افشاگری شاگردان ایلیام ؛فشارهای دایره مذاهب برای شهادت دروغ

 (نامه یکی از اعضای جمعیت ال یاسین به رهبر جمهوری اسلامی)

اشاره: متنی که در پی می‌آید توسط اقای محمد اصغری نیا مسئول بخش اقتصادی جمعیت ال یاسین، در قالب نامه‌ای خطاب به رهبری به تاریخ تیر ماه 1387 نگاشته شده است. این نامه و فیلم افشاگرانه دیگری، پس از آن تهیه شد که محمد اصغری نیا مدتی مدید را در بند 209 زندان انفرادی اوین تحت فشار قرار داشت تا از همراهی خود با استاد ایلیا و تعالیم ایشان دست بکشد. نامبرده طی دوره زندان و همچنین پس از آزادی تحت فشار شدید قرار داشت تا جلوی دوربین سیستم امنیتی، بر اتهامات واهی و دروغین عدیده علیه ایلیا میم (پیمان فتاحی) صحه بگذارد و نقش یک تواب را بازی کند.

اسم من محمد اصغری نیا، مهندس سخت افزار کامپیوتر New Pictureو مدیر مسئول نشریۀ تفکری حرکت دهندگان ـ اولين نشريه در زمينۀ دانش تخصصي تفكر هستم. ادارۀ اديان از من خواسته است شهادت دروغ بدهم و مرا تحت فشار گذاشته است كه از معلم خود شكايت كنم و به دروغ به او نسبت شيادي و كلاهبرداري بدهم. آنها مدت‌ها بود از من می‌خواستند كه در بارۀ استاد ايليا «ميم» طرح اتهام دروغين كنم و به او نسبت كذب و خلاف بدهم. من هم مثل ده‌ها هزار نفر از جوانان و تحصیل کردگان اين مملكت، یکی از شاگردان استاد ایلیا «میم» هستم. تعداد زیادی از شاگردان استاد دارای مؤسسات فرهنگی و NGOهای مختلف در زمینه های علمی، فرهنگی، معنوی، زیست محیطی، آموزشی، مؤسسات انتشاراتی و نشریات هستند و من هم یکی از این افراد هستم. در این حرکت که با رهبری و هدایت استاد ایلیا «میم» صورت مي‌گرفت، من مسئول امور مالی و اقتصادی حرکت بودم و همیشه هر گونه فعالیت اقتصادی یا تبادل مالی زیرنظر من انجام می شده است. در واقع، اعتماد استاد به من به حدی بوده که در این زمینه همه چیز را در اختیار گروه اقتصادی که من در رأس آن هستم قرار داده و خودش در این زمینه دخالتی نکرده و دخالتی نداشته‌اند.
در خرداد 1386 بعد از سال‌ها تهدید و خط و نشان کشیدن به منزل ایلیا ریختند و او را دستگیر کردند. چند روز بعد هم مرا به همراه چند نفر دیگر از شاگردان استاد دستگیر کردند. مرا بعنوان مسئول کل امور اقتصادی حرکت دستگیر کردند. اتهام من اقدام بر علیه امنیت ملی از طریق توهین به مقدسات… بود که البته هیچ وقت معنی این اتهام را نفهمیدم.
در مدتی که در زندان امنیتی 209 بودم به شکلهای مختلف تحت شستشوی مغزی قرار گرفتم تا به معلم و استادم، ایلیا «میم» خیانت کنم. به شکل های مختلف او را ترور شخصیت می‌کردند، به او دروغ مي‌بستند و تخریب‌اش می‌کردند. اسناد زیادی بر علیه استاد جعل شده بود که هر کسی استاد را مي‌شناخت بلافاصله به جعلی بودن این اسناد و صحنه سازی بودن کل داستان پی مي‌برد. بخش عمدۀ بازجویی های من در بارۀ مسائل اقتصادی نبود چون در این زمینه همه چیز شفاف و روشن بود بلکه بخش عمدۀ بازجویی های من در بارۀ خود ایلیا و ویژگی های فردی او بود. آنها به دنبال این مي‌گشتند که به هر قیمتی و هرطور که شده ‌ایلیا را تخریب کنند. هم در ذهن من هم در ذهن شاگردان دیگر و هم برای همۀ مردم. دروغ و جعلی بودن دلایل و اسناد اهمیتی نداشت و فقط یک چیز مهم بود، تخریب شخصیت استاد و اینکه مردم او را قبول نداشته باشند.
شرط آزادی و خلاص شدن ما بدون اینکه در مرحلۀ اول مستقیماً گفته شود یک چیز بود، انکار حقایقی که در بارۀ معلم خود مي‌دانستیم و قبول کردن دروغ‌هایی که آنها دربارۀ استاد مي‌ساختند. تقریباً همۀ بازجویی‌ها با شستشوی مغزی در جهت تخریب استاد همراه بود. روش اصلی شستشو استفاده از فشار روانی و جعل و مونتاژ کاری بود. حتی حرف‌ها هم مونتاژ شده بود. مثلاً چهار نکتۀ بسیار روشن و خوب را از طریق حذف یک نکتۀ کلیدی و اساسی مطرح می‌کردند و بعد آن چهار نکته کاملاً تاریک مي‌شد. به هر حال من باید چیزهایی را که یاد گرفته بودم انکار می‌کردم. تأثیرات بسیار زیاد و بسیار خوب استاد را در زندگی خودم و بقیه انکار می‌کردم، همۀ چیزهایی را که طی سال‌ها دیده بودم و صدها چیزی که تجربه کرده بودم، انکار می‌کردم تا بلکه مسئله‌ام حل مي‌شد. البته من انکار نکردم فقط اعتقادات اصلی‌ام را طی جلسات متعدد تفتیش عقاید، مخفی کردم و در نهایت بعد از نزدیک به دو ماه ماندن در سلول انفرادی، از زندان امنیتی 209 آزاد شدم. فعالیت مالی ما آنقدر محدود، شفاف و ساده بود که محل تردید و ابهامی وجود نداشت. همۀ چیزهایی که در بارۀ استاد شایعه کرده بودند، مطلقاً کذب و دروغ بود. از نظر مالی هم همۀ ما مي‌دانستیم که این حرف‌ها تماماً دروغ و برای تخریب شخصیت استاد است. استاد حتی از کسی هم هدیه نمی گرفت و اگر کسانی تأکید داشتند که هدیه ای بدهند به ما یعنی واحد امداد تحویل مي‌دادند، و رسید می‌گرفتند و در آن رسید همه چیز اعم از انگیزۀ هدیه، چگونگی تهیۀ مبلغ آن و دیگر مؤلفه‌ها قید مي‌گردید. در طول ده دوازده سال گذشته، ما حتی این پول‌ها را هم مصرف نکرده ایم بلکه اکثراً در بانک بوده. از طرفی جمع کل این مبلغ ناچیز است. استاد هیچ هدیه‌ای را به راحتی قبول نمی‌کرد و گاهی برای قبول یک هدیۀ کوچک ممکن بود بعد از سال‌ها تصمیم بگیرد.
مواردی که ما مجاز بودیم از منبع مالی استفاده کنیم محدود بود. مواردی مثل کمک به افرادی که راه‌های دیگری برای کمک به آنها وجود نداشت چه در بین شاگردان استاد و چه در سطح جامعه، تأمین مخارج اضطراری کسانی که همۀ زمان خود را صرف تحقیقات و کارهای مطالعاتی و تفکراتی می‌کردند و منبع دیگری نداشتند. استاد گفته بودند که هر کس هدیه اش را خواست به او پس بدهید. و ما حتی بعد از گذشت ده دوازده سال می‌توانستیم هر هدیه ای را پس بدهیم. حتی یک نفر بعد از حدود هفت سال آمد و گفت چیزی را که هفت سال پیش داده‌ام را به من برگردانید و ما هدیۀ او را بی کم و کاست به او برگرداندیم. البته این فرد در یک روزنامه و با تحریکات افراد دیگر به استاد توهین کرده بود که وقتی متوجه شدند، همه چیز سر جای خودش است. آن داستان هم نتوانست ادامه پیدا کند و آنجا هم تهمت‌ها دروغ از آب درآمدند.
