روح خدا ماهیتی الهی است

همسویی

hamsooyi

برای جلب هدایت، حمایت، پشتیبانی و یاری روح خدا در بازگشت به سوی هستی لایتناهی، می بایست بر اساس آن ماهیت الهی عمل كنیم. یعنی مثل او،  با اندیشه های او، با روش های او و در جهت مأموریت و ارادة او حركت كنیم.

روح خدا ماهیتی الهی است. برای هدایت، بازگشت، نجات و وصل بشریت ماهیتی است سرشار از عشق و محبت، پس اگر محبت كنیم، هدایت كنیم، تعلیم دهیم، ببخشیم، خدمت كنیم، در اختیار خداوند باشیم، اهداف و اندیشه های مان همان ارادة الهی باشد، آنگاه ارتباط با روح الهی برقرار شده و نفس و روح الهی در وجود ما آشكار می شود. ساده تر این كه برای ظهور حقیقت و وصل به خداوند، می بایست با تمامیت وجود خویش و با همة ابعاد وجود خود (با فكر- عمل- احساس و اراده، با زمان و انرژی خود، با جسم و روان و روح خود، با گذشته و آینده و حال خود، با…) تسلیم و در اختیار خداوند و امر الهی، روح خدا باشیم.

برگرفته از تعالیم حق – جلد اول                                            

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی – تعالیم حق – جلد اول                                            

بخشش و دریافت

بخشش و دریافت

 SAG-bakhshesh va daryaft-8-3-92 (2)

“هر حركتی در طبیعت از دو جریان “رفت و برگشت” به وجود آمده. حركت الهی و هدایت ربانی نیز چنین است. “هدایت شدن و هدایت كردن” بازگشت و باز گردانیدن، “آگاه شدن و آگاه كردن”، “خواندن و خوانده شدن”، این ها لازم و ملزوم یك دیگرند و توأم و همراه هم هستند. به عبارتی مطابق قانون هستی، برای این كه به خداون بازگردیم، لازم است تا دیگران را نیز  باز گردانیم. برای این كه جذب خداوند شویم می بایست دیگران را به حضور الهی جذب كنیم. نزدیكی به خداوند و ظهور حقیقت جز از این طریق ممكن نیست.

برگرفته از تعالیم حق – جلد اول                             

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی – تعالیم حق – جلد اول                           

فعل الهی دارای ابعاد گوناگونی است

 

مانند بی مانند

manande bimanandبرای آن كه مثل خداوند (بی همتا) باشیم می بایست مانند او رفتار كنیم. فعل الهی دارای ابعاد گوناگونی است. از یك جنبه تصور كنیم اگر خداوند در شكلی انسانی مجسم می شد چگونه رفتار می كرد؟ ایا او به فكر نجات بشریت و تعلیم و هدایت آنان نبود؟ آیا فقط به خواسته های شخصی می پرداخت؟ یا این كه در اندیشة بهترین ها و خوبترین ها بود…

برگرفته از تعالیم حق – جلد اول

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی – تعالیم حق – جلد اول

بهانه

بهانه

 

  انسان همیشه خود را توجیه می كند. برای فرار از واقعیت ها عادت كرده كه خود را توجیه و قانع كند. وقتی وظیفه انسان به او یادآوری می شود (از درون و بیرون) چه بهانه هائی كه فرد نمی جوید تا بلكه خود را از رحمت خدمت به خداوند از طریق هدایت دیگران خلاص كند. یكی از رایج ترین این بهانه ها این است كه گفته می شود:

 bahaneh

مدتی صبر كن و بعداً شروع كن.بگذار فلان كار انجام شود، این طور كار خیلی بهتر و راحت تر اجرا می شود.امكانات لازم را در اختیار نداری.این كار سختی است هنوز به آن اندازه قوی نشده ای.فعلاً مشكلات خودت را حل بكن، بعداً به مشكلات دیگران بپرداز.من هنوز خودم آگاه نشده ام كه دیگران را آگاه كنم. خودم بیدار نشده ام كه مردم را بیدار كنم. اول باید كسی خودم را هدایت كند تا من هم “بعداً” به هدایت دیگران بپردازم. ولی حتی بدون گفتن کلمه ای هم می توانیم به خداوند خدمت کنیم و خلق را به خالق متوجه سازیم.

