ایلیا رام الله(پیمان فتاحی) در گفتگویی جنجالی که بسیاری هنوز نشنیده اید

رودخانه يعني مار بزرگ؟! و دريا يعني صحرا؟!!

 

 

گفت و گوي انتقادي

(قسمت سوم- بخش اول)

 

گفتگوي زير در فروردين ماه سال 1386 طي دو جلسه با ايليا «ميم» توسط دو تن از اعضاء منتسب به گروه حزب ا… صورت گرفته است. لازم به توضيح است که مطالب پياده شده از روي فيلم، مورد بازخواني ويرايشي قرار گرفته است. قسمت دوم اين گفتگو در سال 1384 قبل از انتخابات رياست جمهوري صورت گرفت كه با عنوان «برترين رئيس جمهور» در نشريۀ حركت دهندگان شماره سه به چاپ رسيد و موجب تعطيلي آن نشريه كه اولين نشرية تخصصي در زمينۀ دانش تفكر محسوب مي‌شد، گرديد. قسمت اول مصاحبه در تاريخ 9/5/1382 صورت گرفت كه هر دو مصاحبۀ مذكور نيز براساس فيلم جلسه، پياده سازي و بازنويسي شدند.

لازم به ذكر است كه سوالات گويندگان، انعكاس دهنده نظرات طيف مورد اشاره نيست و پاسخ‌هاي استاد ايليا «ميم»، در مواردي كه به فرد مقابل مربوط مي‌شود، قابل تعميم به طيف مذكور نمي‌باشد. در چنين مواردي پاسخ ها، متوجه گفتگوكنندگان است.

 

1. هنوز از جلسات قبلي، بعضي از ابهامات ما برطرف نشده است. وقتي از شما جدا مي‌شويم مي‌بينيم هنوز بعضي از سوالات با وجودي که مطرح شده‌اند و علي الظاهر هم جواب گرفته اند، اما پاسخ روشني ندارند. بنابراين مجبوريم در اين جلسه هم بعضي از سوالات قبلي را تکرار کنيم. نمي‌گويم خود را معرفي كنيد چون فكر مي‌كنم همه اين ديدارها و مصاحبه‌ها در همين مورد باشد. لطفاً اسم خود را بگوييد.

خودم، خودم را با عنوان ايليا مي‌شناسم. بيشتر مردم هم مرا به همين اسم مي‌شناسند. شناسنامه ام را به اسم پيمان فتاحي گرفتند. بعضي از آشنايان قبلي هم كه آشنايي و ارتباطي با ايليا نداشتند مرا به اسم پيمان صدا مي زنند. عده اي هم به اسم رام الله مرا مي شناسند كه از سالها قبل گفته ام رام الله اسم من نيست بلكه به معناي تسليم و خدمتگزار و رام شده خداست و اين مي تواند اسم هر خدمتگزاري هم باشد…[1][2]

 

2. سوال كننده دوم: برداشت ما اين است كه شما با مقاصد دقيق و مشخصي اين اسم را انتخاب كرده ايد. مثلاً رام الله حاوي ايدۀ التقاط بين اسلام و هندوئيسم است. رام اسم خداوند به زبان هندي است و خداي هندوئيسم رام ناميده مي‌شود. چند قرن پيش يك نفر به اسم كبير اين كار را كرده بود كه مردم به او مي‌گفتند خداست و به او آواتار مي‌گفتند. آيا اسم شما حاوي پيامي نيست؟

حاوي پيامي هست و پيامش همان است كه گفتم. رام و خدمتگزار خدا اما حاوي اينهايي كه شما مي‌گوييد نيست. كساني هم بودند كه مي‌گفتند اين حاوي يك پيام در بارۀ‌ شهر رام الله است. حالا مي‌شد همين را هم به سود فلسطينيان يا به سود اسرائيليان تعبير كرد. اگر فرض را بگيريم كه هر كس بر نفس خويش آگاه است، بايد گفت همۀ‌ اين حرفها، برداشتها و شايعات است و اصل واقعيت در اين باره يا در موارد مشابه همان است كه گفته ام يا دارم مي‌گويم. عموماً‌ واقعيت خيلي ساده‌تر و راحت‌تر از اين شايعات است.

 

3. سوال كننده دوم:‌…بزرگان ما نامها و لقبهاي متعددي داشتند. آيا خودِ اين کار به نوعي استفاده از رفتارهاي آن بزرگان نيست؟

نه. تقليد نيست. اگر هم کسي از بزرگان دينش تبعيت و به آنها اقتدا کند و کارهايي شبيه به آنها انجام دهد، عين فرمان‌هاي دين را انجام داده است اما در اين مورد چنين چيزي نبوده است. آنها بزرگان دين بوده‌اند ولي من در حوزه دين آنقدر ناچيز هستم که اصلاً نبايد به هيچ حسابي بيايم. بجاي منظر دين از ديدگاههاي ديگر هم مي‌توانيد به اين موضوع نگاه کنيد…

 

4. يکي دو دليل آن را مي‌توانيد توضيح دهيد تا اين منظري که مي‌گوييد مشخص‌تر باشد؟

يک نفر دکتر است، وقتي که به مطب او مي‌روي بعنوان بيمار او بايد بطور معلومي رفتار کني. نبايد با او بحث کني، نبايد از مسائل مختلف حرف بزني، بايد اعتماد کني، به سوالاتش جواب کامل بدهي، مسائل را دقيقاً بگويي و به کارهايي که مي‌گويد گوش کني. اينجا قالب شخصيتي او خانم يا آقاي دکتر است. همين فرد در دانشگاه تدريس مي‌کند و تو دانشجوي او هستي. در اينجا تو مي‌تواني و لازم است با او بحث کني، روزها و سالها اما حتي نبايد براي چند دقيقه هم با طبيبت بحث و جدل مي‌کردي. در دانشگاه به او مي‌گويي استاد. او به خانه مي‌آيد و پدر تو است. حالا مي‌تواني با او رابطه‌اي بسيار شخصي و خصوصي داشته باشي. با او شوخي کني، محرمانه ترين مسائل درون خانواده را مطرح کني، او را پدر و او تو را پسر خطاب کند. همين پدر مي‌تواند قالبهاي شخصيتي ديگري هم داشته باشد… من با طيفهاي مختلفي از مردم ارتباط بسيار نزديک و عميقي داشته ام و در هر ارتباطي قالبي متناسب با آن طيف داشته ام. در ارتباط با يک قشر متفکر بودم و روش‌هاي تفکر را تدريس مي‌کردم. آنها فکر مي‌کردند من لائيک يا بي خدا هستم. در يک جايي معلم علوم اسراري و روش‌هاي باطني بودم. در اينجا ورود به حوزه روش‌هاي ظاهري تفکر، يک خط قرمز شمرده مي‌شد چون ظاهراً با هم توافق نداشتند. در يک جا بهترين نقطه ارتباطي اين بود که فردي گمراه و از همه جا بي خبر باشم يا از تجاهل استفاده کنم. يک زمانهايي در قالبهاي روز جوانان مستقر مي‌شدم… بدون اينها امکان برقراري ارتباط عميق و انتقال تعليم وجود نداشت. بايد تو ظاهراً از آنان باشي تا تو را قبول کنند و به خود راه دهند. بايد جهان آنها را تجربه کني و زندگي شان را حضوراً بفهمي تا بتواني درباره آن نظري بدهي. از دور و از پشت ديوارها و از طريق واسطه ها، اثر زيادي ندارد. در مکتبهاي مختلف علوم باطني و در ميان معلمان بزرگ تاريخ تمدن‌هاي باطني، اين، روشي معمول و مرسوم بوده است… بعيد است کسي بتواند از اين روش سوء استفاده کند چون اگر او مي‌تواند آنقدر انعطاف پذير باشد و آنقدر آگاهي خود را در جهات مختلف گسترش دهد که به طور طبيعي اين کار را بکند، چه نيازي به کارهاي ديگر دارد. البته ممکن است کسي بتواند ظاهراً با چنين کاري سوء استفاده کند اما بايد محصولات و نتايج اين ارتباط را ديد و براساس آن قضاوت كرد. استفاده از تيغ مي‌تواند براي سر بريدن يا عمل جراحي و نتيجتاً نجات از مرگ باشد.

« خوب زيستن ، هماهنگ زيستن است.»

 

5. فرضاً کسي در زمينه‌هاي مختلف آنقدر آگاهي و دانش داشته باشد که بتواند عين همين کار را بکند. آنقدر هم انعطاف پذيري و استعداد و توانايي داشته باشد که بطور طبيعي، موقتاً در چنين شخصيتي قرار بگيرد. آيا با اين وجود مي‌شود خطر سوء استفاده را ناديده گرفت؟

با اين فرض که مي‌گويي، خير. از هر چيزي ممکن است سوء استفاده شود. از خدا هم ممکن است سوء استفاده شود. اما بايد نتايج و محصول آن کار را ديد. وقتي رابطه عميق و دروني برقرار شد ممکن است هر چيزي از طرف مقابل خواسته شود… و اگر منظورت خودم هستم، اين را هم بايد از هزاران محصول و نتايجي که در اين روابط بوده، ببيني. اين روابط دهها هزار ميوه ماندگار داشته که با وجود آنکه مختلف‌اند اما ماهيتاً يکسان اند. همه اين ميوه‌ها ريشه در خدا دارند و جنس آنها از معرفت و آگاهي است.

 

6. اين تضاد شخصيتي و چندگانگي شخصيت به نظر خود شما چه توجيهي دارد؟

اگر تو بنا بر ضرورت شرايط ده لباس مختلف پوشيدي به اين معني نيست که ده نفر هستي. وقتي موج يک راديو را عوض مي‌کني، فرکانس‌هاي مختلف را دريافت و پخش مي‌کند اما يک راديو بيشتر نيست. وقتي کانالهاي تلويزيون هم عوض مي‌شود، فقط يک تلويزيون در کار است. حالا ممکن است يک کانال آن پاييز را پخش کند و يک کانالش بهار را. در آن مثال طبيب، معلم و پدر هم يک نفر در کار بود. خود شما هم در اينجا، در قسمتهاي مختلف زندگي، شخصيتهاي ديگري داري. شخصيت تو در خانواده با شخصيتت در محل کار و محل تدريس مختلف است. همه انسانها داراي اين ويژگي هستند.

 

7. آيا تنها قصد شما از تغيير قالبهاي شخصيتي، کمک کردن به ديگران بود؟

نه. فقط کمک به آنها نبود اما مهمترين انگيزه، کمک به آنها بود. گفتم که اين يک روش معمول باطني است. يکي از قصدهاي آن، تجربه و شناخت زندگي‌هاي مختلف و بنابراين گسترش آگاهي و بسط تفکر است. گاهي هم از اين طريق افراد توانا و مستعد را براي آموزشهاي خاص روح زايي و علوم باطني صيد مي‌کردم چون بسياري از اين آموزشها و روش‌ها طوري است كه هنرجو مي‌بايست مستعد و از نظر روحي آماده باشد. بعضي از اين تمرينات، بسيار سخت و طاقت فرسا هستند. اما از ده دوازده سال پيش که سخنراني‌ها شروع شد اين راهکار هم محدود و تقريباً متوقف شد.

 

8. در علوم باطني آيا اين رفتار کد مشخصي دارد؟

منظورت از کد چيست؟ اگر اسم است، بله در فنون باطني اسم دارد. ما در علوم باطني به آن صاد ميم مي‌گوييم. اکثر مکتبهاي باطني معتقدند که اين را براي اولين بار آنها گفته اند… بعضي از مسيحيان باطن گرا هم معتقدند که اولين معلم آن حضرت عيسي بوده است و يکي از استنادات آنها هم جمله معروفي از ايشان است که مي‌فرمايد: به دنبال من بياييد و من به شما نشان مي‌دهم كه چگونه (روح‌هاي) مردم را صيد كنيد. صاد يک طريقه باطني است و موضوعاتي مانند صيد نورها، نيروها و نارها، صيد ارواح و سياله‌ها و مقولات مشابه، در آن مورد عمل قرار مي‌گيرد. اولين قدم بزرگ صاد، صيد روح فردي است يعني انسان بتواند روح خود را صيد كند و آن را مهار نمايد. اولين قدم براي صيد روح فردي هم اين است كه انسان اسم (روح) خود را بداند. اين يکي از اصول اصلي علم اسماء است.

 

«عيسي مسيح يكي از بزرگ ترين صيادان بود كه هنر صيد ارواح انسان ها را به حواريون و بويژه چهار تن از حواريون خود و در رأس آن ها ، پتروس ماهيگير ، آموخت . سليمان نبي نيز تبحر چشمگيري در صيد و مهار ارواح و جنيان و حتي شياطين داشت . اكثر انبياء بزرگ توان بالايي در صيد ارواح داشتند .گاهي آن ها به جاي صيد هاي متعدد ، تنها به يك صيد بزرگ دست مي زدند . صيد بزرگ الياس نبي ، اليسع بود…»    ایلیا «میم»

 

9. مي توانيد درباره دانستن اسم روح بيشتر توضيح دهيد؟

هر انساني يك اسم مجازي دارد و يك اسم واقعي و يكي كه حقيقي است. هويتهاي انسان و مفاهيم مشابه آن هم به همين شكل است. اسم مجازي هماني است كه در شناسنامه تو است. ممكن است نام شخص ضعيفي را، پدر و مادرش قدرت گذاشته باشنديا اسم فردي مردم آزار و ظالم، رحمت الله باشد. اين اسم‌ها مجازي‌اند كه البته احتمال دارد منطبق بر واقعيت يا عكس واقعيت‌ها يا بي ارتباط با واقعيت فرد باشد. اسم و هويت ديگر، منطبق بر وضعيت موجود انسان است. وضعيت حال اوست. تصوير ارتعاشات و كالبد انرژيايي و روحي اوست. باطن اوست كه شايد امروز يك چيز باشد اما فردا تغيير كند ولي غالباً و در اكثر افراد، هميشه تقريباً يكسان است. به اين مي‌گويند اسم باطن يا زبان حال كه در مقابل زبان قال و اسم ظاهر و مجازي است. اما اسم حقيقي انسان، اسم الروح اوست. اين اسم هميشگي است و نشان دهنده جوهر و مايه اصلي انسان است. در بسياري از مكاتب باطني روش‌هاي خاصي براي كشف و استخراج اين اسامي وجود دارد. در علوم باطني، اين اصل وجود دارد كه براي آنكه با چيزي ارتباط برقرار كني بايد اسم آن را بداني، براي اينكه چيزي را فراخواني كني و به جانب خودت بخواني، بايد اسم آن را بداني، براي اينكه قصد و اراده خود را به كسي يا چيزي بفهماني بايد اسم آن را بداني. حتي اگر اسم خدا را هم بداني (نام سرّي و اسم اعظم خدا را) دعاي تو مستجاب مي‌شود. اين دکترين مي‌گويد در آسمان و زمين اسم هر چيزي را بداني ارتباط تو با آن برقرار شده و مي‌تواني قصد و خواسته خود را به او منتقل كني… اين اصل يكي از ستون‌هاي اصلي علم اسماء محسوب مي‌شود… كشف و استخراج اسم مي‌بايست از خود انسان و از اسماء باطني و اسم الروح او شروع شود تا انسان بتواند قابليتهاي باطني و نيز روح خود را مهار كند. گاهي اين كشف سالهاي طولاني وقت صرف خواهد كرد.

صحبت را از موضوعات باطني، برگردانيد به موضوع مصاحبه.

 

10. پس رام الله اسم كيست؟

بعضي‌ها به اسم رام الله شناخته شده اند، چه در ايران و چه خارج از ايران. حتي اسم استاد روح الله هم رام الله است پيش از آنكه اسم من يا ديگران رام الله باشد. من هم براي طيفي از مردم به اسم ايليا «ميم» با لقب رام الله شناخته شده ام. از همان ده دوازده سال پيش هم گفته ام و در بيانيه‌ها آمده كه رام الله اسم من نيست و رام الله يعني خدمتگزار و تسليم خدا. كسي كه خداوند او را رام و مطيع خود كرده است. هر كسي كه خود را رام خدا مي‌داند مي‌تواند خود را رام الله بنامد و قبل از اين هم بعضي‌ها اين كار را كرده اند.

11. سوال كننده دوم: چه ديني داريد؟

در شناسنامه نوشته شده كه مسلمان و شيعه هستم اما نمي‌دانم نظر خداوند چيست… آيا همين موضوع درهويت باطني روح انسان هم ثبت شده است. ولي اگر خداوند پذيرفته باشد، بله من مسلمان شيعه هستم… مسلمان تسليم خداست و كسي كه تسليم خداست نشانه‌ها دارد. انساني كه تسليم خداست شبيه به خداوند بي همتاست. زنده است و توان زندگي بخشيدن و احيا كردن دارد. او برخوردار از اراده و قدرت خداوند است. كسي كه تسليم خداست بهره مند از روح خداست… اما اگر بخواهيم پاسخي مصطلح به اين سوال بدهيم بله من مسلمان و شيعه هستم. پدر و مادرم هم مسلمان بوده اند.

«مسلماني حقيقي به اسم و ادعا نيست. مسلمان حقيقي، حقيقتاً تسليم و مطيع و در تصرف خداوند است. ايمان و توكل به خدا و خدمتگزاري دائمي براي خدا از نشانه‌هاي مسلمان حقيقي است.»

12. سوال كننده دوم: سواد شما چقدر است؟

بيشتر لحظات زندگي ام در تفكرات و مشاهدات بوده. تقريباً همه سالهاي زندگي ام را در مشاهده و تحقيق و تفكر گذراندم اما سواد مدرسه‌اي ام خيلي كم است. زياد مدرسه نرفتم. دانشگاه هم نرفتم. حدود سال 1373 مي‌خواستيم اولين دانشگاه علوم باطني و متافيزيك را در منطقه راه اندازي كنيم كه مورد توافق نبود و انجام نشد.

13. سوال كننده دوم: به چه دليل به تحصيل ادامه نداديد؟ آيا توانايي ادامۀ تحصيل را نداشتيد؟

از کودکي در بارۀ قرآن، متون باطني، دانش غير متعارف و اسراري تحقيق و تفکر داشتم. بيشتر از هر چيز به مشاهده و تعمق مشغول بودم و از همين راه هم عموماً ياد مي‌گرفتم. بيشتر ساعات زندگي ام را در طبيعت يا اگر در خانه‌اي بودم، در ارتباط با طبيعت مي‌گذراندم… تحصيل اصلي ام اينها بود و همين را ادامه دادم. متون را هم بر اساس همين روش مي‌نوشتم و بسيار به ندرت از منبع خاصي جز مشاهدات و تفكراتم استفاده کرده ام… قطع تحصيلات مدرسه‌اي هم به اين دليل بود که اهميت آن را درک نمي کردم. آن را غير لازم، غير مؤثر و غير کارا مي‌ديدم. به کار زندگي و هدفي که داشتم نمي خورد. اگر مي‌شد، از سالها قبل متوقف اش مي‌کردم و يک ناراحتي ام اين بود که چرا همان چند سال را هم خوانده بودم… قطع آن دليل ديگري نداشت. تقريباً در همۀ رشته‌هاي مختلف و در دسترس، به صورت امتحاني وارد مي‌شدم و زود به نقطۀ آخر آن مي‌رسيدم و غالباً در هر رشته‌اي رتبه ممتاز و اول را مي‌گرفتم. چند بار ورزش‌هاي مختلف را امتحان کردم و در آنها اول بودن را تجربه کردم اما اين تجربه‌ها خيلي سطحي و گذرا بود. البته شايد براي کسي که براي اين کار به اين دنيا آمده باشد تجربه‌اي ارزشمند باشد. قاري قرآن بودن، آواز خواندن… و درس خواندن. هر بار که مي‌خواستم، در اينها اول بودن را تجربه مي‌کردم. اما در تحقيق و مشاهده و تفکر، در روياها در… و در ارتباط با جهان هيچ وقت به آخرش نرسيدم. به همين دليل همين را ادامه دادم.

 

14. آيا شما معلم داشته ايد؟ چگونه آموزش ديده ايد؟

اولين و بزرگترين معلمم خداوند بوده و از قرآن و  كتب مقدس چيزهاي زيادي آموخته ام. اما معلم اصلي ام به آن معنا كه همه مي‌دانيم استاد روح الله بوده است البته ملاقات با ايشان به ندرت رخ داده است. معلمان ديگر هم بوده‌اند مردان و زناني كه جهان را طور ديگري مي‌ديدند و تجربه مي‌كردند، ولي آموخته‌هاي ديگرم عمدتاً از تفكرات و مشاهدات و دريافتهايم بوده. و از رؤياها… و از طبيعت هم بسيار آموخته ام.

دانش به دریافت و اندیشه است. حضرت علی (ع)

 

15. آيا متن سخنراني هايتان را از جايي اقتباس مي‌كنيد.

اكثر اين سخنراني‌ها در همان لحظات صحبت، خودبخود به ذهنم مي‌آيد و بيان مي‌شود و مطالعه يا برنامه ريزي قبلي ندارد. آنها عموماً از درونم مي‌آيند اما از جاي ديگر نه. تا امروز نديده ام آنها در جاي ديگري موجود باشند. شايد هم باشند و من نديده ام. دوستان ال ياسين هم كه در اين چند سال اين را دنبال كردند، نديدند… بعضي‌ها هم كه در همه اين سالها مثل سايه دنبال ما بودند كه بتوانند مسائلي پيدا كنند و از آن يا حتي تصور آن داستان بسازند و به مردم بگويند، اينها هم چيزي پيدا نكرده بودند. در دنياي امروز، هر اقتباسي را با وجود اينترنت مي‌توان در چند دقيقه متوجه شد.

 

16. در روز چقدر مطالعه مي‌كنيد؟

شايد در هفته يکي دو ساعت و شايد كمتر از اين. آن هم عمدتاً از اخبار و اوضاع مطلع مي‌شوم. همسرم كتابهاي زيادي دارد يا گاهي كه منزل دوستان مي‌روم كتابهاي زيادي هست اما غالباً شرايط مطالعه آنها را نداشته ام.

17. سوال کننده دوم: ما در تحقيقات خود متوجه شديم كه بيشتر از سي جلد كتاب وجود دارد كه نويسنده آن شما هستيد. بيش از 80 جلد كتاب ديگر هست كه با برنامه و راهبرد شما نوشته شده است[3]. با وجود فقدان تحصيلات رسمي چطور اين كار را كرده ايد؟ آيا مي‌توانيم فرض كنيم كه اينها اصلاً‌ كار شما نيست؟

من هنوز هم زنده ام، شاهدانم هم زنده‌اند و هر كاري كه قبلاً‌ كرده ام حالا و بعداً‌ هم مي‌توانم. اگر بگويم كه اين كارها يا بسياري از كارهاي ديگر، كار من نيست شما با اين هزاران شاهد چكار مي‌كنيد؟ با امكاني كه الان هم آن را دارم چكار مي‌كنيد؟ توانايي موجود را چطور توجيه مي‌كنيد؟ آنها مربوط به ديروز است. امروز و فردا هم مي‌توانم همان كارها را و بلكه بسيار بيشتر و بزرگتر از آن را انجام دهم. الان هم همچنان مي‌توانم 30 جلد يا 300 جلد كتاب براساس تفكرات، مشاهدات و دريافتهايم بنويسم كه نه مشابه آنها نوشته شده است و نه متكي به تحقيقات و مطالعات متعارف است… اگر اين كتابها كار بقيه باشد، پس اين بقيه كجا هستند؟ مگر در جهان امروز مي‌شود چيزي را واقعاً مخفي كرد. اين سوالات با زماني تناسب دارد كه هنوز رسانه ها، اينترنت و ماهواره‌ها وجود نداشتند. كتابهايي هم هست كه دوستان ال ياسين تهيه كرده‌اند كه بنده هم در حد مشاوره و راهبرد يا برنامه ريزي در آن حضور داشته ام كه به اسم خود آنها چاپ شده است. اما در نظر بگيريد كه از اين همه كتابهايي كه گفتيد مربوط به بنده است فقط يك جلد آن و آن هم مربوط به يازده سال پيش چاپ شده است كه جلوي انتشار آن هم گرفته شد.

18. سوال کننده دوم: يك تصور اين است كه مركزي به نام حاميم كه متشكل از سيصد و چهار متخصص! و اعجوبه! در زمينه‌هاي مختلف است به سؤالات تخصصي شاگردان شما جواب مي‌دهد. يك تصور هم اين است كه چنين مركزي اصلاً‌ وجود ندارد و شما به تنهايي اين كار را مي‌کنيد. كدام برداشت درست است؟

اين تصور اشتباه نيست فقط تمام واقعيت نيست چون همۀ واقعيت بزرگتر و باورش سخت‌تر است. همه اش راست و درست بوده چون در همين مشاوره‌ها و راهنمايي‌ها هزاران فعاليت مثبت انجام شده كه بعضي از آنها بديع و بي سابقه اند… اما همۀ‌ اينها فيض و رحمت خدا است.

 

19. علوم باطني را چگونه و در كجا ياد گرفته ايد؟ بعضي‌ها مي‌گويند شما علم لدني داريد.

تعليم بزرگي را از استاد روح الله آموخته ام و اما بيشتر آنچه مي‌دانم حاصل تفكرات،‌ مشاهدات و دريافتهايم است. بزرگان باطني زيادي را هم ديده ام و از آنها هم چيزهايي دارم. معدود مردان و زناني كه تبحر زيادي در شاخه‌هاي مختلف علوم باطني داشتند… در كتابها هم كمي وجود داشته. داستان علم لدني هم خدا مي‌داند. اما اين از مسلمات زندگي ام است كه اكثر چيزهايي كه مي‌دانم را خودبخود مي‌دانم. مي‌گويند علم لدني به انسانهاي مقدس تعلق دارد اما تا جايي كه مي‌دانم من انسان مقدسي نيستم.

 

20. آيا خواب‌هايي كه مردم مي‌گويند درباره شما ديده‌اند درست است؟ فكر مي‌كنم اين خوابها را هميشه براي خود شما هم مي‌نويسند و مي‌فرستند.

اين روياها در قسمت بررسي روياها مورد بازبيني و در صورت لزوم، بررسي و تحليل قرار مي‌گيرد اما من بيشتر اين نامه‌ها را هنوز نخوانده ام و بسياري از نويسندگان آنها را هم نديده ام… گذشته از اينها، چطور مي‌توانم درباره خواب مردم اظهار نظر كنم. از خود آنها بپرسيد. خود آنها در اين سالها اصرار دارند كه ديده‌اند و درست است و تا جايي كه علوم باطني اجازه مي‌دهد، كسي قادر نيست براي انسان چنين روياهايي را به وجود آورد. اينها را يا از مردم بپرسيد يا از خداوند چون باعث روياهاي آنها من يا كس ديگري نيست باعث آن خداوند است چون‌ آن روياها شباهت زيادي به هم دارند بدون اينكه بسياري از بينندگان آنها با هم در ارتباط باشند. بعضي از اين روياها را هم، آنها قبل از اينكه با هم آشنا شويم ديده اند.[4]

 

نبوت به پایان رسید و پس از من پیمبری نیاید مگر مژده رسان ها و آن خوابهای نیکوست که مرد بیند یا برای او بینند                     پیامبر خدا ص

21. مادر شما حكايتي را درباره تولدتان نقل كرده است كه به صورت فيلم منتشر شده است آيا اين موضوع واقعيت دارد؟

در اين باره چيزي يادم نيست… يادم نمي‌آيد چطور متولد شدم اما يادم هست كه مادرم در اين باره چه مي‌گفت. نمي‌دانم اين حرف چقدر واقعيت دارد… اما از نظر منطقي نبايد فكر كنم كه اين موضوع درست است چون ظاهراً منطقي نيست….

 

22. فيلمهاي زيادي از مردم تهيه شده كه در آن درباره‌ اعمال خارق العاده شما مي‌گويند. آيا اين كرامات و اعمال خارق العاده مربوط به شماست؟

من هرگز معجزه‌اي نكرده ام و بسياري از آن فيلم‌ها با مشخصاتي كه مي‌گوييد، درباره من نيست… بخشي از آنها درباره استاد روح الله است. و البته اين را بايد همان كساني بگويند درباره كيست كه آن را تجربه كرده اند. من هنوز اين فيلم‌ها را حتي نديده ام. اما كارهاي زيادي انجام داده ام و اتفاقات زيادي افتاده كه با بنده ارتباط داشته است اما اسم اينها معجزه نيست و من آنها را معجزه نمي‌گويم. در شرح اين كارها و محتواي اين وقايع هم صدها نفر حاضر و شاهد بوده‌اند و مي‌توانند آن را بيان كنند. گزارش‌هاي مستندي هم كه فيلم‌هاي آن از مردم تهيه شده، بخشي از آن مربوط به بنده است و بخش‌هاي ديگر مربوط به استاد روح الله يا ديگران.

 

23. حتي تعدادي از اين فيلم‌ها به صورت گزارش منتشر شده است و به اسم شما است. من خودم بعضي از اين گزارش‌ها را در نشريه‌هاي وابسته به شما خوانده ام كه بگذاريد بگويم ]سوال كننده متني را كه از نشريات جمع‌آوري شده ورق مي‌زند[:‌ 1ـ پيش بيني اتفاقاتي مثل زلزله بم، 11 سپتامبر، تهاجم اسرائيل به حزب ا… لبنان (جنگ 33 روزه)، سونامي اندونزي… 2ـ پركردن يك بركه از ماهي 3ـ باران سازي 4ـ شفادهي بيماران لاعلاج  5ـ پر كردن ظرفها از روغن زيتون با يك قطره روغن و بركت دادن 6ـ به بار نشاندن درخت در يك لحظه  7ـ روياندن يك پهنۀ وسيع قارچ در يك لحظه…

 

فيلم اين گزارش‌ها قرار نبوده منتشر شود و منتشر هم نشده است. اين سوال هم بارها پرسيده شده و من هم جواب آن را از سالها قبل تا به حال بارها تكرار كرده ام. اكثر كساني كه مرا ميشناسند جواب اين گونه سوالات را بارها شنيده اند… من نه معجزه بلد هستم، نه معجزه گر هستم. البته بعضي از اين موارد مربوط به من بوده كه در آن گزارش‌هاي مكتوب در نشريات هم اسم بنده نيامده اما اين ربطي به معجزه و کرامت ندارد و اگر كرامتي بوده و مستند است و شاهداني دارد، مربوط به استاد روح الله يا ديگران است… روشهاي بسياري در علوم باطني و حتي در علم جديد براي پيش بيني و تحليل وقايع آينده وجود دارد مثل آينده پژوهي در علم جديد و انواع روشهاي نشانه شناسي و رويا بيني، در علوم باطني.[5] هر كاري كه قبلاً كرده ام بايد حالا و بعداً هم بتوانم. پس همچنان مي‌توانم آنها را انجام دهم. اگر از طرق نشانه شناسي يا تفسير روياها آن چيزها را درباره آينده گفتم و شد، امروز و فردا هم همان كار را، اگر خدا بخواهد مي‌توانم انجام دهم… اما نمي‌دانم در بارۀ‌ بقيۀ كارهايي كه واقعاً براي خودم هم اعجاب برانگيز است و از طرفي با وجود اين همه شاهد و تجربه كننده نمي‌توان آنها را رد كرد چه بگويم…

اين فكر كه من معجزه كرده ام اشتباه است. چون قادر به معجزه نيستم…

تا جايي كه به من مربوط مي‌شود مي‌گويم معجزه‌اي نكرده ام. خيلي كارها كرده ام كه خيلي‌ها نمي‌توانند اما معجزه نه. هيچ وقت يادم نمي آيد که از عالم غيب مرغ بريان آورده باشم، زلزله به وجود آورده باشم… اما بعضي از بيماران لاعلاج را كه پزشكان و نيز همه درمانگران نامتعارف در همه دنيا‌ آنها را جواب كرده اند، درمان كرده ام… هر گزارشي هم كه تا بحال چاپ شده است يا بدون اطلاعم بوده يا اگر مطلع بوده ام شرط را اين گذاشتم كه اسمي از بنده نباشد و تا بحال هم اسمي از بنده نبوده… گاهي و به ندرت بيماران خاصي را درمان كرده ام اما اين ربطي به معجزه ندارد هر كسي ممكن است بتواند اين كار را بكند. يادم نمي آيد استخر خالي را از ماهي پر کرده باشم و نمي‌دانم چرا آن افراد گفتند پر شده است. اين را ديگر من نمي‌توانم بگويم… البته احتمال اينكه حقه‌اي هم در اين كارها باشد يا چيزي مثل شعبده بوده باشند را هم دروغ مي‌دانم چون نحوۀ وقوع، تعداد شاهدان و ديگر مؤلفه‌هاي اين وقايع طوريست كه اگر همۀ شعبده بازان دنيا هم جمع شوند نمي‌توانند اندكي از اين كارها را در شرايط مشابهي كه اتفاق افتاده، تكرار كنند. اگر همه شعبده بازان دنيا هم جمع شوند نمي‌توانند از وقايع آينده چيزي بگويند…

«… مي‏گويند من معجزه مي‏كنم اما چه كسي جز خداوند قادر به معجزه است.. تنها روح خداست كه قادر به معجزه مي‏باشد زيرا اوست كه در وراي قوانين است…» ایلیا «میم»

 

24. سوال كننده دوم: من زياد شنيده ام كه كساني كه با شما درافتاده‌اند ورافتاده اند. سال 82 هم در قسمتي از آن فيلم مستند همين چيزها گفته مي‌شد و پانزده بيست مورد را شرح مي‌دادند. اين آدم‌ها يا مرده‌اند يا دچار جنون و بيماري شده اند. آيا اين كار ايجاد فضاي ارعاب و تهديد نيست تا شما به اين وسيله نگذاريد كسي با شما مخالفت كند؟

من هم شنيده ام كه هر كه با اهل علي درافتاد ورافتاد ولي خودم را آنطور كه بايد شيعه علي نمي‌دانم چون شيعه علي مانند علي است و اگر نه شيعه نيست. آن اتفاقات را هم تائيد نكردم البته رد هم نكردم چون همه اتفاق افتاده بودند ولي چه بسا همه آنها تصادفي باشد. فضايي هم بر اين اساس به وجود نيامده فقط شما و چند نفر ديگر آن گزارش‌ها را ديده‌ايد آن هم به دليل اصراري بود كه براي دسترسي به اطلاعات و مستندات بيشتر داشتيد. بنابراين چنين فضايي هرگز ترسيم نشده ولي تا جايي كه به خودم مربوط است مي‌گويم اين واقعيت ندارد كه اگر كسي مخالفم باشد، بيمار مي‌شود، جنون مي‌گيرد يا مي‌ميرد. من يك خدمتگزار خدا هستم، همين و نه بيش از اين. اما مطمئنم كه هر كس بر ضد خداي من كه لا اله الا هو الحي القيوم است، بلند شود، مي‌افتد و زمين گير مي‌شود.

 

25. سوال كننده دوم: ولي بعضي از اين اتفاق‌ها خارج از بحث تصادف است. اين فكر مطرح مي‌شود كه آيا خود شما با يكي از همان مكانيزم‌ها مثل تاثيرگذاري از راه دور يا نيروهاي اجرايي، اين كارها را كرده باشيد. چون قبل از همه بعضي از اعضاء خانواده شما به اين مسائل مبتلا شده اند. آقاي فرشاد مرادي كه از نشر تعاليم حق اخراج شد، تصادف مي‌كند و مي‌ميرد و ظاهر امر هم شما از چند روز قبل بقيه را مطلع مي‌كنيد. بعضي از اعضاء خانواده و فاميل شما دچار جنون شده اند. خانم هاي… كارشان به تيمارستان و زنجير شدن كشيده. آقاي د مي‌گويد مرا تسخير روح كرده‌اند و هر وقت مرا مي‌گيرد، ديوانه مي‌شوم. آقاي «ن» كه دندان شما را شكست، در منزل، خودش را دار زده. اينها طوري كه شما مي‌گوييد تصادفي نيست. اينها قابل بررسي است. چرا اكثر اين افراد دچار بيماري‌هاي رواني مي‌شوند؟ نظر شخصي من اين است كه شما حتماً در اين زمينه برنامه‌اي داريد.

شما مي‌تواني هر نظري در هر باره‌اي داشته باشي و مي‌تواني پيرامون آن نظر هم جوسازي و تبليغ پر سر و صدا كني مثل الان. بنده از شما نمي‌خواهم كه نظرت را حتماً تغيير دهي اما گفتم و واقعيت همين است كه شنيدي. تك تك اين پانزده بيست مورد را هم اگر دقيقاً بررسي كني و حلقه‌هاي وقوع را ببيني، باز هم متوجه مي‌شوي كه هيچ برنامه‌اي نمي‌تواند وجود داشته باشد. پرونده آقاي پيما الهي چندين بار در دادگاه بررسي شد، نه يك بار، و چند بار تحقيق روي آن صورت گرفت. نتيجه نهايي ترمز نابه هنگام راننده در جاده ليز اعلام شد كه باعث شد ماشين آنها با يك ميني بوس برخورد كند و همه پنج نفر سرنشين فوت كنند. آن چهار نفر ديگر با چه كسي مخالف بودند؟ درباره توليد بيماري‌هاي رواني از راه دور يا كنترل بر ارواح و تسخير روح، اگر واقعاً چنين امكان و اجازه‌اي باشد و به همين راحتي و رايگاني باشد كه شما مي‌گويي پس چرا در جهت فتح جهان استفاده‌اي نشده و براي تنبيه ظالمان و جنايتكاران بزرگ؟ واقعيت اين است كه هيچ برنامه‌اي در اين باره وجود نداشته و همه اين اتفاقات خودبخود بوده يا شايد تصادفاً يا شايد هر مبناي ديگري الاّ برنامه خودآگاه. از طرفي بعضي‌ها را مي‌شناسم كه در اين چند سال به ما توهين‌ها و فحاشي‌هاي فراواني داشته‌اند و دروغ ترين و جاعلانه ترين نسبتها را متوجه ما كرده‌اند اما نه خودشان را دار زده اند، نه دچار بيماري‌هاي رواني شده‌اند و نه تصادف كرده اند. ظاهراً هم كه هيچ مسئله‌اي برايشان پيش نيامده. اينها را چطور براساس آن تئوري تان توجيه مي‌كنيد؟

26. در همان فيلم‌ها مردمي كه با آنها مصاحبه مي‌شد اتفاقاتي را نقل مي‌كردند كه به خاطر حرف شما بوجود آمده است. معني همه آن حرفها اين بود كه شما چيزي كه مي‌گوييد اتفاق مي‌افتد. در آخر آن، تهيه كننده‌ها اتفاقات و مستندها را مي‌شمارند و نتيجه مي‌گيرند شما حداقل 235 موضوع را گفته‌ايد كه عيناً همانطور شده است. ذكر هر تجربه‌اي در آنجا روي همين پايه بود. آيا شما واقعاً قدرت كن فيكون داريد؟

 

«كلام مانند آتش است. آتش خلاق و دگرگون‏كننده كه هرگاه مي‏سوزد، بوجود مي‏آورد و آنگاه كه مي‏سوزاند، ويران مي‏سازد و خراب مي‏كند. و انسان مانند آن اژدهاي آتشينْ نفَس است كه نفس او صداي اوست و صدايش آتشيست كه از دهان او بيرون مي‏آيد. او به اين آتش قادر است زندگي خود و ديگران را بسازد يا بسوزاند و خاكستر سازد.»

«كلام هماهنگ مي‏تواند بر كهكشانها نيز اثر بگذارد. زلزله‏هاي بزرگ و بارش‏هاي بسيار در يد قدرت كلام است. آنگاه كه به قدرت كلمه مرده زنده شد، از ميان برداشتن كوهها و بر پا داشتن آنها نيز ممكن گرديد.»

«معجزات بزرگ به مدد كلمات بزرگ واقع شدند و كلمات بزرگ همچنان قادر به معجزات بزرگ‏اند. از زماني كه قادر به گفتن شدي قدرت كلمات را در زندگي‏ات بكار گرفتهاي اما به واقع اين حرفهاي تو بوده كه تو را به كار گرفته است. پيوسته از اقتدار كلام‏ات بر تو شده است و مي‏شود. كنترل تغييرات زندگي با مهار كلام و مهارت در بكارگيري آن است.»

كن فيكون تنها از آنِ خداست و بس. و درباره آن گزارش‌هاي مستند، بخش زيادي از آن تجربه‌ها و اتفاقات درباره بنده نيست، آنطور كه شنيده ام آن شاهدان هم اسمي از بنده نمي‌آورند و همين موضوع تا حدي براي شما به اشتباه آميخته است. ولي درباره خودم اينطور است كه تا مطمئن نباشم و به نحوي مشاهده نكنم چيزي را درباره آينده نمي‌گويم و تا كاملاً روشن و معلوم نباشد نظرم را درباره چيزي، قطعي نمي‌گويم. بنابراين نظراتي كه به عنوان حتم و قطع و يقين بيان مي‌كنم، طبيعي است كه اتفاق بيفتند. موارد زيادي هم در اين سالها پيش آمده كه مردم مي‌گفتند اتفاق افتاده ولي من درباره چگونگي وقوع آنها چيزي نمي‌دانم و خودبخود بوده است. اما نبايد فراموش كرد كه كلام همه انسانها از قوه خلاقه برخوردار است تا جايي كه يكي از دكترين‌هاي اساسي عصر نوين و حتي عصر كهن بر اين اساس است كه هر آنچه انسان بگويد، تحقق مي‌يابد مشروط بر آنكه آن را نقض و خنثي نكند. دانشمندان غربي درباره اين مفهوم و اثبات علمي و عملي آن صدها كتاب نوشته‌اند كه بخش زيادي از آنها در ايران هم هست. من هم همينطور فكر مي‌كنم كه همه انسانها برخوردار از امكان انديشه خلاق و كلام سازنده‌اند و شايد مسئله در آن باشد كه اكثراً روش‌هاي مهار و بكارگيري اين قدرت عظيم را نمي‌دانند. در اين سالها خيلي‌ها در مراجعه به بنده مي‌گفتند و اصرار داشته‌اند كه چيزهايي را گفته‌اند و اتفاق افتاده است يا دعاهايي كرده‌اند و مستجاب شده است، من هم تقريباً همه آنها را باور كردم و درست مي‌دانم. ديدگاههاي فيزيك كوانتوم، نسبيت، اَبرريسمانها و هولوگرافيك و يا ديدگاههاي روانشناسي مدرن و حتي فلسفه‌هاي كهن باطني همگي مؤيد اين نظريه بنيادي‌اند و آن را به روشني توضيح مي‌دهند.

 

27. ممكن است در زندگي يك انسان دو سه اتفاق خاص بيفتد اما اين مساوي با حرف شما نيست.

بنده دارم عرض مي‌كنم آنجا يك دريا هست و مردم دارند در آن شنا مي‌كنند شما مي‌گويي پس درّه اش كجاست؟ مي‌گويم آنجا كوه نيست كه دره داشته باشد، مي‌گويي حرف مرد يكيست درّه اش را نشانم بده. در اين چند ديدار بعضي از سوال و جوابهاي ما اينطور شده است.

 

«انسان همان چيزيست كه مي‏بيند لكن او مي‏تواند در ديدن خود تصرف كند و همانطور ببيند كه مي‏خواهد. و مي‏تواند با نگاه خود جستجو كند و بيابد پس همان چيزي را مي‏يابد كه در جستجوي آنست. همه جهان مي‏تواند در چشمان او جاي گيرد و همين چشم مي‏تواند جهان را از انسان بگيرد و او را از زندگي محروم كند. انسان به نگاه است و زندگي از نگاه است و سرنوشت را نگاه تو در سر مي‏نويسد.»

«چشم سكان روح است و نگاه، چرخش اين سكان. تغيير نگاه تغيير آگاهي و تغيير آگاهي تغيير وقايع را در پي دارد.»

«حدود تو در نگاه تو است و آنچه ببيني واقع‏شدنيست…»

 ایلیا «میم»

 


[1]

[2]  استفاده از نام اصلي بجاي نام مجازي (اسمي كه در شناسنامه، افراد ديگر براي انسان معين مي كنند) امري است كه تقريباً در بين همۀ اساتيد اين عصر و اكثر اساتيد و بزرگان تاريخ مرسوم بوده است. بعنوان مثال تقريباً همۀ اساتيد معنوي و معلمان كنوني عصر حاضر كه ما آنها را به نام مي شناسيم، اين نام، اسم غيرقديمي آنها محسوب مي شود. نارايانا راجو اسم ساتيا ساي بابا است اما همۀ مردم و من جمله شخص ساي بابا، خود را به اين نام مي شناسند. شخصي كه همۀ اهل معنويت او را بعنوان ماهاموني باباجي مي شناسند ( و او نيز خود را) اسم قبلي اش ناگاراج است. اسم قبلي آواتار مهربابا (آواتار ايراني تبار) مهربابا نبوده بلكه شهريار است. بابا جان نيز كه او هم از جمله معلمين بزرگ زن در مشرق زمين محسوب مي شد و يكي از معلمين آواتار مهربابا به شمار مي رفت، پيش از آن گلرخ نام داشت. ويوكاناندا شاگرد ارشد راماكريشنا كه بعدها بعنوان بزرگترين معلم معنوي در آمريكا و غرب شناخته شد و توانست زلزله اي معنوي را در آمريكا و غرب بوجود آورد، پيش از آن، نامش ناندرا بود. مشروح نام گورجيف نابغۀ معنوي روس كه يكي از معلمين معروف اين عصر است، گيورگس ايوانوويچ مي باشد. دالايي لاما رهبر معنوي و مذهبي تبتيان كه سالهاست به شكلهاي مختلف و از طريق انواع توطئه ها در پروژۀ تخريب و تقبيح دولت كمونيستي چين قرار دارد، در گذشته دور، تنزين ژياتسو بوده است. از اين نمونه ها مي توان صدها مثال آورد.

از طرف ديگر اين يك سنت الهي است كه ابتدا از خود خداوند شروع شده و سپس همۀ پيروان الهي نيز برحسب بزرگي خود به آن عمل كرده اند. بعنوان مثال اكثر انبياء، پيامبر اسلام(ص) و همۀ ائمۀ اطهار(س) و بسياري از بزرگان اين نكته را خواسته يا ناخواسته رعايت كرده اند. اكثر بزرگان ما به نامهاي ديگري معروف بوده اند و خود، نامهاي متعددي داشته اند. در زمان فعلي در همۀ دنيا و حتي در كشور ما بسياري وجود دارند كه داراي همين ويژگي هستند اما شايع ترين و مرسوم ترين محيطي كه اين مسئله را در آن مي توان ديد، حيطه هاي باطني و نزد بزرگان باطني است.

[3] تعداد پروژه هاي برنامه ريزي و راهبرد شده توسط ايليا «ميم» بيش از دويست مورد مي‌باشد و اشاره سوال كننده به نسخه هاي اوليه كتبي است كه وي به آن دسترسي داشته است. ضمناً نويسنده اين كتب بر خلاف نظر سوال كننده، استاد ايليا «ميم» نبوده بلكه آثار استاد مستقل از پروژه هاي تحقيقاتي و مطالعاتي مذكور مي‌باشد.

[4] هم‏چون بسياري از موضوعات باطني ديگر، اختلاف نظرهاي زيادي در ديدگاه‏هاي ارائه شده پيرامون رؤيا وجود دارد. مردم موضع‏گيري‏هاي مختلفي نسبت به رؤيا دارند. بعضي‏ها آن را جدي مي‏گيرند اما اكثر مردم توجه چنداني به آن ندارند. در مورد اثر رؤيا در زندگي انسان مي‏توان به تأثيرات مختلفي اشاره كرد و مصداق‏هاي متعددي را برشمرد اما براي شروع، شايد ذكر همين نكته كافي باشد كه اغلب بزرگان بشري در رشته‏هاي ظاهري و باطني كساني بوده‏اند كه مسير رؤياي برتر خود را دنبال كرده‏اند. آنها سرانجام به جايي رسيدند و كاري را كردند كه قبلاً رؤيايش را ديده بودند. اما با اين حال نظرات مختلفي درباره رؤيا ارائه شده است كه بعضي از آنها تفاوت زيادي با يكديگر دارند. فرويد، يونگ، آدلر، كورير، هارت و هر گروه از روان‏شناسان و روان‏كاوان هر كدام موضوع را از يك زاويه تعريف مي‏كنند. شرقي‏ها، ساحران، روح‏گرايان و ماترياليست‏ها هم موضوع را طورِ ديگري مي‏بينند. تحقيقات آزمايشگاهي هم درباره توانايي‏هاي دروني انسان مِن جمله رؤيا مبهوت مانده است و هر روز حرف جديدي مي‏زند و اعتراف مي‏كند واقعيت‏هاي باطني (و شايد بيش از همه، رؤيا) بيش از آن چيزي است كه ما تصور مي‏كرديم.  از طرفي اهميتي كه اديان براي رؤيا و رؤيابيني قائل شده‏اند بسيار چشم‏گير است تا حدي كه اكثر پيامبران رؤيابين بوده‏اند و كلمه «نبي» [در اين تعريف انبياء، رسولان و امامان تفكيك مي‏شوند] به معناي كسي است كه رؤياهاي الهي مي‏بيند و انبياء كساني بوده‏اند كه از طريق امكان رؤيا، با غيب الهي در ارتباط بوده‏اند….منبع: رويا و رويارويي ديدگاهها – نشريه علوم باطني – شماره 1

[5] موضوع‌آينده نگري و ديدن آينده پديده ايست كه در زندگي برخي از بزرگان بارها ديده شده است بعنوان نمونه مطلبي را درباره مهاتما گاندي نقل مي كنيم.

يكي از استادان دانشكده اسلاميا در پيشاور كه طي سفر گاندي به استان مرزي به ديدار او رفته بود، از وي پرسيد كه آيا داراي قدرتي مثل نگاه پيشگويانه هست يا خير. گاندي جي در پاسخ چنين گفت: من نمي دانم منظور شما از نگاه و مقصودتان از پيشگويانه چيست. ولي بگذاريد يكي از تجارب زندگي ام را برايتان بازگو كنم. هنگامي كه من روزه بيست و يك روزه خود را در زندان اعلام كردم، پيش از آن هيچ محاسبه و استدلالي درباره اش نكرده بودم. شب قبل از آن وقتي براي استراحت به رختخواب مي رفتم، به هيچ وجه نمي دانستم صبح روز بعد آغاز چنين روزه اي را اعلام خواهم كرد. ولي در نيمه شب، صدايي از خواب بيدارم كرد و گفت: «روزه بگير». پرسيدم: «چه مدت؟» گفت: «بيست و يك روز». بگويم كه در آن هنگام ذهن من تمايل به اتخاذ چنين تصميمي نداشت، ولي فرمان به روشني و وضوح تمام به من ابلاغ شد. بگذاريد كار ديگري را نيز كه انجام داده ام برايتان بازگو كنم. انگيزه هر كار تكان دهنده كه من در زندگي خود انجام داده ام، نه محاسبات عقلاني كه غريزه – يا خدا – بوده است. مثلاً راهپيمايي نمك به سوي بندر دندي در سال 1930. در ابتدا كوچك ترين تصوري از نحوه شكستن قانون نمك و چگونگي به منصه ظهور رسيدن آن در ذهن نداشتم. پانديت موتي لعل و دوستان ديگر، نگران و بي تاب بودند و نمي دانستند من چه خواهم كرد. من هم نمي توانستم چيزي به آنها بگويم چرا كه خود نيز نمي دانستم. ولي تصور انجام راهپيمايي، ناگهان مانند برق در ذهنم جرقه زد و همانگونه كه مي دانيد براي به حركت درآوردن مردم در اقصي نقاط كشور كافي بود. بگذاريد به اين نكته آخر هم اشاره كنم. من تا واپسين روز نمي دانستم كه ششم آوريل سال 1919 را به عنوان روز نيايش و روزه اعلام خواهم كرد. من خوابي در اين باره ديدم، البته مانند سال 1930، پيشگويي يا شنيدن آوا در كار نبود. احساس كردم اين كاري است كه بايد انجام دهم. هنگام صبح موضوع را با C.R. در ميان گذاشتم و آن را خطاب به ملت اعلام كردم و شما خود مي دانيد كه فوراً چه استقبال فوق العاده اي از آن شد. (هاريجان، 14 مه 1938) منبع: كتاب نيايش مهاتما گاندي

در انتهاي راهها – پیمان فتاحی

«نگذار كسي تو را برنامه‏ريزي كند و برايت برنامه تعيين كند مگر آنكه شعورش از تو بالاتر است.»                                                   ايليا «ميم»

در انتهاي راهها[1]

از همان کودکي و قبل از دبستان علاقه زيادي به کلام خدا داشتم و بسياري از آيات قرآن و کلام مقدس و احاديث را حفظ بودم… وقتي وارد دبستان شدم و بعد از آن، غالباً امام جماعت و قاري قرآن مدرسه بودم. در دوران مدرسه در اغلب مسابقاتي که برگزار مي‌شد شرکت مي‌کردم[2]. مسابقات قرائت، تفسير قرآن، سرود و آواز، مسابقات ورزشي و هنري و چيزهاي ديگر.

هميشه هم مذهبي نبودم…

نمرات درسي ام متوسط بود اما يک بار مي‌خواستم اول بودن در درس را تجربه کنم بنابراين اول شدم که چون تجربه خاصي نبود ديگر به سراغش نرفتم. شايد دوم يا سوم راهنمايي بود…

در اکثر مواقع تيمهايي داشتم که با آنها کار مي‌کردم. تيم‌هاي ورزشي مثل تيم فوتبال، تيم هنري و مانند اينها و البته هر وقت اين تجربه آن چيزي نبود که مي‌خواستم، کار را عوض مي‌کردم و بنابراين قالب ارتباطي و هويتي ام هم تغيير مي‌کرد…

به موازات درس خواندن در دوره دبستان و بعد از آن، تفکر و تحقيق در کلام خدا، را ادامه دادم. کلام خدا مبدل شده بود به اقيانوسي بزرگ که نه عمق آن معلوم بود نه ساحل آن. و اين درياي بي عمق و بيکران، روز به روز خود را بيشتر و بيشتر نشان مي‌داد…

 

www.ostad-iliya.org

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

كاليما , بكارگيري توانايي فكر و كلام در الاهيسم باطني , روياهاي جهاني و روياي فردي , كاليما از كلام خدا برآمده , كلام هماهنگ ,پيوند تمدنها , ارتباط تمدن ها , ازدواج تمدن ها , نزدیکی ادیان , ارتباط ادیان , تلفیق دين مسيحيت و يهود با اسلام از اتهامات وارده به ایلیا میم رام الله توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,اسلام , مسيحيت , يهود , هندوئيسم و بوديسم ,تعامل (…) ميان اسلام و يهود و مسيحيت مي‌تواند بسياري از مسائل جهان امروز را حل کند ,ريشه اکثر مسائل جهاني در اختلافات ايدئولوژيک است ,نظريۀ برخورد تمدنهاي هانتينگتون ,نظريۀ ازدواج تمدنها ,راه اندازی اسلام مسيحي [مسلمانان مسيحي] , اسلام يهودي , اسلام آمريکايي و غربي و اسلام هندويي و بودايي و شرقي , اتهامات اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات به پیمان فتاحی ,لااله‌الاالله ,اساس دین الهی,به روايت ال ياسين , ایلیا میم مؤکداً گفته است که مذهبي و متشرع نيست , تعليمات ایلیا میم در راستاي احياء معنويت الهي و معرفت باطنيست , بيش از چهار هزار صفحه متن مکتوب در زمينه روش‌هاي علوم باطني و نظريه‌هاي بنيادي و کاربردي از ایلیا میم در دست مي‌باشد , ايليا بطرز چشمگيري ساده و معمولي است , اسم شناسنامه اي ايليا «ميم» پيمان فتاحي مي باشد , اولين بار در سال 1375 آموزش‏هاي علني و عمومي پیمان فتاحی در سن 23 سالگي در تهران آغاز شد , آموزش هاي ايليا «ميم» , الاهيسم خوانده مي شود ,. ایلیا رام الله براي تعليمات خود پولي دريافت نمي‏کند , بنيانگذار الاهيسم ماهاآواتار مي‌باشد , ماهاآواتار در ايران با اسم استاد روح الله شناخته مي‌شود , الاهيسم باطني را مي‌توان معادل علوم باطني با جهت گيري خداگرا دانست و ارتباطي با هيچ يک از اديان , مذاهب يا فرقه‌ها ندارد , يکي از محوري‏ترين آموزش‏هاي پیمان فتاحی- آموزش روش‏هاي سي و شش گانه تفکري است که با عنوان XYZ شناخته مي‌شود


[1] منبع: فيلم گزارش مستند از زندگي ايليا «ميم»

[2] او در اكثر مسابقات قرائت و تفسير قرآن نفر ممتاز بود. هنوز هم حكم ها و تشويق نامه هاي آن زمان موجود است. در بقيۀ مسابقات هم عموماً نفر اول بود اما در طول اين مسابقات مختلف، سه بار نفر دوم شد. يك بار در كلاس سوم دبستان بود كه عليرغم آنكه او هميشه در مسابقات قدرت بدني اول مي شد اما اين بار بصورت گروهي، دوم يا سوم شدند. در يكي از مسابقات كشتي هم نفر دوم شد اما در همۀ مسابقات كشتي و رزمي ديگر او نفر اول شده بود. كلاس چهارم يا پنجم دبستان، در مسابقات آواز و سرودهاي انقلابي اول شد. در دورۀ راهنمايي در مسابقۀ نگارش و نويسندگي اول شد. يك بار هم در مسابقات علمي رتبۀ ممتاز شد. اين موارد را  من دقيقاً به ياد دارم. به نظرم او به هر كاري دست مي زد شاهكار و استثنايي بود. سوابق همۀ اين كارها موجود است. ما او را «در انتهاي راهها» مي دانستيم. همان زمان كودكي وقتي كه مسجد مي رفتيم در مسجد با مذهبي ها بحث مي كرد و آنها جوابي براي سوالاتش نداشتند. كلاس چهارم يا پنجم دبستان كه بوديم يك بار سؤالي از معلم پرسيد، يك سؤال معمولي جغرافيا اما چون او هميشه در عالم خودش سير مي كرد حواسش نبود كه موضوع درس رياضيات است. پرسيد فلات يعني چه؟ متأسفانه معلم ما جواب اين سوال را نمي دانست يا مي دانست اما نگفت ولي خيلي عصباني شد. گفت تو رفته اي سؤالي پيدا كني كه مرا خجالت زده كني. بجاي جواب، كلي او را تحقير كرد و گفت حالا يك سؤالي از تو مي پرسم كه پيش پدر و مادر و جد و آبادت هم بروي نتوانند جواب بدهند. پرسيد چرا توپ (توپ پينگ پونگ) را زمين مي زنند، روي زمين نمي ماند و بالا مي آيد؟ گفت تا پايان سال هم فرصت داري. وقتي زنگ تفريح خورد ايليا سراغ معلممان رفت و آهسته به او گفت آقا بخاطر خاصيت الاستيكي اش نيست؟ معلممان سر او را بوسيد و گفت البته براي اينكه جواب اين سؤال را بدهي بايد كلي فرمول هاي شيمي و رياضي را بداني و در جواب من بگويي اما جوابت درست است و از تو قبول مي كنم. از ايليا پرسيدم از كجا اين را مي دانستي؟ گفت همينطوري به ذهنم آمد.

انسان به چيست؟- پیمان فتاحی

انسان به چيست؟

 

انسان به چيست؟- پیمان فتاحی

ensan be chist-Eslahi-انسان به حرف نيست. به اسم و عنوان و ادعا نيست. آيا اگر فردي لباس پادشاه يا گدا يا لباس نظامي يا روحانيون را برتن كند به صرف اين لباس مي‌توان او را پادشاه، گدا، نظامي يا روحاني دانست؟ اسم‌ها و عناوين و ادعاها هم مانند همين لباس‌ها هستند. اما واقعيت تلخ آن است كه عموماً ادعاها و عناوين، معادل واقعيت شمرده مي‌شود. يعني كسي كه عنوان گدا را به خود داده، گمان مي‌كند كه گداست و ديگران هم غالباً همين گمان را دربارۀ او دارند. كسي كه مدعي عرفان و روحانيت است و در آن جايگاه ايستاده يا اسمي به اين مضمون به او داده‌اند يا خودش به خودش داده، گمان مي‌كند كه اين حرفِ شوخي، واقعيت دارد. اگر در شناسنامۀ كسي نوشته شده مسيحي يا اگر كسي مدعي است كه مسيحي است، فكر مي‌كند واقعاً مسيحي است درحالي كه واقعاً اينطور نيست. آيا اگر كسي ماسك دلقك يا ماسك جلاد روي صورتش گذاشت به اين معني است كه او دلقك يا جلاد است؟ ادعاها و گمانهاي انسان همين حالت را دارند، مثل صورتك‌هايي هستند كه واقعيت در پشت آنها نهفته است. حرف و ادعا مثل اين لباس است. مثل صورتك است؛ مهم آن است كه چه كسي دارد آن را مي‌گويد. اكثر مردم فعلي و قبلي جهان معتقد بوده‌اند كه خداپرستند يا ايمان دارند اما اين عنوان خداپرستي و ادعاي موحد بودن تا چه حد واقعيت دارد؟ اگر به معناي موضوع و به نشانه‌ها توجه كنيم شايد متوجه شويم كه بسياري از ما اساساً خداپرست نيستيم. پول پرستيم، شيطان پرستيم، شهوت پرستيم، همسر پرستيم، فرزند پرستيم و چيزپرستي‌هاي ديگر. همانطور كه دين انسان به شناسنامۀ او نيست، هويت انسان هم به ادعا و حرفهاي او نيست.

اين ديوار خيالي را در خود بشكنيد و اين گمان موهوم را حفظ نكنيد. من دزد هستم. من قاتل هستم. من قديس هستم. من راستگوترين انسانم. من پادشاهم. من پيامبر هستم. من منتخب خدا هستم. من مسيح هستم. من رهبر جهان هستم. من ديوانه هستم. دروغگو هستم. شياد و كلاهبردار هستم. من دزد هستم. من پليس هستم. من خيلي كارها را نمي‌توانم. من هر كاري را مي‌توانم. من آدم خوبي هستم.

همۀ اينها حرف است. همه اش ادعاست. صورتك است. لباس است. برچسب است. ما آن چيزي نيستيم كه گمان مي‌كنيم هستيم. ما همان چيزي هستيم كه دانايي اش را داريم.[1]  نشانه هايش را داريم. توانش را داريم. اعمال و محصولات ما مؤيد آن است.[2] اگر روي دستگاهي نوشته بودند ضبط صوت يا اگر كسي گفت كه فلان دستگاه ضبط صوت است اين الزاماً به آن معنا نيست كه آن ضبط صوت باشد. شايد ماشين رختشويي باشد. شايد ضبط باشد اما از كار افتاده باشد و شايد هر چيز ديگري باشد غير از ضبط صوت. اما اگر آن وسيله صدا ضبط كرد، اگر امكاني را كه از ضبط صوت انتظار مي‌رود، داشت، آن وقت مي‌توان به آن گفت ضبط صوت. ما داراي هزاران هويت دروغين و ساختگي و اندكي هويت راستين هستيم. اين هويت راستين غالباً در زير هويتهاي دروغين گم شده است. هر كسي در اصل خودش است اما چون زندگي اكثر ما از نوع اصلي­اش نيست پس خودمان نيستيم بلكه غوطه­ور در نقش‌ها و نقاشي‌ها هستيم. انسان هميشه تمايل به راحتي دارد و پيوسته سعي مي‌كند كه خيال خود را راحت كند. پس دوست دارد با هر  توجيه استدلالي يا احساسي كه شده، خود را در قالبي مورد قبول بپذيرد. اگر تقدس گراست دوست دارد خود را فردي با ايمان، مقدس، بي گناه يا كم گناه و مانند اينها بداند. اگر ملي گراست مي‌خواهد خود را سرباز وطن، فدايي وطن و تاحدي يك قهرمان بداند. بقيه هم به همين شكل. اما اينها همه ساخته‌هاي ذهني است. آتش تا آتش نزند، آتش نيست. نشانۀ آتش آنست كه بسوزاند، حرارت دهد و گرم كند. فريب اسم‌ها و ادعاها و عناوين را نخوريد. اين را از خودتان شروع كنيد و بعد به ديگران توصيه كنيد. ما توهمي نيستيم كه دربارۀ خود بافته­ايم يا برايمان بافته­اند.

سنگ محك انسان، دانايي و نوع شعور اوست. توانايي و نوع نيروي اوست. عمل و رفتار اوست. زمان حال اوست. حالا او كيست و دارد چكار مي‌كند؟ از كبكي كه سر خود را زير برف مي‌كند و طعمۀ شكارچي مي‌شود نياموزيم. عمري سر خود را زير برف مي‌كنيم، و اگر از اين سر به زير برف، زمان زيادي بگذرد، برف يخ مي‌زند و منجمد مي‌شود و ديگر سر از زير آن بيرون نمي‌آيد بلكه انسان در همان حالت قبر مي‌شود.

يك عمر به خود گفته‌اي من آدم خوبي هستم، من آدم با خدايي هستم، من آدم چنين يا چناني هستم. تا دير نشده، تا برف يخ نزده سرت را بيرون بياور. اطرافت را نگاه كن. نشانه‌ها را ببين و خودت را محك بزن. ببين كيستي. اگر ديدي چيز بدي هستي، شجاع باش. از قبول واقعيت نترس. اگر ديدي كه انسان نيستي، اعتراف كن كه نيستي. اين اولين قدم انسان بودن است. اقتدار حرفها و عناوين دروغ را بشكن.

اكثر پادشاهان تاريخ خود را بهترين انسان­ها مي‌دانستند. بسياري از مردمان زمانه هم آنان را به اين نام و عنوان قبول داشتند. اما آيا اين واقعيت داشت؟ در زمان هيتلر و چنگيز اكثر اطرافيان آنها و مردم تحت سيطره، آنها را مي‌ستودند و ستايش مي‌كردند و به آنها القاب و عناوين پر زرق­و­برق مي‌دادند. اما آيا اين ربطي به واقعيت داشت؟ آيا اگر گرگي را بياورند و روي پيشاني­اش بزنند گوسفند يا لباس ميش را بر تن او كنند يا عده‌اي توافق كنند كه به او بگويند گوسفند، گرگ گوسفند مي‌شود؟ يك طبيب بايد علم طبابت را داشته باشد و بتواند بيماران را درمان كند. اين علم و عمل و توانايي بايد باشد تا بتوان به كسي گفت كه چنان است. آيا با كارت شناسايي يا لقب طبيب، كسي طبيب مي‌شود؟

اما زندگي اكثر انسانها عكس اين قاعده است و شجاع ترين‌ها كساني‌اند كه اين رسم دروغ را تعطيل مي‌كنند. فريب حقه‌هاي سيستم عصبي هورموني را نخوريد. مغز تمايل به راحتي دارد و به هويتي كه خود را در آن راحت بيابد… هر كسي گفت كه من سالم هستم به اين معنا نيست كه بيمار نيست. كسي سالم است كه نشانه‌هاي بيماري را نداشته باشد و بلكه داراي نشانه‌هاي سلامت باشد. اكثر انسان­ها بيمارند و خوشا به حال كساني كه بيماري خود را مي‌شناسند زيرا درمان مي‌شوند. باورهاي بافته شده را از هم بگسليد. عناوين دروغين را كه به خود بسته‌ايد يا به شما بسته‌اند بشكنيد. نترسيد. اگر واقعيت داشته باشند از جنس نشكن هستند و اگر مي‌شكنند خوشحال باشيد زيرا جاي اين دروغ را واقعيت خواهد گرفت. داشتن دو پا و دو دست و دو از چيزهاي ديگر به معني انسان نيست. اين به معناي جسم انسان است. جستجو را ادامه دهيد. كسي كه مسئله را متوجه مي‌شود، نيمي از جواب را پيدا كرده و كسي كه هنوز متوجه مسئله نيست، دو بار بايد جواب را پيدا كند. اسم حقيقي خود را پيدا كن. راه آن اين است كه دل به آسمان بزن و خودت باش. حقوق ديگران را رعايت كن اما خودت باش. كسي را قرباني خودت نكن اما قرباني ديگران هم نشو و اين يك دكترين حيات بخش است. دكتريني است كه بزرگان آن را در قوانين زندگي خود داشتند و مدام به آن عمل مي‌كردند. پيلۀ‌ كاذب پيرامون خود را پاره مي‌كردند. بعد چه مي‌شد؟ آيا آنها به آزادي مي‌رسيدند؟ نه. ولي قدمي بلند به سوي آزادي و نجات زندگي خود بر مي‌داشتند. بعد از اين پيلۀ‌ موهوم آنها با پيلۀ واقعي خود، با قابليت­ها و ضعف­هاي واقعي خود و با خود مواجه مي‌شدند.

با دلخوش كنك‌ها دل را خوش نكن. بگذار حقيقتاً و براي هميشه خوشحال شوي حتي اگر بايد ابتدا رنجي را متحمل شوي. انسان به حرف نيست. به اسم و ادعا و عنوان نيست. به دانايي اوست و به توانايي اوست. به عمل و نتايج اوست همانطور كه درخت به ميوۀ آنست.

 

برگرفته از کتاب تعاليم حق(الاهيسم – جلد دوم)ـ اثر ايليا «ميم»

  منبع : سایت رسمی هوادارن استاد ایلیا میم رام الله

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید

www.ostad-iliya.org

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

دیوانه, شاعر, امتهای, خانواده, تغییر, حقانیت, القاب, دانایی, صورتک, موید, شعور, استاد شیمی, روش, توانایی, نگاهش, معجزه, زمین, وضوح,  پیامبر, هفت نور, راستین, خاص, کلام الله, تشخیص, ال ياسين , خرافات و انحرافات , تجويز آيات قرآن , رسيدن فوري به آرزو ها , حل مسائل زندگي , انرژي درماني , حل مسائل بشري , جادو , كاشف اسرار قرآن , ساده لوح , ادعا ها , مدعي ارتباط با امام زمان , N.L.P , دلالان روانشناسي , فريب علاقمندان , فالگيران , رمالان , جن گيران , نيرو درماني,ال ياسين , شعور, كلام , زبان , اهميت كلام , انديشه , كلمه , ماندگار , انسان , آخرين معجزۀ ,  كاملترين معجزۀ , فضیلت انسان , انعكاس انديشه ها , انعكاس بينش انسان , تجلي شعور , وجه شاخص , فيزيك مدرن , عصر جديد , عصر نوين,مبارزه با فرقه , جمعيت ال ياسين , ضد فرقه , ضد فرقه گرايي , تشكل هاي مردمي , NGO , ال ياسين , الاهيون , اتهام فرقه , مذهب , مذهب شيعه , تفكرات ما , تنوع خواهي انديشه اي , اعضاء ال ياسين , دين , مذهب , ال ياسين , شيعه , تحقيق و تفكر , جريانات فكري , مرگ فرق , انديشه هاي گوناگون , نفي فرقه , محكوم كردن فرقه , تنوع انديشه ها , گوناگوني افكار, احياء فرهنگ تفكر و آموزش , روش هاي تفكر , سؤال سازي , برگزاري كارگاههاي تفكري , مناظره , انديشه ورزي , خداپرستان ,روح , جهنم , بهشت , مرگي , بيماري , گنجها , ثروتهاي , محبوس , خواب و غذا و نفس كشيدن , نجات , روح , سرگردان , حيات , حقيقي , رهاننده , طبيب روح ات , طبيب الهي , آرامش روح , دردها , رنجها , ناراحتيهايش , شفا , آمين,آموزگار,بزرگ,تفكرعلم,تفكر,فرمول,ژنتيكي,دانايي,هوشمندي,انسان, روش‏هاي تفكر, تكنولژي, كيفيت, كيهان, روش‏هاي دانايي ,مقوله, اطلاعات حل مسائل, روش‏هاي سي و شش گانه تفكر, تعليمات ذهني, تعالي ذهني, آگاهي انسان, اتم, مولكول, سلول,   ساختار كهكشان, سياهچاله‏ها, موجودات, طبيعت,روش‏هاي الگوسازي,تصميم‏بيني,تصميم‏سازی,تصمیم‏داري,تصمیمم‏يابي, تصمیم‏شكني,تصميم‏زايي, حجم متراكم, آفرينندگي, پاسخ‏هاي بديع, استثنايي, متفكري خلاق, تفسير, صداها, دكترين هماهنگي, قرن حاضر, نظام سياسي, ديني, اجتماعي, اقتصادي, فرهنگي, ديناميك,جلسات تفكر,  فروردین, ایلیامیم, منتسب, حزب الله, ویرایشی, تخصصی, پیاده سازی, گویندگان, انعکاس, تعمیم, نشریه حرکت دهندگان, مذاکره, امریکا, ترغیب, ظلم, توطئه, ملت, سیاستمدار, بت, محکوم, ظاهر, شایعه, جعل, رسانه, اینترنت, مخفیانه, فرصت, شهرت, معرکه گیران, علاقه, ضد و نقیض, شایعه, تحریف, تفکر و تحقیق, فوق بشری, مخصوص ژنتیکی, صهیونیستی, اشیاء نورانی, معابد, بیگانگان,  اکثریت, کفایت, نشانه, دلالت, بحث, ناهنجار, گرگ, ببر, رایگان, قانع, اموزش, تحقیق, افسون, سحر, خاص, مهندس نمکیان, دکتر کی نژاد, علمی, ژنتیک, سرمایه, خدمتکار, متفاوت, بهانه اشپز, رها,ناشناخته


[1]اي برادر تو همين انديشه اي                             مابقي تو استخوان و ريشه اي

    گر بود انديشه ات گل گلشني                          ور بود خاري تو هيمه گلخني ( مولوي )

[2]«ليس للانسان الا ما سعي»

پيوند تمدنها -از تعلیمات پیمان فتاحی

پيوند تمدنها

برگرفته از تعالیم به روایت ال یاسین

 

«از طریق بسم الله الرحمن الرحیم می تواند همه ادیان و فرهنگ ها و تمدن ها را به یکدیگر پیوند زد. بسم الله الرحمن الرحیم قادر است پیوند گاه همه تمدن ها باشد. این رویای بزرگ و کامل است برای آینده تمدن های بشری.»

انسان متولد مي‌شود، رشد مي‌کند، به بلوغ مي‌رسد، ازدواج مي‌کند. پس از ازدواج، سرنوشتهاي مختلفي در انتظار اوست. اما غالباً بعد از ازدواج، او شاهد تولد فرزندان خود خواهد بود. با بزرگ شدن فرزندان، او فرسوده‌تر شده و دوران ميانسالي و سالخوردگي را و سپس مرگ را تجربه خواهد کرد. اتفاقي که براي عموم انسانها رخ داده است همان است که براي اکثر تمدنها رخ داده و واقع خواهد شد. و اين عصر زمان پيوند تمدنهاست. ازدواج فرهنگها و اديان. زوجيت تمدنها.

 4-

ازدواج ممکن است پس از گفتگو يا حتي برخورد رخ دهد اما بسياري از ازدواج‌ها نيز بوده‌اند که بدون مقدمۀ گفتگو يا برخورد رخ داده اند. بعضي تمدنها در اين ازدواج، مذکر خواهند بود و برخي مؤنث. همانطور که در وضعيت موجود هم تمدنها ممکن است مذکر، مؤنث يا شبيه به خنثي باشند. مذکرها نقشي فعال، تصميم گيرنده و پيشرونده (…) را خواهند داشت و مؤنث‌ها نيز نقشي انفعالي تر، تصميم ساز و پذيرا را به عهده دارند. حتي ممکن است بعضي از تمدنهاي مؤنث پس از ارتباط جديد، تغيير حالت دهند و نقشي معکوس به عهده گيرند. پيوند تمدنها مي‌گويد بشر موجودي تنهاست و از کودکي تا پايان عمر خود به دنبال پيوند است. اين تمايل بر جوامع بشري نيز حاکم است. داستانها، افسانه‌ها و غالب تلاش بشر به سوي ازدواج جهت گيري دارد و اين همان جهت گيري جوامع بشري است. تعريف انسان در اين ديدگاه اين نيست که انسان موجودي شرور يا خيرخواه است. آنست که انسان موجودي است ارتباطي و خواستار ارتباط و پيوند. انسان بدون پيوند قادر به ادامۀ حيات نيست. پيوند با چيز ديگر؛ خدا، انديشه ها، رؤياها و عمومي ترين آن پيوند با همسر. تمدنها نيز همين مسير را رفته‌اند و خواهند رفت و حال که به بلوغ خود رسيده‌اند (آنها که پيش از اين نرسيده اند) زمان پيوند آنهاست. بسياري از اديان از امروز به هم آميخته‌اند و روند اين آميختگي از ديروز آغاز شده است. مسيحيان يهودي، مسيحيان هندو… و همين اتفاق در مورد تمدنها واقع شده و وقوع آن رو به فزوني است. ازدواج تمدن غرب و شرق و شکل گيري تمدني جديد و زاييده از آن که نه اين است و نه آن، نمونه‌اي است از اين واقعيت. اين به معناي اضمحلال و انحلال تمدنهاي پيشين و ظهور و بروز تمدن‌هاي نوين است. تمدن نوين ويژگي‌هايي را از تمدن پدر و مادر به ارث مي‌برد اما غالباً با آن دو متفاوت است. يک فرزند مي‌تواند خلف يا ناخلف باشد، سالم يا ناقص الخلقه باشد، تولد آن بهنگام يا نابهنگام باشد و حالات مشابه ديگر، و همين واقعيت در پيوند تمدن‌ها نيز صادق است. حتي بعضي از تمدنهاي جديد از سنخ «ضد تمدن» ‌اند و در تضاد با تمدن‌هاي سازندۀ خود موجوديت مي‌يابند. بعضي از تمدن‌هايي که پيش از اين پيوند خورده‌اند از همديگر جدا خواهند شد زيرا بعضي از پيوندها با يکديگر همخواني يا ناهمخواني دارند… يک مرد يا زن ممکن است بيش از يک ازدواج را تجربه کنند و همين تعدد ازدواج چه بسا دربارۀ تمدني رخ دهد همانطور که پيش از اين رخ داده است…

«دین برای انسان است نه انسان برای دین… نباید زندگی انسانها قربانی اختلاف ادیان شود.»

پايان کار گفتگوها برخورد يا گفتگو نيست، ازدواج است، پيوند تمدن ها. و اين پيوند در ابعاد مختلف رخ داده و رخ مي‌دهد. چگونگي اين پيوند سرنوشت جهان را رقم خواهد زد.

رفتار تمدن‌ها بسان رفتار انسان‌ها و خانواده هاست. يکي دومي را در خود مي‌بلعد اما آنکه بلعيده شده نابود نمي شود بلکه اولي را از درون تغيير مي‌دهد. وقتي دو تا از همديگر تغذيه مي‌کنند هر دو تغيير مي‌کنند. پيوند تمدن ها، شراکت تمدن هاست. شراکتي از نزديک و آميزش آسا. در اين آميزش، آميزندگان از يکديگر قابل تفکيک و تشخيص نيستند. اين پيوند به گونه ايست که به هم پيوستگان دچار جهش خواهند شد ولي معلوم نيست که اين جهش براي هر دو يکسان باشد و چه بسا جهش در جهتي متضاد رخ دهد…

در پيوند تمدن‌ها مفهوم و روال دموکراسي و آنچه به آن و به تمدن جديد وابسته است دگرگون خواهد شد… وقتي يکي جذب يکي ديگر مي‌شود اين مي‌تواند به آن معنا باشد که اين يکي سومي را يا ترکيب سومي و چهارمي، ترکيب اولي و دومي را دفع مي‌کند. پس بعضي تمدن‌ها يا ترکيب‌هاي جديد، تمدنهاي ديگر را دفع خواهند کرد. اين رفتار (دفعي و جذبي) متفاوت با رفتارهاي پيشين است و جهت گيري آن جنگ نيست بلکه صلح است. جهت گيري جهان به سمت صلح بزرگ است، ولي پس از يک اتفاق بزرگ اين حركت بسيار قدرتمند خواهد شد.

« ازدواج  تمدنها و پیوند ادیان امری حتمی است و واقع می شود . اکنون نیز واقع شده. »

www.ostad-iliya.org

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

ایلیا رام الله کیست, بیوگرافی و زندگینامه پیمان فتاحی, بیوگرافی و زندگی نامه ایلیا میم رام الله, معلمین بزرگ ایلیا رام الله, معلمین معنوی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی پیمان فتاحی, بزرگترین تئوریسین و معلم تفکر ایلیا رام الله, متفکر بزرگ ایلیا رام الله , پیمان فتاحی, آشنایی با ایلیا رام الله, آشنایی با پیمان فتاحی, پیمان فتاحی, ایلیا رام الله, استاد ایلیا, ایلیا م, ایلیا میم, ایلیامیم, ,برچسب دروغین سرکرده فرقه ضاله به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین سرکرده فرقه انحرافی به استاد فتاح ,برچسب دروغین سرکرده فرقه به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین سرکرده فرقه به ایلیا رام الله ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به استاد پیمان فتاحی ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به ایلیا رام الله ,اتهام دروغین فرقه گرایی , حزب اللهی, دکترین, همانندترین, واجبات, ظریف, ادعا,  مروج اسلام امریکایی, وهابیت, مسیحیت,  رحمت و نور, قران, کتب مقدس, قدیس, قدوسیت, خدای متعال,  شیوه هماهنگ, محسوس, دسترس, مستجاب, تسلیم و خدمتگزار, شهرت, معروفیت, کلاهبردار, شیاد, نفسانیات, نیت خودبینی, قدرت طلبی, تعلیمات, شبکه های ماهواره, مشهور, استخر, توکل, تفسیر بسم الله الرحمن,  مختصر, تصدیق, قران , تفکرات, مجوز, غرض, سوءنیت,  مجذوب, تخلفات فرهنگی, اقتصادی, شکایت, عشق,  اصرار, رایگان, مضحک, متناقض, دانایی؛ التقاطی

تهاجم روحانیت تندرو ایران به استاد ایلیا میم-پیمان فتاحی

  دانلود فایل  گزارش تصویری از فیلم توهین امیز راز ارماگدون, راز ارماگدون و پروژه اشباح, تخریب شخصیت های سرشناس در راز ارماگدون, توهین به اساتید معنوی در راز آرماگدون, سريال سياسي آرماگدون ,نبرد آخر زمان,پلورالیزم رسانه ای  ,پروژه ی اشباح ,راز آرماگدون,پائولو كوئيلو , اشو , رؤساي جمهور آمريكا و اروپا , پاپ, ايليا «ميم» ,رهبر جمعيت الاهيون, اِل ياسين,درويشان سكولار,عرفان هاي نوظهور , دالايي لاما,كريشنا مورتي, ساي بابا, معنويت ايليا رام الله , اوباما,استاد ایلیا ,فیلم آرماگدون ,نمایشگاه بین المللی جنگ نرم , رهبر جمعيت الاهيون ,جمعيت اِل ياسين, ايليا «ميم» , پائولوکوئیلو ,اشو , جنبش اکنکار ,رؤسای جمهور آمریکا, وزیر امور خارجه , پاپ ,روزنامۀ کیهان,اسامی دستگیرشدگان سال 91پیمان فتاحی, ,دستگیری رام الله, بازداشت رام الله, دلایل دستگیری رام الله, دلایل بازداشت رام الله, علل بازداشت رام الله, علل دستگیری رام الله, پایگاه خبری اطلاع رسانی فیلم تخریبی ارماگدون,فیلم و سریال توهین امیز راز آرماگدون چیست,تصاویری برای راز آرماگدون,وحشت روحانیت تندرو ایران از افشاگری درباره فیلم توهین آمیز راز آرماگدون,واقعه آرماگدون و سریال تخریبی راز آرماگدون,علل ساخت مجموعه راز ارماگدون و پخش از صدا و سیما, توهین و تخریب در راز ارماگدون, دلایل ساخت مجموعه توهین آرماگدون,دانلود گزارش تصویری تهیه شده از سریال تخریبی راز ارماگدون  دانلود فایل  گزارش تصویری از فیلم توهین امیز راز ارماگدون, راز ارماگدون و پروژه اشباح, تخریب شخصیت های سرشناس در راز ارماگدون, توهین به اساتید معنوی در راز آرماگدون, سريال سياسي آرماگدون ,نبرد آخر زمان,پلورالیزم رسانه ای  ,پروژه ی اشباح ,راز آرماگدون,پائولو كوئيلو , اشو , رؤساي جمهور آمريكا و اروپا , پاپ, ايليا «ميم» ,رهبر جمعيت الاهيون, اِل ياسين,درويشان سكولار,عرفان هاي نوظهور , دالايي لاما,كريشنا مورتي, ساي بابا, معنويت ايليا رام الله , اوباما,استاد ایلیا ,فیلم آرماگدون ,نمایشگاه بین المللی جنگ نرم , رهبر جمعيت الاهيون ,جمعيت اِل ياسين, ايليا «ميم» , پائولوکوئیلو ,اشو , جنبش اکنکار ,رؤسای جمهور آمریکا, وزیر امور خارجه , پاپ ,روزنامۀ کیهان,اسامی دستگیرشدگان سال 91پیمان فتاحی, ,دستگیری رام الله, بازداشت رام الله, دلایل دستگیری رام الله, دلایل بازداشت رام الله, علل بازداشت رام الله, علل دستگیری رام الله, پایگاه خبری اطلاع رسانی فیلم تخریبی ارماگدون,فیلم و سریال توهین امیز راز آرماگدون چیست,تصاویری برای راز آرماگدون,وحشت روحانیت تندرو ایران از افشاگری درباره فیلم توهین آمیز راز آرماگدون,واقعه آرماگدون و سریال تخریبی راز آرماگدون,علل ساخت مجموعه راز ارماگدون و پخش از صدا و سیما, توهین و تخریب در راز ارماگدون, دلایل ساخت مجموعه توهین آرماگدون,دانلود گزارش تصویری تهیه شده از سریال تخریبی راز ارماگدون  دانلود فایل  گزارش تصویری از فیلم توهین امیز راز ارماگدون, راز ارماگدون و پروژه اشباح, تخریب شخصیت های سرشناس در راز ارماگدون, توهین به اساتید معنوی در راز آرماگدون, سريال سياسي آرماگدون ,نبرد آخر زمان,پلورالیزم رسانه ای  ,پروژه ی اشباح ,راز آرماگدون,پائولو كوئيلو , اشو , رؤساي جمهور آمريكا و اروپا , پاپ, ايليا «ميم» ,رهبر جمعيت الاهيون, اِل ياسين,درويشان سكولار,عرفان هاي نوظهور , دالايي لاما,كريشنا مورتي, ساي بابا, معنويت ايليا رام الله , اوباما,استاد ایلیا ,فیلم آرماگدون ,نمایشگاه بین المللی جنگ نرم , رهبر جمعيت الاهيون ,جمعيت اِل ياسين, ايليا «ميم» , پائولوکوئیلو ,اشو , جنبش اکنکار ,رؤسای جمهور آمریکا, وزیر امور خارجه , پاپ ,روزنامۀ کیهان,اسامی دستگیرشدگان سال 91پیمان فتاحی, ,دستگیری رام الله, بازداشت رام الله, دلایل دستگیری رام الله, دلایل بازداشت رام الله, علل بازداشت رام الله, علل دستگیری رام الله, پایگاه خبری اطلاع رسانی فیلم تخریبی ارماگدون,فیلم و سریال توهین امیز راز آرماگدون چیست,تصاویری برای راز آرماگدون,وحشت روحانیت تندرو ایران از افشاگری درباره فیلم توهین آمیز راز آرماگدون,واقعه آرماگدون و سریال تخریبی راز آرماگدون,علل ساخت مجموعه راز ارماگدون و پخش از صدا و سیما, توهین و تخریب در راز ارماگدون, دلایل ساخت مجموعه توهین آرماگدون,دانلود گزارش تصویری تهیه شده از سریال تخریبی راز ارماگدون  دانلود فایل  گزارش تصویری از فیلم توهین امیز راز ارماگدون, راز ارماگدون و پروژه اشباح, تخریب شخصیت های سرشناس در راز ارماگدون, توهین به اساتید معنوی در راز آرماگدون, سريال سياسي آرماگدون ,نبرد آخر زمان,پلورالیزم رسانه ای  ,پروژه ی اشباح ,راز آرماگدون,پائولو كوئيلو , اشو , رؤساي جمهور آمريكا و اروپا , پاپ, ايليا «ميم» ,رهبر جمعيت الاهيون, اِل ياسين,درويشان سكولار,عرفان هاي نوظهور , دالايي لاما,كريشنا مورتي, ساي بابا, معنويت ايليا رام الله , اوباما,استاد ایلیا ,فیلم آرماگدون ,نمایشگاه بین المللی جنگ نرم , رهبر جمعيت الاهيون ,جمعيت اِل ياسين, ايليا «ميم» , پائولوکوئیلو ,اشو , جنبش اکنکار ,رؤسای جمهور آمریکا, وزیر امور خارجه , پاپ ,روزنامۀ کیهان,اسامی دستگیرشدگان سال 91پیمان فتاحی, ,دستگیری رام الله, بازداشت رام الله, دلایل دستگیری رام الله, دلایل بازداشت رام الله, علل بازداشت رام الله, علل دستگیری رام الله, پایگاه خبری اطلاع رسانی فیلم تخریبی ارماگدون,فیلم و سریال توهین امیز راز آرماگدون چیست,تصاویری برای راز آرماگدون,وحشت روحانیت تندرو ایران از افشاگری درباره فیلم توهین آمیز راز آرماگدون,واقعه آرماگدون و سریال تخریبی راز آرماگدون,علل ساخت مجموعه راز ارماگدون و پخش از صدا و سیما, توهین و تخریب در راز ارماگدون, دلایل ساخت مجموعه توهین آرماگدون,دانلود گزارش تصویری تهیه شده از سریال تخریبی راز ارماگدون  دانلود فایل  گزارش تصویری از فیلم توهین امیز راز ارماگدون, راز ارماگدون و پروژه اشباح, تخریب شخصیت های سرشناس در راز ارماگدون, توهین به اساتید معنوی در راز آرماگدون, سريال سياسي آرماگدون ,نبرد آخر زمان,پلورالیزم رسانه ای  ,پروژه ی اشباح ,راز آرماگدون,پائولو كوئيلو , اشو , رؤساي جمهور آمريكا و اروپا , پاپ, ايليا «ميم» ,رهبر جمعيت الاهيون, اِل ياسين,درويشان سكولار,عرفان هاي نوظهور , دالايي لاما,كريشنا مورتي, ساي بابا, معنويت ايليا رام الله , اوباما,استاد ایلیا ,فیلم آرماگدون ,نمایشگاه بین المللی جنگ نرم , رهبر جمعيت الاهيون ,جمعيت اِل ياسين, ايليا «ميم» , پائولوکوئیلو ,اشو , جنبش اکنکار ,رؤسای جمهور آمریکا, وزیر امور خارجه , پاپ ,روزنامۀ کیهان,اسامی دستگیرشدگان سال 91پیمان فتاحی, ,دستگیری رام الله, بازداشت رام الله, دلایل دستگیری رام الله, دلایل بازداشت رام الله, علل بازداشت رام الله, علل دستگیری رام الله, پایگاه خبری اطلاع رسانی فیلم تخریبی ارماگدون,فیلم و سریال توهین امیز راز آرماگدون چیست,تصاویری برای راز آرماگدون,وحشت روحانیت تندرو ایران از افشاگری درباره فیلم توهین آمیز راز آرماگدون,واقعه آرماگدون و سریال تخریبی راز آرماگدون,علل ساخت مجموعه راز ارماگدون و پخش از صدا و سیما, توهین و تخریب در راز ارماگدون, دلایل ساخت مجموعه توهین آرماگدون,دانلود گزارش تصویری تهیه شده از سریال تخریبی راز ارماگدون

 دانلود فایل  گزارش تصویری از فیلم توهین امیز راز ارماگدون, راز ارماگدون و پروژه اشباح, تخریب شخصیت های سرشناس در راز ارماگدون, توهین به اساتید معنوی در راز آرماگدون, سريال سياسي آرماگدون ,نبرد آخر زمان,پلورالیزم رسانه ای  ,پروژه ی اشباح ,راز آرماگدون,پائولو كوئيلو , اشو , رؤساي جمهور آمريكا و اروپا , پاپ, ايليا «ميم» ,رهبر جمعيت الاهيون, اِل ياسين,درويشان سكولار,عرفان هاي نوظهور , دالايي لاما,كريشنا مورتي, ساي بابا, معنويت ايليا رام الله , اوباما,استاد ایلیا ,فیلم آرماگدون ,نمایشگاه بین المللی جنگ نرم , رهبر جمعيت الاهيون ,جمعيت اِل ياسين, ايليا «ميم» , پائولوکوئیلو ,اشو , جنبش اکنکار ,رؤسای جمهور آمریکا, وزیر امور خارجه , پاپ ,روزنامۀ کیهان,اسامی دستگیرشدگان سال 91پیمان فتاحی,

،… تهاجم افراط گرایان مذهبی به اساتید معنوی جهان: دالایی لاما، پائولو کوئیلو، ایلیا م(پیمان فتاحی)، اشو راجنیش

پائولو كوئيلو , اشو , رؤساي جمهور آمريكا و اروپا , پاپ, ايليا «ميم» ,رهبر جمعيت الاهيون, اِل ياسين, منجي شيعيان ,حضرت مهدي ,نبرد آخر زمان , شبكۀ خبر جمهوري اسلامي ايران ,  مجموعۀ تلويزيوني آرماگدون , پلوراليزم رسانه اي, كريدور شوك ,تخريب BBC , مايكروسافت , درويشان سكولار,عرفان هاي نوظهور , دالايي لاما,كريشنا مورتي, ساي بابا, معنويت ايليا رام الله , اوباما

پیمان فتاحی,ایلیا رام الله,رامالله,پ.ف,ایلیا م رام الله, ا.م.رام الله,جمعیت الیاسین,الیاس رام اله ,اخباری پیرامون دستگیری و بازداشت ایلیا رام الله,دلایل بازداشت و دستگیری ایلیا رام الله,علت و علل بازداشت و دستگیری ایلیا رام الله,ایلیا رام الله زندانی شد,پیمان فتاحی زندانی شد,بازتاب و انعکاس دستگیری و بازداشت پیمان فتاحی,رام الله کیست,شرایط ایلیا رام الله,شرایط پیمان فتاحی,ایلیا رام الله دستگیر شد,ایلیا رام الله بازداشت شد,پیمان فتاحی مشهور به ایلیا رام الله,پیمان فتاحی معروف به ایلیا رام الله,پیمان فتاحی مشهور به ایلیا میم,پیمان فتاحی معروف به ایلیا میم,ایلیا میم بازداشت شد,ایلیا میم دستگیر شد,بازداشت پیمان فتاحی مشهور به ایلیا رام الله,بازداشت پیمان فتاحی معروف به ایلیا رام الله,بازداشت پیمان فتاحی مشهور به ایلیا میم,بازداشت پیمان فتاحی معروف به ایلیا میم,دستگیری پیمان فتاحی مشهور به ایلیا رام الله,دستگیری پیمان فتاحی معروف به ایلیا رام الله,دستگیری پیمان فتاحی مشهور به ایلیا میم,دستگیری پیمان فتاحی معروف به ایلیا میم.پیمان فتاحی. ایلیا رامااالله

معلم بزرگ تفکر – استاد ایلیا رام الله

.

معلم بزرگ

به روايت ال ياسين

آموزش‏هاي عمومي ايليا «ميم» درباره حضور الهي، تجربه عشق الهي، احياء روح، انقلاب دروني، نور زنده، هدايت الهي و زندگي متعالي مي‌باشد. همچنين آموزش روش‌هاي تفکر و تحقيقات براي طيفهايي از مخاطبان عمومي بارها برگزار شده است. در مقاطعي و براي تعداد کمتري از شاگردان، طي دوره‌هاي عمومي، علاوه بر تعليمات معنوي و معرفتي، گاهي نيز مباحثي مانند علم موفقيت، ازدواج هماهنگ، تغذيه نوراني، کلام خلاق، روش‌ها و سبک‌هاي مبارزه باطني، روشهاي سخنراني و نويسندگي و تحقيق، نشانه شناسي در طبيعت، روشهاي درمان ديناميکي، تفسير و تحليل متن و روشهاي انسانشناسي مطرح شده اما عمده سخنراني‌هاي عمومي به مبحث معنويت الهي و معرفت باطني اختصاص داشته است.

ايليا براي سواد ظاهري اهميت زيادي قائل نشده است و براي مطالعه، جريان زندگي، زمين و آسمان، نشانه‌ها و تغييرات را بعنوان بهترين کتاب توصيه مي‌کند. هماهنگ عمل کردن با روح و حرکت کائنات يکي از مهمترين توصيه‌هاي اوست که علت اصلي توفيق‌ها و پيروزي‌ها شمرده شده است. او بارها اشاره کرده است که «مسيح و مسح شدگان ديگر زنده‌اند و تعليم مي‌دهند» اما درباره اين مطلب توضيح بيشتري نداده است.

 امروزه تعداد شاگردان و پيروان استاد ايليا «ميم» به دهها هزار تن مي‌رسد با اين وجود او تعداد شاگردان واقعي خود را اندک مي‌داند. او به افرادي که ندانسته در گمراهي گرفتار هستند، بي‏ توجه نبوده است و افراد غيرمذهبي را طرد نکرده است. درواقع اکثريت پيروان او کساني هستند که رابطه خوبي با دين و مذهب نداشته‏اند و غالباً از تحصيل‏ کردگان و اهل علم هستند. بيشتر هواداران او را اشخاصي غيرمذهبي تشکيل مي‏دهند که با وجود عدم رعايت دقيق احکام ديني، براي معنويت و حقايق دروني اهميت قائل‏ اند. رابطه او با چنين اقشاري از جامعه عميق بوده است. ولي ارتباط او با افراد متکبر، متعصب، بدبين و مدعي که اکثراً هم اهل بدبيني و انکار و بي‏ حرمتي هستند، بسيار سرد است و اغلب بدون توجه از کنار آنان مي‏گذرد.

در بين پيروان و شاگردان ايليا از همه اقشار مردم ديده مي‏شود. کودکان خردسال، پيران هشتاد ساله و نود ساله، جوان، ثروتمند، فقير و حتي معدود اشخاصي که احتمال تأثيرپذيري آنها خيلي کم است مانند افرادي که قبل از اين به فساد و اعتياد مشغول بوده‏ اند يا تا ديروز خود را استاد يا افرادي فوق العاده مي‏ ناميدند و شاگرداني داشتند. او اکثر حلقه‏ هاي خود را کساني مي‏داند که در گمنامي و ناشناختگي زندگي مي‏کنند. از بعضي از شاگردان ايليا نيز توانايي‌هاي فوق العاده‌اي گزارش شده است.

ايليا با هر دسته از مردم با روش متناسبي ارتباط برقرار مي‏کند و هماهنگ عمل کردن يکي از ويژگي‏هاي شاخص اوست. با شخص روشنفکر به يک روشنفکر تمام عيار مبدل مي‏شود و با يک شخص عامي و ساده آن چنان ساده برخورد مي‏کند که انگار خودش هم از همان جماعت است. در اينطور مواردي دو آتشه مي‏شود يعني از مخاطب خود خيلي شديدتر مي‏شود. او با اينکار، مخاطبان خود را به فرا رفتن از قالبي که در آن گرفتار شده ‏اند فرا مي‏خواند.

از جمله تأکيداتي که ايليا عملاً و به دفعات به همراهان خود داشته است مسئوليت‏ پذيري و کار را تمام و کامل انجام دادن، انکار محدوديت‏هاي دروغين، پرهيز از دروغ، تمرين مبارزه، حذف امور غيرضروري، کنترل نفس، آمادگي براي از خودگذشتگي کامل، حفظ اسرار، وفاداري محض، و هماهنگ با روح عمل کردن است.

در دوره غير عمومي تعاليم (zx، دوره نجومي يا روح زايي: فن آوري‌هاي متافيزيکي…) مباحثي مانند هنر رويا بيني خلاق، ارتباط روحي، جابجايي روحي، صيد انرژي (صاد ميم)، تجربه‌هاي موازي و غيره از جمله خطوط تعليمي محسوب مي‌شود.

اين آموزش‌ها تنها براي معدودي از معرفت جويان برقرار است و به نظر مي‌رسد که ورود به اين دوره آموزشي طي سلسله آزمون‌هايي دقيق و تحت شرايطي خاص صورت گرفته و احتمالاً به همين دليل، تابحال عده کمي از اشخاص موفق شده‌اند به آن راه پيدا کنند. او خود ورود به اين دوره‌ها را براي همه شاگردان لازم ندانسته است و آنرا تنها براي معدودي از افراد توصيه کرده است. کارورزان باطني پيش از ورود به اين نوع از آموزش‌ها عهدي را مي‌بندند که در آن بر حفظ اسرار، عدم استفاده شخصي از آموخته‌ها و توانايي‌هاي کسب شده و اجراي وظيفه باطني و رعايت بعضي از شرايط نامتعارف تأکيد شده است.

آموزش‌هاي ايليا «ميم» ابعاد متعددي دارد بطوري که در زمينه‌هاي مختلف زندگي انسان قابل تعميم است و از تفسير آنها در شرايط مختلف مي‌توان به راه حل‌هاي بديع و فوق العاده‌اي دست يافت. آموزش‌هاي او داراي سه جنبه ذهني، قلبي و روحي است و تماميت انسان را خطاب قرار مي‌دهد. يگانگي با يکي، روح يافتگي، بيداري باطني، انقلاب در روح، نجات روح، نوريافتگي، تجربه حضور الهي و عشق الهي، برقراري ارتباط زنده با خداوند، بيانهاي مختلفي است که او در اشاره کردن به هدف عنوان کرده است. جواب او به مسائل مختلف زندگي کامل و دقيق است. بعضي از افراد مطلع از مکتبهاي باطني، عمق و کيفيت آموزش‌ها و حرکات او را در مقايسه با جريانهاي مختلف معنوي و باطني به مقايسه جويبار با رودخانه بزرگ يا برکه و دريا تشبيه کرده اند. بيدار شدن از خواب و هوشيارانه زيستن يکي از جنبه‌هاي آموزش او مي‌باشد که مورد تأکيد قرار گرفته است.

او به بعضي از شاگردان جملات کوتاهي را واگذار مي‏کند که به هسته‏ هاي تعليمي مشهورند و آنها براساس اين جملات کوتاه به نوشتن داستان يا شرح و تفسير تعاليم باطني مي‏پردازند. وقتي اين جملات باز شده‏اند نشان داده‏اند که معني‏ها و ابعاد زيادي را در خود به صورت نهفته داشته ‏اند. استفاده از تمثيل و داستان و استعاره‌ها يکي از روشهاي خاص آموزش اوست.

تمثيل‌ها و استعاره‌هايي که او در آموزش هايش بيان مي‌کند داراي معاني عميق و ابعاد گوناگوني است که مي‌توانند اوضاع را به تصوير بکشند و راه حل‌ها را نشان دهند. او کلماتي کليدي و خلاق را به بعضي از شاگردان خود براي حل مسائل و مشکلات داده است که بسيار کارساز بوده اند.

روش‌هايي که او براي انديشيدن توصيه مي‌کند گوناگون و استثنايي است و غالباً با آن چيزي که در روش‌هاي معمول هست تفاوتهاي زيادي دارد. نگاه کردن از بالا به مسائل و مشاهده موضوعات از زواياي سي و شش گانه يکي از روش‌هاي عملي اوست که تحت عنوان آموزه نگاه 360 درجه شناخته مي‌شود. اين آموزه بطور عملي نشان مي‌دهد که چگونه مي‌توانيم از همه زواياي ممکن به مسائل نگاه کنيم.

ايليا تغييرات و نشانه‌ها را به شکلي تفسير مي‌کند که انگار در حال خواندن متن يک کتاب است و به صداها طوري گوش مي‌دهد که انگار معني‌هاي پنهان در آنها را مي‌شنود. در اين زمينه دو کتاب نوشته شده که حاوي تجارب افراد از توانايي خارق العاده او در معني کردن نشانه‌ها و تغييرات است. نگاهش به چيزها طوري است که به نظر مي‌رسد متوجه درون چيزهاست. او به شدت هوشمند است و هوشياري خارق العاده اش به گونه‌اي است که انگار در يک لحظه در جاهاي مختلف و در زمانهاي مختلفي حضور دارد. هوشمندي عجيبي که در واکنش‌هاي او وجود دارد با گذشت زمان واضح‌تر مي‌شود. گاهي رفتار او براي بينندگان نوعي ديوانگي ساختگي يا تجاهل به حساب مي‌آيد که اين موضوع نيز روشي است براي سنجش و آزمون. از طرفي او به نحو اعجاب برانگيزي خلاق است. انگار همه حرفها و حرکاتش از اعماق يک مرکز خلاقيت مي‌جوشد. طراحي بيش از دويست پروژه تحقيقاتي، طرح سي و هفت داستان تعليمي، ابداع دهها روش NX (روش‌هاي فعال سازي مغزي ـ ذهني)، ابداع دهها فرمول تفکري بديع و طرح انواع نظريات بنيادي، بروزاتي از اين خلاقيت عظيم است.

ديدگاه‌هاي او در موضوعات معمول زندگي مانند ازدواج، خانواده، حکومت، شغل مناسب، تغذيه، دين و غيره تفاوت زيادي با ديدگاههاي معمول دارد. وقتي نظرش را در باره موضوعات مختلف مي‌گويد يا ايده اش را در مورد خاصي مطرح مي‌کند غالباً نظرات و نقشه‌هاي ديگر کم رنگ مي‌شوند. با اين حال نظرات و مواضع اصلي اش را در باره خيلي از چيزها واضح نمي گويد و آنها را اغلب به صورت سربسته مي‌گويد.

او خود را بعنوان معلم زندگي و تعليم دهنده حقيقت معرفي کرده است و به «زندگي حقيقي و پرداختن به حقيقت زندگي و دوري از زندگي موهوم و دروغين» کراراً توصيه کرده است. درباره بسياري از حرفهايي که در باره اش گفته شده است سکوت مي‌کند يا پاسخ صريحي نمي دهد و کشف حقايق را به سوال کننده واگذار مي‌کند.

معني اين واگذاري ممکن است اين باشد که تا چيزي را دروناً نيافته‏ ايد و متوجه نشده ‏ايد، قبول نکنيد.[1] از نظر او انسانها به گروه‏هاي مردگان، خفتگان، اوهام‏زدگان… و بيداران تقسيم مي‏شوند که بيداران خودشان هفت دسته‏اند و تنها اين هفت گروه به نجات و بزرگي رسيده‏اند و به تجربه زندگي حقيقي نائل شده‏اند.

ايليا «ميم» از اينکه در ميان دوستداران خود به يک بت مبدل شود دائماً گريخته است و بعضي اوقات صرفاً به دليل شکستن اين بت ساخته شده در اذهان برخي از دوستداران، به اعمال ظاهراً شکننده‏اي دست زده است. او دائماً پيروي و وفاداري ياران خود را آزموده و آنان را اصطلاحاً غربال کرده است و از اين رهگذر بعضي وقتها بجاي جذب افراد آنان را دفع کرده است. به نظر مي‏رسد، در موقعيت‏هايي خود را به عمد در معرض محکوم شدن قرار داده است و همراهان خود را به قضاوت شتابزده تحريک کرده است بلکه شايد او را محکوم کنند…

اينکه انسان به حرف و ادعا و عنوان نيست و به شعور و انديشه‌ها و نشانه هاست يکي از تأکيدات اوست. تفاوتي نمي کند که انساني بگويد من آدم خوبي هستم يا بدي، چون همۀ مردم جهان ادعاهاي زيبا و مقبولي دارند، پس اگر کسي بگويد راستگو هستم به همان اندازه مهم نيست که بگويد دروغگو هستم چون اين هردو، ادعاست. چيزي که واقعيت فرد را نشان مي‌دهد، محصولات اوست، نشانه‌هاي اوست. اعمال و انديشه‌هاي اوست، جز اين همۀ انسانها تمايل دارند که ادعا کنند و بگويند خوب و بسيار خوب هستند…

او گاهي در برابر تحريکات مختلف با سکوت و بي‏واکنشي مواجه شده است و همين موضوع موجب ترديد يا ابهام بعضي از اطرافيان وي شده است. در بعضي از گزارشاتي که در اينباره وجود دارد وقايع چندي مورد اشاره قرار گرفته که حاکي از همين مطلب است. مثلاً در خاطره‏اي نقل شده که او در برابر درخواست و اصرار بعضي از افراد که از او خواسته بودند تا عمل خارق العاده‏اي انجام دهد و حتي در ادامه، به تمسخر و توهين دست زده بودند، با بي‏تفاوتي و خاموشي برخورد کرده بود که همين موجب ترديد بعضي از شاگردان شده بود يا اينکه در جايي مورد تهمتهايي شديد قرار گرفته که به آن جوابي نداده است. در مواردي به سؤالاتي که گاه خيلي ساده هم بوده‏اند، جوابي نداده است و از طرف سؤال‏کننده به ندانستن متهم شده است. در موارد متعددي او جملاتي را در محکوميت خود گفته است. البته اينها جملاتي چند پهلو بوده‌اند که مي‌توان معناي محکوميت را نيز از آن استخراج کرد. «اگر انسان هست چه نيازي به دفاع از خود دارد و اگر نيست چرا بايد تلاش کند خود را اثبات نمايد…».

ايليا «ميم» علاقه‏اي به آشکار شدن در بين جمع از خود نشان نداده است و شهرت و معروفيت را نوعي اسارت مي‏داند و به آن پشت کرده است. با تقليد کورکورانه مخالف است و حتي تقليد (کورکورانه) از خود را براي يارانش مجاز ندانسته است. با مطلق‏گرايي شاگرداني که به بهانه همانندي با او به آن دست مي‏زنند مخالف است و ايده‏آل افراد را در هر زمان، آن چيزي مي‏داند که به تناسب شايستگي و آمادگي به آنها مي‏رسد.

در مقابل نظريات تصديقي و تأييد کننده‌اي که پيرامون ايليا «ميم» رام الله وجود دارد اظهار نظرهايي منفي هم به چشم مي‌خورد. اظهاراتي که از طرف منتقدان مختلف و غالباً با حالتي بدبينانه يا متعصبانه نسبت به او ابراز شده است. خلاصه بعضي از انتقادات مطرح شده اين است که او فردي کافر، مرتد و بدعت گذار است يا ساحر و جادوگر است. بعضي هم معتقدند که او شخصي ديوانه است و عده‌اي ابله و ديوانه را به دور خود جمع کرده است. جالب اينکه بعضي از طرفداران انقلاب، او را عامل استکبار جهاني براي کوچ دادن جوانان به سمت غرب دانسته اند. عصبيتها و تناقض‌هاي شديدي که در بعضي از اين انتقادات به چشم مي‌خورد مي‌تواند بيانگر واقعيت‌هاي ناگفته‌اي باشد که در دل انتقادات وجود دارد.

چکيده بعضي از نسبتها و انتقادات ديگر را مي‌توان اينطور بيان کرد: روح مسيح، شيطان، ساحر و جادوگر، روح خدا، ساي باباي سوم، بنيادگراي مدرن، پسر خدا، معلم جهاني، مروج خرافات و تحجرگرايي، پسرخوانده آمريکا، گاندي ثاني، مفسد في الارض، کافر و ضد خدا، معجزه گر، مدعي قرآن، شياد، پسر شيطان، ليدر فرهنگي غرب درخاورميانه، مدعي الوهيت و حلاج جديد. او بر ضرورت تحولي جهاني به صورت بديهي اشاره کرده است و آنرا حتمي و نزديک مي‏داند و تأکيد کرده است که بايد خود را آماده و مهيا کنيم.

طيفهايي از پيروان او بويژه نزديکان و آشنايان قديمي‌تر به تأکيد شهادت مي‌دهند که او داراي نيروهاي خارق العاده و قدرت عظيم روحي و شعور استثنايي است. آنان براي مدعاي خود به صدها تجربه و مشاهده حضوري خود و ديگران استناد مي‌کنند. آنها شديداً به اين موضوع اعتقاد دارند که کلام او داراي قدرت تغيير دهنده و بسيار اثرگذار است و اينکه کلمات او بسيار کارسازند و چيزهايي که مي‌گويد واقع مي‌شود. بعضي از گزارشها و تجربيات مذکور، تاکنون در چندين کتاب و در نشريات مختلف، بيان شده است. چندين کتاب در باره اعمال خارق العاده و توانايي‌هاي او نوشته شده است و فيلم‌هاي مستندي از شاهدان بسيارِ اين وقايع تهيه شده است. بخشي از اين فيلم‌ها و کتابها در باره استاد روح الله و اعمال او مي‌باشد…

او به تعدادي از پيروان خود عهدي را داده است که محتواي اصلي آن با اين عبارت بيان مي‏شود «الهي تسليم و خدمتگزارم». اين عهد با عبارتهاي مشابهي نيز بيان شده است اما در همه شکل‏ها بر مفهوم تسليم استوار است. اصل عبارت: «الهي ‌اي که با مني تسليم و خدمتگزارم و روز و شب تو را مي‏خوانم».

www.ostad-iliya.org

 کلیدواژه ها: ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ضد فرقه رام الله, ضد فرقه رام الله, ضد فرقه رام الله, ضد فرقه رام الله, ضد فرقه رام الله, ضد فرقه رام الله, ضد فرقه رام الله, ضد فرقه رام الله, ضد فرقه رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله ,ایلیا رام الله, ایلیا رام الله ,ایلیا رام الله ,ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله, ایلیا رام الله ایلیارامالله, ایلیا رامالله, ایلیا رامالله ایلیا رامالله, ایلیا رامالله, ایلیا رامالله, ایلیا رامالله, ایلیا رامالله, ایلیا رامالله, ایلیارامالله, ایلیا رامالله, ایلیا رامالله ایلیا رامالله, ایلیا رامالله, ایلیا رامالله, ایلیا رامالله, ایلیا رامالله, ایلیا رامالله


[1] این جمله، نقل به مضمون است.

بيانيۀ مشترك منصورون، حافظان و حاميان ايليا «ميم» – شماره 19

بیانیه شماره19

(منصورون. حامیان ایلیا «میم». حافظان ایلیا «میم»)

(بخش دوم)

 

منشور دفاعی اِل یاسین (پیروان معلم بزرگ تفکر ایلیا «میم»)

1-شناسايي دشمنان: اولين واكنش به دشمن، شناسايي كامل اوست.

بنابراين، بجاي برخورد با دشمن، ابتدا او را شناسايي كنيد. اين شناسايي شامل همۀ نقاط ضعف و قوت، گذشته، روابط، حساسيتها، انحرافات و خلافكاري ها،‌ فاميل و مسائل فاميلي، آدرس ها و بطور كلي مختصات دقيق عيني و غيرعيني او مي شود اما مهمتر از شناسايي دشمن، شناسايي كامل و دقيق اربابان و فرماندهان پيدا و ناپيداي اوست كه در اينجا هم، اربابان و فرماندهان ناپيداي نفاق و منافقين، بسيار مهم تر از جلو پرده ها هستند. بنابراين شناسايي دشمن شامل دو اولويت است: اولويت اول شناسايي سلسله مراتب دشمن و بويژه اربابان بزرگ و پشت پردۀ اوست و اولويت دوم شناسايي كامل عيني و غيرعيني خود دشمن. شناخت دشمن می بایست آنقدر کامل شود که با شناخت خود همانند شود. قدم هاي بعدي، كاري تخصصي و كارشناسي است و بنابراين نياز به تصميم و واكنش كارشناسان امور یا اتاق های فکر مرجع دارد. از سوي ديگر در حالي كه بايد دشمن را بشناسيم اما نبايد بگذاريم دشمن ما را بشناسد. كاري كنيم كه دشمن نتواند ترسيم و محاسبه اي واقعي در بارۀ ما داشته باشد؛ براي اين منظور از فنون ناشناختگي بهره ببريم. (توضيح بيشتر در ضميمه منشور)

2- مسائل را به فرصت ها تبديل كنيد:  هر مسئله اي را به امكانات خلاق مبدل كنيد. حتی زباله ها را هم می شودبازيافت كرد و از آن انرژي گرفت.

هر حمله، فشار، نقد و تخريب را يك فرصت تلقي كنيد و آن را به بهترين امكاني كه مي توانيد تبديل كنيد. نبايد هيچ چيز را هدر داد. همانطور که زباله ها را مي شود بازيافت كرد می توان توهین ها و دروغ های دشمن را بازیافت و به ضربات سنگینی بر علیه او تبدیل کرد. در سالهاي گذشته ما تلاش كرديم همۀ فشارها و تخريب ها را به مواد اصلي و اوليۀ كتابها، فيلم ها، ضدفيلم ها و ضد تحريف هايي كه در بارۀ معلم حق و تعاليم حق ساخته شده است بدل كنيم. تلاش كرديم همۀ ضربه ها را از طريق فرآوري در فيلم ها و كتابها و استراتژي هاي جديد به قوۀ محركه و به خود حركت تبديل كنيم. سنگهايي را كه القاعدۀ فرهنگي به سوي ما پرتاب كرد جمع كرديم و از آنها طلا و فلزات گرانبها را استخراج كرديم. ژاپني ها از لجنزار براي پرورش و صادرات قورباغه استفاده مي كنند و در كنار آن لجن درماني را براي برخي بيماران انجام مي دهند. فاضلاب ها را براي توليد الكتريسيته و غني سازي خاك هاي كشاورزي بكار مي برند. از زهر مار و گزندگان ديگر قويترين داروها تهيه مي شود و همۀ اينها به ما يادآوري مي كند كه اصل تبديل را هرچه بيشتر و كاملتر در بارۀ‌ فشارها، مسائل و هر چيز ناخوشايندي بكار بگيريم. ما نبايد حتي يك كلمه يا يك حركت دشمن را از دست بدهيم. سبک تبدیل یکی از تأکیدات همیشگی استاد بوده است که بویژه در روش های تفکر و مبارزه به کرّات بیان شده است. بنابراین باید مشکلات را به مسائل و مسائل را به امکانات و فرصتها و نیروهای جدید مبدل نماییم. جهان بر ضد ایدئولوژی و آیین پلید دایره مذاهب است. جهان و قدرت جهانی با حق است بنابراین ما در این تبدیل و کیمیاگری حمایت جهانی را با خود خواهیم داشت اگر فرآیند تبدیل با مهارت و هنرمندانه انجام شود. (توضيحات بيشتر در ضميمۀ منشور ذكر شده)

3-فرمول ها را با استفاده از سخت افزار قلم بكار بگيريد: با هر مسئله و مشكلي مواجه مي شويد فوراً آن را بنويسيد و با استفاده از فرمول متناسب حل كنيد.( به اين كار مي گوييم سخت افزار قلم)

وقتي با فشارها و مسائل روبرو مي شويد آنها را بنويسيد و حداكثر شناسايي را نسبت به آنها انجام دهيد (شناخت مسئله). سپس با رجوع به الگوها و فرمول هاي حل مسئله آن را حل کرده و تبديل به فرصت ها و امكانات طلايي كنيد. ساده ترين فرمولي كه در دست داريم روش سه دهم و سپس، هفت دهم است. همچنين اگر لازم است مسائل را تحليل كنيد به الگوهاي تارزدايي عنكبوت و الگوهاي مشابه مراجعه نماييد. در برخورد با فشارها، واكنشي و هيجاني عمل نكنيد بلكه حداكثر تدبير و تفكر را بكار ببريد كه لازمۀ آن استفاده از قلم و فرمول ها است. بعد از نوشتن مسائل و حل و تبديل آنها نمونه اي از اين گزارش ها را براي استفاده در كتابها، فيلم ها و ضدفيلم هاي بعدي به مراجع مربوطه تحويل دهيد تا مراحل ديگري از تبديل در بارۀ‌ آن انجام شود.

هر مسئله ای و هر حمله ای باید با استفاده از فرمول های مربوطه (بعد از مرور فرمول ها) برای واکنش دهی، برنامه ریزی شود (قاعدۀ‌ برخورد فرمولي). هر گونه واکنش هیجانی و احساسی یا واکنش کور و برنامه ریزی نشده مطلقاً ممنوع است.

4- پرهيز از جدل: از جدل با مخالفان و دشمنان پرهيز كنيد همانطور كه از مصرف سيگار پرهيز مي كنيد. بحث و جدل بيهوده تا حدي ارضاء كننده و تسكين بخش نيازهاي تفكري و هويتي انسان است همانطور كه سيگار تأثير بسيار مخرب اما تا حدی تسكين بخش دارد. جدل كردن مانند سفره انداختن بر شنزار روان است. زمان و انرژي خود را در كارهاي غيرموثر و غير تعيين كننده هدر ندهيد. بحث و جدل غیر اصولی و غیرتعیین کننده یکی از روزنه های هدر دادن زمان و نیروی مبارزه است. بحث های تعیین کننده و مناظره های کلیدی اگر در شرایط عادلانه و همراه با مستند سازی و ماندگارسازی انجام شود به احتمال بیشتر هماهنگ است.

5- در تله گير نيفتيد:عمدۀ ضربه ها و مسئله سازي ها صرفاً سناريوهاي دايره مذاهب است بنابراين وارد بازي ها و تله هاي دايره مذاهب نشويد.

نگذاريد دشمن با شما بازي كند بنابراين در قدم اول وارد بازي هاي رنگارنگ و گوناگون دایرۀ مذاهب كه ماهيت همۀ آنها يكسان است نشويد. حتي بازيهاي سالم و بي خطر هم با دشمن نكنيد چون نيات و دشمني هاي او راهبرد كنندۀ او هستند و قطعاً در اين بازيهاي بظاهر سالم چند زمانه، ضربه هايي طراحي شده است. اگر ناخواسته به بازي وارد شده ايد فوراً بيرون بياييد و نگذاريد دشمن با شما بازي كند. هر حركت دشمن حيله گري مانند دايره مذاهب را يك تله و ضربه فرض كنيد و طوري رفتار نكنيد كه او مي خواهد. نگذاريد دشمن شما را به دنبال خود بكشد. سناريوي او را دنبال نكنيد بلكه به بهترين شكل ممكن سناريوي دشمن را به هم بريزيد و در بهترين زمان سناريوي خوب را غالب كنيد.

6- ادار كردن دشمن به انكار: بگذار دشمن دروغ هایش را بگوید و شخصیت دروغگویش را نشان دهد.

وقتي دشمن واقعيت هاي مسلم و آشكارنشده را انكار می كند، خود را در باتلاقي بلعنده گرفتار مي سازد. بنابراين وقتي مي بينيم كه دشمن در حال انكار واقعيت مسلم و قطعي است نبايد فوراً واكنش مخالف نشان بدهيم بلكه مي بايست انكار و در واقع دروغ و تحريف هاي او را مستند كنيم و از اين استنادها كه دال بر دروغگويي و بي اعتباري دشمن است در كتابها و فيلم ها و ضدفيلم ها استفاده نماييم. بايد بگذاريم دشمن در چاهي كه به دست خودش حفر مي كند گرفتار شود. بايد به او ميدان داد تا شخصيت دروغگو و تحريف گر و حقه باز خود را بروز دهد و آنگاه در زمان طلايي و هنگامي كه راه عقب نشيني ندارد، دروغ هاي او را بطور گسترده و پرتكرار افشا كرد. مخصوصاً بوسيلۀ فيلم ها و ضدفيلم هاي كوتاه و با حمایت غیرمستقیم رسانه های قدرتمند. باید به دشمن فرصت آن داده شود تا خودش را یا از طریق عواملش حداکثر دروغ و تحریف را ارائه دهد و سپس طی پروژه های پازلی، بی اعتباری و دروغگویی دشمن را به همگان و برای همیشه نشان داد.

7- تله گذاري و بازي سازي: براي دشمن شرور تله بگذاريد، سناريوهاي هوشمندانه طراحي كنيد و او را به بازي بگيريد. اگر به دنبال دشمن برويد شكست شما تضمين شده است و اگر دشمن را به دنبال خود بكشانيد به سمت پيروزي مي رويد. دشمن شرور و ظالم را به آزمايشگاه انواع تله ها و فرمول ها و بازيهاي خود مبدل كنيد. آنها را مانند موش هاي طاعوني بكار بگيريد و هوشمندانه ترين و هماهنگ ترين سناريوها را روي آنها امتحان كنيد.

8- مستند سازي : زندگي مبارزه اي خود را (با ثبت و ضبط چگونگي برخورد با دشمن) مستند كنيد.

همۀ مسائلي كه با آن مواجه مي شويد، همۀ‌ راه حل هايي كه اتخاذ مي كنيد، همۀ اشتباهات و انتخاب هاي درست، همۀ موفقيت ها و شكست ها، همۀ سناريوها و بازي هايي كه طراحي مي كنيد يا در آن گير مي افتيد، و بطور كلي همۀ ابعاد زندگي مبارزه اي خود را ثبت و ضبط كرده و در صورت امكان آن را تبديل به يك كتاب و با همكاري دوستان ديگر تبديل به فيلم كنيد. در صورت امكان اين كتاب و فيلم را بصورت آموزشي تهيه كنيد تا طبق اِعمال اصل تكثير و ازدياد، به بركت زندگي شما مبدل شود.

9- جذر مسئول نهايي و ريشه زني: فريب مترسك ها و عروسك ها را نخوريد. بر عروسك گردان و ارباب مترسك ها [بزرگان و رهبران اصلي دايره مذاهب؛ دايره فرقه ها] متمركز شويد. ريشه هاي درخت شرارت را هدف بگيريد نه برگ ها و شاخه هاي آن را. مغز و قلب ظلم را هدف بگيريد نه دست يا ابزارهاي دست او را. وقتي منافقان به شما حمله مي كنند اربابان پشت پرده آنها را شناسايي كنيد و واكنش ها را متوجه اربابان پشت پرده آنها كنيد. چشم هاي فتنه را كور كنيد و قلب ظلم و مغز نفاق را هدف بگيريد. در معادلات، مسئول نهايي را پيدا كنيد و با تمركز بر او معادله را حل كنيد. به دنبال سرچشمۀ اصلي انتشار ميكرب ها باشيد و اقدامات اصلي را متوجه سرچشمۀ اصلي ميكرب ها كنيد. وقتي خود را به مترسك ها و ابزارهاي دست عروسك گردان گرفتار مي كنيد در بازي ها، تله ها و سناريوهاي ارباب مترسك ها گرفتار شده ايد.

یک ضربه بزرگ از هزاران ضربه کوچک موثرتر است. بنابراین باید همۀ برنامه ریزی ها و امکانات و آمادگی را برای واکنش های بزرگ [در محكوميت دايره مذاهب، دايره فرقه هاي شيطاني] به میدان آورد نه واکنش های جزئی. ضربۀ بزرگ متوجه مغز سيستم نفاق و قلب پليد ظلم است. ضربۀ بزرگ، ستون هاي اصلي نفاق و ظلم را از كار مي اندازد و بنيادها و پايه هاي اصلي شرارت را هدف قرار مي دهد (قاعدۀ‌ ضربۀ بزرگ)

10-توليد آنتي ويروس: هر مسئله را (با استفاده از نرم افزار سازي) طوري حل كنيد كه صدها مسئله را حل كرده باشيد. وقتي با ويروس هاي ساخته شده دشمن مواجه هستيد آنتي ويروس هاي لازم را طراحي  و تكثير كنيد. برخورد با ويروس ها فرصت خوبي است براي شناسايي ويروس ها و توليد آنتي ويروس ها. در برخورد با سلاح هاي دشمن، ضدسلاح هاي جديد و متناسب را توليد كنيد. براي هر نيزۀ جديد يك سپر يا ضدنيزۀ جديد توليد كنيد. به ميكرب ها ميدان بدهيد و سپس آنها را كاملاً شناسايي كنيد و پس از توليد قويترين ميكرب كش ها، ميكرب زدايي كنيد.

11-به آمين،تعاليم و متون هماهنگرجوع کنید: كتاب آمين و ديگر متون تعليمي از يك جنبه سرشار از فرمول ها، ضدفرمول ها و بويژه آنتي ويروس های ضد الاهیسم و ميكرب كش هاي قدرتمند ضد معنوی است. اعتقاد بر اين است كه در مجموعۀ تعاليم حق به همۀ مسائل و ابهامات پاسخ هاي قدرتمند و كافي داده شده است بنابراين در مواجهه با مسائل و مشكلات مي توانيد با رجوع به تعاليم حق و بويژه كتب آمين به حل آنها بپردازيد. اما قرآن مرجع نهايي و اصلي ما براي حل مسائل اعتقادي است. بنابراين هجوم مسائل مي تواند به عامل رجوع ما به قرآن و حديث منجر شود.

12-روش ديناميكي و متغير را بكار ببريد: مختصات و روش ها را مقطع به مقطع تغيير بدهيد.

در روز پاياني ماه (يا حداكثر روز پاياني هر فصل) مختصات ظاهري و هر چيزي كه ممكن است عامل رديابي (توسط) دايره مذاهب باشد را تغيير دهيد. اسامي مستعار، تلفن هاي امن، قراردادهاي كلامي، الگوهاي رفت و آمد، كامپيوترها و هر چيزي كه ممكن است به عاملي براي رديابي شما (توسط دايره مذاهب) منجر شود را تغيير دهيد. علاوه بر آن، تغيير گام به گام روش ها و تاكتيك ها ضروري است.  همچنين به محض اينكه متوجه شديد دايره مذاهب مختصاتي (در هر زمينه) از شما را بدست آورده، اين مختصات را تغيير دهيد. منافقان را گيج و گمراه كنيد همانطور كه خداوند با آنها اين كار را كرده است.

13-خودتان را تكثير كنيد. طبق قراري كه زمستان سال 1385 اكثر مسئولين ال ياسين با خود استاد (ايليا «ميم») داشتند، قرار شد هر مسئول و مدرسي خود را در افراد آماده تكثير كند(قاعدۀ تكثير مديران)در اين مقطع بطور جدي تري بايد به اين قول و قرار عمل كرد. به جاي اينكه صرفاً مسائل را حل كنيد، روش هاي حل آن مسائل را به افراد آماده آموزش دهيد. تكثير هر مسئول و مدرس مي بايست طبق الگوها و فرمول هاي تكثير صورت گيرد. از طريق دفترچه تكثير، همراهي حضوري، ماكت و تجربۀ مستقيم.

هر مدير و مدرسي می بایست مبدل به حداقل 12 و حداکثر 120 مدير و مدرس شود تا اگر خودش دچار مشکل شد، فرد دیگری جای او را بگیرد و از طرف دیگر بطور همزمان بتواند حداقل 12 محور را راهبرد و مديريت کند. (توضيح بيشتر در ضميمۀ منشور)

14-جهاني سازي: خود را در پيوند با امواج جهاني و جهاني شدن بشناسانيد. بنابراين ضروري است ال ياسين و ايليا را به تناسب امواج فعال جهاني معرفي و تبيين كنيم. بايد به زبان جهاني و به شيوۀ هماهنگ با شرايط موجود سخن بگوييم و عمل كنيم. لازم است نقش خود را در ارتباط با وقايع و روندهاي فعال جهاني، بصورت راهبردي تعريف كنيم. بنابر اين دفاع و ضد حمله هاي خود را با امواج جهاني و شرايط روز دنيا پيوند مي زنيم. نبايد نسبت به انواع موج هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي بي تفاوت باشيم بلكه حداكثر برنامه ريزي و بهره گيري از اين امواج، به قصد جهاني سازي، ضروري است.

15-دشمن واحد: دچار آشفتگي ذهني و پراكندگي عملي نشويد. دشمن واحد يكي است بنابراين ضروري است كه فقط بر يك دشمن كه آن دايره مذاهب (دايره فرقه هاي شيطاني) است متمركز شد. همۀ دشمنان و مهاجمان ظاهري ديگر تحت راهبرد مستقيم و غير مستقيم دايره فرقه هاي شيطاني (دايره مذاهب) قرار دارند. بنابراين در همۀ ضد حمله ها و دفاع ها مي بايست متمركز بر دايره مذاهب (دايره فرقه هاي سياه) عمل كرد. نبايد به دشمنان مجازي و قالب ها و سپرهاي هجومي دايره مذاهب مشغول شد بلكه در همۀ ضد حمله ها و دفاع ها بايد دشمن اصلي را هدف گرفت.