در واقع هر کسی که استاد را مي‌شناخت با شنیدن این حرف‌ها او را بیشتر باور می‌کرد و ارتباطش با استاد قویتر مي‌شد. وقتی این دروغ را در آن روزنامه نوشتند، استقبال مردم و جوانان تا مدت‌ها بعد از استاد بیشتر شد. دروغ بودن این حرف‌ها مثل این بود که مثلاً تلاش کنند به کسی القاء کنند نور یعنی تاریکی و تاریکی یعنی نور. همۀ ما استاد را سال‌ها تجربه کرده‌ایم. او ده‌ها هزار نفر را در این سال‌ها به خدا پیوند داده است. خدا را به زندگی ده‌ها هزار نفر بازگردانده است. هزاران نفر را با تفکر و تحقیق آشنا کرده است. صدها متفکر، محقق، نویسنده و مدرس پرورش داده است. استاد به زندگی ده‌ها هزار نفر، معنا داده است. به آنها هدف و هویت داده است بنابراین کذب بودن این حرف‌ها برای کسانی که او را مي‌شناسند نیازی به تفکر و تحلیل ندارد. بعد از آزادی من از زندان، به من گفتند تعهد بده که با بقیۀ شاگردان استاد ارتباط نداشته باشی، من هم حاضر نشدم امضاء کنم اما آزاد شدم. چند ماه بعد، استاد ایلیا «میم» هم بعد از حدود شش ماه انفرادی از زندان خارج شد. بعد از خروج استاد از زندان 209، من چند بار دیگر به ادارۀ ادیان احضار شدم. ابتدا آنها از من خواستند که با استاد ارتباطی نداشته باشم و من از آنها خواستم تکلیف مبلغي را که دست آنهاست و ما خودمان امانت به آنها داده‌ایم روشن کنند. این مبلغ مربوط به افرادی دیگر مي‌شد اما آنها بعنوان اهرم فشار پول‌ها را نگه داشتند. در این چند ماه چند بار دیگر هم به ادارۀ ادیان احضار شدم. خواستۀ اصلی آنها از من این است که دربارۀ استاد شهادت دروغ بدهم. آنها مي‌گویند بیا و از استاد شکایت کن و بگو او به زور از تو و بقیه چک گرفته است. در حالی که واقعیت عکس این است. ما اگر به زور هم به استاد چک مي‌دادیم قبول نمی‌کرد و اگر هم کسی مي‌خواست در بارۀ یک تضمین مالی چک بدهد، به گروه اقتصادی و رأساً به من مي‌داد و ما هم اگر با این درخواست مواجه مي‌شدیم که چیزی را پس بدهیم فوراً پس مي‌دادیم. آنها مي‌گویند که من به دروغ بگویم که استاد از ما به زور چک گرفته است اما واقعیت این است كه ایشان نه به زور نه به نرمی از هیچ کس هیچ سندی نگرفته است. الان روزهاست که من تحت فشار هستم که از استاد شکایت کنم و به دروغ بگویم که استاد شیاد و کلاهبردار است. اگر من این شکایت کذب را از استاد بکنم، ظاهراً دیگر زندان نمی‌روم. آنها می‌گویند بیا با مشاوران حقوقی ما حرف بزن تا راهنمایی‌ات کنند که چه بنویسی. حالا هم مأمور ادارۀ ادیان هر یکی دو روز تماس مي‌گیرد و از من می‌خواهد که بیایم و این شکایت دروغ را طرح کنم و شهادت دروغ بدهم و به جریان تخریب شخصیتی استاد بپیوندم. ظاهراً خیلی‌ها از طرف ادارۀ ادیان ماه‌هاست با داستان مشابهی روبرو هستند. حتی از ماه‌ها قبل از دستگیری استاد در روزنامه‌ها فراخوان می‌کردند که بیایید از استاد رام‌الله شکایت کنید، اما کسی نمی‌رفت. بعد از دستگیری او هم فشارها به تعداد زیادی از شاگردان استاد و مردم بیشتر و بیشتر شد تا هر طور که شده بیایند و از استاد شکایت کنند. من گزارش‌های زیادی در این باره از دوستان مختلف شنیده‌ام که بعضی از آنها باور کردنی نیست و بهتر مي‌دانم خود آنها که در مرکز واقعه قرار داشته‌اند تعریف کنند. حتي شنيده‌ام كه بعضي از افراد خانواده ايشان هم تحت فشار قرار گرفته‌اند تا اين كار را بكنند. فکر نمی‌کنم در طول تاریخ تا این حد جعل سند، تهمت دروغ، شایعه‌سازی و مونتاژکاری دربارۀ کسی انجام شده باشد. چند ماه پیش آنها یک وبلاگ بسیار توهین‌آميز به نام ایلیا 74 در بارۀ استاد راه‌اندازی کردند. تا آن زمان شاگردان استاد از اینکه استاد را در رسانه‌ها و اینترنت مطرح و معرفی کنند منع شده بودند اما بعد از این جرقه، سیل وبلاگ‌ها و سایت‌های حامی استاد در اینترنت شروع شده که همین امروز می‌توانید سری به اینترنت بزنید و ببینید چه خبر است. بعضی از دوستان ما مي‌گویند که برای ما فیلم‌ها و عکس‌های مونتاژ شده‌ای از استاد پخش کرده‌اند تا بلکه از طریق تخریب شخصیت او ما را از همراهی با ایشان بازدارند. مي‌گویند با فیلم‌های خانوادگی ایشان هم همین کار را کرده‌اند.
آخرین باری که مرا به ادارۀ ادیان احضار کردند به برادر ایشان که او هم مدتی قبل از 209 آزاد شده بود و به دلیل جانباز بودن فوت کرده بود کلی بد و بیراه گفتند. به برادر دیگر ایشان هم که در 209 بود کلی تهمت زدند. در اين جلسه با چرب‌زباني و خوشرويي تصنعي با من برخورد كردند. برايم قهوۀ مخصوص آوردند و از من پذيرايي كردند. سپس به خانوادۀ قبلي استاد يعني برادران و خواهران ايشان حمله‌ور شدند و شروع به بدگويي و توهين در بارۀ خانوادۀ ايشان كردند. بعد مثل بارهاي قبل به خود استاد توهين كردند و تلاش كردند او را تخريب كنند و دست آخر از من خواستند تا براي تنظيم يك شكايت دروغ و طرح يك تهمت كذب با مشاور حقوقي اداره صحبت كنم.
متاسفانه ادارۀ ادیان همۀ این کارها را به اسم اسلام و حکومت اسلامی و به اسم حاکمیت اسلامی و امام زمان انجام مي‌دهد. در جلسات بازجویی و در جلسات احضارهای بعد از بازجویی مدام می‌گفتند که ما حاکمیت اسلامی هستیم. ما یعنی حکومت و برای همۀ شاگردان استاد موضوع اینطور جا افتاده که این‌ها همانطور که خودشان تأکید دارند، همان حکومت اسلامی هستند به همين دليل بسياري از جوانان و مردمي كه از شاگردان استاد هستند بدبين و زخم خورده شده‌اند. اما من و کسانی که از نزدیک با عملکرد این اداره آشنا هستیم بخوبی مي‌دانیم که این حرکات خودسرانه که آنها به حکومت نسبت مي‌دهند ارتباطی با حکومت اسلامی و حاکمیت اسلامی ندارد بلکه سوءاستفاده از نام اسلام و امام زمان و نظام اسلامی است. حکومت اسلامی حافظ آبرو و حیثیت مردم است اما ادارۀ ادیان در این ماه‌ها با تمام قوا و از همۀ راه‌های ممکن تلاش کرده است آبرو و حیثیت استاد را با توسل به انواع دروغ‌ها و جعل‌ها و صحنه‌سازي‌ها و جوسازی‌های کاذب از بین ببرد. من شنیده‌ام که حتی از مکالمات استاد با فرزند سه ساله‌شان هم به شکل‌های دیگری بهره‌برداری شده است و این صداها به صورت دیگری مونتاژ شده‌اند. قرار است که اگر من حرفی در این باره بزنم و حقیقت را بگویم که در این چند دقیقه آن را بیان کردم، مرا دوباره به زندان ببرند.
از یازده سال قبل ده‌ها هزار تن از شاگردان استاد حامی نظام اسلامی بوده‌اند اما بعد از دستگیری استاد به اتهام سخنرانی‌های یازده سال قبل او و به اتهام واهی فرقه‌سازی، همۀ این جوانان بدبین و گریزان شده‌اند. آنها به چشم خود دیده‌اند که چطور به نام خدا و اسلام و حکومت اسلامی، با صدها دروغ و جعل و مونتاژ و به ناجوانمردانه‌ترین شکل ممکن، ادارۀ اديان شخصیت معلم محبوب آنها را تخریب کرده است و سعی کرده که با استفاده از هر دروغ و نیرنگی او را بی آبرو و بی اعتبار کند. به ما گفته‌اند که حکومت به استاد اجازه نمي‌دهد با مردم ارتباط داشته باشد، گفته‌اند هر چیزی که استاد دارد توقیف است و جزء اموال حکومت اسلامی است، گفته‌اند تا زمانی که استاد علناً خود را و گذشتۀ خود را انکار نکند با حبس سنگین و اعدام خود و شاگردانش مواجه است…

محمد اصغری نیا
تیر ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت

مطالب مرتبط:

نامه محرمانه استاد ایلیا به رهبر جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۸۷

بازخوانی بخش دیگری از تفتیش های ایلیا میم در زندان (نامه یکی از شاگردان ایلیا میم به رهبری در سال 88)

نامه انجمن حرفه ای متفکران و محققان به رهبر جمهوری اسلامی ایران

نسخه کامل فیلم قسمت دوم از بازخوانی شکنجه ها و تفتیشهای ایلیا میم رام الله در زندان

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار, کانون حقوق بشر ال یاسین(شاخه انگلستان),وبگاه دیده بان ادیان و مذاهب,سایت دیده بان

تاریخچه فعالیت های ایلیا رام الله در مقابله با فرقه گرایی ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) با دروغ و تهمت به شاگردان الیاس رام الله می گوید: مروج فرقه رام الله,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) با دروغ و تهمت به شاگردان ایلیا رام الله پیمان فتاحی می گوید: مروج فرقه ایلیا رام الله,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا رام الله می گوید: فریب خوردگان فرقه رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد پیمان فتاحی می گوید: فریب خوردگان رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا میم می گوید: فریب خوردگان فرقه ایلیا رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان الیاس رام الله می گوید: فریب خوردگان فرقه ایلیا رام الله ,اداره ادیان وزارت اطلاعات به دگر اندیشان می گوید: آیین های هندی شبه معنویت عرفانهای صهیونیستی ,نقدو بررسی ایدئولوژی شیطانی اداره ادیان وزارت اطلاعات در اتهام زنی و تحریف استاد ایلیا رام الله پیمان فتاحی در برنامه هایی چون نقد و بررسی فرقه رام الله ,نقدو بررسی ایدئولوژی شیطانی اداره ادیان وزارت اطلاعات در اتهام زنی و تحریف استاد ایلیا رام الله پیمان فتاحی در برنامه هایی چون نقد و بررسی فرقه ایلیا رام الله , انزوای هر چه بیشتر جمهوری اسلامی به خاطر نقض حقوق بشر, پایداری مدافعان حقوق بشر در ایران , فعالیت خستگی ناپذیر پشتیبانان حقوق انسانی, مجمع عمومی سازمان ملل متحد, امور اجتماعی, بشردوستانه و فرهنگی سازمان ملل در محکومیت نقض حقوق بشر در ایران, قطعنامه در کمیته و مجمع عمومی, متحدان بین المللی جمهوری اسلامی , انزوای جمهوری اسلامی در گسترده ترین نهاد رسمی جامعه جهانی در مورد محکومیت مجازات اعدام,,  توقف مجازات اعدام, توقف اعدام,  واکنش جمهوری اسلامی به تصویب قطعنامه علیه نقض حقوق بشر در ایران,,  “گسترش و پیشبرد” حقوق بشر,  نماینده جمهوری اسلامی زمانی مدعی پایبندی دولتش به حقوق بشر می شود , ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران,, ناصر سوداگری فعال سیاسی, ناصر سوداگری و همسرش طاهره پوررستم که از زندانیان سیاسی,  نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی , نامه ای از زندان؛,  محمدحسن یوسف‌پورسیفی, زندانی سیاسی محبوس در بند 350 زندان اوین,  محمدحسن یوسف‌پورسیفی, زندانی سیاسی محبوس در بند 350 زندان اوین, گروهی از فعالان حقوق بشر توسط اطلاعات سپاه بازداشت, حکم سنگین این فعال حقوق بشر ,  اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام, دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی , محمدحسن یوسف‌پورسیفی,گزارش هفتگی نقض حقوق بشر در استان کردستان , شیرین عبادی, مدافع حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل , وضعیت کودکان در ایران ,  بی توجهی مسوولان حکومتی, “حقوق مدنی و سیاسی”, “حقوق اقتصادی و اجتماعی” و “میراث فرهنگی و محیط زیست” , طرح ارتقاء امنیت اجتماعی” در استانهای تهران, البرز , حکم اعدام یک زندانی متهم به قاچاق مواد مخدر, اسدالله جعفری , یوسف ندرخانی, شهروند مسیحی,هرانا؛ یوسف ندرخانی شهروند مسیحی جهت اجرای حکم بازداشت شد,هرانا؛ احضار و تهدید افشین بایمانی در دومین روز اعتصاب غذا,افشین بایمانی زندانی سیاسی زندان رجایی شهر کرج,  اعتصاب غذای ۵ روزه,  بند ۸ زندان رجایی شهر معروف به بند سپاه (متعلق به وزارت اطلاعات) , فعالان کارگری منطقه ماهشهر, عباس رضایی یکی از فعالان کارگری,  انتشار نامه‌ای از عباس بادفر خطاب به احمد شهید

ایلیا رام الله در گفتگویی جنجالی که بسیاری هنوز نشنیده اید

سنگ اندازي در تاريكي

گفت و گوي انتقادي

(قسمت سوم-8)

گفتگوي زير در فروردين ماه سال 1386 طي دو جلسه با ايليا «ميم» توسط دو تن از اعضاء منتسب به گروه حزب ا… صورت گرفته است. لازم به توضيح است که مطالب پياده شده از روي فيلم، مورد بازخواني ويرايشي قرار گرفته است. قسمت دوم اين گفتگو در سال 1384 قبل از انتخابات رياست جمهوري صورت گرفت كه با عنوان «برترين رئيس جمهور» در نشريۀ حركت دهندگان شماره سه به چاپ رسيد و موجب تعطيلي آن نشريه كه اولين نشرية تخصصي در زمينۀ دانش تفكر محسوب مي‌شد، گرديد. قسمت اول مصاحبه در تاريخ 9/5/1382 صورت گرفت كه هر دو مصاحبۀ مذكور نيز براساس فيلم جلسه، پياده سازي و بازنويسي شدند.

لازم به ذكر است كه سوالات گويندگان، انعكاس دهنده نظرات طيف مورد اشاره نيست و پاسخ‌هاي استاد ايليا «ميم»، در مواردي كه به فرد مقابل مربوط مي‌شود، قابل تعميم به طيف مذكور نمي‌باشد. در چنين مواردي پاسخ ها، متوجه گفتگوكنندگان است.

 

1. بعضي از جلسات مسئولين ياسين[1] يا شوراهاي مشابه در شبها برگزار مي‌شود. چرا مثل بقيه در روز، اين جلسات برگزار نمي شود؟[2]

چون اينها در روز کار دارند، اداره مي‌روند، دانشگاه مي‌روند، تدريس مي‌کنند و مسائل ديگر. غالباً زمان آزادشان عصر به بعد است. اما دوستان شما همين مسئله را در سالهاي گذشته طور ديگري انعکاس داده بودند. شايعه كرده بودند كه اينها شبها زن‌ها و مردها را به داخل خانه‌هاي بزرگ مي‌برند. بعداً سکوت کرده بودند تا شنونده خودش بقيه را طبق جهتي که به او داده بودند، حدس بزند و با چنين روشهايي با آبروي هزاران مسلمان بازي کردند. به قول خودتان يكي از روش‌هاي مهم شما جهت دادن و القا كردن است. جهت دادن با يك خبر كوچك يا استفاده از كلمات خاص و اين كار را دوستان شما در ارتباط با ما مكرراً انجام داده اند..

 

«با بدبين‏ها و بدبيني‏ها، بدبينانه برخورد كن. وقتي دروغگو حرف مي‏زند اگر با بدبيني به او گوش نكني، به خودت دروغ گفته‏اي. اگر در برخورد با كسي كه منكر واقعيات و نشانه‏هاي واقعي است خوش‏بين و پذيرنده باشي، تو نيز واقعيت و نشانه‏هاي واقعي را انكار كرده‏اي. تو مي‏تواني بدبيني را با بدبيني و دروغ را با انكار آن پاسخ دهي و به دروغگو راستش را نگويي چون آن راست را هم به دروغ تبديل مي‏كند. دروغ دروغگو را به خودش برگردان و مكرش را متوجه خودش كن. بدبين را با بدبيني‏اش مواجه ساز و كافر و كفر و افكار او را نپذير.»

ايليا «ميم»

 

2. سوال كننده دوم: آيا شما خودتان انحرافي در مجموعه کارهايي که در اطراف شما انجام مي‌شود نمي بينيد؟ آيا کارهايي که در ارتباط با شما انجام مي‌شود عاري از اشتباه است؟

قطعاً در مجموعه فعاليتها انحرافات و اشتباهاتي وجود دارد. مگر شما جايي را در همه اين دنيا و همه تاريخ بشر سراغ داريد که فعاليتهاي آن خالي از انحراف و خطا و اشتباه بوده باشد؟ بهترين درختهاي ميوه هم آفت دارند حتي وقتي كه سم پاشي شده باشند. در انبار گندم و برنج و حتي زعفران هم به احتمال زياد با موش‌ها و حشرات موذي برخورد خواهيد كرد. حتي در صدر اسلام، در صدر مسيحيت، در صدر يهود و در صدر اديان ديگر، در همان زماني كه انبياء بزرگ زنده بودند، در اطراف آنها و در امور پيراموني شان مسائلي وجود داشت، گاهي نفاق و فساد و انحراف ديده مي‌شد؛ حالا كه ما بشري معمولي هستيم و پيشواي مذهبي نيستيم… در اين فعاليتها هم اشتباهات و خطاها احتمالاً فراوان است. هر چيزي آفتي دارد. هر كاري ناكارهايي دارد و هر حركتي حتي اگر رشد و صعود باشد،‌ مسائل و مصائب خود را دارد. در كنار صدها فعاليت خوب، قطعاً انحرافات و اشتباهات هم بوجود مي‌آيد. وقتي انديشه‌هاي نوراني و بالايي شکل گرفته، قطعاً توهمات هم بروز کرده است. يك درخت ممكن است آفتها داشته باشد. و اين درخت پرمحصول كه شايد محصولات آن بيش از يك جنگل بزرگ بوده، ‌آفتهاي خودش را دارد و عده‌اي پيوسته، ‌در حال مبارزه با اين آفت‌ها بودند. اما نبايد صدها ميوه اين درخت را ناديده گرفت و فقط به چند ميوه کرم خورده يا سرمازده مشغول شد. اين درخت را با بقيه درختهاي جنگل مقايسه کنيد. اين فعاليتها را با مجموع محصول دهها مرکز تحقيقاتي و مطالعاتي مقايسه کنيد. در اين صورت، قضاوت در فضاي روشن تري رخ مي‌دهد.

 

3. سوال كننده دوم: آيا شما برنامه‌هاي ماهواره‌اي را نگاه مي‌کنيد؟

من از بين همين مردم هستم. هر طوري كه آنها زندگي مي‌كنند و هر تجربه‌اي كه دارند من هم آنها را داشته ام. فرق دو تجربه مي‌تواند زياد باشد. مثلاً يکي با مشاهده و مشاهده کننده همراه باشد و يکي ديگر نباشد… تقريباً از همه اخبار زمان خود اطلاع و بر آنها اشراف دارم. از همه آنچه در شبكه‌هاي ماهواره‌اي، در شبكه اينترنت، در عالم سياست، فرهنگ، كتاب، اقتصاد و غيره مي‌گذرد. دائماً مورد سوال هستم درباره همه چيزهايي که مربوط به زندگيست، پس بايد از همه چيزهايي که مربوط به زندگيست تا حد امکان باخبر باشم.

 

4. سوال كننده دوم: بعضي از افراد به شما هديه‌هاي مالي مي‌دهند. با چه توجيهي اين هديه‌ها را قبول مي‌کنيد؟

قبول كردن هديه از كسي كه او را دوست داري و تو را دوست دارد توجيه نمي‌خواهد. اما من هم شخصاً تا بحال به ندرت از کسي هديه مالي قبول کرده ام و البته از كسي هم چيزي نخواسته ام… ولي بعضي دوستان به نام من هديه‌هايي را داده‌اند كه ديگران آن را تحويل گرفته اند. اما هداياي بسياري هم بوده است كه پذيرفته نشده يا به دلايل ديگر به هديه دهندگان بازگردانده شده. آنچه پذيرفته نشده بارها و بارها بيشتر از چيزي بوده كه قبول كرده ام. شايد از هر صدها مورد يک مورد قبول شده باشد.

 

5. آيا شما وجوهات شرعي مي‌گيريد؟

خير. من بارها گفته ام نه مذهبي ام نه روحاني و نه هر عنوان مشابهي. پس چطور ممکن است به چنين شخصي مردم وجوهات شرعي بدهند. من هم تا بحال از کسي چنين چيزي نگرفته ام. تا به امروز هم دهها ميليارد هديه شده که قبول نکرده ام؛ هديه دهندگان خودشان مي‌گويند. اما گاهي به مردم راهنمايي‌هايي کرده ام براي حل مسائلشان يا براي آنها کارهايي کرده ام که آنها هم چيزهايي فرستاده‌اند که البته آن هم غالباً به دست من نرسيده. بعضي‌ها هم براي حمايت از فعاليتهاي فرهنگي و برگزاري جلسات و… امکاناتي را در اختيار گذاشته اند…

 

6. سوال كننده دوم: اما شما صدها ميليارد تومان پول داريد. اينها را از کجا آورده ايد؟ شما که ارثيه‌اي نداشته ايد و کار اقتصادي فوق العاده‌اي نکرده ايد. اين وضع همان شائبه ثروت طلبي و قدرت طلبي را دامن مي‌زند.

واقعيت اين است که قدرت طلبي يا ثروت طلبي در كار نبوده است و نشانه‌هاي متعدد و دلايل محكم هم مؤيد آن است. ولي اگر مسائل شما اينطور حل مي‌شود ابايي ندارم که بگويم قدرت طلبي کرده ام. اما اين چطور قدرت طلبي و شهرت طلبي است كه طرفهاي مقابل تو را نشناسند، ناشناس باشي، حتي اسمت را هم نمي‌دانند، با آنها برخوردي نداري و هيچ مزد مادي و معنوي از جانب آنان به تو نمي‌رسد. يک نفر طنابي دارد، از نوع طنابهايي که با آن اسب مي‌گيرند، بعد او را متهم مي‌کنند به اينکه تو مي‌خواهي با اين طنابت ماهي‌ها را بگيري. او مي‌گويد اين دو تا با هم جمع نمي شوند و مثل اين است که به کسي بگويي تو مي‌خواستي با يک کوزه آب، خانه‌اي را به آتش بکشي. اين نوع فرضيات شما به قدري متناقض است كه حتي اگر به هيچ كدام هم جواب داده نشود، خودشان خودشان را رد و نقض مي‌كنند. کدام صدها ميليارد تومان. شما نشان بدهيد، همه را به شما مي‌بخشم. من حتي يک اتاق هم براي خانواده ام ندارم. اگر هست، مالِ شما. ماشين و دوچرخه هم ندارم. با اين حال شايد يک در هزار هديه‌هايي که داده شده است، پذيرفته شده اما همان هم به بنده نرسيده است. ميلياردر شدن در شرايطي که ما هستيم در يک روز هم امکان پذير است و اگر ضرورت ايجاب کند آن هم انجام مي‌شود.