منتظر نباشید که حتما کسی بیاید و شما را در سیر الهی حرکت دهد بلکه ابتدا خودتان گام بزنید . اگر شما یک گام بردارید، او دوازده گام بر می دارد.

حتی اگر یک کلمه بلد باشیم و همان را به سایرین تعلیم دهیم،کیفیت درک این کلمه به اندازه ای خواهد شد که به کشف کل تعلیم منجر خواهد گشت.

برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی – جلد اول

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول)

باهم نه بی هم

باهم نه بی هم

ba ham

   در شرایط مساوی، اراده ی دو نفر از اراده ییک نفر قوی تر است. فکر سه نفر از اندیشه ییک نفر زیرکانه تر و عمیق تر است (البته در شرایط مساوی) پس در انجام وظیفه الهی خود که برای همه یکی است با یکدیگر همکاری کنید، به کمک همدیگر فکر کنید و طرح بریزید، عمل کنید و جاری شوید.

   سه جوی به مراتب جریانی قوی تر از یک جوی آب دارند. آیا یک جوی آب به تنهایی به دریا می رسد؟ خیر. این رودخانه است که به دریا می ریزد و رودخانه از به هم پیوستن جریان های گوناگون که در وحدت و پیوند با هم قرار گرفته اند و همگی جاری اند،به دریا می رسد.

   اگر از همین حالا و امروز شروع نكنید (به انجام مسؤلیت محولة خداوند)، فتح نهائی را شاهد نخواهید بود.

   اگر فردی عمداً در دریافت و انتقال حضور خداوند كوتاهی و تعلل كند، به احتمال قوی در همان اوایل كار به مرحلة پیشین و عقب بر می گردد. آخر هر كاری از اول آن معلوماست.  بنابراین اگر وظیفه به خوبی و با جدیت آغاز شود، قطعاً با موفقیت به پایان خواهد رسید.

برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی – جلد اول

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول)

نور و محبت خواهد آمد

نور و محبت خواهد آمد

 noor va mohebat

وقتی فرد نام خداوند را می خواهند از این طریق می تواند در حضور قرار گیرد. صورت این حضور نیزبا توجه به شرایط فرد و نیاز اومی‌تواند تغییركند و به عبارتی حضور الهی با نیاز و شرایط فرد متناسب می شود.

كسی كه خدا را می خواند،  به واسطه ارتباطی كه از این طریق حاصل می شود، می‌تواند اقدام به دعا و توكل كند،می‌تواندخدمتگزار بودن خود را به یاد‌آوردوخدمت كند، می تواند بر تسلیم خود آگاه تر شود،می تواند به راز و نیاز و گفتگو با خالق خویش بپردازد.او می تواند از طریق نام خدا، با خداوند، شادی یا اندوه خود را تجربه كند، و به استغفار، اعتراف، توبه و یا سپاسگزاری و تجلیل از خداوند بپردازد.

اسماء الهی مانند آب است كه به صورت های مختلف می توانید آن را تجربه كنید. گاهی به صورت برف و باران،گاه به صورت یخ، منجمد،گاه آب روان،و گاهی به شكل شبنم و بخار آب.شما می توانید بنا بر شرایط خود از هر كدام از صور حضور الهی استفاده كنید.

اگر نام خدا را بگوئید و در حضور الهی قرار گیرید، می توانید سایر اصول هدایت الهی را نیز تجربه كنید. كسی كه در حضور خداست، خود به خود از اخلاق و رفتار متعالی، برخوردار خواهد شد. او متكبر نیست. زیرا عظمت و بزرگی حضور الهی چنین اجازه ای را به او نخواهد داد. او خود به خود متواضع است و این تواضع، خود عامل بسیاری از اعمال و اندیشه های خوب و متعالی است.

او كه در حضور خداست، دیگر نمی تواند ریشه در نفرت و تاریكی داشته باشد و به این ترتیب بسیاری از زشتی ها و انحرافات، خود به خود فرد را ترك می گویند. و نور محبت خواهد آمد. این نور و محبت، مادر بسیاری از حركات متعالی است.

