جملات قصار استاد ایلیا میم رام الله- پیمان فتاحی

Image

Bebin-01

Advertisements

ویتامین های طبیعی بهتر هستند یا مصنوعی؟

داروشناسي طبيعي (قسمت دوم)

در اواخر دوران بربريت مدرن بود كه بيماري بري بري براي اولين بار توسط «فونك» ضربه فني شد. فونك با اعتقاد به اصل «از آب كره بگير» توانست از پوسته برنج ماده ايي كريستالي را بدست بياورد كه بيماري بري بري را «برو بيرون» مي كند يعني از بدن بيرون مي كند. او نام اين ماده عجيب را «آمين حياتي» گذاشت و بنابراين كلمه ويتامين از كلمه «آمين حياتي» گرفته شد. ويتامين ها عناصري هستند كه بدن براي انجام فعاليت هاي حياتي خود به آن احتياج دارد اما قادر به ساختن آن ها نيست و بنابراين بايد آن ها را از طريق تغذيه بدست بياورد. مصرف ويتامين ها آنقدر ضرورت دارد كه يكي از ويتامين شناسان بزرگ مي گويد: «اگر انسان ويتامين ها را مصرف نكند بيمار مي شود اما اگر ديگر عناصر مورد نياز خود را مصرف نكند فقط دچار ناراحتي مي شود» البته همين تأكيد بر ضرورت مصرف ويتامين ها، تصورات اشتباهي را هم درباره آن ها به وجود آورده است. مثلاً عموم مردم فكر مي كنند همه ويتامين ها براي همه بيماري ها و نارسايي ها تأثير مثبت دارند. اتفاقاً‌در اين مقاله، توصيه من اين است كه فكر نكنيد همه ويتامين ها براي همه بيماري ها و نارسايي ها مناسب اند. فكر كنيد كه براي هر نوع نارسايي و بيماري ويتامين هماهنگ با خودش كاربرد دارد. و حتي فكر كنيد بعضي از ويتامين هاي ناهماهنگ مي توانند بعضي از اختلالات را تشديد نمايند…

ادامه حكايت كشف ويتامين ها و شكل گيري ويتامين درماني:

لينوس پالينگ، كه دو بار برنده جايزه نوبل شده بود، در سال 1968 از روشي به نام «پزشكي اورتو ملكولر» سخن گفت. «اورتو» به معني ايده آل و بهترين است. قدم اول او كه انعكاسي جهاني يافت، تاكيد او در مصرف مقدار زياد ويتامين c 1براي جلوگيري از سرماخوردگي بود. اين، تنها قدم اول بود. در قدم هاي بعدي، درمانگران اين روش، به درمان ديگر بيماري ها بوسيله ويتامين هاي مختلف پرداختند. از بيماري هاي جسمي گرفته تا اعتيادهاي مختلف و حتي بيماري هاي رواني و عصبي. اورتوملكولرها  براي شيوه درماني خود به چند دليل استناد مي كردند.

يك. روده بسياري از انسانها، به دليل زندگي متمدن، در شرايطي قرار گرفته است كه قادر به جذب ويتامين ها نيست بنابراين بايد ويتامين ها را به صورت مصنوعي به خورد بدن داد.

دو. مغز انسان براي عملكرد مطلوب خود به انواع ويتامين ها نياز دارد و بسياري از بيماري هاي رواني و ذهني، به دنبال كمبود برخي از ويتامين ها بوجود مي آيند.

سه. با تغيير ميزان تراكم عناصر موجود در بدن انسان مي توان به بيماران كمك كرد.

لازم به ذكر است كه در روش مگاويتامين، بر تجويز بعضي از ويتامين ها مانند ويتامين C  و   B3و در مواردي ويتامين  E و  B و  A تاكيد بيشتري مي شود.

در اين مقاله كوتاه، سعي دارم تا شما را با كليات،‌ و نكات كاربردي تر و مهم تر «ويتامين درماني» آشنا كنم. در ويتامين درماني براي هر بيماري و اختلالي تجويزي ويتاميني وجود دارد اما در اينجا قصد من اين نيست كه به همه بيماري ها و اختلالات اشاره كنم بنابراين بعضي از شايع ترين اختلالات را ذكر مي كنم.

و حالا چند نسخة درماني فوق العاده:

آدم طاس بايد شش بار بوق بزند و يك بار آي بكشد.

دردهاي عصبي را با ويتامين «پ» فارسي (و نه انگليسي) مي شود تخفيف داد.

داروي فشار خون پايين «اسب» است.

بوي بد دهان را با «جيپس» مي توان رفع كرد.

اگر كسي خستگي اعصاب داشته باشد بايد خود را با كلمه «بد» كه توسط يك الكن تلفظ مي شود درمان كند. نسخة او «بببد» است. و كسي كه مي خواهد دوپينگ كند كافي است با همين روش كلمة بس را بگويد يعني بگويد «بببس»

كساني كه لاغرند و مي خواهند وزن شان اضافه شود داروي شان در الفباي انگليسي است .

آدم چاق را بايد لام سيبيلش را كند.

كسيكه ريزش مو دارد بايد با سه سوت بگويد «ب» اما بع نگويد چون در شأن گوسفند هاست.

درمان «زكام» در «داس» است.

بي اشتهايي را با «سبد» مي شود حل كرد و اشكال در رشد كردن را با «سِبد»

درمان قاعدگي دردناك به كمك «باده» صورت مي گيرد.

يبوست را با «كاسب» مي شود از بين برد.

اگر دندان هايتان فقر ويتامين دارد راه حل در «عدس» است اما نه عدس خوردني.

براي درمان آنژين بايد اسب را مثل دو ساله ها تلفظ كرد و گفت «ابس» (نه اشب) بقيه را هم ديگر خودتان حدس بزنيد.

رمز گشايي

اصطلاحاتي كه در بالا ذكر شد، همه واقعي بودند. اين اصطلاحات، تركيب ويتاميني درمان كننده را در مورد بيماري مربوطه نشان مي دهند. بنابراين:

ويتامين درماني طاسي مي شود: ويتامين هاي  B1+B2+B3+B6+B+I (يعني 6 بار بوق بزند يك بار آي بكشد)

دردهاي عصبي: B12+B6+B1 (وقتي سه تا ويتامين ب را با هم جمع كني يك ويتامين پ فارسي به دست مي آيد يعني: ب+ب+ب = پ)

فشار خون پايين: اسب (يعني A.C.B1)

بوي بد دهان: جيپسG.I.P.C))

خستگي اعصاب B1. B3. B6. D(بببد)

لاغري: اي بي سي دي ايي اف … (يعني      A. B. C. D. E. Fمنتهي    Bآن شامل B1+2+3+6+1  است با اين توضيح كه B11 ، يعني كارنيتين از آن اشتها آورهاست).

چاقي مفرط: C  E.B1. I   (و اختصاصاً براي اضافه چربي:  J)

ريزش مو: B2. B5. B8 (ببب)

زكام: داس D+A+S

بي اشتهايي: سبد يعني C. A. B 1+2+8+11. D (مخصوصاً اگر اين سبد خوردني پر از ويتامين   B11باشد چون   B11معروف به ويتامين اشتهاست(.

قاعدگي دردناك: باده (B1+3+6  A. D+E)

يبوست: كاسب (يعني  B1 =2=3=5=6 K A C)

فقط ويتامين دندان ؛: عدس (A.D.C)

آنژين: ابس شامل A+B1+C

دردهاي عصبي:   B1. B6. B12  (يعني ويتامين پ فارسي چون ب+ب+ب مي شود پ)

اشكال رشد (سِِِبد، همان سبد منتهي با لهجه … آره  يعني    A+D+B(كمپلكس). C .E

طاسي: اگر آدم طاس شود بايد 6 بار بوق بزند و يه بار «آي” بكشد يعني:I+B1+B2+B3+B6+B8

و اما …… اين بار رمزها را  مي گويم؛ اصطلاحات را خودتان پيدا كنيد!

پيري: B3  و ٍٍE

فشار خون بالا: B2. B3. C2. E. I. J. P. B1   (كمي شبيه لاغري شد)

خشكي و سختي پوست: A. B1. B2. C. C2. P   و كلاً براي بيماري هاي پوستي B3  (البته B3 ضد اسهال هم هست)

تب: A. C

دوپينگ:  C. B. B6.B3 , و ؟؟؟

ضد تهوع:   B6(الته اگر تهوع شما ناشي از خوشي مسافرت هوايي يعني در هواپيما باشد   B1موثر است.)

ضعف تغذيه:  Bكمپلكس

كاهش حافظه:  B1+B3

ورم پلك: B8. B2. C. A

سنگ كليوي: E. B13. B6

نفخ:   B13(چون بي اش 13 است فكر نكنيد كه نحس است بلكه نحسي معده را از بين مي برد)

كار فكري زياد: Bكمپلكس و C

ويتامين هاي متخاصم و ويتامينهاي متحد

اگر بدون توجه به اختلالات احتمالي و بدون داشتن بيماري خاص مي خواستيد ويتامين خواري كنيد بايد به شما عرض كنم كه بعضي از ويتامين ها دوستان نابابي براي همديگر هستند و اگر آن ها را با هم وارد بدن تان كنيد بايد منتظر باشيد كه كمي هم بي ادبي و بي تعادلي از خود نشان دهند …

از طرفي بعضي از ويتامين ها هم خيلي با همديگر سازگار و صميمي هستند. مثلاً تركيب ويتامين هاي C+B3+P يك گروه دوستي است كه براي همه بزرگسالان توصيه مي شود. حالا اگر در اين تركيب ويتامين J را جايگزين B3 كنيد كارايي اين گروه دوستي تغيير مي كند و توانايي اصلي آن ها سم زدايي از كبد خواهد شد. گروه هاي سازگار و ناساز گار مختلفي بين ويتامين ها و مواد معدني و كلاً ريز عنصر ها وجود دارد البته گروه هاي دوستي فقط در ميان ويتامين ها با هم نيست بلكه چنين هم خواني هايي ميان بعضي از ويتامين ها با بعضي از اسيدهاي آمينه يا مواد معدني هم وجود دارد. بعنوان مثال به گروه هاي دوستي زير توجه كنيد:

ويتامين  Aاثر بخشي بيشتري با كلسيم، فسفر، منيزيم و سيلينيوم دارد.

ويتامين B با كوبالت، مس، آهن، منگنز و پتاسيم رفيق تر است.

ويتامينC علاقه بيشتري به كلسيم، مس، منيزيم، سلنيوم و سديم دارد وقتي با آن ها است كارهاي بيشتري از او بر مي آيد.

ويتامين E كلسيم، آهن، منگنز، فسفر، پتاسيم، سلينيوم، سديم و روي را به عنوان هم گروه هايش ترجيح مي دهد و با آن ها بهتر مي تواند كار كند.

ويتامين طبيعي به از ويتامين مصنوعي

ويتامين ها به مقدار اندك در ميوه ها و سبزي ها و ديگر غذاهاي طبيعي وجود دارند. اما همين مقدار اندك، بسيار با اهميت تر و تأثير گذار تر از ويتامين هايي است كه به صورت مصنوعي تهيه مي شوند. ويتامين هاي مصنوعي تأثير گذارند اما ممكن است پيامدهاي منفي (هر چند ضعيف) را نيز به دنبال داشته باشند. بنابراين فقط وقتي از ويتامين مصنوعي استفاده كنيد كه ويتامين طبيعي در دسترس نيست.

نكته: اگر مجبور شديد كه از ويتامين مصنوعي استفاده كنيد بد نيست كه در جعبه آن ها چند دانه برنج بگذاريد چون برنج با جذب رطوبت، مانع از مرطوب و تخريب شدن قرص هاي ويتامين مي شود.

اگرچه هر گردي گردو نيست ولي هر ويتي ويتامين است

فكر مي كنيد چند نوع ويتامين وجود دارد ؟ بيشتر مردم جوابشان به اين سوال، ويتامين هاي  B. A(از B1 تا B6وB12)  .D. C. B  و   Eاست. ولي جواب درست به اين سوال كه چند نوع ويتامين وجود دارد اين است:

خدا مي داند چند نوع ويتامين وجود دارد اما تا زمان ما اين ويتامين ها كشف شده:

چندتايي كه بالا گفتم بعلاوه PP .O. N. M. L. K. J. I. H. G. F (با پَپه  اشتباه نگيريد) PH، U.T

از طرفي وقتي مي شنويم ويتامين  B1تا  B12فكر نكنيم كه از   B1تا  B12ويتامين  داريم در واقع ويتامين هاي B معروف تر عبارتند از: B1 تاB12. B8. B10  B6  .

بنابراين عملاً ويتامين   B9 و B8 و B7نداريم. اما تعدادي ديگر از ويتامين هاي   Bداريم كه به دليل ناتواني در امر تبليغات و نتيجتاً مشهور نشدن، معرف حضورما نيستند مانند:

BX. BT. BC. B17. B15. B13

ويتامين ها را دور نريزيد:

اگر مي خواهيد ويتامين هاي خود را از ميوه ها و سبزيجات و غذاهاي معمولي تهيه كنيد (كه بهتر است همين كار را بكنيد مگر اينكه غذاهاي طبيعي در دسترس نباشد) چند گفته را ناگفته نگذاريم:

سبزيجات را بعد از شستن، مدت زيادي در آب نگه نداريد تا ويتامين آن ها «زيادي كم» نشود.

سالاد را همان موقعي كه مي خواهيد بخوريد درست كنيد مخصوصاً‌ گوجه فرنگي را.

سبزي ها را با يك چاقوي تيز و در عين تميز كاري، برش بزنيد چون ويتامين هاي   AوC خود را در نتيجه ناشي بازي هنگام خرد كردن، از دست مي دهند.

اگر نتوانستيد ميوه و سبزي را تازه تازه مصرف كنيد، توجه داشته باشيد كه سبزيجات و ميوه جاتي كه فوراً منجمد شده اند عناصر حياتي شان بيشتر از آن هايي است كه چند روز در يخچال بوده اند.

سبزيجات منجمد شده را همان طور  در حالت منجمد بپزيد و سعي نكنيد اول يخ آن را ذوب كنيد.

غذاهاي تازه از منجمد شده كاملاً بهتر اند اما غذاهاي منجمد هم كاملاً از كنسرو شده بهتر اند.

هر چه زمان پختن و آب غذاهاي حاوي سبزي، كمتر باشد، تاثيرگذاري ويتاميني آنها، مؤثر تر است.

شيرهايي كه در بطري هاي بي رنگ هستند در مقابل نور آفتاب ويتامين هاي  A.D و  B2خود را از دست مي دهند. نان ها هم در برابر نور مواد تغذيه ايي خود را مي بازند.

موادي كه هنگام تهيه، برشته يا قهوه ايي رنگ مي شوند ويتامين  كمتري دارند. همچنين اگر به ويتامينC و B1بيشتري احتياج داريد، در غذاي خود جوش شيرين نريزيد.

وقتي غذا را در ظروف مسي مي پزيد ويتامين هاي E، Cو اسيد فوليك آن ها از بين مي رود. در عوض ظروف آهني مي توانند آهن غذاي شما را بيشتر كنند (شوخي نمي كنم) ولي ويتامين   Cرا  از بين مي برند .

تاليف :پريا ( شباب حسامی)

اکسیر های زندگی چیست؟

داروشناسي طبيعي-1

( قسمت اول )

تاليف :پريا ( شباب حسامی)

گاز بزن پوست نكن

1 (3)

خیار را باپوست آن  بخوريد و فريب مؤدب بازي هاي مرسوم را نخوريد چون بيشتر ويتامين (( A ))ي خيار در پوست آن است و خيار بيشتر براي تامين ويتامين(( A ))ي بدن مناسب است . سيب و بعضي از ميو هاي مشابه را هم با پوست بخوريد چون مثلاً پوست سيب خاصيت ضدسرطان دارد… اين از پوست بيروني حالااز پوست داخلي بعضي از ميوه ها بگم.

داخل پوست پرتقال و ديگر پرتقال سانان ( مثل گريپ فروت ) پوسته سفيدي هست كه هميشه مورد بي مهري پرتقال خوران قرار مي گيرد ، غافل از اينكه اين پوسته ي سفيد سرشار از ويتامين (( ب كمپلكس )) است .همچنين اين پوسته ظاهراً بي مصرف داراي موادي است كه مكمل مواد مغذي درون پرتقال ( سانان ) است. پوسته داخلي گريپ فروت و بيشتر فاميل هايش ، مي تواند كلسترول خون را حتي به اندازه تاثير و مصرف دارو ، كلسترول مخرب خون را پايين بياورد و به گشايش رگ ها و افزايش سلامتي عمومي كمك كند. حرف كه از داخل پوست پرتقال  سانان شد گفته باشم كه در پوست ليمو هم ويتامين C  فراواني وجود دارد پس اگر ليمو را باپوستش بخوريد ، هم ويتامين C  بيشتري گيرتان مي آيد و هم اگر در شكم بعضي ها  مار و افعي خيلي كوچولو ( كه به آن جانور مي گويند ) وجود داشته باشد، كم كم وجود نخواهد داشت.

 زنجفيل :خاصيت فيل آسايي زنجبيل

اگر حالت تهوع داشتيد، مي توانيد از قرص هاي ضدتهوع يا قرص مي توانيد از قرص هاي ضد تهوع يا قرص B6 استفاده 1 (1)كنيد اما اگربخواهيد از داروي غير شيميايي استفاده كنيد زنجبيل را به شما توصيه مي كنم .زنجبيل اثر كاملاً قاطعي برجلوگيري از ضد تهوع و استفراغ دارد و يك آنتي هيستامين طبيعي است.همچنين زنجبيل تا اندازه اي محرك جنسي و مغزي است ومي تواند تفكر را بهبود ببخشد . اگر مزه ي زنجبيل زياد به مذاقتان خوش نيامد و شيرين كننده يا كپسول خالي هم در دسترس تداشتيد ، ديگراثرات زنجبيل را به ياد بياوريد تاكمي ذوق كنيدو مذاقتان كوتاه بيايد و از خر شيطان پياده شود .( آيا واقعاً شيطان خر دارد ، يا خر شيطان دارد يا شيطان مساوي خريت است ) به ياد بياوريد كه زنجبيل بر ضد آشفتگي هاي معده عمل مي كند و يك منعقد  كننده ي قوي خون است طوري كه از اين نظر شبيه (( آسپيرين )) است كلسترول و فشار خون و چربي خون را كاهش مي دهد و برعليه سرطان مي ايستد.

