديث مختلفي به چشم مي خورد از جمله در آنجا كه رسول خدا (ص) اشاره مي فرمايد برخي از دانايان امت من از انبياء‌ بني اسرائيل نيز برترند. يا اين اعتقاد اهل تشيع كه مقام امامان را از بسياري از انبياء پيشين بالاتر مي دانند. (و)

[4] «بسیارى از جن و انس رابراى جهنم بیافریدیم. ایشان را دلهایى است كه بدان نمى فهمند و چشمهایى است كهبدان نمى بینند و گوشهایى است كه بدان نمى شنوند. اینان همان چارپایانند حتّىگمراهتر از آنهایند. اینان همان غافلانند». قرآن کریم.

[5]با اين مضمون كه اسلام بر پايه دانش است.

[6]محققی که در جست و جوی خداست ایمانش صد برابر محکم تر از آن هایی است که به خدایی ندیده و نشناخته و تحقیق نکرده ایمان دارند . خدای آن ها خدا نیست اسباب سرگرمی است. موريس مترلینگ

[7]كسى كه از روى فهم و شناخت عبادت نكند ، مانند خرآسياست. پيامبر خدا (ص)

میوه ها و خاصیت اعجاب انگیز آنها در درمان بیماری ها

داروشناسي طبيعي-1


( قسمت اول )

تاليف :پريا – ش.ح

گاز بزن پوست نكن

خيار را باپوست آن  بخوريد و فريب مؤدب بازي هاي مرسوم را نخوريد چون بيشتر ويتامين (( A ))ي خيار در پوست آن است و خيار بيشتر براي تامين ويتامين(( A ))ي بدن مناسب است . سيب و بعضي از ميو هاي مشابه را هم با پوست بخوريد چون مثلاً پوست سيب خاصيت ضدسرطان دارد… اين از پوست بيروني حالااز پوست داخلي بعضي از ميوه ها بگم.

 

داخل پوست پرتقال و ديگر پرتقال سانان ( مثل گريپ فروت ) پوسته سفيدي هست كه هميشه مورد بي مهري پرتقال خوران قرار مي گيرد ، غافل از اينكه اين پوسته ي سفيد سرشار از ويتامين (( ب كمپلكس )) است .همچنين اين پوسته ظاهراً بي مصرف داراي موادي است كه مكمل مواد مغذي درون پرتقال ( سانان ) است. پوسته داخلي گريپ فروت و بيشتر فاميل هايش ، مي تواند كلسترول خون را حتي به اندازه تاثير و مصرف دارو ، كلسترول مخرب خون را پايين بياورد و به گشايش رگ ها و افزايش سلامتي عمومي كمك كند. حرف كه از داخل پوست پرتقال  سانان شد گفته باشم كه در پوست ليمو هم ويتامين C  فراواني وجود دارد پس اگر ليمو را باپوستش بخوريد ، هم ويتامين C  بيشتري گيرتان مي آيد و هم اگر در شكم بعضي ها  مار و افعي خيلي كوچولو ( كه به آن جانور مي گويند ) وجود داشته باشد، كم كم وجود نخواهد داشت.

زنجفيل :خاصيت فيل آسايي زنجبيل

اگر حالت تهوع داشتيد، مي توانيد از قرص هاي ضدتهوع يا قرص مي توانيد از قرص هاي ضد تهوع يا قرص B6 استفاده كنيد اما اگربخواهيد از داروي غير شيميايي استفاده كنيد زنجبيل را به شما توصيه مي كنم .زنجبيل اثر كاملاً قاطعي برجلوگيري از ضد تهوع و استفراغ دارد و يك آنتي هيستامين طبيعي است.همچنين زنجبيل تا اندازه اي محرك جنسي و مغزي است ومي تواند تفكر را بهبود ببخشد . اگر مزه ي زنجبيل زياد به مذاقتان خوش نيامد و شيرين كننده يا كپسول خالي هم در دسترس تداشتيد ، ديگراثرات زنجبيل را به ياد بياوريد تاكمي ذوق كنيدو مذاقتان كوتاه بيايد و از خر شيطان پياده شود .( آيا واقعاً شيطان خر دارد ، يا خر شيطان دارد يا شيطان مساوي خريت است ) به ياد بياوريد كه زنجبيل بر ضد آشفتگي هاي معده عمل مي كند و يك منعقد  كننده ي قوي خون است طوري كه از اين نظر شبيه (( آسپيرين )) است كلسترول و فشار خون و چربي خون را كاهش مي دهد و برعليه سرطان مي ايستد.