فرد به واسطه نام خداوند كه او را به حضور می رساند، می تواند همه ابعاد خداگرایی را تجربه كند و در همه سطوح بر خودگرائی و منیت غلبه كند.

او به واسطه نام خداوند قادر است خدا خواهی، خدابینی، خدا پرستی، خدا نمایی و خدا دوستی را تجربه كند.

ببینید، همه رنج ها و انحرافات انسان از غفلت و فراموشی ناشی می شود. از خواب و نادانی. اسماء الهی، عامل توجه و یاد آوری است. وسیله ایست كه از طریق آن اجازه خواب و غفلت به ذهن نمی دهد. ذهن كه تا حدی بیدار بود، در هر لحظه به شكلی می تواند از این بیداری خود استفاده كند.

بنابراین همیشه خدا را بخوانید. در هر حال چه در سختی و چه در آسانی، چه آن هنگام‌ كه دارید، و هم در آن زمان كه ندارید، آنچه می خواهید در هر زمان و هر وضعیتیاو را بخوانید.اگر در خواب غفلتید، بخوانید تا بیدار شوید.اگر بیدارید، بخوانید تا به پرواز درآئید.و اگر در پروازید،بخوانید تا به وصل نایل شوید.

همه اندیشه ها، اعمال، كلام و حركات خود را با حضور الهی آمیخته و با نام خداوند همراه سازید. این روش زندگی ارواح بزرگ و منتخبین خداوند بوده است.

برگرفته از کتاب تعالیم حق – جلد اول

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول)

چرا ما زنده ایم و جرا زندگی می كنیم؟

تمرین زندگی

 tamrin zendegi

“خداوند متعال، هستی را هست كرد تا آشكار شود، پس چنین شد.”

و چرا ما زنده ایم و جرا زندگی می كنیم؟ اگر در هستی تنها اوست كه هست، پس هدفی جز هدف او نیست، اگر هست توهم است و خیال باطل…

   همان طور كه هدف همه مخلوقات هستی این است كه باشند هر آنچه هستند، و آشكار كنند، حقیقت خود را، هدف انسان نیز همین است. این همان رشد و شكوفائی تا نقطه كمال و اتصال به لایتناهی و بی كرانگی است.

   “پیوستن به او در ظهور اوست و ظهورش، در بازگشت و نزدیكی به او.”

این را محور اساسی و خط مشی اصلی زندگی خود قرار دهید. حقیقت و جوهر زندگی را دریابید و تجربه كنید. جز این، تنها در اوهامِ تاریك و غم انگیز زندگی خواهید زیست.

   به دنبال انواع گوناگون اعمال، تمرینات، بازی ها و مشغولیت های مخرب و گرفتار كننده نگردید. عمل و تمرین اساسی را بگیرید و آن را تا دسترسی بر او، تداوم ببخشید. و بر انجام آن محكم و استوار بمانید. اما این تذكر را جز انسان های بیدار و فهمیده  نمی شنوند…

   هر كسی برای ره یافتن به خداوند و وصل به نامحدود، دیدگاهی دارد. برخی از این نظرات معروف ترند. حركات عجیب و غریب، رفتار های بی سرو ته، مراسم و تشریفات مضحك و غیره از این دسته اند. اما این ها راه نیست. راه خدا روشن و نورانی است. در نهایت پیچیدگی، ساده و بی تزویر است. در اوج عظمت و بلندی در دسترس همگان است…

   نظر چه كسی در باره راه و روش زندگی انسان صحیح و درست است؟ خالق آسمان ها و زمین، انسان و جهان را آفرید و برای آنان هدفی مقرر داشت. او بر همه اسرار آفرینش آگاه است. گذشته، حال و آینده را خود رقم زده و آن را می داند. پی تنها اوست كه می داند انسان چگونه به هدف حقیقی خود نایل میگردد. اوست كه راه بازگشت به خود را می داند. می خواهد آشكار شود. خود بهتر از هر كسی راه ظهور خود را می داند.

   باید طبق نقشه و برنامه او عمل كرد. اگر بخواهید از چند برنامه و از دیگاه چند نفر استفاده كنید، قطعاً از مسیر اصلی منحرف می شوید. پس باید تنها به او گوش بسپاریم و از تعلیمات او پیروی كنیم.و او از طریق روح، منتخبین و كتاب خود تعلیم می دهد.

   محور اصلی و خط مشی اساسی طرح الهی و نقشه كیهانی چیست؟

           آشكاری عشق به خداوند كه كلید اصلی آن تسلیم محض است. زیرا عشق وقتی می آید كه “من”و سایه های من  نباشد. شاهرگ “من” خواست و اراده شخصی است.

 پس اگر خواسته ای از خود نداشته باشیم، و اراده و نظر ما اراده و نظر الهی باشد، آنگاه عشق ورزیدن، آغاز می گردد. غوغا می كند، ظاهر می شود و در این فوران نور، خداوند است كه آشكار می شود و این مائیم كه به او بازگشته ایم.

   این جاست كه تمرینات و اعمال اصلی ما برای زندگی متعالی و ورود به هستی الهی معلوم می شود، مهمترین و اساسی ترین كاری كه برای شادی پروردگار، برای خود و همنوعان و كل هستی می توانیم انجام دهیم، همانا عشق ورزیدن است. خط اصلی زندگی خوب و رو به آسمان اینست كه با خداوند رابطه ای عاشقانه داشته باشیم. عاشق در ارتباط با معشوق خود چگونه عمل می كند، همانگونه باشیم و همان طور عمل و زندگی كنیم. اولین نشانه “عاشق” تسلیم است. تسلیمی با تمام وجود…

ادامه دارد…

برگرفته از کتاب تعالیم حق – جلد اول

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول)

خداوند متعال، روح پاک خود را در وجود انسان نهاد

BAGHEBAN

باغبان

خداوند در وجود انسان دانه‌ای کاشت. دانه‌ای که همه  اسرار خلقت در آن نهفته شده و قدرت و نور خداوند در آن پنهان است. خداوند متعال، روح پاک خود را در وجود انسان نهاد. روح خداوند همان دانه است. روح خدا از او جدا نیست. مانند نور خورشیدکه از خورشید جدا نیست… امانتی بود که خداوند به کوه و جنگل و دریا، بر زمین و آسمان عرضه داشت و آنها از عظمت این امانت الهی به لرزه و وحشت افتادند و توان پذیرش آن را در خود ندیدید و لاجرم آن را نپذیرفتند. این انسان بود که امانت بزرگ خداوند را پذیرفت و خوا هان دریافت آن شد… خداوند روح خود را در انسان دمید و قلب خود را در انسان نهاد. وجود انسان مانند زمینی است که خداوند، روح و نور خود را در آن کاشته. اما این زمین، این ذهن و دل، این جان، حاصلخیزی خود را از دست داده، دانه‌ای در آن نمی‌روید. زمین وجود، پر از علف‌های هرز ترس‌ها و تردیدهاست. پر از سنگ‌های مقاومت و شرطی شدگی است. این زمین، نامساعد است، دیگر دانه‌ای در آن نمی‌روید. آنقدر آب به آن نرسیده که مرده یا حداقل نیمه جان است. به کویری مبدل شده، دانه‌ای که در این زمین است، دارد می‌میرد (هر چند روح خداوند جاودانه است و مرگ در آن راهی ندارد) یا حداقل برای ما مرده محسوب می‌شود… دانه باید شکوفا شود تا ماموریت الهی انسان به انجام برسد، اگر دانه شکوفا شود او در انسان ظهور کرده و وصل به خداوند تحقق یافته است. اما بدا به حال ما اگر نگذاریم که دانه شکوفا شود. در این صورت، عذاب الهی و لعنت خداوند، زندگی ما را برای همیشه احاطه خواهد کرد. وای بر حال ما اگر این امانت بزرگ را قلب خداوند را به او بازنگردا نیم و یا در حالی که بیمار یا مرده است آن را بازپس دهیم. این عزیزترین نزد خداوند قادر و قهار است. اگر این امانت عزیز و دوست داشتنی خداوند را شکوفا شده به او بازگردانیم، او را بسیار شاد کرده‌ایم، او نیز شادی و سرور بی حد خود را به ما هدیه می‌دهد، و اگر در نگهداری این امانت بزرگ نکوشیم، عذاب و سختی از زمین و آسمان‌ها ما را احاطه خواهند کرد تا نتیجه  پیمان شکنی و خیانت در مانت الهی را به ما نشان دهند… اینجا چه خبر است؟ ساده است، د انه‌هایی در زمینی  نامساعد کاشته شده، زمینی فاسد و خراب (جسم، ذهن و قلب ما) نه آبی، نه نور و گرمایی، نه تغذیه‌ای… اما باغبانی مهربان، معلم الهی، از راه می‌رسد، باغبان، علف‌های هرز، سنگ‌ها، حشرات و کرم‌های مضر را از زمین جدا می‌کند، به زمین آب می‌دهد، نور می رساند، خاک آن را تقویت می‌کند و به این ترتیب دانه شکوفا می‌شود، بعد از جوانه زدن، باغبان باز هم این نهال را پرورش می‌دهد و نگهداری می‌کند تا روزی که نهال کاملاً بارور شود و به ثمر برسد… باغبان همان استاد است که بوسیله  تعالیم الهی، زمین نامساعد وجود ما را حاصلخیز و مستعد می‌کند، بوسیله  انتقال جریان آگاهی و بیداری، این زمین را زنده می‌کند، او طبیعت الهی را در وجود ما شکوفا کرده و موانع ظهور عشق و خداوند را در ما از میان بر می‌دارد… رستگاری و خوشبختی، تنها زمانی حاصل می‌شود که این دانه شکوفا شود. خداوند در این دانه پنهان است، دنیایی بی حدو مرز در این دانه پنهان است، بهشت حقیقی در دل این دانه نهفته شده، پس در شکوفایی آن بکوشید. بسیار بکشید…

برگرفته از کتاب تعالیم حق – جلد اول

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول)

اژدهاي هزار سر

EZHDEHAYE 1000 SAR

اژدهاي هزار سر

منیت پلید، دارای ابعاد مختلفی است. مانند اژدهایی که هزار سر دارد. از هر طرف به آن حمله کنی، از جوانب دیگری تو را در بر می‌گیرد. بازی‌های بسیاری و مکرهای مخوف و پیچیده‌ای دارد. منیت تاریک و پلید، از روح شیطانی که مکارترین و    فریبنده ترین موجودات عالم است، تعلیم می‌گیرد. و در راستای القائات آن عمل می‌کند. بنابراین به این سادگی‌ها و با این روش‌های معمول از میان نمی‌رود. نفس شیطانی گاه تا اعماق ذهن انسان ریشه دوانده است. بنابراین حتی اگر هم ظاهراً فردی موفق به‌زدودن آن در سطح ظاهری شود،  نباید از فعالیت فاسد کنندة آن در درون غفلت کند.  چطور می‌توان این اژدهای هزار سر را نابود کرد تا آن مرغ الهی، آشکار و متجلی گردد. آیا صرفاً با سعی‌وتلاش شخصی می‌توان به از میان برداشتن‌اش پرداخت؟ خیر، این امکانپذیر نیست. منیت شیطانی به قدری قدرتمند، مکار، خطرناک، مخوف و پیچیده است که در طول زندگی می‌تواند انسان تنها را بارها و بارها مجروح کرده و به دام اندازد و هلاک کند. اما خود آسیبی نبیند.    ریاضت، عبادت، سعی و تلاش و تمرین همة این‌ها بدون وجود عشق الهی و حضور خداوند بی فایده و حتی خطرناک است. برای نابودی منیت شیطانی این عصارة مکر و فریب و این معجون دروغ و نیرنگ، یگانه راه، پیروی از جریان هدایت الهی و تسلیم در برابر روح خداست. قدرت و شعور بی کران و عظمت الهی روح خداست که قادر به از میان برداشتن این اژدهای هزار سر است. تغذیه از جریان حقیقت و از نور خداوند برای منیت پلید شیطانی مانند سم و زهر است. بدون شک آن را از پا در می‌آورد.

برگرفته از کتاب تعالیم حق – جلد اول

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول)