ویتامین های طبیعی بهتر هستند یا مصنوعی؟

داروشناسي طبيعي (قسمت دوم)

در اواخر دوران بربريت مدرن بود كه بيماري بري بري براي اولين بار توسط «فونك» ضربه فني شد. فونك با اعتقاد به اصل «از آب كره بگير» توانست از پوسته برنج ماده ايي كريستالي را بدست بياورد كه بيماري بري بري را «برو بيرون» مي كند يعني از بدن بيرون مي كند. او نام اين ماده عجيب را «آمين حياتي» گذاشت و بنابراين كلمه ويتامين از كلمه «آمين حياتي» گرفته شد. ويتامين ها عناصري هستند كه بدن براي انجام فعاليت هاي حياتي خود به آن احتياج دارد اما قادر به ساختن آن ها نيست و بنابراين بايد آن ها را از طريق تغذيه بدست بياورد. مصرف ويتامين ها آنقدر ضرورت دارد كه يكي از ويتامين شناسان بزرگ مي گويد: «اگر انسان ويتامين ها را مصرف نكند بيمار مي شود اما اگر ديگر عناصر مورد نياز خود را مصرف نكند فقط دچار ناراحتي مي شود» البته همين تأكيد بر ضرورت مصرف ويتامين ها، تصورات اشتباهي را هم درباره آن ها به وجود آورده است. مثلاً عموم مردم فكر مي كنند همه ويتامين ها براي همه بيماري ها و نارسايي ها تأثير مثبت دارند. اتفاقاً‌در اين مقاله، توصيه من اين است كه فكر نكنيد همه ويتامين ها براي همه بيماري ها و نارسايي ها مناسب اند. فكر كنيد كه براي هر نوع نارسايي و بيماري ويتامين هماهنگ با خودش كاربرد دارد. و حتي فكر كنيد بعضي از ويتامين هاي ناهماهنگ مي توانند بعضي از اختلالات را تشديد نمايند…

ادامه حكايت كشف ويتامين ها و شكل گيري ويتامين درماني:

لينوس پالينگ، كه دو بار برنده جايزه نوبل شده بود، در سال 1968 از روشي به نام «پزشكي اورتو ملكولر» سخن گفت. «اورتو» به معني ايده آل و بهترين است. قدم اول او كه انعكاسي جهاني يافت، تاكيد او در مصرف مقدار زياد ويتامين c 1براي جلوگيري از سرماخوردگي بود. اين، تنها قدم اول بود. در قدم هاي بعدي، درمانگران اين روش، به درمان ديگر بيماري ها بوسيله ويتامين هاي مختلف پرداختند. از بيماري هاي جسمي گرفته تا اعتيادهاي مختلف و حتي بيماري هاي رواني و عصبي. اورتوملكولرها  براي شيوه درماني خود به چند دليل استناد مي كردند.

يك. روده بسياري از انسانها، به دليل زندگي متمدن، در شرايطي قرار گرفته است كه قادر به جذب ويتامين ها نيست بنابراين بايد ويتامين ها را به صورت مصنوعي به خورد بدن داد.

دو. مغز انسان براي عملكرد مطلوب خود به انواع ويتامين ها نياز دارد و بسياري از بيماري هاي رواني و ذهني، به دنبال كمبود برخي از ويتامين ها بوجود مي آيند.

سه. با تغيير ميزان تراكم عناصر موجود در بدن انسان مي توان به بيماران كمك كرد.

لازم به ذكر است كه در روش مگاويتامين، بر تجويز بعضي از ويتامين ها مانند ويتامين C  و   B3و در مواردي ويتامين  E و  B و  A تاكيد بيشتري مي شود.

در اين مقاله كوتاه، سعي دارم تا شما را با كليات،‌ و نكات كاربردي تر و مهم تر «ويتامين درماني» آشنا كنم. در ويتامين درماني براي هر بيماري و اختلالي تجويزي ويتاميني وجود دارد اما در اينجا قصد من اين نيست كه به همه بيماري ها و اختلالات اشاره كنم بنابراين بعضي از شايع ترين اختلالات را ذكر مي كنم.

و حالا چند نسخة درماني فوق العاده:

آدم طاس بايد شش بار بوق بزند و يك بار آي بكشد.

دردهاي عصبي را با ويتامين «پ» فارسي (و نه انگليسي) مي شود تخفيف داد.

داروي فشار خون پايين «اسب» است.

بوي بد دهان را با «جيپس» مي توان رفع كرد.

اگر كسي خستگي اعصاب داشته باشد بايد خود را با كلمه «بد» كه توسط يك الكن تلفظ مي شود درمان كند. نسخة او «بببد» است. و كسي كه مي خواهد دوپينگ كند كافي است با همين روش كلمة بس را بگويد يعني بگويد «بببس»

كساني كه لاغرند و مي خواهند وزن شان اضافه شود داروي شان در الفباي انگليسي است .

آدم چاق را بايد لام سيبيلش را كند.

كسيكه ريزش مو دارد بايد با سه سوت بگويد «ب» اما بع نگويد چون در شأن گوسفند هاست.

درمان «زكام» در «داس» است.

بي اشتهايي را با «سبد» مي شود حل كرد و اشكال در رشد كردن را با «سِبد»

درمان قاعدگي دردناك به كمك «باده» صورت مي گيرد.

يبوست را با «كاسب» مي شود از بين برد.

اگر دندان هايتان فقر ويتامين دارد راه حل در «عدس» است اما نه عدس خوردني.

براي درمان آنژين بايد اسب را مثل دو ساله ها تلفظ كرد و گفت «ابس» (نه اشب) بقيه را هم ديگر خودتان حدس بزنيد.

رمز گشايي

اصطلاحاتي كه در بالا ذكر شد، همه واقعي بودند. اين اصطلاحات، تركيب ويتاميني درمان كننده را در مورد بيماري مربوطه نشان مي دهند. بنابراين:

ويتامين درماني طاسي مي شود: ويتامين هاي  B1+B2+B3+B6+B+I (يعني 6 بار بوق بزند يك بار آي بكشد)

دردهاي عصبي: B12+B6+B1 (وقتي سه تا ويتامين ب را با هم جمع كني يك ويتامين پ فارسي به دست مي آيد يعني: ب+ب+ب = پ)

فشار خون پايين: اسب (يعني A.C.B1)

بوي بد دهان: جيپسG.I.P.C))

خستگي اعصاب B1. B3. B6. D(بببد)

لاغري: اي بي سي دي ايي اف … (يعني      A. B. C. D. E. Fمنتهي    Bآن شامل B1+2+3+6+1  است با اين توضيح كه B11 ، يعني كارنيتين از آن اشتها آورهاست).

چاقي مفرط: C  E.B1. I   (و اختصاصاً براي اضافه چربي:  J)

ريزش مو: B2. B5. B8 (ببب)

زكام: داس D+A+S

بي اشتهايي: سبد يعني C. A. B 1+2+8+11. D (مخصوصاً اگر اين سبد خوردني پر از ويتامين   B11باشد چون   B11معروف به ويتامين اشتهاست(.

قاعدگي دردناك: باده (B1+3+6  A. D+E)

يبوست: كاسب (يعني  B1 =2=3=5=6 K A C)

فقط ويتامين دندان ؛: عدس (A.D.C)

آنژين: ابس شامل A+B1+C

دردهاي عصبي:   B1. B6. B12  (يعني ويتامين پ فارسي چون ب+ب+ب مي شود پ)

اشكال رشد (سِِِبد، همان سبد منتهي با لهجه … آره  يعني    A+D+B(كمپلكس). C .E

طاسي: اگر آدم طاس شود بايد 6 بار بوق بزند و يه بار «آي” بكشد يعني:I+B1+B2+B3+B6+B8

و اما …… اين بار رمزها را  مي گويم؛ اصطلاحات را خودتان پيدا كنيد!

پيري: B3  و ٍٍE

فشار خون بالا: B2. B3. C2. E. I. J. P. B1   (كمي شبيه لاغري شد)

خشكي و سختي پوست: A. B1. B2. C. C2. P   و كلاً براي بيماري هاي پوستي B3  (البته B3 ضد اسهال هم هست)

تب: A. C

دوپينگ:  C. B. B6.B3 , و ؟؟؟

ضد تهوع:   B6(الته اگر تهوع شما ناشي از خوشي مسافرت هوايي يعني در هواپيما باشد   B1موثر است.)

ضعف تغذيه:  Bكمپلكس

كاهش حافظه:  B1+B3

ورم پلك: B8. B2. C. A

سنگ كليوي: E. B13. B6

نفخ:   B13(چون بي اش 13 است فكر نكنيد كه نحس است بلكه نحسي معده را از بين مي برد)

كار فكري زياد: Bكمپلكس و C

ويتامين هاي متخاصم و ويتامينهاي متحد

اگر بدون توجه به اختلالات احتمالي و بدون داشتن بيماري خاص مي خواستيد ويتامين خواري كنيد بايد به شما عرض كنم كه بعضي از ويتامين ها دوستان نابابي براي همديگر هستند و اگر آن ها را با هم وارد بدن تان كنيد بايد منتظر باشيد كه كمي هم بي ادبي و بي تعادلي از خود نشان دهند …

از طرفي بعضي از ويتامين ها هم خيلي با همديگر سازگار و صميمي هستند. مثلاً تركيب ويتامين هاي C+B3+P يك گروه دوستي است كه براي همه بزرگسالان توصيه مي شود. حالا اگر در اين تركيب ويتامين J را جايگزين B3 كنيد كارايي اين گروه دوستي تغيير مي كند و توانايي اصلي آن ها سم زدايي از كبد خواهد شد. گروه هاي سازگار و ناساز گار مختلفي بين ويتامين ها و مواد معدني و كلاً ريز عنصر ها وجود دارد البته گروه هاي دوستي فقط در ميان ويتامين ها با هم نيست بلكه چنين هم خواني هايي ميان بعضي از ويتامين ها با بعضي از اسيدهاي آمينه يا مواد معدني هم وجود دارد. بعنوان مثال به گروه هاي دوستي زير توجه كنيد:

ويتامين  Aاثر بخشي بيشتري با كلسيم، فسفر، منيزيم و سيلينيوم دارد.

ويتامين B با كوبالت، مس، آهن، منگنز و پتاسيم رفيق تر است.

ويتامينC علاقه بيشتري به كلسيم، مس، منيزيم، سلنيوم و سديم دارد وقتي با آن ها است كارهاي بيشتري از او بر مي آيد.

ويتامين E كلسيم، آهن، منگنز، فسفر، پتاسيم، سلينيوم، سديم و روي را به عنوان هم گروه هايش ترجيح مي دهد و با آن ها بهتر مي تواند كار كند.

ويتامين طبيعي به از ويتامين مصنوعي

ويتامين ها به مقدار اندك در ميوه ها و سبزي ها و ديگر غذاهاي طبيعي وجود دارند. اما همين مقدار اندك، بسيار با اهميت تر و تأثير گذار تر از ويتامين هايي است كه به صورت مصنوعي تهيه مي شوند. ويتامين هاي مصنوعي تأثير گذارند اما ممكن است پيامدهاي منفي (هر چند ضعيف) را نيز به دنبال داشته باشند. بنابراين فقط وقتي از ويتامين مصنوعي استفاده كنيد كه ويتامين طبيعي در دسترس نيست.

نكته: اگر مجبور شديد كه از ويتامين مصنوعي استفاده كنيد بد نيست كه در جعبه آن ها چند دانه برنج بگذاريد چون برنج با جذب رطوبت، مانع از مرطوب و تخريب شدن قرص هاي ويتامين مي شود.

اگرچه هر گردي گردو نيست ولي هر ويتي ويتامين است

فكر مي كنيد چند نوع ويتامين وجود دارد ؟ بيشتر مردم جوابشان به اين سوال، ويتامين هاي  B. A(از B1 تا B6وB12)  .D. C. B  و   Eاست. ولي جواب درست به اين سوال كه چند نوع ويتامين وجود دارد اين است:

خدا مي داند چند نوع ويتامين وجود دارد اما تا زمان ما اين ويتامين ها كشف شده:

چندتايي كه بالا گفتم بعلاوه PP .O. N. M. L. K. J. I. H. G. F (با پَپه  اشتباه نگيريد) PH، U.T

از طرفي وقتي مي شنويم ويتامين  B1تا  B12فكر نكنيم كه از   B1تا  B12ويتامين  داريم در واقع ويتامين هاي B معروف تر عبارتند از: B1 تاB12. B8. B10  B6  .

بنابراين عملاً ويتامين   B9 و B8 و B7نداريم. اما تعدادي ديگر از ويتامين هاي   Bداريم كه به دليل ناتواني در امر تبليغات و نتيجتاً مشهور نشدن، معرف حضورما نيستند مانند:

BX. BT. BC. B17. B15. B13

ويتامين ها را دور نريزيد:

اگر مي خواهيد ويتامين هاي خود را از ميوه ها و سبزيجات و غذاهاي معمولي تهيه كنيد (كه بهتر است همين كار را بكنيد مگر اينكه غذاهاي طبيعي در دسترس نباشد) چند گفته را ناگفته نگذاريم:

سبزيجات را بعد از شستن، مدت زيادي در آب نگه نداريد تا ويتامين آن ها «زيادي كم» نشود.

سالاد را همان موقعي كه مي خواهيد بخوريد درست كنيد مخصوصاً‌ گوجه فرنگي را.

سبزي ها را با يك چاقوي تيز و در عين تميز كاري، برش بزنيد چون ويتامين هاي   AوC خود را در نتيجه ناشي بازي هنگام خرد كردن، از دست مي دهند.

اگر نتوانستيد ميوه و سبزي را تازه تازه مصرف كنيد، توجه داشته باشيد كه سبزيجات و ميوه جاتي كه فوراً منجمد شده اند عناصر حياتي شان بيشتر از آن هايي است كه چند روز در يخچال بوده اند.

سبزيجات منجمد شده را همان طور  در حالت منجمد بپزيد و سعي نكنيد اول يخ آن را ذوب كنيد.

غذاهاي تازه از منجمد شده كاملاً بهتر اند اما غذاهاي منجمد هم كاملاً از كنسرو شده بهتر اند.

هر چه زمان پختن و آب غذاهاي حاوي سبزي، كمتر باشد، تاثيرگذاري ويتاميني آنها، مؤثر تر است.

شيرهايي كه در بطري هاي بي رنگ هستند در مقابل نور آفتاب ويتامين هاي  A.D و  B2خود را از دست مي دهند. نان ها هم در برابر نور مواد تغذيه ايي خود را مي بازند.

موادي كه هنگام تهيه، برشته يا قهوه ايي رنگ مي شوند ويتامين  كمتري دارند. همچنين اگر به ويتامينC و B1بيشتري احتياج داريد، در غذاي خود جوش شيرين نريزيد.

وقتي غذا را در ظروف مسي مي پزيد ويتامين هاي E، Cو اسيد فوليك آن ها از بين مي رود. در عوض ظروف آهني مي توانند آهن غذاي شما را بيشتر كنند (شوخي نمي كنم) ولي ويتامين   Cرا  از بين مي برند .

تاليف :پريا ( شباب حسامی)

نقد کتاب آفتاب و سایه ها

اتهامات روحانیت افراطی درباره استاد ایلیا رام الله (پیمان فتاحی)- نقد کتاب آفتاب و سایه ها