ميوه و سبزي مي آيد   سرطان سرتان نيايد

  اگر از سرطان مي ترسيد يا فكر مي كنيد سرطان به شما علاقه مند است و ممكن است به سراغتان بيايد، يا اگر سرطان بزور با شماهمراه شده و خود را تحميل كرده، تعدادي ماده ي ضد سرطان فوق العاده را به شما توصيه مي كنم . هركدام از اين مواد ، كلي توضيح دارد ولي من فقط اسم هايشان را مي گويم : گوجه فرنگي ، هويج ، كلم ، سير ، پياز ، و ذرت ( اما نه روغن ذرت ) طالبي و گريپ فروت . تحقيقات دانشمندان نشان مي دهد كه اين مواد از بين هزاران ماده ي غذايي ديگرداراي بيشترين تاثيرات ضدسرطاني اند .اين سبزي ها و ميوه هاي خاص برعليه انواع سرطان ها عمل مي كنند اما مواد ديگري وجود دارند كه تنها در برابر بعضي از سرطان ها داراي مقابله هستند. مثلاً تحقيقات علمي ثابت مي كند كه يكي از بهترين دارو ها برعليه سرطان لوزالمعده ، خرما مي باشد . يا مصرف ماست اثر قابل توجهي در جلوگيري از سرطان روده ي بزرگ كه يكي از شايع ترين سرطان هاست دارد. سويا توانايي مقابله با سرطان معده را دارد . نخود فرنگي و توت فرنگي بر عليه سرطان پروستات مي جنگند . زرد آلو توانايي تهاجم به سرطان ريه ( و تا حدودي لوزالمعده ) را داراست. از ديد گاه ديگر مي توان گفت سبزيجات زرد و نارنجي رنگ و ازبين ميوه ها ،انواع مركبات ، بيشترين خاصيت ضد سرطاني را دارا مي باشند.

نخود فرنگي = قرص ضد حاملگي

وقتي دانشمندان به موش هاي آزمايشگاهي نخود فرنگي دادند ، هردو جنس عقيم شدند . همين آزمايش علت جمعيت تبتي ها را در 200سال اخير برملا كرد . چون نخود فرنگي يكي از اصلي ترين غذا هاي آنان  است . در نخود فرنگي نوعي ماده شيميايي وجود دارد كه مانع از حاملگي زنان و تواناييي بارور سازي مردان مي شود .

حالا كه يك عيب نخود فرنگي را گفتم يك حسن آن را هم بگويم تا جناب نخود فرنگي ازما نرنجد هرچه كه باشد او يك نخود است اگرچه از نوع فرنگي اش .نخود فرنگي يك ماده ضد سرطان ( مخصوصاً سرطان پروستات ) است . همچنين براي رفع عفونتها مؤثر و مفيد است.از طرفي اگر در خواب ديده ايد كه عنقريب قرار است دچار آپانديسيت شويد ، بپريد و نخود فرنگي بخوريد چون اين ماده مي تواند موجودات ذره بيني موجود در جدار اين زائده را كه موجب عفونت و حمله هاي دردناك در اين عضو مي شود را مرعوب نمايد.

اكسپكتورانت شلغمي

  اگر دفترچه ي بيمه نداريد ، پول هم زياد نداريد و داروي آنتي بيوتيك نياز داريد و همچنان گران است يك پيشنهاد برايتان دارم . يك آنتي بيوتيك طبيعي بابيشترين اثرات موازي وتاثير قابل توجه آنتي بيوتيكي.چند شلغم را بگيريد و تا حدي گوشت داخلي آن را خالي كنيد طوري كه از شلغم شما چيزي مثل يك تنگ آب توخالي باقي بماند .البته كمي از گوشت هاي داخلي را باقي بگذاريد طوري كه ديواره هاي اين تنگ شلغمي كمي ضخيم باشد. حالا درون اين شلغم تو خالي ، شكر بريزيد و در شلغمي آن را رويش بگذاريد .حداقل ، دوازده ساعت بعد در را برداريد . مي بينيد كه درون تنگ شما پر از شربت ساخت وطن است .اين شربت يك اسپكتورانت و آنتي بيوتيك طبيعي محسوب مي شود و براي بعضي از بيماري هاي عفوني ، مخصوصاً بعضي از بيماري هاي عفوني ريه يك داروي ملايم و چند جانبه به حساب مي آيد

قهوه ، جوجه اردك زشت نيست 

در بيشتر خبرها شنيده ايد كه (( قهوه بد است )) (( قهوه نخوريد)) اما من مي خواهم بگويم (( قهوه بد نيست . قهوه گاهي خوب است ))اصلا ًمي دانيد اين قهوه تا اواخر قرن هفدهم به عنوان دارو مصرف مي شد و محل عرضه ي آن داروخانه ها و عطاري ها بود.روزي روزگاري يك آدم خوشمزه اي به نام مونن، آمد و قهوه و شكر و شير را باهم قاطي كرد تا مثلا ٌ به يك غذا تبديل شود.بعد ديد مثل خودش خوشمزه شد.به بقيه هم  تعارف كرد، بقيه هم به هم تعارف كردند وخلاصه ، بازي (( دومينو)) را كه يادتان هست . الان، هم در ايالت بلخ و هم در ساحل عاج و اتيوپي (( كافي )) ميل مي شود.

البته من شنيده ام كه قهوه براي قلب خوب نيست . يا بعضي از آدم ها را مضطرب و نگران مي كند . برجنين تاثير مثبتي ندارد.اسهال و بي خوابي و گاهي سردرد مي آورد.اما وقت هايي كه مي خواهم نخوابم ( يعني نمي خواهم بخوابم، يعني مي خواهم به جاي خوابيدن بيدار بمانم ؛ يعني…) همينكه يكي دو فنجان شير وقهوه ( اگر بخواهم خود را تحويل بگيرم با شكر ، اگرنه ، بي شكر و كم شير ) مي خورم تا چند ساعت بعد خلاصه…

قهوه صبحگاهي هم كه سرجاي خودش. مي دانيد قهوه مثل دوپينگ مغزي است.يك محرك مغزي ميتواند نيشتر بزند و فعال كند .تمركز و هوشياري را بيشتر مي كند.مقاومت عضلاني را افزايش مي دهد و به تبع آن ، توان جسمي را زياد مي كند.((تانن))اي كه در قهوه وجود دارد مي تواند از كرم خوردگي دندان جلوگيري كند.بعضي از ورزشكار ها با خوردن قهوه ديرتر خسته مي شوند اما اين ، براي ورزشكاراني كه با انگشتا نشان زيادي كار دارند خوب نيست چون در هماهنگي انگشت ها گاهي اختلال به وجود مي آورد. تازه قهوه را مي توانيد به موهيتان هم بماليد.هم براي رشد و رويش آن ها خوب است و هم رنگ موها يتان را عوض مي كند.البته اگر آقا باشيد يا دوشيزه!! ممكن است پيامدهاي خانوادگي هم براي شما داشته باشد.

بااين حال مهمترين تاثير قهوه همان خاصيت ضد خستگي و كاهش خواب آلودگي است.اين اثر قهوه مديون كافئيني است كه در آن وجود دارد البته داستان كشف قهوه هم خود تا حدي همين تاثير را بيان مي كند.در زمانهاي قديم چوپاني به نام كادي قهوه را كشف كرد .او متوجه شد كه وقتي گوسفندانش دانه يك نوع گياه را مي خورند ، سرحال تر و بانشاط ترند.با خودش بر وزن ((جيب ما يكي است))گفت معده ما يكي است(چون وقتي ما گوسفند را مي خوريم با همه بدن اش و من جمله معده اش مي رود توي معده مان ) بنابراين شروع كرد به خوردن آن دانه .وقتي مرد مقدس قبيله اش او را ديد تعجب كرد.گفت چقدرسرحالي. اوهم جريان را تعريف كردو سپس مرد مقدس وبعد از آن ديگران براي بيدار ماندن درشب از آن استفاده كردند .سرانجام كار به آنجاكشيد كه همين چند سال پيش يكي از سلول هاي آن مرد مقدس چند هزار سال پيش كه حالا شده بود ((كاردينال ريشتكيو)) گفت (( تصميم گيري درباره اداره يك ملت غالباً با يك فنجان قهوه انجام مي شود.

فلفل نبين چه ريزه، مزه كن ببين چه تيزه ( آخر فلفل كه شكسته نمي شود اي شاعر مرحوم

اگر روزي در ميدان تره بار دچار درد شديد چكار مي كنيد؟ اصلا شما اهل رفتن به ميدان تره بار هستيد، يا از ميوه فروشي هاي گران فروش خريد مي كنيد؟ حالا بر فرض در يك سبزي فروشي ( از نوع گران يا ارزان آن ) هستيد و يكدفعه دچار درد مي شويد. سراغ كدام سبزي مي رويد؟ يكي از دانشمندان مي گويد سراغ فلفل قرمز تند برويد. گذاشتن ضماد فلفل قرمز تند در موضع درد يا خوردن آن مي تواند درد شما را كاهش دهد. اين به دليل وجود نوعي ماده در فلفل قرمز است كه مي تواند باعث كم كاري سلول هاي عصبي منتقل كننده ي درد شود. از فلفل قرمز تا حدي براي بي حسي و حتي ايجاد احساس آرامش هم مي توانيد استفاده كنيد. خوردن فلفل قرمز تند و احساس تندي و سوزش آن در دهان و گلو باعث مي شود كه مغز مورفين طبيعي ترشح كند و همين مورفين باعث ايجاد احساس خوشايند مي شود. البته اگر مقادير خيلي زيادي فلفل قرمز بخوريد به اميد اينك مقادير زيادي مرفين تهيه كنيد ممكن نيست شما را به جرم تهيه و توليد مواد مخدر بازداشت كنند چون افرادي كه از مشتريان هميشگي فلفل قرمز مي باشند و غالباً مقادير زيادي از آن را مصرف مي كنند، به تدريج مرفين طبيعي كمتري از ناحيه مغز دريافت مي كنند و به عبارتي كارشان براي مغز كم كم بي مزه مي شود و مغز حاضر نيست در مقابل قيمت فلفل قرمز تند مورفين طبيعي بپردازد. بنابر اين بعضي ها ( سود جوها و پول پرستها) فكر نكنند كه اگر با مته مغز خود را سوراخ كنند و شلنگي در آن فرو ببرند و شروع كنند به فلفل خوردن، بعد از يكي دو ساعت صاحب يك گالن مورفين و معاقبا صاحب آپارتمان، ويلا، ماشين و چند كيلومتر اسكناس خواهند شد. طبيعت از همه ما زرنگتر است.

موضوع داروهاي طبيعي و بطور كلي داروهاي غير پزشكي مبحثي است كه تاكنون هزاران كتاب درباره آن نوشته شده. اما واقعيت اين است كه حداقل 99% اين كتابها ( كه مربوط به ملل مختلف است) پايه و اساس علمي نداشته و نسخه و توضيحات آنان به اثبات علمي و غالباً اثبات تجربي نرسيده است. چنين كتابهايي پر است از نسخه هاي فوق العاده درماني، معجونهاي شفابخش، داروهاي گياهي ضد سرطان ( آن هم در عوض چند روز) و حتي اكسيرهايي كه جلوي همه بيماري ها و لابد مرگ آدم را هم مي گيرد.اين واقعيت همچنين درباره موضوعات باطني و نسخه هاي معنوي كاملا صدق مي كند. حتي اگر يك درصد اين كتابهاي پزشكي غير علمي، درست و موثر باشد، بشر شاهد جهشي در مقابله با بيماري ها و افزايش سلامتي خواهد بود. اين موضوعي است كه با خريد يكي از هزاران كتابي كه گفتم مي توانيد خودتان تجربه اش كنيد. بنابراين، با اين آگاهي و براي نوشتن  (( داروشناسي طبيعي))   كه از من خواسته شدآن را انجام دهم، عملا نمي توانستم سراغ كتابهاي غير علمي و غير موثق ( كه متاسفانه اكثريت را شامل ميشود) بروم. به همين دليل سراغ مطالبي رفتم كه منعكس كننده نتايج تحقيقات دانشمندان باشد. بعضي مطالب را با لحن غير جدي و كمي شوخي بيان كردم اما اين، چيزي از اعتبار علمي مطلب  و ارزش كار تحقيقي صورت گرفته ( توسط دانشمندان) نمي كاهد. مطمئن باشيد اين نسخه ها علمي و دقيق اند به همين دليل اغوا كننده و بيش از حد نيستند.

پي نوشت:

1- خدمت دوه زاري يا درست تر دو قروني كج ها: (( قهوه جوجه اردك زشت نيست )) ادامه اش مي شود  كه بايد آن را طرد كرد))   و خدمت دو هزار توماني هاي كج:  جوجه اردك زشت توسط مادر خوانده و خانواده خوانده اش طرد شد چون ظاهرا زشت بود اما وقتي بزرگ تر شد به يك پرنده زيبا تبديل شد. با اين حال ما گفتيم قهوه جوجه اردك زشت يعني آن پرنده در نهايت زيبا نيست ولي گفتيم همه با هم بهش حمله نكنيد

 

منبع: مقالات سایت معنویت آزاد

http://free-spirituality.org/