 

7. سوال کننده دوم: شما عده زيادي محافظ داريد. يك گارد چند صد نفره. داشتن يک محافظ هم مجوز مي‌خواهد. علت داشتن اين همه محافظ و مراقب چيست؟ با چه مجوزي اين کار انجام مي‌شود؟

من حتي يک نفر هم بعنوان محافظ خودم نمي شناسم و ندارم. اگر شما يکي اش را نشان دادي، چند صد تاي آن هم قبول است. گاهي پياده روي مي‌روم و يکي دو نفر از دوستان همراه مي‌شوند. من مي‌گويم و آنها مي‌نويسند يا ضبط مي‌كنند. مطالب زيادي اينطور نوشته و ثبت شده. وقتي هم تعداد دوستان بيشتر مي‌شود با تعداد بيشتري قدم مي‌زنيم و حرف مي‌زنيم. تا امروز نه محافظ داشته ام نه كسي از جانب من خود را به عنوان محافظ من مي‌شناسد

.

8. سوال کننده دوم: با رعايت کدام مؤلفه‌هاي امنيتي و حفاظتي افراد را ملاقات مي‌کنيد؟

در ملاقات با افراد ملاحظات امنيتي خاصي لحاظ نمي شود… بسياري از كارهايم را براساس نشانه‌ها و مشاهدات و دريافتها انجام مي‌دهم. در برخي از موارد، مبنا را رؤياها مي‌گيرم اگر معتبر باشد و هر کسي را که احساس مي‌کنم ضروري است ببينم، مي‌بينم. در بدترين شرايط امنيتي هم خيلي‌ها را ديده ام.

 

9. سوال كننده دوم: در سخنراني شما در استاديوم شهيد شيرودي چرا نيروي انتظامي و امنيتي شما را دستگير نکردند با وجود آنکه نيروها به اندازه كافي زياد بودند.

اين را بايد از آنها بپرسيد كه چرا نگرفتند. ما براي خدا كار مي‌كرديم. آن سخنراني‌ها هم براي خدا و درباره كلام خدا بود…

 

10.

11. شما با بعضي از بزرگان ارتباط داريد که تا جايي که ما مي‌دانيم بيشتر آنها از طريق پيک و واسطه است. دليل این ارتباط شما چيست؟

جوانان و مخصوصاً مردمي که با آنها در ارتباطم، با مسائل و فشارهاي بسياري روبرو هستند که بعضي از آنها مي‌تواند به دست ايشان باز شود. با توجه به عصر جديد معنويت، مسائل متعددي در جهت تطبيق اعتقادات مذهبي با معنويت مدرن وجود دارد که اين هم نياز به پاسخ دارد… از يک طرف هم از کودکي و نوجواني سؤالاتي در بارۀ دين و معنويات داشتم. جواب آنها را از هر کس که حدسش را مي‌زدم که شايد بداند، مي‌پرسيدم. براي بعضي از آنها جوابهايي هم داشتم و هنوز هم مي‌خواهم بدانم کاملترين جواب کدام است.

 

12. سوال كننده دوم: ولي يک حدس قوي‌تر هم در مسئله هست که شما مي‌خواهيد آنها را هم مريد خود بکنيد. شما با هر کس برخورد مي‌کنيد تجربه نشان داده که محصول آن مريد شدن و جذب کردن است. آيا در ارتباط با آنها هم واقعاً همين قصد را نداريد؟

اگر واقعاً اينطور باشد که من هر کسي را ببينم فوراً مريدم مي‌شود چرا خود شما نيستيد؟ چرا اين همه دشمن و بدگو وجود دارد؟ جداي از اينکه من خواستار مريدسازي نبوده و نيستم اما اگر کسي بتواند يک عالم را منحرف کند يا با خودش همراه نمايد، او بايد داناتر و تواناتر از طرف مقابل باشد. بعد، مگر محتواي صحبتهاي ما چه چيزي جز سوالات علمي و اعتقادي بوده است. اگر من مي‌توانم اعتقادات آنها را از آنها بگيرم بايد بتوانم انديشه‌هاي قويتر، نوراني‌تر و ريشه‌اي‌تر به آنها بدهم. البته بعضي از آقايان را ديدم و آن آقايان هم با من همراه نشدند و اين حرف شما خالي از توهين به آن اعتقادات هم نيست.[3]

 

13. در انتخابات رياست جمهوري چرا آقاي… و دو سه نفر ديگر از شاگردان شما با كانديداهاي رياست جمهوري مذاكرات داشتند؟

آنها در فشارها و تهديدهاي شديد بودند و مي‌خواستند بدانند كه چه كسي به آنها احتمالاً كمك خواهد كرد، چه در همان زمان و چه در آينده که ممکن است فرد رئيس جمهور شود. .. ضمن اينكه مي‌خواستند آنها را بيشتر بشناسند و زمينه‌هاي تعامل احتمالي با آنان را مشخص كنند.

 

14. احتمالاً سفرهاي خارجي شما زياد باشد. بيشتر به کدام کشورها رفت و آمد مي‌کنيد؟

تا به حال سوار هواپيما نشده ام. با ماشين يا كشتي هم به مسافرت خارجي نرفته ام…

 

15. انگيزه شما از نامه نگاري و پيغام رساني‌ها به رهبران و شخصيتهاي داخلي و خارجي چيست؟

روشن است. مي‌خواهم نظراتم را و آنچه را كه به عنوان راه حل و تدبير مي‌دانم و فكر مي‌كنم بهترينهاست به آنها بگويم. از اين طريق نظراتم را در مواردي که ضروري مي‌دانم به آنها اعلام کرده ام.

 

16. سوال كننده دوم: خيلي از شاگردان شما در حالي كه قرآن مي‌خوانند، حجاب اسلامي ندارند. روسري‌هاي كوتاه و شلوار ساق كوتاه مي‌پوشند. خيلي از پسرها به نحو ديگري مسائل شرعي را رعايت نمي‌كنند. شما بجاي توصيه به خواندن قرآن و نماز بهتر نيست اول اين مسائل را حل كنيد؟ [4]

اين روش ماست. شما هم مي‌تواني در ارتباط با جوانان با روش خودت عمل كني. من خودم خيلي چيزها را رعايت نمي‌كنم، چطور مي‌توانم به آنها توصيه كنم كه رعايت كنند. من آدم متشرعي نيستم و اگر در محك احكام و جزئيات آن بروم، پر مسئله هستم. يا ايها الذين آمنوا لم تقولون ما لاتفعلون.[5] ‌اي اهل ايمان چرا چيزي را مي‌گوييد كه به آن عمل نمي‌كنيد!؟ ما انسانها امروز دهها بيماري داريم، از سرماخوردگي تا سرطان و جذام روح. مهم اين است كه ابتدا از مرگ نجات پيدا كنيم. كسي كه قرار است تا قبل از صبح فردا بميرد، چه فايده اگر سرماخوردگي او را هم درمان كني؟ بزرگترين كاري كه در حق او مي‌شود كرد اين است كه ابتدا او را از مرگ نجات دهيد.