16-ضد جنگ: روش ها و استراتژي هاي دشمن را بشناسيد و ضد جنگ ها (ضد استراتژي. ضد حمله) را به كار بگيريد. بعنوان مثال عمده ترين تاكتيكهاي دايره مذاهب (دايره فرقه هاي سياه) عبارتند از:

1-دروغ      2- تحريف و مونتاژ (بويژه با استفاده از سبك نقطه زني و برش و جعل)      3- حقه و فريب         4- نفاق (تفرقه و اختلاف افكني)        5- اغفال مسئولين ميانه رو     6- بمباران ذهني (توجيه اغفال گرانه)      7- شبيه سازي منفي و پيوند تبليغي مخالفان با موضوعات نفرت انگيز        8- ريشه زني (سرزني) و سپس انهدام ريشه      9- بدبين سازي و سياه نمايي (اتهام زني موذيانه)       10- شبهه افكني و ترديد زايي    11- لقب سازي       12- تحقير و كوچك نمايي         13- سناريو نويسي و تلاش براي تحميل سناريو بر واقعيات جاري       14- موج سواري با افكار عمومي و احساسات مردمي       15- وحشت زايي        16- سوء استفاده از مقدسات و استفادۀ ابزاري از آن       17- هدف وسيله را توجيه مي كند      18- استفاده از بلندگوهاي مختلف      19- اتهام زني      20- ترور مرحله اي        21- مشغول سازي       22- انكار واقعيت ها    

 

17-شعار بسازيد: هر معنا و مفهوم مورد توجهي را [در دفاع از حقانيت و در محكوميت دايره مذاهب؛ دايره فرقه هاي سياه] به يك شعار تبديل كنيد. نه فقط آرمانها و قصدهايمان را به شعار تبديل نماييم بلكه كليۀ موضع گيري ها را به شعار مبدل كنيم. فراموش نكنيم آموزۀ «شعارها، شعورها را مي سازند و شعور همه چيز را مي سازد» همۀ مفاهيم كاربردي و راهبردي را مي بايست بصورت شعار درآوريم؛ همۀ روش ها، اصول، خطوط، استراتژي ها و راهبردها. همچنين از طريق شعارها مي توانيم چيزهايي را تغيير جهت دهيم كه راه ديگري براي تغيير جهت آنها نيست بنابراين شعارها را به مثابه «نرم افزارهاي كاربردي» مي بايست طراحي كرد و از طرق مختلف انتشار داد.

18-مدارهاي دفاعي: براي هر دسته از تهاجم ها و مسائل يك مدار دفاعي ويژه را طراحي و راه اندازي كنيد.

اين توصيه متوجه برنامه ريزان است. براي انواع مختلف فشارها و هجوم هاي دايره مذاهب، مدارها، الگوها و نرم افزارهاي دفاع تخصصي ايجاد كنيد. براي هر نوع پاسخ و دفاعي (در مقابل هر حمله) مكانيسم سازي كنيد. همچنين كانون هاي دفاع تخصصي را براي راهبرد اين انواع دفاع ويژه راه اندازي نماييد. تهاجم و تخريب هاي دايره مذاهب به راحتي تبديل به دانش تخصصي دفاع رواني، كارورزان دفاع رواني و مراكز تخصصي دفاع رواني مي شود بنابراين نبايد از اين فرصت غفلت نمود بلكه بايد آن را در برنامه ريزي ها و برنامه سازي ها منظور كرد.

19-احياء اتاق هاي فكر: هر مسئله و تهاجمي را به موادي براي تجديد و استمرار اتاق هاي فكر تبديل كنيد. مسائل را بگيريد و با مشكلات برخورد كنيد اما حل نهايي آن را به اتاق هاي فكر یا کانون هایی كه عضو آن هستيد موكول نماييد. بنابراين از اين طريق فشارها را به قوۀ محركه و غذاي فكري كانون هاي تفكري مبدل ساخته ايد.

20-قاعدۀ جدول واکنشی : در مقابل هر حمله يا ضربۀ دايره مذاهب به جدول واكنشي رجوع كنيد. همۀ واکنش ها و حمله های دایره مذاهب در این سه سال در جدول قرار داده شده است. همۀ روش های حمله، همۀ انواع اتهامات، همۀ شگردها و استراتژی ها و همۀ حقه ها و ترفندهایی که دایره مذاهب بر ضد اِل ياسين، استاد ایلیا یا شخصیتهای مذهبی و معنوی مختلف بکار برده است. در مقابل هر حملۀ جدید دایره مذاهب می بایست به جدول واکنشی مربوطه مراجعه کرد. برای هر کنش و حمله تعداد زیادی واکنش طراحی و تدبیر شده است که مبنی بر سبک های مبارزه (آینه ای، تبديلي، تكثيري …) است. احتمال اینکه دایره مذاهب بتواند از روش ها و حقه های جدیدی استفاده کند بعید است اما در صورت استفاده از حقه ها و حمله های جدید می بایست مشابه آن را از جدول واکنشی پیدا کرد و بر حسب همان، واکنش های لازم و ضروری را داشت.

21-اطلاع رساني كامل و فراگير: در مقابل نقطه زني، كل تصوير  را نشان بدهيد. يكي از استراتژي هاي دايره مذاهب، نقطه زني است. يك نقطه از كل تصوير را هدف قرار مي دهد و همۀ قسمتهاي بعدي، قبلي و پيراموني موضوع را حذف مي كند و اين نقطۀ تاريك شده و تحريف شده را پر رنگ و بزرگ كرده و به مخاطبان ارائه مي دهد. از يك متن، يك جمله را مي گيرد، بقيه را حذف مي كند. خلاصۀ انجيل را مي گويد «سه خدا وجود دارد». صحيونيست ها هم قرآن را اينطور خلاصه مي كنند: كتابي كه صرفاً در بارۀ جنگ و خونريزي و كشتن است…

يك راه مقابله با اين نوع تحريف، كامل گويي است. بنابراين هر نقطه اي كه آنها در بارۀ استاد ايليا و ال ياسين مطرح كنند ما روش كامل گويي را اعمال كرده و كل آن مطلب (قبل، بعد، پيرامون، شرايط و …) را در سطح گسترده و فراگير اطلاع رساني مي كنيم. در برابر هر ابهامي ما همۀ واقعيت هاي مربوط به آن ابهام را مطرح مي كنيم تا همان نقطۀ ابهام به نقطه اي پرنور و ستاره وار مبدل شود. از سوي ديگر هر کنش و حمله دایره مذاهب و هر واکنش و دفاع ما باید بصورت گسترده به همۀ رسانه هاي موثر و شبکه های خبری، رهبران و مراکز بین المللی اطلاع رسانی شود.

22-كتاب، فيلم، ضدفيلم: مجموعۀ پاسخ ها به هر يك از حمله ها و مسئله سازي هاي دشمن مي بايست در نهايت بصورت كتاب، فيلم و ضد فيلم درآمده و در بهترين زمان منتشر شود. بنابراين ما هر حمله، هر فشار و هر مسئله را به يك كتاب تبديل كرده، كتاب را علاوه بر بيان واژه اي، بصورت تصويري نيز ترسيم كرده و سپس آن را به يك فيلم كوتاه يا بلند تبديل مي كنيم. اما از آنجا كه دايره مذاهب پيوسته تلاش كرده است تا مستندات اِل ياسين را زير سوال برده و تحريف كند، بعد از ساخت فيلم، ضدفيلم (و ضد تحريف و ضد مونتاژ) آن را نيز مي سازيم و در اين ضد فيلم همۀ تدابير ممكن را براي حفاظت و جلوگيري از تحريف و مونتاژ مستند اصلي بكار مي بريم. (توضيح بيشتر در ضميمه منشور)

23-فراخوان و پيوندزني: در واكنش به هر حمله اي، آمادگان يا توانمندان بيشتري را به حركت پيوند بزنيد؛ بويژه در زمينه هاي مورد نياز. با هر فشار و حمله، افراد جديدي را براي احقاق حق و دفاع از حق، فعال كرده و وارد ميدان مي كنيم. حتي اگر نخواهيم پاسخ مستقيمي به هر حمله بدهيم، با انجام فراخواني و پيوند زني بيشتر، واكنش خود را بروز مي دهيم. گسترش و فراخواني، كاري عمومي و هميشگي است اما در فشارها بر شدت اين پيوندزني و فراخواني مي افزاييم.

توجه: بیشتر روش های منشور دفاعی ال یاسین حاصل بازنویسی کاربردی و راهبردي قسمتهایی از آموزه های مبارزه از کتاب روش های مبارزه نورانی (ایلیا سای مبارزه) اثر ایلیا «میم» معلم بزرگ تفکر و مبارزه می باشد. بعضي از اين آموزه ها به تناسب شرايط روز مورد بازنويسي و كاربردي سازي قرار گرفتند.

 

                                                                             منصورون فرزندان ايليا «ميم»                                                                                                                              حافظان ا . م

                                                                                                                              حاميان ا . م

 

ضمیمه اول منشور دفاعی ال یاسین

 

الف) توضيح بيشتري در بارۀ دشمن شناسي

اگر عميقاً بداني كه دشمن منافق مي خواهد با تو چكار كند، اگر بفهمي كه او براي تو چه مي خواهد آنگاه اولين ضربة اساسي را به دشمن وارد كرده اي و اولين پيروزي ات را بدست آورده اي.

بدان و مراقب باش كه دشمن منافق مي خواهد تو را بترساند، روحيه تو را تضعيف كند، تو را بخرد، فريب ات دهد و به هر شكل ممكن تضعيف ات كند. دشمن مي خواهد تو را بشناسد اما تو او را نشناسي، تو را خواب كند و در بي خبري ات تو را از درون يا از نقاط حساس مورد هجوم قرار دهد و نابود كند. او مي خواهد تو را به دنبال خودش بكشد، خسته و فرسوده ات كند. نا به هنگام تحريك ات كند يا تو را به فرار وا دارد. كاملاً مراقب اش باش او مي خواهد قواي تو را متفرق كند چون مي داند كه قدرت تو در يكپارچگي تو است. سعي دارد اعتقادات و اهداف تو را تغيير دهد يا در آنها شك و ترديد و تزلزل وارد كند. او از تفكر و برنامه ريزي و هوشمندي تو وحشت دارد پس تلاش مي كند تا اين امكان را از تو سلب كند. از روابط وسيع و مؤثر تو بيمناك است بنابراين مي كوشد كه آن را محدود سازد. او سعي دارد تا از نقاط ضعف تو، در جهت پيروزي و اقتدار خود، حداكثر استفاده را بكند. منتظر است تا حساس ترين و كاراترين ضربه را به تو وارد كند. قصد دارد در تو نفوذ كند و نقشه ها و افكار تو را بخواند. براي تخريب روحيه  تو و ضربه زدن به شخصيت تو به هر كاري كه براي اش ممكن است دست مي زند و همه حقه هاي تبليغاتي را بكار مي گيرد اما تو فراموش نكن كه دشمن منافق تو، لااقل بعنوان دشمن تو، دروغگو ترين، حقه باز ترين و بي اعتمادترين هاست…

  [از کتاب روش های مبارزه نورانی (ایلیا سای مبارزه) اثر ایلیا«میم» معلم بزرگ تفکر و مبارزه]

 

ب) توضیح بیشتری در بارۀ کاربرد سبک تبدیل در مبارزه با دشمنان.

… با حمله ها و فشارها بطور دقيق تر چكار بايد بكنيم؟

1- حمله ها را تبديل به محصولات ماندگار و هميشگي كنيم. آنها را به مواد اوليه براي مقاله نويسي، كتاب، فيلم و ضدفيلم تبديل كنيم. هم شخصاً مي توانيم بنويسيم و فيلم بسازيم و هم مي توانيم در پروژه هاي مشترك و بزرگي كه در واكنش به هر حمله تعريف مي شود، حضور موثر داشته باشيم و هم هر دو امكان را.

2- حمله ها را به رهبران جهان ومراكز مسئول و موثر جهاني منعكس كنيد. اين كار هم بصورت شخصي قابل اجراست و هم با حضور در پروژه هاي مربوطه. هر مطلب روزنامه، سايت، راديو، تلويزيون، سخنراني در محافل مختلف يا ديگر برنامه هايي كه بر ضد استاد و ال ياسين است را لازم است به همۀ رهبران جهان اسلام، رهبران كشورهاي بزرگ، نمايندگان پارلمان هاي كشورهاي پيشرفته بويژه اروپا، آمريكا، روسيه و كانادا، به رهبران جريانهاي مذهبي و حقوق بشر در سراسر جهان و ديگر افراد و نهادهاي بين المللي منعكس كنيد. اصل فايل (صوتي، تصويري يا word ) را به دفاتر مراكز مسئول بين المللي و رهبران جهان ارسال كنيد و از آنها راهنمايي و حمايت و پشتيباني بخواهيد. طي سه سال گذشته ما اين كار را بارها انجام داده ايم و نتايج فوق العاده اي از آن گرفته ايم. حتماًَ آدرس هاي دقيق، زمان و مكان و ديگر مشخصات مستند مربوط به فايل ها را هم ارسال نماييد همراه با قطعاتي از فيلم ال ياسين. پيام حمايت خواهي و دادخواهي خود را ابتدا در يك عبارت (كمتر از يك جمله) و سپس در دوسه جمله توجه برانگيز و خيره كننده خلاصه كنيد. درخواست حمايت و پشتيباني را بعد از تاريخچۀ كوتاهي از معرفي عموم (نه خاص) استاد و ال ياسين مطرح كنيد. از منزل تماس نگيريد بلكه از كافي نت يا محل هاي ديگري كه به سادگي قابل رديابي نيست. خود را بجاي آن افراد و مراكز مسئول بگذاريد و ببينيد كه در مواجهه با حمايت خواهي و دادخواهي شما با چه سوالات و ابهاماتي مواجه مي شوند. پيشاپيش و بصورت بسيار خلاصه به اين سوالات و ابهامات پاسخ دهيد. طي سه سال گذشته همۀ حمله ها و فشارهاي دايره مذاهب بصورت مستند و با آدرس ها و مصداق هاي مربوطه به مراكز مسئول، رهبران جهان و شخصيتهاي بين المللي منعكس شده است بنابراين تكرار انعكاس مستندات حمله هاي گذشتۀ دايره مذاهب، الزامي نيست. پک ارسال شده به رهبران جهان و شخصیتها و مراکز بین المللی در دو عدد DVD تنظیم شده است. این پک یک الگوی کامل و هماهنگ از چگونگی انعکاس مطالب به رهبران جهان است بنابراین می توانید کاملاً و بطور دقیق بر اساس این پک عمل کنید. آدرس 825 مرکز، شخصیت بین المللی و رهبران سیاسی و مذهبی و معنوی در فایل آدرس های مهم ذکر شده است. این آدرس ها مخاطبان اولیه و مهم انعکاس حملات و فشارهای دایره مذاهب است.

3- حمله ها و فشارها را به فرصتي براي يادگيري عملي روش هاي مبارزه و تمرين مبارزانديشي مبدل كنيد. طراحي فرمول هاي مبارزه را مي توانيد از اين طريق ياد بگيريد. با هر حمله اي، طراحي فرمولهاي دفاعي و واكنشي را تمرين كنيد. برنامه ريزي را تمرين كنيد و چه بهتر كه فرمول ها و يافته هاي خود را به اتاق هاي فكر انتقال دهيد. همچنين مي توانيد كانون قرآن خود را با توجه به اين مصالح و مواد اوليه (حمله ها، فشارها، تهاجم تبليغاتي) به يك اتاق فكر (كوچك و در حال شكل گيري) مبدل نماييد.

–      

 همچنين در كتاب 720 پروژۀ راهبردي (پروژه هاي 720 گانه) در بارۀ كاربرد سبك تبديل اين توضيح به چشم مي خورد:

قاعدۀ تبدیل: هر حمله، هر کنش، هر مشکل، هر تهمت و اتهام و هر گونه فشار و مشکل سازی دایره مذاهب می بایست مبدل به واکنش های راهبردی و خلاق شود. ما باید نیزه های دایره مذاهب را به موشک های عظیم فرهنگی مبدل کنیم و به سمت بزرگان و رهبران و مقدسان دروغین آنها نشانه برویم همانطور که ماه قبل که روزنامۀ جمهوری اسلامی به استاد حمله کرد، آن حمله تبدیل به دهها واکنش بزرگ و راهبردی شد و نوع جدیدی از صنعت فیلم سازی و فیلم های واکنشی را به فهرست های کاری ما اضافه کرد.

ج ) توضيح بيشتري در بارۀ قاعدۀ تكثير مدرسان و مديران از كتاب 720 پروژۀ راهبردي [پروژه هاي720 گانه]

هر مدرس و مدیري باید در 12 تا 120 نفر تکثیر شود. مطابق قاعدۀ 7 مرحله ای تکثیر که در دفترچه راهبرد حم وجود دارد هر مدیر و هر کدام از حلقه های ایلیا می بایست همۀ چیزهایی را که می دانند بعلاوۀ همۀ روشها، بینش ها و اصول و قواعد را به 12 تا 120 نفر آموزش بدهد. اگر در سالهای گذشته استاد ایلیا تکلیف تکثیر را مقرر نمی کرد امروز که ایشان در شکنجه گاه دایره مذاهب  است و در انفرادی بسر می برد کل فعالیت ها و کل روند و حرکت دچار فروپاشی و اضمحلال می شد اما به لطف خداوند در این دوازده ماهی که استاد در انفرادی است همه چیز برکت پیدا کرد. همه چیز یا بیشتر چیزها دچار ازدیاد و فراوانی شده است. علیرغم همۀ مشکلات و نارسایی ها و گاهی ریزش ها ما اگر سال 86 یک رودخانه بوده ایم امروز و بعد از برخوردها، به چند رودخانۀ بزرگ تبدیل شده ایم. اگر یک کوه بودیم امروز به سلسله جبال مبدل شده ایم. اگر سال 86 که برخوردها را شروع کردند ما یک فیلم ساز داشتیم امروز دهها نفر آموزش های عملی فیلم سازی دیده اند و ما علاوه بر این دهها فیلم ساز، صدها فیلم و ضدفیلم داریم. امروز با هزاران وبلاگ دهها سایت داریم كه هر زمان تصميم به فعال شدن آنها باشد، آنها را فعال مي كنيم. تعداد قابل توجهی پایگاه در خارج از کشور داریم. صدها دوست واقعی در دولتهای مختلف داریم. دوستان ما که فقط آشپزی و رانندگی بلد بودند امروز با انواع شیوه های امنیتی، روش های دفاع روانی، روش های مبارزه و انواع آموزه ها آشنایی نسبی دارند. ما امروز بزرگترین زرادخانۀ فرهنگی را داریم که اگر به این تصمیم برسیم که وقتش است در زمان کوتاهی می توانیم دایره مذاهب و ایدئولوژی شیطانی و فرهنگ طالبانی او را نابود کنیم.

د ) [از كتاب 720 پروژۀ راهبردي؛ پروژه هاي720 گانه]توضيح بيشتر در بارۀ فیلم بجای موشک: در چنین شرایطی که معلم ما برای دوازدهمین ماه در انفرادی و تحت شکنجه های دایرۀ مذاهب قرار دارد کاملاً ضروری است که از مجموعۀ فیلم ها و ضدفیلم ها (ضدتحریف ها و ضدمونتاژ ها)ی ساخته شده، در سطوح محدود یا گسترده استفاده کنیم. امروز ما بیش از 340 فیلم و ضدفیلم در حمایت و دفاع از حقانیت استاد ایلیا و تعالیم او و در محکومیت و شناساندن ماهيت شيطاني دایره مذاهب ساخته شده است که باید با برنامه ریزی دقیق و برای مخاطبان مشخص از آنها استفاده کنیم و هر گاه دایرۀ مذاهب متوسل به فیلم سازی عمومی شد ما هم از استراتژی عمومی سازی فیلم ها استفاده کنیم.

منصورون فرزندان ايليا  ميم

                                                                                                                              حافظان ا . م

                                                                                                                              حاميان ا . م

بيانيۀ مشترك منصورون، حافظان و حاميان ايليا «ميم» – منصورون شماره هجدهم

(بيانيه مشترك شماره 18منصورون، حافظان(ا.م)، حاميان(ا.م) )

 

در واكنش به حملات اخير[1] دايره مذاهب (نهاد امنيتي برخورد با اديان و مذاهب) نسبت به جمعيت ال ياسين و معلم بزرگ تفكر استاد ايليا «ميم»، پيروان و شاگردان استاد ايليا، با راهبرد منصورون، حافظان (ايليا «ميم») و حاميان (ايليا«ميم») فاز جديدي از پروژه هاي 720 گانه را راه اندازي و فعال مي كند:

1-آموزش گسترده منشور دفاعي (دفاع رواني- تبليغي) اِل ياسين به كليۀ كانون هاي قرآني، حمايتي و تفكري و نيز به ساير پيروان و دوستداران معلم بزرگ ما (بيانيۀ 19 شامل موثرترين، قويترين و كاراترين سبك ها و روش هاي مبارزۀ نرم و ضد جنگ رواني مي باشد)

2-تبديل منشور دفاعي ال ياسين (بيانيۀ 19) به كتاب و فيلم هاي متنوع آموزشي و انتشار گستردۀ آن

3-انتشار تعاليم، كلمات و قصارهاي معلم بزرگ تفكر ايليا «ميم» بصورت تصويري (به قصد ماندگارسازي و اثرگذاري بيشتر)

(هر كلمه و هر جملۀ‌ قصار استاد را با يك يا چند تصوير جذاب،‌ اثر گذار و هماهنگ همراه و منتشر مي كنيم و تعاليم استاد را از طريق تصاوير برتر، ماندگار و جهاني مي كنيم بنابراين شاهد دهها هزار كلام تصويري و تعليم تصوير شده خواهيم بود)

4- فعال سازي رسمي مراكز سخنگويي اِل ياسين و ساير اقليتهاي مذهبي و معنوي در اروپا، آمريكا، آسيا، آفريقا و اقيانوسيه.

5-اجراي طرح فراگير و گستردۀ هفت اتصال در قالب مقاله، كتاب و فيلم(چرايي حقانيت استاد الياس و هفت پيوندگاه اختصاصي هر يك از ما با استاد)

 

6-افشاگري و تحليل استراتژي ها و راهبردهاي دايره مذاهب (دايره فرقه هاي حكومتي) در قالب مجموعۀ مقالات، گفت و گوها، سمينار (خارج از ايران) و فيلم.