ميوه و سبزي مي آيد   سرطان سرتان نيايد

اگر از سرطان مي ترسيد يا فكر مي كنيد سرطان به شما علاقه مند است و ممكن است به سراغتان بيايد، يا اگر سرطان بزور با شماهمراه شده و خود را تحميل كرده، تعدادي ماده ي ضد سرطان فوق العاده را به شما توصيه مي كنم . هركدام از1 (5) اين مواد ، كلي توضيح دارد ولي من فقط اسم هايشان را مي گويم : گوجه فرنگي ، هويج ، كلم ، سير ، پياز ، و ذرت ( اما نه روغن ذرت ) طالبي و گريپ فروت . تحقيقات دانشمندان نشان مي دهد كه اين مواد از بين هزاران ماده ي غذايي ديگرداراي بيشترين تاثيرات ضدسرطاني اند .اين سبزي ها و ميوه هاي خاص برعليه انواع سرطان ها عمل مي كنند اما مواد ديگري وجود دارند كه تنها در برابر بعضي از سرطان ها داراي مقابله هستند. مثلاً تحقيقات علمي ثابت مي كند كه يكي از بهترين دارو ها برعليه سرطان لوزالمعده ، خرما مي باشد . يا مصرف ماست اثر قابل توجهي در جلوگيري از سرطان روده ي بزرگ كه يكي از شايع ترين سرطان هاست دارد. سويا توانايي مقابله با سرطان معده را دارد . نخود فرنگي و توت فرنگي بر عليه سرطان پروستات مي جنگند . زرد آلو توانايي تهاجم به سرطان ريه ( و تا حدودي لوزالمعده ) را داراست. از ديد گاه ديگر مي توان گفت سبزيجات زرد و نارنجي رنگ و ازبين ميوه ها ،انواع مركبات ، بيشترين خاصيت ضد سرطاني را دارا مي باشند.

نخود فرنگي = قرص ضد حاملگي

1 (6)

وقتي دانشمندان به موش هاي آزمايشگاهي نخود فرنگي دادند ، هردو جنس عقيم شدند . همين آزمايش علت جمعيت تبتي ها را در 200سال اخير برملا كرد . چون نخود فرنگي يكي از اصلي ترين غذا هاي آنان  است . در نخود فرنگي نوعي ماده شيميايي وجود دارد كه مانع از حاملگي زنان و تواناييي بارور سازي مردان مي شود .

حالا كه يك عيب نخود فرنگي را گفتم يك حسن آن را هم بگويم تا جناب نخود فرنگي ازما نرنجدهرچه كه باشد او يك نخود است اگرچه از نوع فرنگي اش .نخود فرنگي يك ماده ضد سرطان ( مخصوصاً سرطان پروستات ) است . همچنين براي رفع عفونتها مؤثر و مفيد است.از طرفي اگر در خواب ديده ايد كه عنقريب قرار است دچار آپانديسيت شويد ، بپريد و نخود فرنگي بخوريد چون اين ماده مي تواند موجودات ذره بيني موجود در جدار اين زائده را كه موجب عفونت و حمله هاي دردناك در اين عضو مي شود را مرعوب نمايد.

اكسپكتورانت شلغمي

 1 (7)

اگر دفترچه ي بيمه نداريد ، پول هم زياد نداريد و داروي آنتي بيوتيك نياز داريد و همچنان گران است يك پيشنهاد برايتان دارم . يك آنتي بيوتيك طبيعي بابيشترين اثرات موازي وتاثير قابل توجه آنتي بيوتيكي.چند شلغم را بگيريد و تا حدي گوشت داخلي آن را خالي كنيد طوري كه از شلغم شما چيزي مثل يك تنگ آب توخالي باقي بماند .البته كمي از گوشت هاي داخلي را باقي بگذاريد طوري كه ديواره هاي اين تنگ شلغمي كمي ضخيم باشد. حالا درون اين شلغم تو خالي ، شكر بريزيد و در شلغمي آن را رويش بگذاريد .حداقل ، دوازده ساعت بعد در را برداريد . مي بينيد كه درون تنگ شما پر از شربت ساخت وطن است .اين شربت يك اسپكتورانت و آنتي بيوتيك طبيعي محسوب مي شود و براي بعضي از بيماري هاي عفوني ، مخصوصاً بعضي از بيماري هاي عفوني ريه يك داروي ملايم و چند جانبه به حساب مي آيد

قهوه ، جوجه اردك زشت نيست (1)

در بيشتر خبرها شنيده ايد كه (( قهوه بد است )) (( قهوه نخوريد)) اما من مي خواهم بگويم (( قهوه بد نيست . قهوه گاهي خوب است ))اصلا ًمي دانيد اين قهوه تا اواخر قرن هفدهم به عنوان دارو مصرف مي شد و محل عرضه ي آن داروخانه1 (4) ها و عطاري ها بود.روزي روزگاري يك آدم خوشمزه اي به نام مونن، آمد و قهوه و شكر و شير را باهم قاطي كرد تا مثلا ٌ به يك غذا تبديل شود.بعد ديد مثل خودش خوشمزه شد.به بقيه هم  تعارف كرد، بقيه هم به هم تعارف كردند وخلاصه ، بازي (( دومينو)) را كه يادتان هست . الان، هم در ايالت بلخ و هم در ساحل عاج و اتيوپي (( كافي )) ميل مي شود.

البته من شنيده ام كه قهوه براي قلب خوب نيست . يا بعضي از آدم ها را مضطرب و نگران مي كند . برجنين تاثير مثبتي ندارد.اسهال و بي خوابي و گاهي سردرد مي آورد.اما وقت هايي كه مي خواهم نخوابم ( يعني نمي خواهم بخوابم، يعني مي خواهم به جاي خوابيدن بيدار بمانم ؛ يعني…) همينكه يكي دو فنجان شير وقهوه ( اگر بخواهم خود را تحويل بگيرم با شكر ، اگرنه ، بي شكر و كم شير ) مي خورم تا چند ساعت بعد خلاصه…

قهوه صبحگاهي هم كه سرجاي خودش. مي دانيد قهوه مثل دوپينگ مغزي است.يك محرك مغزي ميتواند نيشتر بزند و فعال كند .تمركز و هوشياري را بيشتر مي كند.مقاومت عضلاني را افزايش مي دهد و به تبع آن ، توان جسمي را زياد مي كند.((تانن))اي كه در قهوه وجود دارد مي تواند از كرم خوردگي دندان جلوگيري كند.بعضي از ورزشكار ها با خوردن قهوه ديرتر خسته مي شوند اما اين ، براي ورزشكاراني كه با انگشتا نشان زيادي كار دارند خوب نيست چون در هماهنگي انگشت ها گاهي اختلال به وجود مي آورد. تازه قهوه را مي توانيد به موهيتان هم بماليد.هم براي رشد و رويش آن ها خوب است و هم رنگ موها يتان را عوض مي كند.البته اگر آقا باشيد يا دوشيزه!! ممكن است پيامدهاي خانوادگي هم براي شما داشته باشد.

بااين حال مهمترين تاثير قهوه همان خاصيت ضد خستگي و كاهش خواب آلودگي است.اين اثر قهوه مديون كافئيني است كه در آن وجود دارد البته داستان كشف قهوه هم خود تا حدي همين تاثير را بيان مي كند.در زمانهاي قديم چوپاني به نام كادي قهوه را كشف كرد .او متوجه شد كه وقتي گوسفندانش دانه يك نوع گياه را مي خورند ، سرحال تر و بانشاط ترند.با خودش بر وزن ((جيب ما يكي است))گفت معده ما يكي است(چون وقتي ما گوسفند را مي خوريم با همه بدن اش و من جمله معده اش مي رود توي معده مان ) بنابراين شروع كرد به خوردن آن دانه .وقتي مرد مقدس قبيله اش او را ديد تعجب كرد.گفت چقدرسرحالي. اوهم جريان را تعريف كردو سپس مرد مقدس وبعد از آن ديگران براي بيدار ماندن درشب از آن استفاده كردند .سرانجام كار به آنجاكشيد كه همين چند سال پيش يكي از سلول هاي آن مرد مقدس چند هزار سال پيش كه حالا شده بود ((كاردينال ريشتكيو)) گفت (( تصميم گيري درباره اداره يك ملت غالباً با يك فنجان قهوه انجام مي شود)).

فلفل نبين چه ريزه، مزه كن ببين چه تيزه ( آخر فلفل كه شكسته نمي شود اي شاعر مرحوم)

اگر روزي در ميدان تره بار دچار درد شديد چكار مي كنيد؟ اصلا شما اهل رفتن به ميدان تره بار هستيد، يا از ميوه فروشي هاي گران فروش خريد مي كنيد؟ حالا بر فرض در يك سبزي فروشي ( از نوع گران يا ارزان آن ) هستيد و يكدفعه 1 (2)دچار درد مي شويد. سراغ كدام سبزي مي رويد؟ يكي از دانشمندان مي گويد سراغ فلفل قرمز تند برويد. گذاشتن ضماد فلفل قرمز تند در موضع درد يا خوردن آن مي تواند درد شما را كاهش دهد. اين به دليل وجود نوعي ماده در فلفل قرمز است كه مي تواند باعث كم كاري سلول هاي عصبي منتقل كننده ي درد شود. از فلفل قرمز تا حدي براي بي حسي و حتي ايجاد احساس آرامش هم مي توانيد استفاده كنيد. خوردن فلفل قرمز تند و احساس تندي و سوزش آن در دهان و گلو باعث مي شود كه مغز مورفين طبيعي ترشح كند و همين مورفين باعث ايجاد احساس خوشايند مي شود. البته اگر مقادير خيلي زيادي فلفل قرمز بخوريد به اميد اينك مقادير زيادي مرفين تهيه كنيد ممكن نيست شما را به جرم تهيه و توليد مواد مخدر بازداشت كنند چون افرادي كه از مشتريان هميشگي فلفل قرمز مي باشند و غالباً مقادير زيادي از آن را مصرف مي كنند، به تدريج مرفين طبيعي كمتري از ناحيه مغز دريافت مي كنند و به عبارتي كارشان براي مغز كم كم بي مزه مي شود و مغز حاضر نيست در مقابل قيمت فلفل قرمز تند مورفين طبيعي بپردازد. بنابر اين بعضي ها ( سود جوها و پول پرستها) فكر نكنند كه اگر با مته مغز خود را سوراخ كنند و شلنگي در آن فرو ببرند و شروع كنند به فلفل خوردن، بعد از يكي دو ساعت صاحب يك گالن مورفين و معاقبا صاحب آپارتمان، ويلا، ماشين و چند كيلومتر اسكناس خواهند شد. طبيعت از همه ما زرنگتر است.

موضوع داروهاي طبيعي و بطور كلي داروهاي غير پزشكي مبحثي است كه تاكنون هزاران كتاب درباره آن نوشته شده. اما واقعيت اين است كه حداقل 99% اين كتابها ( كه مربوط به ملل مختلف است) پايه و اساس علمي نداشته و نسخه و توضيحات آنان به اثبات علمي و غالباً اثبات تجربي نرسيده است. چنين كتابهايي پر است از نسخه هاي فوق العاده درماني، معجونهاي شفابخش، داروهاي گياهي ضد سرطان ( آن هم در عوض چند روز) و حتي اكسيرهايي كه جلوي همه بيماري ها و لابد مرگ آدم را هم مي گيرد.اين واقعيت همچنين درباره موضوعات باطني و نسخه هاي معنوي كاملا صدق مي كند. حتي اگر يك درصد اين كتابهاي پزشكي غير علمي، درست و موثر باشد، بشر شاهد جهشي در مقابله با بيماري ها و افزايش سلامتي خواهد بود. اين موضوعي است كه با خريد يكي از هزاران كتابي كه گفتم مي توانيد خودتان تجربه اش كنيد. بنابراين، با اين آگاهي و براي نوشتن  (( داروشناسي طبيعي))   كه از من خواسته شدآن را انجام دهم، عملا نمي توانستم سراغ كتابهاي غير علمي و غير موثق ( كه متاسفانه اكثريت را شامل ميشود) بروم. به همين دليل سراغ مطالبي رفتم كه منعكس كننده نتايج تحقيقات دانشمندان باشد. بعضي مطالب را با لحن غير جدي و كمي شوخي بيان كردم اما اين، چيزي از اعتبار علمي مطلب  و ارزش كار تحقيقي صورت گرفته ( توسط دانشمندان) نمي كاهد. مطمئن باشيد اين نسخه ها علمي و دقيق اند به همين دليل اغوا كننده و بيش از حد نيستند.

پي نوشت:

1- خدمت دوه زاري يا درست تر دو قروني كج ها: (( قهوه جوجه اردك زشت نيست )) ادامه اش مي شود  ((كه بايد آن را طرد كرد))   و خدمت دو هزار توماني هاي كج: (( جوجه اردك زشت توسط مادر خوانده و خانواده خوانده اش طرد شد چون ظاهرا زشت بود اما وقتي بزرگ تر شد به يك پرنده زيبا تبديل شد. با اين حال ما گفتيم قهوه جوجه اردك زشت يعني آن پرنده در نهايت زيبا نيست ولي گفتيم همه با هم بهش حمله نكنيد)).

آیا انرژی درمانی یک ادعاست؟

نسخه‌هاي جعلي باطني: انرژي درماني

 

          (قسمت اول)

 ????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????

انرژي درمانگران مي‌گويند ما از طريق انرژي‌درماني مي‌توانيم بيماري‌هاي شما را درمان كنيم. بعضي از آنها كه يا جرأت بيشتري دارند يا مخاطبان خود را نادان‌تر مي‌پندارند مي‌گويند ما حتي مي‌توانيم بيماري‌هاي لاعلاج شما را درمان كنيم. جالب اينكه در همة كشورهاي دنيا عده‌اي افراد ساده‌لوح پيرامون چنين افراد پرمدعايي (اگرچه براي مدت كوتاهي) جمع مي‌شوند كه بازار آنها را رونق مي‌بخشند. هم‌چنين كتاب‌هايي دربارة انواع روش‌هاي انرژي‌درماني (اعم از متدهاي ريكي، چي‌كنگ، پولاريتي، پرانيكي و غيره) وجود دارد كه وقتي آدم آنها را ورق مي‌زند مي‌بينيد كه نويسندگان آنها براي هر نوع بيماري يك تكنيك خاص انرژي‌درماني را توصيه كرده و كمي هم توضيحات پيچيده را چاشني آن كرده‌اند. آنها به سبك كتاب‌هاي گياه‌درماني قديم كه براي هرگونه درد و بيماري يك گياه يا معجون گياهي را با قُسم  و تأكيد توصيه مي‌کرد، طوري نوشته شده‌اند كه انگار همة بيماري‌ها را مي‌شود با تكنيك‌هاي ابداعي آنها درمان كرد حتي بيماري‌هاي صعب‌العلاج و برگشت‌ناپذير را. آيا تا به‌حال كتاب‌هاي طبي قديم را مطالعه كرده‌ايد؟ من ده‌ها نمونه از آنها را ديده‌ام. در اين كتاب‌ها براي انواع مسائل، بيماري‌ها و نيازهاي انسان نسخه‌هاي مطلق‌گونه‌اي وجود دارد كه اگر بخواهيد آنها را باور كنيد پس بايد بلافاصله اعتراف كنيدكه انسان به پايان جهان رسيده و در آستانة رستگاري و دستيابي به كليدهاي زندگي جاودانه است. في‌الواقع مي‌توان گفت كه بخش اعظم اين كتب عبارت است از خرافات و بافته‌هاي توهمي و مقدار بسيار كمي هم كه ممكن است واقعيت داشته باشد كاملاً آميخته با اشتباه و گزافه‌گويي است.

حتي انتظار اين‌كه يك صدم از مطالب چنين كتاب‌هايي كاملاً درست باشد انتظاري نسبتاً خوشبينانه است. تصورش را بكنيد دانشمندان هزاران ساعت و گاهي ده‌ها سال تلاش مي‌كنند تا بتوانند به يكي از كليدهاي درمان بيماري‌ها يا يك نوع بيماري خاص دست پيدا كنند. گاهي اين تحقيقات كه عموماً‌ براي دانستن فقط يك نكته است در كشورهاي مختلف و توسط ده‌ها تيم تحقيقاتي و تخصصي به‌صورت هم‌زمان اجرا مي‌شود و عموماً بعد از مدت‌ها تحقيق و صرف هزينه‌هاي زياد و با توسل به پيشرفته‌ترين تكنولوژي‌ها اعلام مي‌شود كه بالاخره دانشمندان به فلان نكته پي‌بردند. حالا وقتي آن كتاب‌ها را مي‌خوانيد مي‌بينيد خروارها از اين نكات در آنها گنجانده شده و بلكه هر سطر چنين كتاب‌هايي خودش يكي از نكات كليدي است!

اگر اين كتاب‌ها حتي ده درصد هم واقعيت داشتند و ادعاهايشان درست مي‌بود مي‌توانستيم ابطال و به صرفه نبودن دانش پزشكي مدرن و تحقيقات جديد را اعلام كنيم اما ده درصد واقعيت كه هيچ، دريغ از يك درصد.

اين موضوع تنها دربارة كتب طب قديم (خاصه كتب گياه‌درماني قديمي) نيست. كتب علوم غريبه و مطالبي كه دربارة اسرار كنترل و به‌كارگيري قدرت‌هاي دروني انسان وجود دارد و هم‌چنين كتبي كه دربارة درمان‌هاي جادويي به‌ويژه انرژي‌درماني سخن مي‌گويند عيناً‌ همين حكايت را دارند و انگار همة آنها ناخودآگاه بر اساس يك الگوي مشترك عمل مي‌كنند. طبيعي است كه اين نوشته‌ها بيان افكار و حرف‌ها و ادعاهاي نويسندگان آن است. بنابراين چيزي كه دربارة عملکرد چنين درمان‌گران و مدعياني به چشم مي‌خورد انعكاسي است از كتبي كه در اين زمينه وجود دارد. يعني درمان همة بيماري‌ها به آساني! و با روشي ابتدايي و البته به‌طرزي بسيارسريع و مؤثر. رسيدن به اهداف بزرگ باطني و قصدهاي فوق‌العاده دروني به شيوه‌اي برق‌آسا و با اتكاء به يك فرمول ظاهراً منطقي و متكي به يك تئوري كهن! ادعاهاي چنين افرادي و به‌عبارتي تيتر يا فهرست چنين كتاب‌هايي حاوي مطالبي است مانند چاكراهاي خود را از راه ميان‌بر باز كنيد! چشم سوم خود را با اين روش بگشاييد! روح‌تان را در چند روز به پرواز درآوريد! رؤيابيني را در يك هفته استاد بشويد! بيماري‌هاي لاعلاج خود را با متد ايکس در يك تا چند چشم بهم زدن درمان كنيد. با فلان تكنيك يوگا يا تكنيك تبتي و سرخپوستي رستگار بشويد و صدها دروغ و ادعاهاي توخالي ديگر كه همه به‌هم شبيه هستند.

آيا چيزي كه با ارزش و گران‌بهاست را مي‌توان اين‌قدر ارزان و ناچيز بدست آورد؟ آيا گنجِ بدون رنج مي‌شود؟ آيا مرواريد ريگ بيابان است كه هر كس هوس‌اش را كرد برود و يك كيسه مرواريد جمع كند؟ معدن‌ها را بايد اكتشاف و استخراج كرد يا اينكه معادن الماس و سنگ‌هاي گران‌بها در دسترس همة مردم است؟ آيا اين ادعاها و گزافه‌گويي‌ها با قانون قرباني كه يكي از بنيادي‌ترين قوانين آسماني است هماهنگي دارد؟

از طرفي اگر اين ادعاها به اين آساني ساده‌لوحانه‌اي كه گفته شده، تحقق‌پذير بود چرا تا به‌حال هيچ‌كس از طريق اين راه‌ها به آنها يا حتي قسمتي از خروار آنها نرسيده است؟ اين ادعاها برخلاف قوانين الهي و قوانين طبيعي و حتي قوانين رياضيات و فيزيك و شيمي است. در اين علوم قوانين و اصولي وجود دارد كه چنين پندارهاي خام و موهومي را باطل بيان کرده و آنها را سرابي زودگذر اعلام مي‌كند. براي دانستن اسرار، هزار شرط لازم است كه از اولين آنها محرميت و ظرفيت و رازداري است. هر كس كه قيل و قال به راه انداخت و اسرار را داد زد اين خودش دليل بر بي‌خبري از سرّ و بيگانگي با اسرار است. اگر کسي دكان محصولات باطني راه انداخت و محصولات جعلي خود را به قيمت ناچيز به معرض فروش گذاشت بايد گفت که صاحب مغازه، اساساً اهل باطن نيست و دلالي است در لباس فروشندة باطني.

و اما يكي از آشفته بازارهاي داغِ ادعاهاي باطني، ادعاي درمان همة بيماري‌‌ها با انرژي‌‌‌درماني و روش‌هاي آن است.

بنده قصد ندارم بگويم كه انرژي‌درماني و كلية روش‌هاي مشابه آن خالي از هرگونه اثر درماني است بلكه واقعيت اين است كه انرژي‌درماني و بعضي ديگر از روش‌هاي طب مكمل توانسته‌اند تأثيرات كاملاً‌ محدود و مشخص را (در مورد بعضي از بيماري‌ها و ناخوشي‌هاي معين) از خود به‌جا بگذارند البته وقتي كه اين روش توسط افراد مجرب و معتبر و عموماً بي‌ادعا انجام شده است. چنين تأثيراتي اكثراً‌ نقشي مكمل و جنبي را در درمان بيماري‌ها و رفع دردها و ناراحتي‌ها داشته است و به ندرت بيماري قابل توجهي ديده شده كه توسط يک انرژي درمانگر درمان شده باشد. مي‌توان تأثير انرژي‌درماني را هنگامي كه به‌درستي و توسط افراد ماهر و توانا انجام مي‌شود، به تأثير قرص‌هاي ويتامين و دارويي، مانند آسپرين تشبيه كرد. اما ادعاي اينكه انرژي‌درماني يا روش‌هاي مشابه، عملكردي در حد داروهاي معجزه‌آسا و ختم‌كننده دارند يا تأثير آنها مشابه اعمال جراحي است، ادعايي غيرواقعي و غيرقابل قبول است. البته ماهران انرژي‌درماني هرگز چنين ادعايي نداشته‌اند بلكه بالعكس اين افراد صرفاً واقعيت‌هاي محدود كار خود را مورد تأييد قرار مي‌دهند. اين ديدگاه يک ديدگاه تجربي و مقايسه‌اي است اما از نظر تحقيقات علمي همين اندازة اندک از ادعا هم مردود است. از نظر انجمن‌هاي پزشكي و تخصصي آمريكا و اروپا، انرژي‌درماني و روش‌هاي مشابه (مانند يوگادرماني و …) به‌عنوان روش‌‌هايي درماني، غيرقابل قبول بوده و نمي‌توان آنها را در رديف متدهاي درمان به حساب آورد.

اين انجمن‌هاي تخصصي بارها گفته‌اند كه هنوز به نتيجة قانع‌كننده‌اي دربارة مؤثربودن چنين روش‌هايي دست‌نيافته‌اند و هنوز نمونه‌اي را پيدا نكرده‌اند كه بتواند اثبات‌كنندة ادعاهاي انرژي‌درمان‌گران باشد. آنها اثرات بسيار محدود انرژي‌درماني و متدهاي مشابه را اساساً‌ به تأثيرات تلقيني و پلاسبويي (دارونمايي) اين‌گونه روش‌ها نسبت مي‌دهند و براي اثبات اين نظر دلايل مختلفي را ذكر مي‌كنند.

در اينجا لازم است نكته مهمي را يادآوري كنم و آن تفاوت اساسي انرژي‌درماني و موارد هم‌خانوادة آن، با واقعيت‌هاي بسيار بديهي و محكمي مانند تأثير دعا، شفاي الهي، توسل و ارتباط الهي است. بدون شك روش‌هاي بسيار كهني مانند شفاي الهي كه ريشه در كلام خداوند داشته و بر مبناي وجود خداوند استوارند غيرقابل مقايسه با روش‌هاي ابداعي و قارچ‌گونه‌ايست كه در اين زمان در همه جا پيدا مي‌شود. مقايسة اين دو طيف از روش‌ها مقايسة ميان نور و سايه است. مقايسه ميان جواهرات واقعي و جواهرات جعلي و بَدلي. واقعيت‌هاي كلام خدا و حقانيت وعده‌هاي الاهي و ارتباط الهي كجا و ادعاهاي جاعلانه و جاهلانة مدعيان بي‌عمل و توخالي كجا. اين كجا و آن كجا. به قولي «اين كمترين‌اش خيلي زياد است و آن بيشترين‌اش خيلي كم است».

منبع: فصلنامه علوم باطني

شماره 7 و 8 ـ پاييز و زمستان 84

شواهدی تازه از آدم‌خواری در آمریکای قرن هفدهم

یافته‌های جدید نشان می‌دهد نخستین بریتانیایی‌هایی که در آمریکای شمالی اقامت گزیدند، در یکی از زمستان‌های سخت اوایل قرن هفدهم میلادی ناچار به آدم‌خواری شده بودند.

محققان زمانی به این موضوع پی بردند که روی استخوان‌های جسد یک دختر، برش‌هایی غیرمعمول پیدا کردند؛ برش‌هایی که حاکی از “قصابی‌شدن” این جسد است.

این جمجمه و استخوان ساق پا که چهار قرن قدمت دارد و متعلق به دختری نوجوان است، سال گذشته در جریان حفاری در شهر “جیمز فورت” (جیمز تاون کنونی) در ایالت ویرجینیای آمریکا پیدا شده است.

این استخوان‌ها نشان می‌دهد جسد این دختر در زمستان سخت سال ۱۶۰۹ میلادی، یعنی ۴۰۳ سال پیش، “قصابی شده‌ است“.

شهر جیمز فورت در سال ۱۶۰۷ میلادی بنا شد. این شهر که اکنون جیمزتاون نام دارد، یکی از شهرهای “مستعمره ویرجینیا” بوده؛ نخستین اقامتگاه دائمی بریتانیایی‌ها در قاره آمریکا.

داگلاس اوزلی، انسان‌شناس در حوزه پزشکی قانونی از موزه ملی تاریخ طبیعی اسمیت‌سونین (Smithsonian) در واشنگتن، می‌گوید: “این مدرک به وضوح نشان می‌دهد بدن این دختر نوجوان مُثله و گوشت از استخوان جدا شده است.”

مدارک مکتوب پیش‌تر نیز نشان داده بودند که مهاجران درمانده به آدم‌خواری رو آورده بوده‌اند ولی کشف استخوان‌های این دختر ۱۴ساله، اولین گواهی علمی را به دست داده است.

محققان موزه اسمیت‌سونین معتقدند بدن این کودک، غذای کسانی شده است که تلاش می‌کرده‌اند از زمستان سخت سال ۱۶۰۹ میلادی (معادل سال ۹۸۸ شمسی) جان به در ببرند. مورخان آن سال را به عنوان “دوره قحطی” می‌شناسند.

دکتر اوزلی می‌گوید: “جای ضربه‌ها و برش‌های متعددی روی این استخوان‌ها مشهود است. ضربه روی پیشانی، روی پشت جمجمه و همچنین یک حفره روی سمت چپ سر که در واقع برای باز کردن آن سمت جمجمه ایجاد شده است. قصدشان این بوده که مغز را در بیاورند.”

آثار باقی مانده روی جمجمه همچنین نشان می‌دهد که زبان و بافت‌های صورت نیز جدا شده‌اند.

به گفته این انسان‌شناس در حوزه پزشکی قانونی “این افراد در شرایط وخیمی بودند. به همین خاطر هر جور گوشتی که در دسترس بود، استفاده می‌کردند.”

‘قصاب ناشی’

طبق این گزارش، برش‌های روی استخوان‌های بدن این دختر ۱۴ ساله همچنین نشان می‌دهد هرکس که این بدن را مُثله کرده، یک قصاب حرفه‌ای نبوده و احتمالا یک زن بوده است. اکثریت ساکنان شهر جیمز فورت در آن زمان، زن بوده‌اند.

معلوم نیست دختر ۱۴ساله چه طور مرده ولی پیداست که با فاصله کوتاهی پس از مرگ، بدن او قصابی شده است.

 داگلاس اوزلی می‌گوید: “اگر کسی بخواهد مغز را برای خوردن در آورد، باید این کار را خیلی سریع انجام دهد چون مغز خیلی زود فاسد می‌شود.”

درباره دختری که جسدش خورده شده، به جز سن و تبار انگلیسی‌اش چیز زیادی معلوم نیست. تبار او از روی مطالعات تطبیقی روی استخوان‌ها در کمبریج بریتانیا تایید شده است. مطالعات بیشتر نشان داده که او زمانی تغذیه خوبی داشته است و زیاد گوشت می‌خورده که این یعنی از طبقه غنی بوده است.عکس آدمخوار

به لطف شبیه‌سازی دیجیتالی که در پزشکی قانونی به کار می‌رود، محققان توانسته‌اند دریابند که این دختر تقریبا چه شکلی بوده است. از جمجمه متلاشی‌شده، عکس‌برداری شده و با اطلاعات دیجیتالی، نمونه‌ای سه‌بعدی از چهره او ساخته شده است.

دوره قحطی” یکی از دوره‌های مخوف اوایل مهاجرت اروپاییان به قاره آمریکاست. این قطحی زمانی پیش آمد که بومیان سرخپوست، ساکنان شهر جیمز فورت را محاصره کردند و غذای کافی برای سپری‌کردن زمستان نداشتند.

آنها برای زنده‌ماندن اول اسب‌هایشان را خوردند و بعد سراغ سگ‌ها، گربه‌ها، موش‌های صحرایی، موش‌های کوچک و مار‌ها رفتند. برخی نیز برای مهار کردن اشتهایی که بیداد می‌کرد، چرم کفش‌هایشان را خوردند.

وقتی قحطی از چند هفته به چند ماه کشید، دیگر چیزی برای خوردن و زنده‌ماندن باقی نمانده نبود. معلوم نیست چند جسد که شمارشان هم رو به افزایش بود، خورده شدند ولی این تقریبا قطعی است که آن دختر ۱۴ ساله، تنها قربانی آدم‌خواری در آن روز‌ها نبوده است.

لرد دلاوار که با کشتی خود غذا و مهاجران جدید آورد، نجات‌بخش بازماندگان این قحطی شد. بعد از شش ماه محاصره و گرسنگی، فقط ۶۰ نفر از ۳۰۰ ساکن این شهر جان به در بردند.

منبع : بی بی سی فارسی