 

17. سوال كننده دوم: اينکه مردم بيايند به حرف شما قرآن و نماز بخوانند اشتباه است. آيا قبول داريد؟

 

بالاخره مردم به حرف کسي نماز و قرآن مي‌خوانند. کساني هم که امروز دارند مي‌خوانند يا خود شما، به حرف کسي خوانده ايد. يک دعوت کننده‌اي بوده است. اما شايد اين کار از ديدگاهي بسيار بدبينانه، اشتباه باشد يعني اينطور استدلال شود که اگر عده‌اي به حرف کسي قرآن و نماز بخوانند پس به حرف او هر کار ديگري هم ممکن است بکنند. همان موضوعي که چند سال پيش هم گفتيد که شايد من مي‌خواهم در سالهاي آينده بر خلاف سالهاي گذشته، در آينده‌اي نامعلوم، دست مردم اسلحه بدهم. البته واقعاً اين حرفها را فقط تا بحال از شما شنيده ام و اين و حرفهاي مشابه حتي به صورت فکر هم به ذهنم خطور نکرده است. چند سالي هم از آن مي‌گذرد اما ديديد که اتفاقي نيفتاد بلکه هماهنگي‌ها بيشتر شد. و احتمالاً‌ به ذهن اكثر دوستان هم خطور نكرده است. از ديدگاه بعضي از سياسيون، اين جمعيت مي‌توانست حجم متراكمي از فرصتها و امكانات و روياهاي تحقق يافته سياسي تلقي شود كه با آن مي‌شد، هر كاري انجام داد اما ما با سياست بازي ارتباطي نداشته ايم و كارمان فقط در زمينه‌هاي معرفتي و معنويتي بود. ظاهراً مولد اين فكرها و ايده‌ها تا امروز، فقط شما و دوستان شما هستند. فكر جنگيدن و استفاده از اسلحه را اين جوانان حتي به خواب هم نمي بينند. آخر اسلحه براي چه. در برابر چه كسي؟ اينها دشمن بي خدايي اند. دشمن جهل و ناآگاهي اند. اما حتي براي جنگيدن با اينها هم اسلحه شان تفکر و تحليل و برنامه ريزي است. اسلحه اينها اسم خداست. كلمه خداست. قلم و كلام و انديشه است. آن هم در جهت خدا و مردم و زندگي خوبتر. کسي را که سر سفره و در خانه خودش نشسته است چطور مي‌توان متهم کرد که تو قصد داري ظرفهاي غذا را بشکني، سفره را پاره کني و نگذاري بقيه هم غذايشان را بخورند. او مي‌پرسد مگر من چه کاري کرده ام. تو مي‌گويي، کاري نکرده‌اي اما من حدس مي‌زنم تو اين کار را بکني. شما در برابر اين همه خرابي و ويرانگري مسئوليد و بايد به اسلام و قرآن و نگاهبانان قرآن و حافظان اسلام پاسخ دهيد. و تحميل اين افکار و اتهامات به کساني که حتي در خواب هم آن را نديده اند، ضربه بزرگي است. خاطراتي از جريانهاي مختلف در ذهن شما هست که شما را وادار به شبيه سازي مي‌کند. اين يکي از ويژگي‌هاي ذهني انسان است که سعي مي‌کند هر پديده تعريف نشده‌اي را با يکي از پديده‌هاي تعريف شده قبلي تطبيق دهد.

 

 

 

 

 

18.

19. با وجود خود شما، چرا آنها براي حل مسائل خود به مراجع و بزرگان مراجعه کردند؟

قبلاً هم چند بار عرض کردم، من مثل شما مذهبي و متشرع نيستم و سواد مذهبي ندارم. از بزرگان که هيچ، بدون تعارف و تواضع، از کوچکان حيطه دين هم نيستم…

20. سوال كننده دوم: چند سال پيش در جلسه‌اي که مي‌گوييد با… داشته ايد چه مطالبي مطرح شد. چرا همان زمان تكليف اين مسائل يكسره نشد؟

ايشان خواستند که… و من هم اين را مطرح کردم که اگر امکان پذير شود مي‌توانيم دانشگاه علوم باطني و متافيزيکي را در ايران راه اندازي کنيم. در آن جا هم متاسفانه و شايد واقع بينانه، خودم را اصلي ترين مرجع علوم باطني در دنيا مي‌دانستم و يکي از چيزهايي که اين اعتقاد را تقويت مي‌کرد ملاقاتهايي بود که با اکثر شخصيتهاي مدعي در موضوع داشتم… متاسفانه تا امروز، با کتابي، کسي، انديشه‌اي يا منبعي برخورد نکردم که بزرگي آن بتواند مرا در اين باره دچار ترديد يا ابهام کند که کسي علوم باطني، دانش تفکر و مشاهده و روش‌هاي اينچنيني را به اندازه بنده يا حتي شبيه يا نزديک به آن بداند. البته دوستان هم در همه دنيا چنين افرادي را جستجو کرده‌اند و لااقل تا امروز پيدا نکرده اند… از گفتن اين حرفها متاسفم و در اين سالها هم نگفته ام اما فکر مي‌کنم بيان اين حرفها براي رفع ابهامات ضروري است.

 

21. تعدادي از بچه‌هاي شما با مسئولين ارتباط مستمر دارند. دليل اين ارتباط چيست؟

آنها به نمايندگي از تعداد ديگري كه سالهاست تحت فشارها و تهديدهاي رو به گسترش هستند با اين افراد مكاتبه دارند تا براي كاهش فشارها و خطرات راهي بيابند… به دليل ارتباط با من، نشريه هايشان تعطيل مي‌شود،‌ از كار اخراج مي‌شوند و كلاً ‌برخوردهاي ناعادلانه‌اي با آنها صورت مي‌گيرد. احضار مي‌شوند، از حقوق قانوني خود محروم مي‌شوند، برايشان خط و نشان مي‌كشند، آنها هم به دنبال راه حلي قانوني براي اين مشکل هستند. فکر مي‌کنم اکثر اين تهديدها از جانب شما و دوستان شما باشد. احتمالاً شما هم اين را قبول داريد.

 

22. به گفته يكي از شاگردان خود شما، چند سال قبل شما در يكي از افراطي ترين گروهها بوديد. آيا واقعاً شما عضو… بوديد؟

آنها اول بعنوان يک متهم با من برخورد کردند. موهايم روغن زده بود. بعد که با آنها حرف زدم و مسائل و راه حل هايشان را گفتم آنها در کارهايشان مشورت مي‌کردند. بعدها متهم‌هايي را که مي‌گرفتند من آنها را آزاد مي‌کردم. و از اين طريق ارتباط ما با هم برقرار مي‌شد و آنها بينش ديگري پيدا مي‌کردند. البته جرايم آنها چيز خاصي نبود. مشكل غالباً موها و لباسشان بود. همين شد يكي از راههاي ارتباط با جوانان. بعضي از آن جوانان امروز هم با ما هستند. آنها تبديل به محقق و متفكر و سخنران شدند.

 

23. درباره استراتژي انقباضي كه در برنامه ياسين چندين بار تكرار شده است، بيشتر بگوييد.

روش انقباضي يعني عدم انبساط و گسترش. عدم تبليغ و جذب مردم. بجاي زياد شدن کميت ها، کيفيت کار را زياد کنيم. جلسات و سخنراني کمتر و کمتر شود، ارتباط‌ها کمتر شود، فعاليتها کاهش يابد… از همان اوايل اين رويكرد انقباضي و عدم گسترش را به عده‌اي از دوستان ال ياسين كه مسئول تشكل‌ها بودند،‌ توصيه كردم...

www.ostad-iliya.org

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

وضعیت فعلی ایلیا میم رام اله جمعیت ال یاسین, آخرین تصاویر پیمان فتاحی, آخرین کتاب ایلیا میم رام الله, انگیزه های معنوی ضد فرقه ایلیا میم رام الله, دلایل سیاسی نبودن ضد فرقه ایلیا میم رام الله,ایلیا یعنی چه؟ ایلیا یعنی چه؟ رام الله یعنی چی؟, رام الله یا پیمان فتاحی یعنی چه؟ نام ایلیا میم رام الله, ضد فرقه رام الله یعنی چه؟, همایش و نمایشگاه و سمینار و کنفرانس درباره و بررسی ضد فرقه رام الله – پیمان فتاحی, جریان شناسی ضد فرقه ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی, چرایی  و علل ضد فرقه بودن جریان ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی,الیاس ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, دانلود مطالب ضد فرقه ایلیا میم رام الله- پیمان فتاحی, فایلهای پی دی اف مربوط به ضد فرقه ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, بررسی راهکارهای مقابله با فرقه ها توسط ایلیا  میم رام الله – پیمان فتاحی, بررسی جریان ایلیا رام الله – پیمان فتاحی در واکاوی و کنکاش در موضوع فرقه ها و عرفان های بدلی, چگونگی برخورد با عرفان های نوظهور و نحله های انحرافی و فرقه های ضاله از زبان ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی , خنثی سازی تاثیرات منفی جریان انحرافی و فرقه های کاذب و معنویت های ساختگی و عرفان های نوپدید با راهکارهای ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, مجموعه اطلاعات معتبر در مورد ضد فرقه ها ایلیا رام الله -پیمان فتاحی, لینک های مرتبط با اخبار ضد فرقه ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی, فیلم های موجود از سخنرانیها و تصاویر ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی, علل گسترش عرفان های کاذب و فرقه های ضاله و معنویت های ساختگی از زبان  ضد فرقه ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی, راه حل برخورد با فرقه های پوشالی و عرفان های نوظهور و جریان های انحرافی از زبان ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, روشهای برچیده شدن عرفان واره ها و معنویت واره ها با گفت و گویی از ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی,مکتب و عرفان ضد فرقه ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, بررسی و جستجوی عبارت عرفان ایلیا میم رام الله -پیمان فتاحی در اینترنت و سایت های موجود ایران, جنبش معنوی ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی, همه چیز درباره و در مورد پیمان فتاحی


[1]. بعضي از اعضاء شوراي مركزي ال ياسين عبارتند از: آقایان مهندس محمد اصغری نیا (مدير مسئول نشريه حركت دهندگان)، مهندس آرين پناهپور (سردبير نشريه تفكر متعالي)، مهندس حميد رضا همتی (مدير گروه پژوهشي مديريت حرفه اي)، مهندس حسن سلطانعلی (عضو گروه پژوهشي مديريت حرفه اي)، مهندس عباس فلاحی (مدير مسئول نشريه علوم باطني)، رضا الماسیان (مولف و عضو شوراي سردبيري نشريه علوم باطني)، سعيد صورتی (عضو تحريريه نشريه حركت دهندگان و مدرس در انجمن حرفه‌اي متفكران و محققان)، و احمد بردبار (مدیر اجرایی گروه سخنرانی) و خانمها شیرین زندی (مدیر مسئول نشریه هنرهای زیستن)، رکسانا خوشابی (مدیر مسئول نشریه علم موفقیت)، فریبا جلیلیان (مدیر اجرایی مطالعات و تحقیقات)، میترا نجفی (مدیر مسئول نشر تعالیم حق)، نازی حسامی (مدیر نشر یاهو)، ساناز پوربابک (مدير جبهه طبیعت)، فاطمه زندی (سردبیر نشریه علم موفقیت)، میتراصالح زاده (سردبیر نشریه علوم باطنی)، دكتر پریس کی نژاد (مدیر تحقیقاتی طب مکمل)، منیژه ارونقی (سردبير نشریه اخبارکودکانه)، سارا یوسف پور (دبير انجمن حرفه اي متفكران و محققان)

[2] وجدان بد در آنِ واحد، تهمت زننده قاضي، شاهد و بدار زننده است. مثل هلندی

[3] «من مراد نيستم پس مريدي هم ندارم. من مجتهد نيستم پس مرجع تقليد هم نيستم. من فقيه نيستم پس پاسخگوي مسائل شرعي شما هم نيستم. آنطور كه فكر مي‏كنيد، متشرع نيستم پس نمي‏توانيد مرا با شرع محك بزنيد…» « من قصد ندارم كسي را به خود وابسته كنم و هرگز نيز به بي‏عدالتي دست نخواهم زد.» ايليا «ميم»

[4] حضزت عیسی می فرماید :مطمئن باشید گناهکاران و فاحشه ها زودتر از شما وارد ملکوت خدا خواهند شد زیرا یحیی شما را به توبه و بازگشت به سوی خدا دعوت کرد اما شما به دعوتش توجه نکردید در حالیکه بسیاری از گناهکاران و فاحشه ها به سخنان او ایمان آوردند. حتی با دیدن این موضوع باز هم شما توبه نکردید و ایمان نیاوردید.

[5] سورۀ صف، آيۀ دو

بنيانگذار الاهيسم –استاد ایلیا میم رام الله-پیمان فتاحی

بنيانگذار الاهيسم

به روايت يكي از شاگردان استاد ایلیا رام الله

تعليمات الاهيسم در ايران و خاورميانه براي اولين بار توسط ايليا بيان مي‌شد اما بنيانگذار اين تعليمات تا آنجا که ما مي‌دانيم ايليا نيست بلکه ايليا يکي از راويان اصلي الاهيسم بود و آموزه‌هاي بنيادي الاهيسم را در قالبها و به شيوه‌هايي هماهنگ با شرايط اين عصر تفسير و تبيين کرده بود. پيش از ايليا، معلم الاهيسم استاد معظم يحيي روح الله بود و ايشان مستقيماً به بعضي ديگر از شاگردان خود، الاهيسم را آموزش داده بودند. بعضي از اين افراد عموماً با استاد در ارتباط بودند و تفسير و روايت ايشان را بعنوان تفسير کامل و روايت عالي قبول داشتند. عدۀ ديگري نيز آموزه‌هاي الاهيسم را از حضرت استاد روح الله، در نقاط مختلف دنيا دريافت کرده بودند که بعضي از آنها داراي معروفيتي جهاني هستند. در آنجا ايشان را به نام روح الله نمي شناختند بلکه استاد معظم يحيي روح الله در نقاط مختلف دنيا داراي اسامي متعددي بودند مانند ديويد هيوم و دهها اسم ديگر. گاهي نيز به ايشان ماها يا باباجي يا ماهاآواتار مي‌گفتند. کتابهاي زيادي طي دهه‌هاي گذشته و قرن اخير در بارۀ استاد معظم يحيي روح الله توسط اساتيد معنوي نوشته شده است با اين تفاوت که اسامي مورد اشاره در اين کتابها که همگي مشخصات و ويژگي‌هاي يک فرد واحد را بيان مي‌کنند، يکسان نيست. فيلم‌هايي نيز به روايت از بعضي از بزرگان در بارۀ ايشان وجود دارد… حتي اين معلوم نبود كه «ماها» اولين معلم و بنيانگذار اين تعليمات كامل و جامع باطني باشد. الاهيسم معلمان بزرگي در طول تاريخ داشته است و خود عبارت الاهيسم در قالب كلمات مختلفي عرضه شده است. اما در هيچيك از متون مادر الاهيسم بطور مشخص و دقيق از اولين بنيانگذار الاهيسم سخني به ميان نيامده است بلكه آدرس‌ها به گونه‌اي است كه حتي مثلاً وقتي كه در بارۀ بزرگان اين مكتب باطني يا حتي «ماها» صحبت مي‌شود به دليل ويژگي‌هايي مانند گمنام بودن و حفظ اسرار، گاهي اين افراد و معلمان بزرگ در هاله‌اي از ابهام حضور مي‌يابند و حتي يك ذهن بدبين ممكن است تصور كند كه بعضي از آنها فاقد وجود تاريخي هستند مانند همان نظريۀ تاريخي كه عيسي مسيح را نه يك شخص واقعي بلكه صرفاً يك رويا و اسطوره مي‌داند. نظريه‌اي كه در قرن اخير در ميان اكثر روشنفكران مسيحي شايع است.

ظاهراً الاهيسم جرياني بود به موازات جريانات ديگري مانند يوگا، فالون گنگ، شمنيزم، ساينتولژي، تي ام، تانترا، اکنکار و صدها جريان معنوي ديگري که بسياري از آنها امروز هم وجود دارند و گفته مي‌شود که تعداد همۀ آنها بيش از شش هزار جريان معنوي است اما به دلايل زيادي الاهيسم با اين جريانات قابل مقايسه نيست از جمله اينکه الاهيسم داراي هسته‌هاي بنيادي کاملاً متفاوتي و من جمله اصل توحيد (لااله الا الله) و ساير اصول آسماني است. بر حقانيت همۀ اديان هدايت کننده و خداگرا صحه مي‌گذارد و در عين حال خود را يک دين يا مذهب يا فرقه نمي داند بلکه در گرايش خداگرايي خلاصه مي‌شود. الاهيسم يك مكتب باطني است و ارتباطي با دين و مذهب ندارد بلكه دينداران را به پيروي كامل و هوشمندانه از دين خود توصيه مي‌كند…

ما مخالف جريانهاي وارداتي (اكنكار، يوگا، شمنيزم و غيره) نبوديم بلكه روش ما پيوند و جهت دهي توحيدي بود. پديده‌اي مانند يوگا يا موارد مشابه به پديده‌اي جهاني مبدل شده بود. اينها واقعياتي غيرقابل انكار و اجتناب ناپذير بودند. انكار كردن پديده‌هاي واقعي مخصوصاً جهاني عملاً امري امكان ناپذير است. بنابراين ما به جاي انكار اين جريانات از چند طريق عمل مي‌كرديم:

يك. آشكارسازي جذابيت و عظمت تعاليم الهي و كلام خدا.

دو. الهي سازي جريانات. يعني سعي مي‌كرديم اين جريانات را با توجه به كلام خدا هر چه بيشتر اصلاح كنيم و جهت آنها را در مسير خداگرايي تغيير دهيم.

هنرهاي ماورايي، روش‌هاي NX، فنون باطني و طرق روح زايي چيزي نبود جز تفسير معنوي و كاربردهاي باطني كلام خدا بويژه مفهوم تسليم الهي. هستۀ اصلي تعليمات اكنكار كه داراي گسترش جهاني است پرواز روح است. ما در هنرهاي ماورايي هم هنر پرواز روح داريم اما آنچه در الاهيسم و هنرهاي ماورايي گفته مي‌شود مو به مو و ذره به ذره بر اساس كلام خدا و كتاب خداست. از طرفي كارايي و توانمندي روش‌هاي بكار رفته در الاهيسم، با آنچه بعنوان مشابه در مكتبهاي ديگر است واقعاً و به شد غيرقابل مقايسه است. اين دو حيطه مثل تفاوت شخم زدن يك زمين با گاوآهن در مقايسه با شخم زدن آن با تراكتور است. مثل تفاوت هواپيماي فوق مدرن با هواپيماهاي ابتدايي در جنگ جهاني دوم است. بعنوان نمونه تفاوت بين آموزه‌هاي نشانه شناسي در الاهيسم با آنچه در شمنيزم ديده مي‌شود فرق بين مشعلي بزرگ و فروزان است با نور يك شمع. به اين دليل در بارۀ نشانه شناسي، شمنيزم را مثال مي‌زنم چون شمنيزم اوج و قلۀ تعليمات نشانه شناسي باطني است. يا آنچه بعنوان رويابيني در الاهيسم مطرح است با مثلاً مكتب رويابيني تبتي كه سبكي شاخص محسوب مي‌شود، قابل مقايسه نيست كه البته هر كدام از اين موضوعات در جاي خود و به صورت تخصصي و طي كتابهايي مورد بحث قرار گرفته است. مثلاً با مطالعۀ كتاب مكتبهاي رويابيني كه توسط محققي برجسته در زمينۀ علوم باطني تأليف شده است به سادگي به تفاوت فوق العاده‌اي كه بين مكتبهاي رويابيني و رويابيني الاهيسمي وجود دارد پي مي‌بريم.

الاهيسم تنها بر كليات و اصول اساسي كلام خدا تأكيد دارد. بر خداگرايي، تسليم الهي، توجه به خداوند و عشق الهي.

 

دوره‌هاي تعليمي الاهيسم

در آن سالهاي دورتر در کنار تعليمات اصلي و اساسي ايليا که همان تسليم الهي و تفکر متعالي بود، ما بعنوان تمرين و تجربه‌هاي عبوري، برخي از روش‌هاي باطني و فنون مربوط به آنها را هم تجربه مي‌کرديم. عنوان اين دوره از آموزش‌ها «دورۀ نجومي» بود که به صورت ناآشکار و تقريباً محرمانه آموزش داده مي‌شد. دورۀ نجومي اسمي بود که بعدها روي آن گذاشتيم. وقتي که به دوره‌هاي تعليمات عمومي استاد دورۀ خورشيدي گفته شد، اسم اين دوره هم نجومي شد. تنوع روش‌ها و فنوني که در دورۀ نجومي آموزش داده مي‌شد بسيار بالا و جذابيت و کششي که عليرغم سختي‌هاي فراوان، در آنها وجود داشت بسيار زياد بود. روش‌هايي که در دورۀ نجومي آموزش داده مي‌شد به هفت شاخۀ کلي تقسيم شده بود و هر طيف از کارورزان باطني يکي از اين شاخه‌ها را تمرين و تجربه مي‌کردند. ايليا عموماً به سرشاخه‌ها و مربيان اصلي آموزش مي‌داد و جز بنابر ضرورت، ارتباطي (از اين زاويه) با بقيه نداشت. حتي بعضي از کارورزان باطني ايليا را بعنوان معلم اصلي نمي شناختند و همين زمينه‌اي را فراهم مي‌کرد تا در مواقع خاصي ايليا خودش به آزمون آنها دست بزند. پايين بودن سن ايليا و ناشناس بودن او براي بعضي از کارورزان، شرايط را براي اين کار مناسب‌تر مي‌کرد…

منبع : کتاب آمین – جلد اول

www.masterelia.org

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

اولين بار در سال 1375 آموزش‏هاي علني و عمومي پیمان فتاحی در سن 23 سالگي در تهران آغاز شد , آموزش هاي ايليا «ميم» , الاهيسم خوانده مي شود ,. ایلیا رام الله براي تعليمات خود پولي دريافت نمي‏کند , بنيانگذار الاهيسم ماهاآواتار مي‌باشد , ماهاآواتار در ايران با اسم استاد روح الله شناخته مي‌شود , الاهيسم باطني را مي‌توان معادل علوم باطني با جهت گيري خداگرا دانست و ارتباطي با هيچ يک از اديان , مذاهب يا فرقه‌ها ندارد , يکي از محوري‏ترين آموزش‏هاي پیمان فتاحی- آموزش روش‏هاي سي و شش گانه تفکري است که با عنوان XYZ شناخته مي‌شود ,روشهایی مانند تفکر خلاق-تفکر مفهوم‏ياب- دورانديش- قرينه‏اي- فراانديش- روش‏هاي تصميم‏گيري- تصميم‏سازي و تصميم‏بيني از تعالیم ایلیا رام الله می باشد , آموزش‏هاي عمومي ايليا «ميم» درباره حضور الهي , تجربه عشق الهي , احياء روح , انقلاب دروني , نور زنده , هدايت الهي و زندگي متعالي مي‌باشد , هماهنگ عمل کردن با روح و حرکت کائنات يکي از مهمترين توصيه‌هاي ایلیا میم است , ایلیا بارها اشاره کرده است که «مسيح و مسح شدگان ديگر زنده‌اند و تعليم مي‌دهند» , تعداد شاگردان و پيروان استاد ايليا «ميم» به دهها هزار تن مي‌رسد , در بين پيروان و شاگردان ايليا از همه اقشار مردم ديده مي‏شود , از بعضي از شاگردان ايليا نيز توانايي‌هاي فوق العاده‌اي گزارش شده است , ايليا با هر دسته از مردم با روش متناسبي ارتباط برقرار مي‏کند , آموزش‌هاي ايليا «ميم» ابعاد متعددي دارد بطوري که در زمينه‌هاي مختلف زندگي انسان قابل تعميم است , موزش‌هاي ایلیا داراي سه جنبه ذهني , قلبي و روحي