7-آغاز به كار كانون طراحي و راهبرد شعارها (آموزش گستردۀ نظريۀ شعار خلاق، آموزش روش هاي شعار سازي خلاق، ارائۀ انواع الگوها و نمونه هاي شعار خلاق … بصورت كتاب و فيلم)

8- ورود 480 محقق، مولف، مترجم و هنرمند جدید به عرصه اجرایی سازی پروژه های 720 گانه (شبکه 720، پروژه های راهبردی و طرح های کلیدی و فراگیر 720 گانه، در مقابل بیش از 360 روز انفرادی استاد ایلیا)

9-انتشار محدود و کنترل شده یازده فیلم و شش ضد فیلم (ضد مونتاژ، ضد تحریف) در ارتباط با استاد ایلیا، آل یاسین و شناسایی ایدئولوژی، ماهیت و روش های دایره مذاهب

(پس از هر دوره پخش محدود و کنترل شده، در آستانه پخش عمومی و فراگیر قرار می گیریم)

10-تشکیل پرونده انحرافات، جنایات، فساد و خیانت های مسئولان نهایی و اصلی (پدر خواندگان معنوی)  هر تشکیلاتی که دایره مذاهب، توهین و بی حرمتی به استاد ایلیا و اِل یاسین را از طریق آن به انجام رسانده است.

(زمینه سازی محاکمه پدرخواندگان نفاق و پلیدی) این پرونده ها در آینده بصورت فیلم و کتاب منتشر شده و بطور گسترده ای در جوامع رسیدگی به جنایات بشری و مدافع حقوق بشر، و نیز در جامعه ایران و در سطح جهان منتشر خواهد شد

11- شناساندن ویژه دایره مذاهب به مراکز حقوق بشر، بنیادهای بین المللی، مراکز مرتبط با اقلیت های دینی و دفاع از حقوق پیروان ادیان در سطح جهان.

12-همفکری، همگرایی و اتحاد تدریجی با مراکز معنوی ومذهبی اروپا، آمریکا و آسیا، در مقابل ایدئولوژی طالبانی دایره مذاهب (تلاش پیگیر برای راه اندازی اتاق های فکر مشترک)

13- واکنش آینه ای و متقابل به پدر خواندگان واربابان دایره مذاهب (دایره فرقه های شیطانی) و خانواده های ایشان.

(سلام با سلام، توهین با توهین، ضربه با ضربه، تخریب با تخریب، حمایت با حمایت جواب میگیرد)

14- راه اندازی دور سوم آموزش مدیریت ضد بحران و آموزش به 72 مدیر جدید(جهت راهبرد و کنترل شرایط در زمان های بحران)

15-بر اساس بیانیه 18، هجده نفر از اِل یاسین مسئولیت نوشتن 18 کتاب را (در ارتباط  با استاد ایلیا و محکومیت ایدئولوژی شیطانی و روش های منافقانه دایره مذاهب) در حداکثر سه ماه بعهده می گیرند و این 18 کتاب بر دهها کتاب نوشته شده دیگر افزوده شده  مراحل تبدیل آن به فیلم های کوتاه و فیلم های مستند آغاز خواهد شد.

16-ثبت عضویت اعضای کلیدی اِل یاسین ونزدیکان استاد ایلیا در انجمن های بین المللی (مانند قلم، خبرنگاران بدون مرز و …)

17-راه اندازی فاز اول شاخه مدافعان فرزندان ایلیا؛ با هدف دفاع همه جانبه از فرزند خواندگان و فرزندان استاد ایلیا«میم»

18-راه اندازی فاز اول شاخه شاهدان ایلیا

(با هدف مستند سازی شهادتهای به حق و مشاهدات شاهدان؛ و جلوگیری از تحریف و مونتاژ گزارش های مستند؛ از طریق تولید و انتشار کتب و فیلم های ضد تحریف، ضد مونتاژ و شاهدان حق)

19-توجیه اختصاصی و اقناع متمرکز رهبران جهان اسلامی(در سطوح عالی و میانی) رهبران اتحادیه اروپا، آمریکا، کانادا، رهبران چین، هند و روسیه، در باره جنایات ضد بشری دایره مذاهب که بر ضد جنبش های معنوی، جریان های فکری و اقلیتهای مذهبی اعمال میشود.

(از طریق مراجعه حضوری به دفترها، ارسال فیلم، نامه و گزارش های مستند شده)

20- ثبت و جهانی سازی نظریه های بنیادی و تئوری های فراگیر استاد ایلیا«میم» درمراکز مختلف بین المللی

(هر نظریه از طریق یک فرد یا یک گروه ماندگار، دفاع و تبیین خواهد شد و به نام همین افراد به ثبت خواهد رسید)

21- آموزش 72 مربی جدید در رشته سینا

22-   آموزش 720 کارورز جدید در رشته سینا (انرژی زایی و تاثیر گذاری روانی)

منصورون (فرزندان ايليا «ميم» )

حافظان (ا . م)

حاميان (ا . م)

تاریخ انتشار : 1/8/89  –   23 اکتبر 2010

 

 


[1]– برخي از اقدامات اخير دايره مذاهب، كه در واكنش به آنها، فاز فعلي پروژه هاي 720 گانه فعال شده است، عبارتند از:

(ادامۀ) مقالات كيهان در سال 1389(كه در آنها به استاد الياس اشاره شده است؛ نشريۀ مهرنو (شهريور 89) ، برنامۀ راديويي، فيس بوك تنفر، انتشار dvd توهين آميز در بارۀ استاد الياس در نمايشگاه بين المللي قرآن 89، رسالت (22/6/89 و ساير تاريخ ها)، مقاله توهين آميز تاخت و تاز فرقه ها در سايتهاي وابسته به دايره مذاهب، مقاله آواتار، پيامبري كه به دين نوين جهاني فرامي خواند(تير ماه 89)، مقالۀ مراقبۀ سياسي و متون و مقالات توهين آميز ديگر.

طرح های دفاعی و درس‌های‌مبارزه بی‌خشونت‌ – بیانیه شماره هفدهم منصورون

بيانيۀ مشترك منصورون، حافظان و حاميان ايليا ميم                                                 

(منصورون شماره هفدهم)

بدين وسيله از همۀ طيف هاي پيروان معلم بزرگ عصر ما ايليا «ميم» مي خواهيم كه به مناسبت سالگرد آغاز دومين دور زندان استاد، هيچ واكنشي نشان ندهند و برنامه ريزي و راهبرد واكنش ها را به دوستاني از طيف هاي حافظان (حافظان ايليا «ميم») منصورون و حاميان (حاميان ايليا «ميم») بسپارند. مطمئن باشيد اين خدمتگزاران وفادار، همانند گذشته و بويژه زمانهايي كه استاد عزيز ما در شكنجه گاه دايرۀ مذاهب بود، با حداكثر هوشمندي و دورانديشي، كاراترين، ماندگارترين و ريشه اي ترين ضربات همه جانبه و بنيادي را به دايرۀ مذاهب، رهبران پشت پرده و ايدئولوژي شيطاني و طالباني آن وارد خواهند كرد. بدون شك نبايد بصورت تحريكي يا مطابق شرطي شدگي ها واكنش نشان دهيم بلكه در واكنش دهي مي بايست اين مؤلفه ها را در نظر بگيريم

1-     رجوع به الگوها و فرمول هاي مبارزه با ظالمان اكثر ما بيش از 107 فرمول و الگوي مبارزه را در اختيار داريم

2-    آناليز روش هاي مجرب و موفق مبارزه در سراسر جهان و سراسر تاريخ بشر

3-     پيوند با امواج فراگير جهاني و قدرتهاي جهاني (قدرتهاي رسانه اي، شخصيتها و رهبران جهان، مراكز راهبردي و …

4-     حداكثر بهره گيري از سبكهاي تفكري و مبارزه اي مانند :

1-4 واكنش افشاگرانه (افشاي دروغ ها، تحريف ها، تاكتيك ها و ترفندها، جنايت هاي پنهان و …

2-4 واكنش مولد (توليد هر چه بيشتر آثار، انديشه ها، فيلم ها و كتب معلم مان)

3-4 واكنش هزينه سازي (بالا بردن هزينه از همۀ طرق ممكن)

4-4 واكنش تعامل رسانه اي (ارتباط و تعامل هر چند بيشتر با رسانه هاي جهاني و دسترسي به امكانات رسانه هاي جهاني براي زمانهاي ضروري و اضطراري)

5-4 واكنش شناسايي (شناسايي كامل و دقيق و همه جانبۀ رهبران و بزرگان دايرۀ مذاهب، شناسايي فرد و مرتبطين با او. تخلفات و انحرافات او) بايد توجه داشت كه حتي رئيس ادارۀ اديان يك مسئول درجه سوم و مدير مياني سيستم دايرۀ مذاهب محسوب مي شود.

6-4 واكنش مستند سازي شهادت ها (هر سند، شهادت و اظهار حقي را بجاي بيان آن، به فيلم هاي مستند مبدل مي كنيم تا در زمان بحران پخش و جهاني شوند)

7-4 واكنش شكايت جهاني (شكايت به رهبران و مراكز جهاني بجاي مراكز داخلي؛ بعد از نااميدي از مراكز داخلي طي سالهاي گذشته)

8-4 واكنش تصويري (بجاي نيزه و سنگ بايد بطور گسترده از تصويرسازي، داستان، فيلم سازي و كليپ سازي استفاده كنيم)

9-4 واكنش جذر مسئول (بجاي تمركز بر عاملين و مجريان بايد بر رهبران پشت پرده و بزرگان ناپيداي دايرۀ مذاهب متمركز بود و مسئولين پشت پرده را شناسايي كرد و جذر گرفت)

10-4 واكنش آينه اي: اِعمال قانون مقابله به مثل كه اصلي الاهي و مقدس است… اما واكنش آينه اي و انعكاسي مي بايست بسيار هوشمندانه باشد. مثلاً اگر قرار است تخريب را با تخريب جواب دهيم مي بايست در مقابل تخريب و توهين به استاد، تخريب رهبران و بزرگان پشت پرده دايرۀ مذاهب را به اجرا در بياوريم و ضمناً‌ تلاش كنيم كه اين كار را در پيوند با روندها و فعاليتهاي جهاني و رسانه اي بين المللي پيش ببريم … بايد هميشه بر مركزيت دشمن و بر سر حريف متمركز باشيم و فريب دست ها و پاها و ابزار ديگر را نخوريم.

دشمن اصلي ما، دايرۀ مذاهب

دوستان ما در ال ياسين سالها به حكومت اسلامي مراجعه كردند تا بلكه حكومت و حاكم اسلامي به ظلم ها، تحريف ها و دروغ هايي كه دايرۀ مذاهب، با اسم ها و در قالب هاي مختلف، در ارتباط با استاد ما و معلم بزرگ عصر ما ايليا «ميم» رام الله و همچنين در ارتباط با پيروان استاد روا مي دارد، پايان دهد؛ اما وضع بسيار شديدتر و حادتر از گذشته شد. بعد از مراجعات مكرر به رهبري نظام و نمايندگان ايشان بود كه فشارها بارها و بارها بيشتر از گذشته شد. بعد از اين مكاتبات و مراجعات بود كه معلم ما دستگير شد و يك سال در انفرادي و تحت شكنجه هاي مختلف دايرۀ مذاهب قرار گرفت. شاگردان استاد دستگير شدند، برادر ايشان و همسرشان (دو بار) دستگير شدند و به انفرادي رفتند، برادر ديگرشان بر اثر مسموميت به شهادت رسيد، برنامه هاي راديو و تلويزيوني با محوريت تخريب معلم بزرگ ما آغاز شد، روزنامه هاي جمهوري اسلامي، كيهان، رسالت، جام جم و ساير رسانه هاي زير نظر رهبري بر ضد استاد الياس نوشتند و … بعد از مشاهده و تجزيه و تحليل اين رفتارها و بعد از تصريحات نمايندگان دايرۀ مذاهب، ما به اين نتيجه رسيديم كه نظام و حكومت داراي تنفري فزاينده از ما (پيروان استاد) و معلم ماست و به هر حال با ما سر دشمني و ضديت دارد با آنكه ما هرگز بر ضد او نبوده ايم و لااقل، كاري به كار او نداشته ايم. اما عليرغم اين دريافت، هنوز هم دشمن اصلي خود را دايرۀ مذاهب و ايدئولوژي شيطاني و طالباني آن مي دانيم و صرفاً بر آن متمركزيم نه نهادهاي حكومتي مانند صداوسيما، كيهان، جمهوري اسلامي، حوزۀ علميۀ قم، سازمان تبليغات اسلامي، اطلاعات و سپاه پاسداران كه در رأس همۀ آنها بيت رهبري قرار دارد.

ما مسلمان و شيعۀ دوازده امامي هستيم و ميزان ما قرآن بوده و قرآن است، بر ضد فرقه گرايي و فرقه انديشي و مخالف خشونت هستيم. نه بدعت گذاريم و نه در برابر بدعت ها سكوت مي كنيم. امام را دوست داشته ايم و از نفاق و منافق متنفر بوده و هستيم…

 

سر در برابر سر

اما با تمام روح و جانمان به معلم و سرورمان كه خدا و زندگي را در او يافته ايم، تفكر و تحقيق را از او آموخته ايم و حكمت و دانايي را از او به ارث برده ايم، وفاداريم و وفاداريم و وفاداريم. آزار او را آزار روح خود مي دانيم و تا نابودي و محو ريشه اي و همه جانبۀ دشمنان او و ايدئولوژي و اعتبار دشمنان او در جهان، با تمام وجود تلاش خواهيم كرد. هر ضربه به روح خود را با هزاران ضربه به روح و ريشۀ دشمن پاسخ خواهيم داد. همانطور كه تا امروز نشان داده ايم در مقابل توهين به استاد، همۀ رهبران و بزرگان پشت پردۀ دايرۀ مذاهب را از طريق رسانه هاي جهاني بي اعتبار و رسوا مي كنيم و چهرۀ دروغين آنها را با قلم تحليل هاي كوبنده و كليپ هاي ويدئويي براي همۀ جهان افشا خواهيم كرد…

همۀ طيف هاي پيروان معلم بزرگ ما مطمئن باشند كه اين خدمتگزاران وفادار، كوچكترين تخريب ها و توهين ها را با حمايت و ياري همۀ دوستداران و ياران استاد، با بزرگترين طرح هاي راهبردي دراز مدت و ريشه اي پاسخ خواهند داد.

اما اكنون، به مناسبت سالگرد آغاز دومين دوره زندان و شكنجۀ معلم بزرگ عصر استاد الياس رام الله (پيمان فتاحي) فاز سوم واكنش همه جانبه دفاع و حمايت از استاد بزرگ ما الياس رام الله را طي 72 طرح راهبردي راه اندازي و فعال مي كنيم. لازم به ذكر است برنامۀ ما و ساير طيف هاي حافظ و حامي معلم بزرگ عصر ما ايليا «ميم» شامل 720 طرح راهبردي و برنامۀ كليدي است كه در ده فاز اجرا مي شود. تا امروز (و طي دو سال گذشته) دو فاز اين برنامه به مرحلۀ اجرا درآمده و از امروز اجراي سومين فاز آن آغاز مي شود. ما 720 طرح راهبردي و برنامۀ كليدي را به مناسبت يك سال زندان انفرادي و شكنجۀ معلم مان، مبناي كار قرار داديم. تقريباً به ازاء هر روز زندان دو طرح راهبردي و ريشه اي كه هر طرحي خود شامل برنامه هاي فرعي متعدد مي شود… در داخل كشور، تنها طرح هايي قابل اجر مي باشد كه جرمي واقعي (و نه واهي) را براي شما عزيزان و همۀ ديگر دوستداران و ياران استاد، باعث نشود. لطفاً برنامه هاي اجرايي را از جدول واكنشي، بويژه با اين مؤلفه انتخاب كنيد. برخی از اجزاء فاز دوم واکنش عبارتند از:

  1. پخش گسترده و جهاني سيزده فيلم در ارتباط با معلم بزرگ عصر ما (ايليا «ميم») (در اينترنت، شبكه هاي ماهواره اي!، ارسال به داخل كشور و پخش از طريق cd و بلوتوث …)

  2. انتشار مجدد سه ميليون نسخه از كتاب تعاليم حق (جلد يكم) و كتاب آمين(جلد يكم) بصورت الكترونيك و ارسال از طريق ايميل (دو كتاب از 43 اثر استاد) و انتشار 100 هزار جلد نسخه چاپي در كشورهاي معلوم شده و ايران.

  3. پخش مجدد اينترنتي يك ميليون نسخه از فيلم هاي طور سينين و تحريفات دايره مذاهب

  4. پخش گستردۀ 5 كتاب ضد سراب (تحليل دروغ ها و تحريفات دايرۀ مذاهب وارائۀ فرمول هاي تحليل …)

  5. پخش مجدد و گسترده فيلم ضد سراب

  6. پخش گسترده و مجدد افشاگري هاي مهندس محسن نمكيان(دبير كل سابق حركت حزب الله) در حمايت از حقانيت استاد و در محكوميت دروغ ها و تحريف هاي دايره مذاهب

  7. انتشار و پخش گسترده و جهاني كتاب روشنگري ها (تخريب ها، تحليل ها و افشاگري ها) جلد اول و دوم

  8. پخش گسترده و مجدد فيلم هاي مربوط به چك سفيد به نظام و حكومت اسلامي و مساله روشهاي مونتاژ  و تحريف فيلم و گمراه سازي افكار عمومي توسط باندهاي امنيتي (در گفتگو با نمايندگان حركت در آمريكا، انگلستان و كانادا

  9. انتشار سه اثر ديگر از 43 اثر استثنايي و كم نظير معلم بزرگ عصر ما

10. انتشار مجدد وگسترده كتاب ضدتحريف و ضد مونتاژ (روشهاي مونتاژ و تحريف و روشهاي ضد مونتاژ) بويژه در خبر سازي و فيلم سازي (بخصوص رساندن اين كتاب به فعالان حقوق بشر و فعالان سياسي)

11. انتشار تدريجي كتاب دكترين ها و تئوريهاي فراگير و نظريه هاي بنيادي معلم بزرگ تفكر، ايليا «ميم» (5 ميليون نسخۀ الكترونيك و 40 هزار نسخۀ چاپي)

12. ايجاد موج جديد شناسايي دايره مذاهب (بويژه رهبران و بزرگان پشت پردۀ آن) و افشاگري درباره دروغ ها و جنايتها و خباثت هاي اراذل و اوباش دايره مذاهب در داخل كشور

13. تعامل گسترده با VOA و  BBC و انتشار كتاب تشويق عمومي و راهكارهاي تعامل گسترده با اين دو شبكه خبري (تشويق دوستان داخل كشور از طريق ايميل و كليپ هاي ويدئويي)

14. شروع تدوين فيلم هايي از رهبران پنهان و بزرگان دايرۀ مذاهب

15. انتشار گسترده و مجدد كتاب روشهاي ضد تجسس (ضد شنود، ضد دوربين، ضد تعقيب، ضد بازيافت كامپيوتر و حافظه، ضد تكنيكهاي امنيتي، ضدبازجويي، ضدعمليات، ضد فيلم و … و ضد پارازيتهاي ماهواره.)

16. تشويق گسترده و مجدد مردم براي ارتباط با رهبران موج سبز در خارج از كشور (از طريق ساخت كليپ و انتشار كتاب) و از جمله ارتباط با آقايان دكتر سروش، سازگارا، گنجي، مهاجراني، نوري زاده و مخملباف

17. آموزش كاربردي و فوري فيلم سازي و مستند سازي با استفاده از موبايل و دوربين هاي آماتور (از طريق فيلم و ايميل)

18. تشويق و راهبرد عملي و فني خانواده هاي زندانيان و قربانيان عقيدتي براي طرح شكايت از رهبران و بزرگان دايرۀ مذاهب در دادگاههاي بين المللي

19. انتشار كتاب چگونگي نامه نويسي (نامه سرگشاده به رهبران حكومت و انعكاس جهاني آن) همچنين اجراي طرح گسترده  تشويقي براي خودانگيخته سازي عمومي در اين راستا

20. آموزش چگونگي برقراري ارتباط موثر با رهبران جهان و رهبران كشورهاي اسلامي و جهان اسلام (به عموم علاقمندان)

21. آموزش گسترده تقيه و پيروي خاموش به اقليتهاي مذهبي و عموم مردم و بويژه پيروان استاد

22. فعال سازي مجدد 4000 وبلاگ جديد و 400 فيس بوك با هدف متمركزِ نابودي رواني  اشرار امنيتي دايره مذاهب (و رهبران و بزرگان آن) و دفاع غيرمستقيم از حقانيت استاد و تعاليم ايشان و يا اتصال اين وبلاگ ها و فيس بوك ها به شبكه اينترنتي موج سبز

 

توصيه هايي به پيروان و دوستداران معلم بزرگ عصر ما ايليا «ميم» رام الله كه در داخل كشور زندگي مي كنند:

1-     قانون مجازات اسلامي را با آنكه بخش هايي از آن ضد اسلامي و ضدقرآني است مطالعه كنيد و به هيچ شكل بهانه به دست ظالمان و منافقان ندهيد.

2-     اصل كليدي تقيه و پيروي خاموش را به ياد داشته باشيد بويژه در برخورد با مراكز قضايي و امنيتي

3-     مطمئن باشيد كه ما هم شرايط فردي و شخصي استادمان را در نظر داريم و مي دانيم اگر واكنش ها را شديدتر كنيم تهاجم به استاد شديدتر مي شود اما يقين بدانيد كه بركات و آثار فراواني كه در اين كار وجود دارد، پاسخ مناسبي به ابهام مربوطه است.

4-     از ياران خود در طيف هاي منصورون، حافظان و حاميان مي خواهيم كه عملاً  شناسايي خود را براي دايرۀ مذاهب غيرممكن كنيد يا فعاليت هاي خاص و اختصاصي را متوقف كنيد.

5-     استراتژي موازي سازي حركت و تكثير خوشه ها و كانون هاي مستقل حركتي را هر چه بيشتر بكار ببنديد.

6-     برنامه و راهبردهاي ما را كه حاصل صدها ساعت تفكر كارگاهي (اتاق فكر) و مشورت با نخبگان امر است مبناي برنامه ريزي ها و عملكرد بعدي قرار دهيد.

7-     قاعدۀ تكرار را فراموش نكنيد. هر مجموعه واكنش مي بايست ماه به ماه و فصل به فصل بصورت تصاعدي و موثر تكرار شود.

  25/10/88

پانزدهم ژانويه 2010

نمايندگي منصورون در آمريكا