بعد از اینکه شنیدم شخصی بنام جناب آقای حجت الاسلام فعالی  همزمان با دستگیری  استاد  توسط اداره ادیان، شروع به سخنرانی هایی درباره استاد کرده است و بطور سیستماتیک و برنامه ریزی   شده ای   جلساتی را در این باره  می گذارد،  درباره ایشان  کنجکاو شدم  که اصلاً  ایشان  کیست. متوجه  شدم که وی دارای  تحصیلات حوزوی و دانشگاهی بوده و در روزنامه کیهان و برخی از مراکز دیگر مشغول به کار  می باشد. شنیده بودم که طیف جدیدی از دانشجویان نخبه خواستار کتابها و مطالبی  درباره استاد شده اند  اما  ریشه این پیگیری را نمی دانستم تا اینکه یکی از دوستان گفت که آقای فعالی به همراه چند نفر دیگر، در سخنرایی هایی برای دانشجویان به شدت مشغول ترور شخصیتی استاد ایلیا رام الله (پیمان فتاحی) هستند. بنابراین دانشجویان کنجکاو شده اند و خواسته اند ببینند که این کتاب چیست و استاد کیست؟
بعد شنیدم که ایشان همزمان با تحت بازجویی بودن استاد و در زمانی که استاد در زندان امنیتی بسر می بردند، کتابی را تهیه کرده اند و قسمتی از آن را هم به استاد اختصاص داده اند. تعجب کردم. عجب عدالتی! اما هر چه سعی کردم نتوانستم ارتباط بین این عدالت و عدالت علوی اسلامی و  حتی  عدالت  آمریکایی یا متمدنانه را پیدا کنم. یک نفر در غل و زنجیر است، هیچ گونه امکانی برای دفاع ا ز خود  ندارد،  پیروانش به سکوت سفارش شده اند، همسر و نزدیکانش در نگرانی اند و به همه اعلام شده که به دلیل اندیشه های غیر اسلامی استاد ممکن است او  اعدام  شود. حتی به  بعضی از ما  گفته بودند، که به دلیل  این اعتقادات بدعت گذارانه  ممکن است دو بار حکم اعدام داشته باشد. در چنین شرایطی حجت الاسلام فعالی بعد از هماهنگی های لازم با دستگاه امنیتی و بازجویان پرونده، اولین کتابی که در آن رسماً و مستقیماً به استاد توهین شده و به نقدی ظالمانه از اندیشه ها و تعالیم و شخصیت استاد تزئین شده است را تهیه می کنند که بلافاصله از وزارت ارشاد مجوز می گیرد  و منتشر می شود. اسم این کتاب آفتاب و سایه ها بود. هر چه گشتم آن را پیدا نکردم. گفتند این کتاب را در قم می توانی پیدا کنی، همانجا هم چاپ شده است. بالاخره کتاب را تهیه کردم. کتاب در همان فرمول همیشگی روزنامه  کیهان تهیه شده بود. قبلاً هم این کار درباره شخصیتهای دگراندیش  سیاسی و   اجتماعی  انجام  شده  بود و  موسسه پژوهشهای کیهان با موسسات وابسته به آن از این کارها فراوان دارند.
خلاصه آن کتابها این است : «هر کس که مثل روزنامه  کیهان فکر نمی کند،  خائن  ، توطئه گر، فاسد الاخلاق، دست نشانده استکبار  و عصاره بدی هاست. هر کس که با روزنامه  کیهان  هم عقیده نیست یا جاسوس است یا جاسوسی است که خودش هم نمی داند یا فراماسونر است یا عضو منافقین! و  وابسته آنهاست یا جزء فرقه های جدید نفاق است
طبق نظر کیهان همه روشنفکران دینی فعلی ایران در گروهی بنام فرقه جدید نفاق جمع  می شوند گروهی که در درون  خود  بزرگانی چون  سروش و کدیور و بقیه  را  دارد. از نظر  روزنامه کیهان  همه مردم جهان جهنمی هستند چون مثل کیهان زندگی را سیاه و سفید  نمی بینند. درست  تر بگویم  همه  قاره ها  ،  کشورها، شهرها، محلات و کوچه های جهان سیاه است و فقط کوچه ای که اندیشه های آنان جریان دارد  سفید و بهشتی  است. در این نوشته با روزنامه کیهان کاری ندارم چون واقعاً برای بعضی از مدیران آن من جمله جناب آقای شریعتمداری ارزش قایل هستم. با اینکه با نظرات و  عقاید ایشان  کاملاً مخالفم اما  ایشان را متفکری  می دانم  که متاسفانه قدرت تفکری خود را در فضایی اشباع شده  از مفروضات  بدبینانه یا مفروضات ایجابی به دام اند اخته اند. شاید روزی حرف این برادر کوچک را که جداً جز از سر اخلاص و صداقت آن را نگفتم بشنوند. لااقل  اگر یک دقیقه درباره این جمله کوتاه فکر کنند ضرری ندارد. در همین قضیۀ  نقد استاد و  کتاب ایشان هم بعضی از  منابع می گفتند که این پروژه و پروژه های مشابه با برنامه ریزی آقای شریعتمداری و حسن شایانفر و ریاست ادارۀ ادیان وزارت  اطلاعات، انجام شده است و این افراد به همراه حجت الاسلام فعالی حتی در جلسات بازجویی استاد که با چشم بسته انجام شده است، حضور داشته اند.
اما  کتاب  آفتاب  و  سایه ها. این  کتاب درباره تعدادی از اساتید معنوی در جهان نگاشته شده است و سعی در هدایت ذهنی خواننده به سمت تخریب و تقبیح  این افراد و اندیشه های آنان دارد. این راهبری نامحسوس، گاهی شدت می گیرد و گاهی خود را در پس ادعاهای  محققانه و ادعاهایی  متفکرانه پنهان می کند.  قطعاً  آقای حجت الاسلام فعالی برای تهیه این کتاب متحمل زحمت فراوانی شده است. گردآوری این مطالب زمان زیادی را می برد و بخش بیشتری از زمان صرف تحلیل هایی شده  است  که ایشان  درباره  هر فرد و آموزش های مربوط به او ارائه داده اند.
فصول اولیه  کتاب شامل  عرفان  های هند  و بزرگان آن می شود. فصول بعدی به همین روال درباره عرفانهای آمریکایی،  مسیحی، یهود، ذن و فراروانشناسی  است.  در کتاب آفتاب و سایه ها، حجت الاسلام فعالی ابتدا اشو راجنیش   و  سپس  ساتیاسای بابا را مورد بررسی قرار داده اند.  بعد  از  سای بابا  ایشان  به استاد رام الله، کریشنامورتی  ،  یوگاناندا  و  دالایی لاما پرداخته اند.  البته لازم است بگویم که اسامی همه اساتید و بطور کلی معلمان بزرگ  معنوی در جهان، اسم شناسنامه ای آنها نیست  بلکه این افراد با  این  نامها   شناخته می شوند. در اولین نقد از کتاب آفتاب و سایه ها می خواهم ابتدا موضوع  را از خانه خودمان ایران و از فردی شروع کنم که امکان دسترسی مستقیم به او وجود دارد و بنابراین امکان     تشخیص  واقعیت ها و  تفکیک آن از ابهامات و توهمات هم میسر است. در صورت لزوم این نقد را وارد حوزه های دیگر خواهم کرد
وقتی که مطالب مربوط به استاد رام الله را خواندم به قدری  تعجب  کردم  که در اوایل خواندن حدس زدم که این فقط یک تشابه اسمی است و منظور گرد آورنده چیز دیگری بوده است.  اما در سطرهای بعدی و با اشاره ای که ایشان  به  کتاب جریان  هدایت الهی  و اسم  نشریات  حرکت دهندگان و هنر زندگی  متعالی و دیگر مطالب کرده بود کاملاً مطمئن شدم که منظور او خود استاد رام الله است
میزان ناآشنایی و بیگانگی ایشان با استاد که ضمن مطالعه همان چند سطر متوجهش شدم باعث بوجود آمدن این گمان شد که ایشان اصلاً منظورش فرد دیگری است که متاسفانه  این گمان درست نبود.
روش های علمی متعددی برای نقد و تحلیل یک متن وجود  دارد که ما بسیاری از این روش ها را در درس های تفکری از خود استاد ایلیا رام الله آموخته ایم. در  این اولین  نوشتار،  من نمی خواهم از آن  روش های  علمی استفاده کنم و آن را به مجالی دیگر موکول می کنم اما  از روش های  بسیار ساده ای که همه انسانها با آن آشنا هستند و کماکان اکثر ما در آن توانایی  داریم، استفاده  می کنم. در این   نوشتار نیازی  نیست  ک ه با ذره بین و  میکروسکوپ  مطالب  را بررسی کنم،  یعنی همان چیزی که در نقد و تحلیل مرسوم است، بلکه در  اینجا من صرفاً    به  یک  نگاه کلی و اولیه  اکتف ا می کنم و  فعلاً فقط اکاذیب متن را آن هم فقط اکاذیب سه صفحۀ اول را نشان می دهم
قسمتی که حجت الاسلام فعالی درباره استاد رام الله جمع آوری و تحلیل کرده است تقریباً سه صفحه است. من هم به همین مناسبت دوازده یعنی چهار برابر عدد سه، مطلب غیر واقع و کذب را از متن استخراج می کنم. اگر صد صفحه و با همین روال می بود شاید می شد صدها اشتباه فاحش را نشان داد.
منظور من از حرف کذب و غیر واقع، قطعاً توهین به نگارنده نیست چون مطمئن هستم اگر ایشان بر کذب بودن این حرفها آگاهی داشتند آن را در کتابشان ذکر نمی کردند.
بنده  سالهاست از نزدیک با  استاد ایلیا رام الله آشنا هستم و تقریباً از ریزترین جزئیات زندگی ایشان هم اطلاع دارم. حداقل چهار کتاب  منتش ر نشده (مجوز داده نشده) و  تعداد زیادی فیلم درباره زندگی ایشان وجود دارد که اگر بخواهم همه سطرهای این سه صفحه را با آن سنگ محک ها که عبارت است از صحبتهای شاهدان، اسناد و شواهد و مستندات دیگر محک بزنم، فکر می کنم از همین سه صفحه دهها اشتباه فاحش و حرف کذب بیرون می آید
متأسفانه روحانی بودن آقای فعالی، تأثیری منفی و تصویری وحشت زا  از  روحانیت  در ذهن دهها هزار نفر از پیروان استاد ترسیم کرده و این گمان که «روحانیت قصد نابودی استاد را از هر طریق  ممکن دنبال می کند» را تقویت کرده است
بعد  از  انتشار  این  مطلب،  که در  حالی  تهیه شده بود که استاد رام الله تحت شدیدترین شکنجه های روحی و روانی (و چه  بسا جسمانی) در زندان قرار داشت،  بعضی از شاگردان استاد تصمیم گرفتند که زندگی نامه استاد را به صورت های مختلف در اختیار دوستداران ایشان قرار دهند و به همین دلیل سایتهایی در ایران و خارج از کشور با همین محوریت فعالیت خود را آغاز کردند و تصمیم به این  شد که  زندگی نامه هایی  از استاد بصورت کتاب و در صورت لزوم فیلم، منتشر شود…

اکاذیب و اشتباهات فاحش
کذب یک: رام الله خواهر دوقلو دارد.
همه کسانی که ایشان را از نزدیک می شناسند، می دانند که استاد خواهر دوقلو ندارد.
کذب دو: آواتار یعنی سرور و آقا.
آواتار  یک  کلمه  سانسکریت  است  که  دارای  شهرتی جهانی  است.  در  فرهنگ 43  زبانه ، در لغتنامه مرجع سانسکریت، در اوپانیشادها و در سایر منابع، آواتار یک معنای غالب و سه معنی مغلوب دارد. معنای غالب، مرسوم و مصطلح کلمه آواتار، حلول و تجسد خدا در قالب انسان یا  حیوانات  است  که  مهم ترین  آنها  حلول  خداوند در کریشنا و راما بوده است. در این فرهنگ لغت ها یا متون  فلسفی معنای دیگر آواتار، حلول خدایان و ارواح آسمانی در انسان می باشد. همچنین به مفهوم انسان – خدا ترجمه  شده  ست.  اما  در  هیچ یک  از  این فرهنگ ها آواتار به معنای سرور و آقا ترجمه نشده است و آقای حجت الاسلام فعالی برای اولین بار دست به این ابتکار زده است. اگر به منابع مذکور دسترسی ندارید می توانید به کتاب فرهنگ اصطلاحات دینی و عرفانی (واژه نامه ادیان) صفحه هفده نگاهی بیندازید.
کذب سوم: او خود را یکی از استادان حق در جهان می داند.
ما بخشی از زندگی مان را و قسمتی از عمرمان را با ایشان بودیم و این را هرگز نشنیده ایم.  تا  بحال هیچ کس در هیچ مکتوب مستقیم یا بصورت شفاهی و مستقیم از استاد چنین ادعایی را نشنیده است. بیش از هزار و پانصد ساعت فیلم سخنرانی، نوارهای کاست و هزاران صفحه متن از مکتوبات ایشان موجود است اما تابحال کسی از استاد چنین چیزی یا مشابه آن را نشنیده یا ندیده است. ایشان برای اولین بار و بعد از گذشت بیش از پانزده  سال،  در فروردین ماه 1386 در یک مصاحبه، آنهم به دلیل تشدید سمپاشی ها و مسموم سازی فضا  توسط  دشمنان،  در  گفتگویی که قرار بود بدون ابهام صحبت شود اعلام کردند « بله، درست است. این بنده خدمتگزار خدا علوم باطنی و روش های آن را بیش از هر کسی در این دنیا می دانم و امروز مجبورم که بگویم کسی علوم باطنی را نه مانند بنده و نه حتی نزدیک به بنده می  داند».
این تنها مطلبی بود که بعضی از شاگردان بعد از این سال ها از ایشان شنیده اند. اگر ایشان می خواست ادعا کند آنقدر زمینه وجود داشت که اگر خود را هر کسی معرفی می کرد مردم می پذیرفتند.  در  این سالها بی آنکه ایشان خود را با عنوان خاصی معرفی کند، دهها عنوان به او نسبت  داده  شده  است  و  او  بارها  خود را در معرض محکومیت و تردید دیگران قرار داده تا از بار این  نسبتهای  افراطی  کاسته شود. فیلم سخنرانی های سالهای اخیر ایشان و پاسخشان به سوالاتی نظیر « شما کی هستید؟» موجود است. محور پاسخ های ایشان همیشه این بوده: «بنده تسلیم و خدمتگزار خدا هستم».
کذب چهارم:  این فرقه دو نشریه منتشر کرده اند: یکی به نام هنر زندگی متعالی و دیگری به نام حرکت دهندگان که راه اندازی و بعداً تعطیل شد.
نشریاتی که توسط شاگردان  استاد  تأسیس  و  راه  اندازی شده است، دو نشریه نیست بلکه هشت نشریه مستقیم (و تعدادی نشریۀ غیرمستقیم) است که از جمله آنها علم موفقیت، تفکر متعالی، اخبار کودکانه، علوم باطنی ، هنر زندگی متعالی و حرکت دهندگان است . که  البته اکثر این نشریات در زمان وزارت جناب آقای صفار هرندی سردبیر کیهان و مدیر مطبوعاتی آقای فعالی، بدون هیچ دلیل و توضیحی توقیف شدند. فقط درباره نشریه حرکت دهندگان  یک دلیل ذکر شده که آن مصاحبه استاد رام الله  در باره  موضوع  ریاست جمهوری بود که آن هم به اتهام توهین به  رهبری تعطیل شد. اما چون تفهیم اتهام صورت گرفته بود، در پیگیری قضایی، دادگاه به نفع این نشریه رای داد و آن را از اتهام وارده تبرئه کرد. گفتند توهین به رهبری یک بهانه بوده و دادگاه نتوانست مصداق آن را بیابد.
کذب پنجم:  دلیل اسم رام الله فرقه ای است در هندوستان.
از یازده سال پیش که این لقب  درباره  استاد  مطرح  شد  و  همان اولین بار، استاد این عبارت را برای همه معنی کردند. رام الله یعنی رام خدا  یعنی بنده و تسلیم خداوند. یعنی کسی که خداوند او را رام کرده است. چند سال قبل هم ادارۀ ادیان معانی دیگری را  برای  رام  الل ه مطرح کردند. از جمله: چون استاد فتاح  ساکن رام الله  فلسطین بوده به همین دلیل به او رام الله می گویند یا، رام الله  یعنی  برای  حل وضع فلسطین باید شهر رام الله را در مرکز توجه قرار داد یا دوباره ساخت یا غیره. در فرضیه جدید  ادارۀ  ادیان  هم گفته شده که به این دلیل استاد به این نام خوانده شده چون ایشان مرتبط با آواتار بزرگ هند، گورو کبیر هستند که    اصل او ایرانی  است و می خواسته بین اسلام و مکتبهای مختلف هندوئیسم را پیوند دهد و مکتب رام الله را بوجود  آورده  است. یک  نفر  هم می گفت که رام الله یک مکتب آمریکایی است که هدفش رام کردن همه کسانی است که به الله اعتقاد دارند. قبلاً  هر  بار  که استاد چنین فرضیاتی را می شنیدند، با تعجب می گفتند واقعاً چنین چیزهایی اصلاً وجود دارد؟
فارغ از این چهارمین اشتباه فاحش و کذب بودن آن، من درباره دیگر بخش های موضوع هم که در اینجا اشاره ‌ای به آن نکردم، هر چه بررسی کردم نتوانستم به نتیجه برسم  اما  تا  تکمیل  بررسی هایم  فعلاً  آن  بخش های  دیگر موضوع را بعنوان اشتباه فاحش ذکر نمی کنم . اینکه  چون عده ای به استاد می گفتند رام الله و صرفاً به دلیل همین یک کلمه یک داستان سرهم شود که پس  این  نماینده آواتار بزرگ هند  است و در ایران فرقه رام الله را راه اندازی کرده است، جداً شبیه به فیلم های کمدی و  جک های  آنچنانی  است. مثل اینکه اسم یک نفر موسی باشد و او را به اتهام یهودی بودن یا ارتباط با یهودیت مورد سوال قرار دهند یا مثلاً بگوییم چون اسم پایتخت پاکستان اسلام آباد است به این معناست که آنجا پایتخت جهان اسلام است و قرار  است  محل  تجسم  همه  آموزه های  اسلامی باشد. با این  استراتژی می توانیم برای هرکسی و  هر  چیزی  و  هر  اسمی یک داستان بسازیم یا داستانی را از  جایی بیاوریم.
البته فراموش نکنیم که بعد از بروز شایعاتی که در پی انتشار  اولین  جلد کتاب تعالیم حق منتشر شد، استاد در اولین بیانیه ها (در سال 1378) اعلام کردند که رام الله اسم من نیست و  معنای   رام الله  را  هم  توضیح  دادند. با اینکه نتوانستم در متون فلسفی و عرفانی هند و در مجموعه مطالب هند شناسی  و حتی در منبعی که  آقای  حجت الاسلام فعالی آدرس آن را داده بود یعنی کتاب تاریخ جامع ادیان چیز معتبر و قابل  استنادی در باره فرقه ای  که ایشان گفته پیدا کنم (که این مطلب را بیشتر توضیح خواهم داد) اما مطالب مفصلی در باره کبیر  که  آقای حجت الاسلام فعالی، استاد را جانشین  او دانسته است، پیدا کردم. کبیر یکی از بزرگان تاریخ معنوی  هند و دارای قدرتهای عظیم معنوی بود که معروف ترین آنها زنده  کردن  یک  حیوان  مرده است. کتابهای چندی در بارۀ  این شخصیت اسطوره ای و بزرگ هند نوشته شده است که برای علاقمندان قابل دسترسی است.
کذب ششم :  او جوانی است که در حدود 23 سالگی رهبری این فرقه را در ایران بعهده گرفته است.
واقعیت  این  است  که استاد در شانزده سالگی علوم باطنی و روش های روح زایی(ZX)  و روش های سی وشش گانه تفکری(YX) را ابداع کرد. سن بیست و سه سالگی مربوط می شود  به  اولین  دوره آموزش عمومی و اولین دوره سخنرانی ایشان. والا ایشان هفت سال قبل از بیست و سه سالگی  شاگردانی را در زمینه روح زایی و روش های XYZ  تعلیم داده اند که این شاگردان امروز در ایران و بعضی از کشورهای  دیگر  فعالیت  می کنند. بنابراین گذشته  از  مسئلۀ فرقه که در فرصت مناسب کذب بودن آن را هم نشان خواهم داد، استاد، حدوداً در سن 16 سالگی بصورت مستقیم  و متمرکز فعالیت خود را در حوزۀ تربیت شاگردان آغاز نمودند.
کذب هفتم : فرقه رام الله
این چه فرقه ای است که دهها هزار نفر مرتبط با آن و حتی نزدیکترین افراد به استاد، و حتی خود استاد از آن خبر ندارند و فقط ادارۀ ادیان  و  حجت الاسلام فعالی و مجموعه کیهان از آن باخبر است چون فقط این مجموعه در این باره حرف زده است. در این باره کتابی  توسط  بعضی  از  شاگردان  استاد  تألیف  شده است که واقعیت ها را به زبانهای مختلف آشکار خواهد کرد و فیلم هایی که واقعیت ها را نشان خواهد داد بنابر این  وارد مبحث اثبات و نفی نمی شوم و صرفاً در استناد حجت الاسلام فعالی دقت بیشتری می کنم.
[در نوشته بعدی هم دوازده تناقض و اشتباه فاحش این چند صفحه را اگر توفیقی باشد باز خواهم کرد اما تا آن نوشته از جناب آقای فعالی یک راهنمایی  می  خواهم. یکی از  سری  دوم   دوازده گانه ها  این است که] من هر چه در دیکشنری های ادیان،  دیکشنری های علوم  معنوی  و  مذهبی،  فرهنگ های  فلسفی  و  عرفانی، واژه نامۀ ادیان،  اینترنت و کتابخانه های الکترونیک  گشتم تا این لحظه نتوانستم مقوله ای تاریخی به اسم «فرقه رام الله» را پیدا کنم بعنوان آخرین تیر، به مجموعه ادیان  و  مکتبهای فلسفی هند، به واژه نامه ادیان و کتاب تاریخ جامع ادیان، به همان آدرسی که حجت الاسلام فعالی داده بود،  هم  مراجعه  کردم اما ذکری از فرقه تاریخی رام الله در آن ندیدم. البته اگر هم می بود مسئله ای را برای ما حل نمی کرد اما  حالا  که  بر  خورد  نکردم  دچار مسئله ای جدید شدم. دچار این مسئله که نکند یک نفر از خودش این سند تاریخی را ساخته باشد. (که این  فکر  به  نظر  خیلی نامعقول می آید) با اینکه این مطلب چیزی را حل نمی کند اما فکر کردم نکند این، استفاده از یکی از شیوه های جنگ رانی و برخورد تبلیغاتی باشد که طی آن یک سری اطلاعات  درست  طرح  می شود  و یکدفعه و در لابلای آن، یک مسئله کلیدی یا جهت دهنده اما خود ساخته مطرح می گردد. انشاءا… داستان «فرقه رام الله در تاریخ» از این مقوله نیست و اقدام آقای فعالی برای آوردن این داستان و ربط دادن عجیب آن به اسم رام الله (که  این  اشتباه  فاحش  همچنان و در هر شرایط به قوت خود باقی خواهد بود) و آن داستانی که نقل کرده است (که  فرقه  ای وجود داشته با نام رام الله) حتماً درست است. اینجا مسئله دو تا است. اول اینکه فرقه ای بنام رام الله در ارتباط با سات گورو کبیر وجود داشته است و دوم اینکه استاد رام الله رهبر همان فرقه در ایران و بنابراین  جانشین  تاریخی  سات گورو کبیر می باشند. قسمت دوم حل شده. یعنی نمی شود چون به یکی می گویند موسی  یا حسن، او را منتسب به حضرت موسی یا امام حسن دانست. درخواست من این بود، ایشان درباره قسمت اول راهنمایی  بفرمایند  چون  من  هر  چه  در منابع گشتم پیدا نکردم  اما  همچنان دارم دنبال  می کنم. چیزی که در منابع علمی نوشته شده مثلاً در تاریخ جامع ادیان این است که قرن ها پیش  راماناندا  در  مذهب ویشنوئیزم فرقه ای را بوجود آورد بعدها هم پیرامون کبیر که ابتدا شاگرد راماناندا بود و سپس از وی پیشی گرفت،  فرقه ای  به وجود آمد به نام کبیر پانتیس (به معنای روندگان طریق کبیر) ( صفحه 303 و 304  از کتاب تاریخ جامع ادیان).  به  این  دلیل به  کتاب تاریخ جامع ادیان بعنوان آخرین منبع نگاه کردم که آقای حجت الاسلام  فعالی خودش این کتاب را  بعنوان منبع این حرف معرفی کرده بود. اما هر چه صفحاتی را که ایشان گفته بود و حتی خارج از صفحات را جستجو کردم فرقه  تاریخی رام الله  را  پیدا  نکردم. بعد می خواستم دچار این قضاوت بدبینانه بشوم که نکند ایشا ن در استدلال درست  (وجود فرقه ای در تاریخ)  برای رسیدن به نتیجه ای غلط (چون در تاریخ چیزی به این نام بوده پس او  که  نامش  این  است، همان است) مصالح لازم را در اختیار نداشته و یکدفعه یک چیزی را از خود در آورده و ساخته است. البته قاعدتاً نباید این قضاوت بدبینانه درست باشد و من از آقای حجت الاسلام فعالی می خواهم که این شائبه را (که خارج از دوازده  کذب  این سه  صفحه  است) حل کنند.
کذب هشتم: [ کتاب‌] جریان هدایت الهی به کمک  یکی  از  شاگردان ا.م.رام الله به نام پیمان الهی فراهم آمده است.
بله، همه می دانیم که مجموعۀ سخنرانی های یازده سالۀ استاد توسط شاگردان  ایشان  از  فیلم و نوار به متن تبدیل شده است و مجموعۀ این متون همان  مجموعه  کتب تعالیم حق را بوجود می آورد. در اولین  سال  سخنرانی های عمومی، آقای فرشاد مرادی (با اسم مستعار پیما الهی) مسئولیت گردآوری و تدوین قسمتی از سخنرانی های استاد در سن 23 سالگی را برعهده داشت. کذبی که در اینجا هست حقه روانی استفاده از نام پیمان الهی بجای اسم معروف و مستعار آقای فرشاد مرادی یعنی پیما الهی است. اول فکر کردم که این مسئله می تواند یک اشتباه تایپی باشد اما وقتی که بقیۀ متن را خواندم، در نقاط حساس متن متوجه شدم که این اتفاق تکرار شده است. هر متنی می تواند دهها غلط تایپی داشته باشد، این طبیعی است  و  زیا  د اتفاق  می افتد. اما اگر این غلط های تایپی دقیقاً در نقاط حساس متن اتفاق بیفتد و پیامد آن القاء پیام های کاملاً اشتباه و کذب  باشد،  این مسئله به هیچ وجه نمی تواند تصادفی باشد. جناب حجت الاسلام فعالی به اسم پیمان الهی به جای پیما الهی اشاره  کرده است.  تفاوت  فقط در یک حرف «ن» است. از طرفی یکی از اسم هایی که استاد ایلیا «میم» طی سالهای گذشته برای طیفی از مردم با آن شناخته شده اند پیمان فتاحی است. بنابراین کسانی که با اسم پیمان فتاحی آشنایی دارند بعد از برخورد  با  اسم پیما الهی ممکن است این پیام را دریافت کنند که نکند آقای فرشاد مرادی که اینک در قید حیات نیستند ، و  اینجا  به  اسم پیمان معرفی شده است، همان پیمان (فتاحی) باشد .  من ابتدا این را یک اشتباه تایپی تصور کردم اما بعد متوجه  شدم که این اتفاق در چند نقطۀ حساس دیگر هم  افتاده است مثلاً در قسمتی که جناب حجت الاسلام فعالی پاسخ استاد به سوال «آیا عیسی مصلوب شد؟ برخی می گویند شد و برخی بر این اعتقادند که نشد؟» و سوال بعدی آن «حضرت عیسی چطور؟ آیا حضرت عیسی مصلوب نشد؟»  را آورده، استخراج خود از کتاب جریان هدایت الهی را وارونه و تحریف شده نقل می کند «حضرتش مصلوب شد. اما  عیسی  مصلوب نشد» در حالی که همۀ کسانی که جلد اول کتاب تعالیم حق را دارند می توانند ببینند که جواب استاد عکس آن است ،  ایشان  می فرمایند «حضرتش مصلوب نشد اما عیسی شد». اینجا هم فقط یک «ن» جابجا شده اما معنای جمله کاملاً وارونه و برخلاف آیات قرآن شده است. البته ذکر خود این قسمت از گفت و گوها با چند هدف کاملاً واضح مانند افزایش بار اتهام مسیحیت  گرایی  و  تبلیغ  مسیح  و نیز اتهام نقض آیات قرآن است که در صورت لزوم به این نکته و دهها نکتۀ مشابه در بحث دیگری خواهم پرداخت.
کذب نهم: او نام استراژی خود را جریان هدایت الهی یا تعلیمات حق یا هنر زندگی متعالی می نامد.
اولاً اینهایی که شما گفتید اسم استراتژی نیست. استراتژی کلمه ای است که از زبان یونانی گرفته شده و معنای اولیۀ آن هنر جدال و علم لشگرکشی می باشد. در زبان فارسی این واژه نخست معادل «سوق الجیش»، فن ادارۀ عملیات جنگی و دانش رهبری عملیات نظامی در نظرگرفته شده است. مفهوم استراتژی از جنبۀ ماهیتی و روش شناختی به پنج طیف کلی   تقسیم   می شود . هنر  جنگیدن ، مدیریت  جنگ، برنامه ریزی سازمانی، مدیریت ملی و  مهندسی جهانی. نمی خواهم وارد بحث شناخت استراتژی و ابعاد آن شوم اما باید گفت که  هیچ کس تا بحال نگفته و بنابراین هیچ کس هم تا  بحال  نشنیده که اینها استراتژی باشند. این نام ها به تعلیمات استاد اطلاق شده است که تفاوت مفهوم تعلیم بااستراتژی بسیار متفاوت است.
کذب دهم: علامت این فرقه !!! دایره ‌ای است که در داخل یک مثلث قرار دارد که درون آن پنج علامت با عنوان لااله الا الله وجود دارد.
بعضی از شاگردان استاد، موسسات،ngo  ها و انجمن هایی را مدیریت  می کردند  و  می کنند که هر کدام از آنها، مثل همه موسسات و انجمن های دیگر در جهان؛ آرم هایی را برای خود دارند. آرم مذکور هم یکی از حدود شانزده آرم و علامتی است که مربوط به موسسۀ تعالیم حق  می شود و ربطی به خود استاد ندارد. خدمت شما عرض کنم که آرم اصلی جمعیت آل یاسین این چیزی نیست که  شما  اشاره  کردید بلکه آرم اصلی جمعیت، عبارت «لااله الا هو» می باشد.
کذب یازدهم . شما بعنوان  خروجی های مکتوب جمعیت به دو کتاب اشاره کرده اید. یعنی جلد اول جریان هدایت الهی (حاوی سخنرانی های استاد در  سن 23  سالگی) و کتاب احادیث قدسی. تقریباً  همه مراکز فرهنگی، امنیتی، هنری و دانشگاهی می دانند که آثار منتشر شده  جمعیت آل یاسین چیست. غیر از این دو تایی که شما اشاره کردید اگر لازم باشد بنده بیست تا چهل اثر دیگر را هم   ذکر می کنم. از جمله کتابهای تعلیمی – داستانی رویای راستین، رویای راهست این و باغبان الهی که گفته می شود حق  امتیاز هر سه کتاب توسط یکی از بزرگترین کمپانی های انیمیشن سازی جهان خریداری شده است و دهها کتاب دیگری  که در زمینه های مختلف یا چاپ شده اند یا دوستان شما به آنها مجوز نداده اند.
کذب دوازدهم: شرط حلقه آنها این است که هر کسی باید در هفته یک نفر را به حلقه وارد کند، وگرنه خود از حلقه خارج می شود.
جناب  حجت الاسلام فعالی! من نمی دانم این مطالب سراپا کذب را چه کسی به شما گفته است یا اینکه خدای ناکرده خود شما عمداً آنها را ساخته اید. اما دهها هزار نفر از پیروان استاد و کسانی که در همه این سالها استاد را دیده اند و حرفهایش را شنیده اند مشابه این جملات را هم از او نشنیده اند. شاگردان خیلی نزدیک یا کمی نزدیک هم تا بحال  نه این، نه مشابه این، نه مطالب نزدیک به این را هم از استاد نشنیده اند.  ما در سالهای گذشته قاعده عدم گسترش و قاعده انقباض را از ایشان شنیده ایم اما  چیزی  که  شما  نوشته اید ،  ببخشید  این  توهین به شما نیست، ولی دروغ شاخدار است. شاید به شما هم منابع موثق [اداره ادیان] این را گفته باشند اما برای این  مطلب   و دیگر مطالب شما دهها هزار نفر شهادت می دهند که چنین مطالبی دروغ محض است. شما طوری درباره استاد حرف زده اید که مثلاً کسی بخواهد در باره علی (ع)  حرف  بزند اما از معاویه بگوید. البته نه استاد علی است و نه دوستان  شما معاویه اند اما ممکن است واقعاً در این ماجرا هم پای  « فرقه نفاق»  در  میان باشد. کسانی که روش اصلی شان این است که تفرقه بینداز و حکومت کن. بنده شخصاً مطمئنم که اگر شما استاد  را در این سالها از نزدیک ملاقات می کردید و بدون جهت گیری و پیشداوری با ایشان ارتباط داشتید، ایشان را بعنوان لااقل دوستی تمام عیار تجربه  می کردید. ایشان خودشان بارها به بنده و نزدیکانشان می فرمودند که «من بیش از حد خودبزرگ بین ام» و یا دهها جملۀ مانند این. اما هزار نفر که با ایشان در ارتباط بوده اند، با ایشان دوست بوده اند  و  ایشان  را از نزدیک تجربه کرده اند، شهادت  می د هند که  ایشان  متواضع ترین  و  پذیراترین انسانی است که تابحال تجربه کرد ه اند و خوشبختانه این شهادت  ها  مستن د شده است و در صورت لزوم جهان را آگاه خواهد ساخت. بارها ایشان می فرمودند خوشا بحال مهربانان و بخشندگان،  ای کاش ما هم بهره ای از محبت می بردیم. اما شما خواهید دید که اکثر کسانی که ایشان را تجربه کرده و با وی بوده اند او را مهربان ترین و بخشنده ترین بشری می دانند که با وی ارتباط داشته اند. فکر می کنید چرا با وجود این همه ترور شخصیتی و نسبتهای دروغ، دهها هزار نفر حاضرند برای ایشان به هر فداکاری و از خودگذشتگی دست بزنند. راز آن در عشق ایشان به خدا و خلق خداست.
آقای فعالی در همین سه   صفحه   شما دهها تناقض، کذب و سوء تفاهم وجود دارد که اگر ضرورت آن وجود داشته باشد همه را درطول زمان خواهم   نوشت  .  من   با   همین    استدلال به فصل های دیگر کتاب شما علاقه نشان ندادم  .  با خودم  گفتم  وقتی  که در سه صفحه مطلب که اصطلاحاً از موثق ترین منابع و از یک نهاد بسیار معتبر امنیتی اخذ شده است این همه  اشتباه فاحش و مطلب کذب وجود دارد؛ لابد این رقم در کل کتاب باید به صدها مورد برسد.  چون آنهای دیگر خارج  از  ایران  هستند  و اکثراً  هم در قید حیات نیستند. اما با وجودی که استاد در ایران هستند و همه زندگیشان تحت تفتیش و موشکافی هایی بسیار بدبینانه نهاد مذکور قرار گرفت و خود شما هم در جریان جزئیات و مطالب این پرونده بودید، باز هم این همه اشتباه و کذب وجود دارد.
وقتی کتاب شما بیرون آمد ما هم با خبر شدیم که منابع اطلاعاتی شما مربوط به یکی از نهادهای بسیار معتبر امنیتی است، خوشحال شدیم و منتظر شدیم که واقعیات را بگویید. گفتند  که قرار است این نهاد مطالب خود را به تدریج در اختیار شما و مجموعه کیهان یا همفکران کیهان قرار دهد. شنیدیم که شنودهای مکالمات استاد و تعدادی از شاگردان، شنودهای خصوصی و حتی تعداد زیادی فیلم مونتاژ شده هم در اختیار شما قرار گرفته است. بعد که دیدیم و هزاران نفر که استاد را می شناختند و به او ارادت و محبت داشتند،  دیدند  که  مطالب شما تا به این حد خالی از واقعیات و بلکه پر از مطالب کذب و ساختگی است ندانستند و ندانستیم که باید چگونه نتیجه گیری کنیم.

و سلام بر کسانی که از هدایت الهی تبعیت می کنند
منصورون – فرزندان ایلیا

«اصل متن صفحه 159 تا 163 کتاب آفتاب و سایه ها»
د) رام الله
برای بحث و توضیح در بارۀ فرقۀ رام الله باید اندکی به تاریخچۀ هند بازگشت. سلاطین مسلمان غزنوی در قرن دهم میلادی به هند تاختند و در آنجا نیرو و قدرت عظیمی برای خود گرد آوردند و در قرن یازدهم بیشتر خاک کشور هند را به تسخیر  خود  درآوردند . در قرن سیزدهم میلادی، یکی از مصلحان و پیشوایان بزرگ هندی به نام «راماننده» ظهور کرد. او در یکی از   مذاهب  معروف  هند  به  نام   مکتب  ویشنو اصلاحاتی پدید آورد و مکتبی موسوم به نئوویشنوییسم بنا کرد. در این مکتب امتیازات صنفی سیستم کاست الغا شد. همچنین خوردن گوشت حیوانات که حرام بود حلال اعلام شد که البته این گونه اعمال مشاجرات و درگیری‌های فراوانی را میان فرقه‌های گوناگون پدید آورد.
در میان شاگردان و اصحاب راماننده، کسی بود که بعدها از استاد  بالاتر  رفت .  او  بعده ا به مقام استادی رسید و پیروان بسیاری گرد او جمع شدند. نام او «شیخ کبیر پانتیس» بود. وی در 1440 م. به دنیا آمد و در 1518 میلادی از دنیا رفت. شیخ کبیر شاعر  و شغلش بافندگی بود. پدرش مسلمان و مادرش تابع مذهب ویشنو بود. او از یک سو معتقد به تناسخ و چرخش گوناگون ارواح بود  و از سوی  دیگر  به  خدای  واحد که ارمغان آیین اسلام است اعتقاد داشت. شیخ کبیر می‌گفت: هر سالکی از دستگیری مرشدی روحانی (گورو یا معلم)‌ بی‌نیاز نیست.
یکی از شاگردان شیخ کبیر    «بابانانک» است که در 1469 م. به دنیا آمد و  در  سال 1538 میلادی وفات یافت. بابانانک، آیین سیک یا آیین سیخ را در هند پدید آورد. آیین سیک ششمین و آخرین دین بزرگ هندیها است که سابقۀ آن به قرن پانزدهم میلادی  باز می‌گردد ؛  بنابراین از ادیان متأخر هندی است. آیین بابانانک  که  به  زودی  پیروان فراوانی یافت، عمدتاً یک آیین اجتماعی  سیاسی  است و  بر اساس  ملاحظاتی  در دوره‌های مختلف به شدت مورد حمایت نظامیان انگلیسی که هند را مستعمره خود کرده بودند، قرار گرفت.
شیخ کبیر به جز آنکه پدر آیین سیک به شمار می‌آید، اقدام مهم دیگری هم کرد و آن  اینکه طی سخنان پرشور خود سعی کرد آیینی مرکب از افکار عالی اسلامی و تفکر هندوها به ویژه ویشنو را مطرح کند؛ از این رو ترکیبی میان خدای اسلام و خدای ویشنو فراهم آورد. خدای اسلام «الله» و خدای ویشنو «رام» است  و  از اینجا فرقه ای به نام «رام‌الله» پدید آمد. پیام این نام‌گذاری این بود که «رام» همان «الله» است و «الله» همان  «رام» . عقاید این فرقه تا حدی شبیه آیین سیک است.
چند صباحی است که فرقه رام الله در ایران شروع به فعالیت کرده است. نماینده این فرقه در ایران کسی است به نام ا. م. رام الله که با خواهر دوقلوی خود به ترویج اندیشه‌های شیخ کبیر و آیین سیک  می‌پردازد.  او  جوانی است که در حدود بیست و سه سالگی رهبری این فرقه را در ایران به عهده  گرفته  است . در  بین پیروان خود بیشتر به نام «آواتار» (یعنی سرور یا آقا) نامیده می‌شود. او  خود  را  یکی  از  استادان  حق در جهان می‌داند. شاگردان آواتار دربارۀ او حرفهای عجیبی می‌زنند و برای  او اعمال شگفت‌انگیزی نقل می‌کنند. او را یک استراتژیست و تئوریسین الهی تمام عیار در عصر حاضر می‌دانند. او همه چیز را  به  روح  خدا نسبت  می‌دهد و سعی دارد فراتر از مذهب سخن بگوید . امروزه  پیروان  او د ر ایران  از هزاران تن می‌گذرند. شرط حلقۀ آنها این است که هر کسی باید در  هفته یک نفر را به حلقه وارد کند؛ وگرنه خود او از حلقه خارج می‌شود.
تعالیم ا. م. رام الله در دو سطح جریان دارد. سطح  اول، شامل آموزشی ساده و عمومی است که آن را مرحلۀ احیا و تولد دوباره می‌نامد. این دوره، ‌بیداری از  خواب ،‌ گشودن چشمها و گوشها و فعال شدن قلبها می‌باشد؛ ‌سطح دوم که آموزشها برای منتخبان و  برگزیدگان  برگزار  می‌شود هنرهای ماورایی یا مرحله تعلیم اسرار نام دارد. امروزه سالیانی است که هر دو مرحله در ایران آغاز شده و در حال توسعه است. او نام استراتژی خود را «جریان هدایت الهی»‌ یا «تعلمیات حق» یا «هنر زندگی متعالی» می‌نامد.
شایان ذکر است که این   فرقه  دو  نشریه  منتشر کرده‌اند: یکی به نام هنر زندگی متعالی که سه شمارۀ آن در سال 1382 منتشر شد؛ و دیگری با نام حرکت  دهندگان، راه اندازی و بعداً تعطیل شد. همچنین به همت یکی از اعضای این دو نشریه، یعنی آقای مهندس حمیدرضا همتی ، ‌ مجموعه‌ای  با عنوان صدای او که به احادیث قدسی اختصاص دارد پدید آمده است. تنها کتابی که از این فرقه به صورت مستقیم و رسمی در دسترس است، اثری است با نام جریان هدایت الهی که به کمک یکی از شاگردان ا. م. رام الله به نام پیمان  الهی  فراهم آمده است. در این نوشته اندیشه‌‌ها و تعالیم «الیاس رام‌الله» گردآوری شده است.
چندین ناشر به نامهای «تعالیم حق»‌ یا «تعالیم مقدس» یا «هدایت الهی» و «حم»، در این باره فعالیت می‌کنند. البته ناشرانی به نامهای  مذکور ، آثار  دیگری از  اشو،  پاراماهانسا   و   سای بابا  یا    دربارۀ مدیتیشن و رؤیا و خرد سرخپوستان تولتک و حتی ستاره شناسی را منتشر کرده‌اند.
نکتۀ جالب توجه، علامت و نماد این فرقه است که در آثار آنها به چشم می‌خورد. در این علامت دایره‌ای داخل یک مثلث قرار دارد که درون آن پنج علامت با عنوان «لا اله الا الله» وجود دارد.

نوح آموز1 (چگونگی افزایش طول عمر) به قلم پریا -شباب حسامی

نوح آموز

روش‌هاي جوان ماندن و سالم زيستن و عمر نوح‌آسا       (قسمت اول)

همه مي‌دانيم كه عمر حضرت نوح(ع) بسيار طولاني و نزديك به هزار سال (950) بوده است. البته پدران او هم عمري طولاني داشتند مثلاً حضرت آدم 930 سال در زمين زندگي كرد. پسر او شيث در 912 سالگي مرد. آنوش(پسر شيث) در 905 سالگي از دنيا رفت و پسر او قينان تا سن 910 سالگي عمر كرد. يارد و متوشاح هم كه از پدربزرگان نوح(ع) بودند بيش از 900 سال در زمين زيستند. حضرت نوح در سن 500 سالگي صاحب سه پسر به نامهاي سام، حام و يافث شد.

من فكر مي‌كنم نوح(ع) خواسته يا به احتمال قوي‌تر ناخواسته، رژيم غذايي و روش‌هاي خاصي را اعمال كرده است، چون خداوند هر كاري را از مسير طبيعي و معقول خودش انجام مي‌دهد. مثلا،ً به نظرم يكي از عادات غذايي نوح(ع) استفاده از غلات و سبزيجات، و گوشتهاي سالم بوده است كه همين نكته خودش يكي از توصيه‌هاي اصلي تغذيه پيشرفته امروزي محسوب مي‌شود. گواه اين مدعا هم كلامي است كه خداوند به نوح(ع) مي‌فرمايد: «بارور و زياد شويد و زمين را پر سازيد. همه حيوانات و خزندگان زمين، پرندگان هوا و ماهيان دريا از شما خواهند ترسيد، زيرا همه آنها را زير سلطه شما قرار داده‌ام و شما مي‌توانيد علاوه بر غلات و سبزيجات، از گوشت آنها نيز براي خوراك استفاده كنيد».

اينطور شد كه اسم اين سلسله از مقالات را «نوح آموز» گذاشتم و منظورم از آن آموزه‌هايي است كه احتمالاً در زندگي حضرت نوح(ع) وجود داشته است زيرا او نزديك به هزار سال با قدرت، موفقيت و سلامت زيسته است. ان شاءا…حضرت نوح(ع) از كار بنده خشنود شود و همه دوستان و دشمنانم و مرا دعا كند.

نظرات مختلفي درباره چگونگي افزايش طول عمر انسان و حفظ جواني و سلامتي او وجود دارد. يكي از دانشمندان علوم تغذيه و پزشكي معتقد است كه از جمله علل اصلي بيماريهاي انسان و نتيجتاً تضعيف سيستم ايمني او كه در نهايت به كاهش عمر انسان منجر مي‌شود، تجمع ميكروب‌ها و باكتري‌ها در روده بزرگ است. اين دانشمند برداشتن روده بزرگ را يكي از راههاي افزايش طول عمر انسان مي‌داند و اين سؤال را مطرح مي‌كند كه آيا مي‌دانيد كلاغ‌ها چرا صد سال زندگي مي‌كنند و سپس جواب مي‌دهد چون روده بزرگ ندارند.

با پذيرش نظريه حذف روده بزرگ، خودبخود به ماده غذايي «ماست» نزديك شده‌ايم. ماده‌اي كه به دليل دارا بودن اسيد لاكتيك قادر است باكتري‌هاي بيماري‌ زاي روده بزرگ كه عامل بسياري از بيماري‌ها و نارسايي‌هاي جسمي هستند را نابود كند و بنابراين مي‌تواند تاثير مستقيمي در افزايش طول عمر بگذارد.

به عنوان گواهي بر اين مدعا مي‌توان به طول عمر زياد روستايياني كه مصرف ماست در ميان آنها فراوان است اشاره كرد. هنگامي كه روش تغذيه مردم بعضي از مناطق قفقاز و مجارستان كه داراي طول عمر نسبتاً زياد بودند مورد بررسي قرار گرفت، دانشمندان متوجه شدند كه ماست يكي از اجزاي اصلي و عمده جيره غذايي اين افراد است. يكي از دانشمندان معروف ديگر تاكيد زيادي بر پياز دارد. پياز به عنوان عاملي براي افزايش طول عمر. شايد اين تاكيد با خاصيت ضد عفوني كننده شديد پياز يا دارا بودن «دي ان اي» مرتبط باشد.

دكتر الكس كارل، طول عمر انسان را با ميزان سم زدايي از بدن مرتبط مي‌دانست و معتقد بود اگر سمومي كه در بدن انسان توليد و ذخيره مي‌شوند، بلافاصله از بدن خارج شوند، ممكن است انسان به عمري بسيار طولاني (در حد چند صد سال) دست پيدا كند. او براي اثبات ادعاي خويش يك ران جوجه را درون دستگاه آزمايش گذاشت و با استفاده از ابزار مربوطه از ذخيره سموم در ران جوجه جلوگيري كرد. ران جوجه تا بيش از ده سال همچنان سالم ماند و بعد از آن هم به دليل كافي بودن آزمايش و قطع آن، ران جوجه طي چند ساعت فاسد شد و از بين رفت.

آيا با تخليه دائمي بدن از سموم، مي‌توان آنطور كه آزمايش اثبات كرده است، به عمر طولاني دست يافت؟ البته اين موضوع كاملاً روشن است كه وجود سموم مي‌تواند دردها، بيماري‌ها و نابساماني‌هاي بسياري را در انسان بوجود آورد و طبعاً فقدان اين سموم و ميكروبها مي‌تواند موجب سلامتي و طول عمر شود، اما معلوم نيست كه انسان بدون وجود سموم تا چند سال ديگر مي‌تواند بر عمر خود بيفزايد. ده سال، صد سال يا قرنها.

ديده‌گاه ديگري كه درباره سلامتي و شفاي انسان وجود دارد موضوع «اكسيژن رساني كافي و تنفس كامل» است. از اين ديدگاه عامل بسياري از بيماري‌ها و بويژه سرطانها، كمبود اكسيژن در بدن است. سوخت و ساز نياز به هواي كافي و مناسب دارد و اگر هواي مناسب تامين نشود، سوخت و ساز بدن با اختلال مواجه خواهد شد. اشكال در سوخت و ساز يعني ايجاد مواد سمي، عدم تخليه مواد سمي و نتيجتاً انباشتگي آن در بدن. البته، اين فقط يكي از پيامدهاي كمبود اكسيژن است. آيا واقعاً اكسيژن رساني كافي به بدن مي‌تواند موجب سلامتي و طول عمر شود؟ شايد يوگي‌هاي هندي، كساني كه براي موضوع تنفس و اشباع بدن از اكسيژن ارزش زيادي قائلند و آن را با وسواس و دقت رعايت مي‌كنند، بتوانند تجسمي از اهميت زياد اين شيوه، يعني «اكسيژن رساني كافي» باشند. گفته مي‌شود كه يوگي‌هاي باستاني هند كه تمرين تنفسي پراناياما يكي از اصلي‌ترين مشغوليات آنان بوده است، از عمري بسيار طولاني و سلامتي كامل برخوردار بوده‌اند. در زمان كنوني هم يوگياني وجود دارند كه مي‌توان آنها را از اين نظر مورد بررسي قرار داد.

و اما چرا نوح و پدران او عموماً نزديك به هزار سال زندگي كرده‌اند؟ زندگي آنها چطور بوده است؟ آنها غير از غلات، سبزيجات و گوشتهاي سالم (آنطور كه در كلام خداوند متعال به نوح(ع) وجود دارد) چه چيزهاي ديگري مي‌خورده‌اند؟ روش‌هاي دانسته و ندانسته آنها براي مقابله با بيماري چگونه بوده است؟ در گفتارهاي بعدي مي‌خواهيم بيشتر در اين زمينه‌ها با همديگر حرف بزنيم و فكر كنيم. قصد دارم ابتدا نظريه‌هاي مطرح شده در علوم پزشكي و تغذيه را مطرح كنم و شايد در آخر، به طرح نظرات بزرگترين معلم باطني عصر حاضر، در زمينه مبارزه با بيماري‌ها، تغذيه، شفا و درمان بپردازم.

در قسمت بعدي راجع ‌به غذاها و موادي كه واجد اثر حفظ و تجديد جواني‌اند و داراي طيف وسيعي از تاثيرات سلامتي‌بخش مي‌باشند، حرف خواهيم زد.

پريا   (شباب حسامي)

  منبع : سایت رسمی هوادارن استاد ایلیا میم رام الله

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید